Doc Hollywood

Doc Hollywood

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Doc Hollywood 1991 720p BluRay FLAC2 0 x264-PTer
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian Doc Hollywood 1991 زیرنویس فارسی فیلم

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2025-12-06
تعداد دانلود: 21
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

راه باز کنید!

بازم میگم، دست به من نزنید!

آقا، لطفا، الان پیشتون میام. - نرو!

آخه شما چه دکتری هستی؟ - یه دقیقه.

دکتر، دستم حس نداره!

منم الان دستتونو حس نمی‌کنم... کسی می‌تونه دست اینو حس کنه؟

حسش نمی‌کنم!

به موهام دست نزن! - بوسش کن! بوسش کن!

هی، تو هنوز اینجایی. - آره، هنوز اینجام. باورت میشه؟

آه، هی! یه کم قهوه برام نگه دار، وحشی.

اینجا. و اینجاست. و رو دستمه...

این چیه، "آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند"؟

هی، مشکل چیه؟

زخم گلوله، شونه و شکم. پنج دقیقه است داریم صدات می‌کنیم.

هنوز رو وقت کالیفرنیا هستی؟ - تو رادیولوژی بودم، داشتم آفتاب می‌گرفتم.

ضربان ۱۲۰. - باشه، اینو گروه خونی و کراس‌مچ کنید، آره؟

باشه، باشه، یه سوال.

بورلی هیلز. زیباترین زنان دنیا. جراحی پلاستیک.

این سه تا چه وجه مشترکی دارن؟ ها؟

من، کمتر از یه هفته دیگه.

باشه، نگران شونه‌اش نباشید. این آقا احتمالا خونریزی داخلی داره.

شکمشو باز کنید، یه سرم رینگر دیگه بزنید. به دکتر سوتو زنگ بزنید.

بهش بگید اتاق عملو آماده کنه، چون من امشب از اینجا میرم.

ای بابا، سعی کن منو قانع کنی که وقتی تو کلینیک هالبرستروم هستم دلم واسه اینجا تنگ میشه.

می‌ری هالبرستروم؟

جراحی زیبایی واسه پولدارا و آدمای معروف. - آره، خب، من که به خاطر پولش نمیرم.

نیم میلیون دلار حقوق سال اول که شریک بشه.

ببین، اون کارای پرسر و صدا و پردرآمد فقط این امکانو به ما میده که بتونیم...

...جراحی ترمیمی برای بیمارای نیازمند انجام بدیم.

شما یه قدیس هستی. اونجا یه مشتری دیگه داری.

باشه. برو بیرون. من خودم هندلش می‌کنم. کادوی خداحافظی من به تو.

باشه، مشکل چیه؟ - زیادی خوش گذرونده. ماده ناشناس.

باشه، پیشمون بمون. هی! پیشمون بمون.

چی زدی، مرد؟ ها؟ بلوبیرد، دیلی، لاو بوت؟

شنیدم، اه، هالبرستروم شاید امسال اصلا کسی رو استخدام نکنه.

خب، من هر کسی نیستم.

گوش کن، مالردی، بعضی از بچه‌ها امشب واسه من یه مهمونی کوچیک گرفتن.

یه مهمونی خداحافظی، می‌دونی. و اگه بهش علاقه‌مند باشی، خیلی دوست دارم...

تو این زندگی هرگز. شب بخیر.

اوه خدای من. - تمیز کن. - ممنون.

بیاید دیگه. چی میگید، رفقا؟ شام، ها؟ حداقل بهش فکر کنید.

بیاید دیگه. امشب آخرین شبه منه. یه دو تا آبجو ناقابل؟

مراقب خودت باش، مرد. - رفقا؟

براتون کارت پستال می‌فرستم.

چی؟

با ریسک اینکه حرفم آبکی به نظر برسه، فقط می‌خوام بهت بگم که، اه،

تو یه احمقی، و امیدوارم هیچوقت دیگه نبینمت.

ممنون، تامی. می‌دونم چقدر برات سخت بود که اینو بگی.

تو دکتر خوبی هستی، بن. فقط فکر می‌کردم می‌خوای پزشکی واقعی رو انجام بدی.

فکر می‌کنی دارم اشتباه می‌کنم که میرم هالبرستروم؟

نه بابا. جراحی زیبایی، تمیزه.

کلی پول در میاری. هیچکس هم نمی‌میره.

این چه اشکالی داره، نه؟ - درسته.

خداحافظ، بن.

آه، بیخیال...

وای! مواظب باش!

تو دیوونه‌ای، ری! برام بخونش. بخونش.

اگه از اونور بره، نمی‌رسه. سه مایل تا...

باشه، باشه، خب، خب. می‌تونم فقط یه سوال بپرسم؟ الان کجام؟

فقط باهام سرسخت شده بود، و من نمی‌دونستم چیکار کنم.

آه مرد! اوه خدا! اوه خدا! من خوبم.

لعنتی! تصادف. یه زن وسط جاده با یه گاو!

اوه خدا! باشه، خوبم. باشه.

آه مرد، ماشینم! اوه! کل جلوش داغون شده!

چه خوب که اینجایی.

اون مدل پنجاه و ششه یا پنجاه و هفت اسپیدستر؟

پنجاه و شش.

هی، بیاید بیرون! بیاید بیرون! از ماشین پیاده میشی؟ از اونجا دور شو.

سه هفته طول کشید تا اون حصار رو ساختم.

ببین، متاسفم.

حالا، این موتور سوپر ۹۰ داره یا ۱۶۰۰؟

از نظر من، واقعا تقصیر هیچکس نبود.

پس شرکت بیمه من احتمالا پول کل حصار رو میده.

و، و این باید خوب باشه. خوبه؟ - مثل قبل نمیشه.

صبر کن. این که ماشین کیت‌نبسته‌ای نیست، هست؟ - نه، نیست. نیست...

اسم من بن استونه. ببینید، من یه... من یه دکترم. من یه پزشکم. من جراحم.

فوق‌العاده است. کی این حصار رو داغون کرد؟

من بن استونم. حالا می‌تونم آدرس کلینیکم رو در لس آنجلس بهتون بدم.

اون الان گفت که 'سنگ' شده؟ - میگه از لس آنجلسه.

صورتحساب رو اونجا برام بفرستید. اگه خواستید، می‌تونیم با کارت پرداخت کنیم.

من واقعا اهل لس آنجلس نیستم. فقط داشتم می‌رفتم به...

شانس آوردی، من همینطوری داشتم رد می‌شدم. - تو صندوق عقب چیه؟ گل؟

من یه جراحم. اه... بیاید دیگه. دور شو! دور شو! از ماشین دور شو!

ببخشید. نه شما، سگ رو می‌گم.

احتمالا بهترین حصاری بود که تا حالا کشیده بودم.

من یه ویلی استون رو بالا تو استانتون می‌شناسم. اون خانواده‌تونه؟

میتونم بهتون بگم که می‌فهمم دارید اینجا چیکار می‌کنید؟

هی، این مزدا جدیده؟ - پورشه اسپیدستر.

من این چرندیات دهاتی رو تحمل نمی‌کنم!

هی، موتور لعنتی کجاست؟

از این ماشین دور شو! به این ماشین دست نمی‌زنی.

تو حتی نمی‌دونی موتور کجاست!

مچتو گرفتم.

ببین، من بابت اتفاقی که افتاد متاسفم.

اما یه تصادف بود، باشه؟ تقصیر هیچکس نبود.

منو به یه تلفن برسونید.

به یه مکانیک پورشه تو شهر بزرگ بعدی زنگ می‌زنم. ماشینمو درست می‌کنم.

منم میرم پی کارم... و... و شما هم می‌تونید برگردید به کارای، می‌دونی...

...هر کاری که می‌کنید.

باشه. اعتراف می‌کنم! من اون حصار لعنتی رو له کردم.

می‌خواین چیکار کنین؟ زندانیم کنین؟

دادگاه، متهم را به اتهام جرایم طبق ماده ۴-۵۰-۳-۱-۹ قانون راهنمایی و رانندگی،

...رانندگی بی‌پروا، و ماده ۴-۶۰-۲، به خطر انداختن جان دیگران، مجرم می‌شناسد.

این دیوانگیه! - نه، این "گرِیدی"ه.

قربان، وسط جاده گاو بود.

گفتم که شرکت بیمه‌ام خوشحال می‌شه یه حصار جدید بخره.

اون حصارو خودم ساختم!

نه تو و نه بیمه‌ات نمی‌تونین جبران خسارت حصاری رو بکنین که خودم ساختم.

نمیشه. بهترین کار بعدی اینه که تو یه حصار بسازی.

این دستا ابزار دقیقن.

ولی به هر حال شک دارم بتونی یه حصار خوب بسازی.

بنابراین، با توجه به اینکه شما یک پزشک دارای پروانه هستید،

و ما شهری هستیم که به شدت کمبود مراقبت‌های پزشکی داریم...

اوه، شما که این کارو نمی‌کنین...

حکم شما شانزده ساعت خدمات اجتماعی است،

که به عنوان پزشک مقیم در بیمارستان یادبود "گرِیدی" انجام می‌شود.

باشه، ببینید. من تا سه‌شنبه باید لس‌آنجلس باشم، پس نمی‌تونم...

سی و دو ساعت. - این اخاذیه!

شصت و چهار ساعت می‌خوای؟ - نه.

دادگاه ختم شد. - همه برخیزید.

حسابی تو هچل افتادم.

دکتر، مواظب حرف زدنت باش. اینجا مرکز منطقه مذهبی‌نشین‌هاست.

شاید بهتره بگی "ای بابا" یا از این جور چیزا.

"ای داد بیداد" زیادی تنده؟ - بستگی داره.

دیگه نگران ماشینت نباش، دکتر.

می‌دونی؟ همیشه دنبال یه بهونه بودم که یه دست آچار متریک بخرم.

ش... شکر!

اَه، لعنتی!

من دکتر بنجامین استون هستم. پرستار پکر.

فکر می‌کنم قاضی ایوانز بهتون گفته.

خب، باشه. این چیزاییه که لازم دارم. امم،

یه تخت راحت، دوش آب گرم، غذای گرم، یه کمد برای وسایلم... کلاً یه همچین چیزایی.

می‌تونید یه مدرک شناسایی به من نشون بدید، لطفاً؟

اونجا عینک زدم. الان لنز می‌ذارم.

موهام یکم کوتاه‌تره.

اون سبیله. عکسش خوب نیست.

اگه می‌شه منو به پزشک کشیک امشب راهنمایی کنید، باهاشون حرف می‌زنم.

"کی با من تماس بگیرید. اگه چاقو خوردید، تیر خوردید، مسموم شدید، عضوی از بدنتون جدا شده،"

"بیهوش شدید یا کتک خوردید، یه تراکتور چمن‌زن از روتون رد شده،"

"یا کلاً در آستانه مرگ بر اثر خونریزی هستید."

وگرنه تنهام بذارید. امضا: دکتر اورلیوس ادسل هوگ، متخصص پزشکی.

من تو یه جای عجیب غریب گیر افتادم.

اگه گرسنه‌ای، بیسکویت خشک و ویتامین C تو کابینت بالاییه.

یه لحظه. یه لحظه. این بهترین کاریه که می‌تونین بکنین؟

نه.

اوه، خوب شد! بیدار شدین. به گریدی خوش اومدین. من شهردار نیکلسونم.

والا، تا شنیدم یه دکتر شهری اینجا تو شهره،

اون تمرینو ول کردم. مثل یه سگ هشت‌پا دویدم اومدم اینجا.

ببینم می‌تونم کاری کنم که راحت‌تر باشین.

نه بابا، ما می‌تونیم بهتر از این کار کنیم. - نه، بهتر از این؟

راستی، اینا کیفای شماست؟

نمی‌گم گریدی پاریس یا همچین جاییه،

ولی ما که دو تا پمپ بنزین داریم. یه فروشگاه وین-دیکسی هم داریم،

تلویزیون کابلی داریم. دوست دارین تنیس بازی کنین؟

اونجا تو دبیرستان یه زمین تنیس نو داریم.

نه، شما دکترا که گلف بازی می‌کنین، نه؟

راستش من دارم موج‌سواری یاد می‌گیرم. - این قشنگ نیست؟

ما اینجارو برای یه دکتر ردیف کردیم. چند سال پیش از آگهی‌های نیازمندی‌ها پیداش کردیم.

البته مدتیه کسی اینجا نبوده. - شهردار نیکلسون.

بله؟ - من دارم می‌رم کالیفرنیا.

فکر نکنین که من اینجا موندگارم.

اوه، نه، نه. البته که نه. خب... شاید هم نه.

ولی اگه به این گرادی پیر یه فرصت بدی، ممکنه یواشکی بیاد سراغت و حسابی جذبت کنه.

سورپرایز! کمیته استقبال! - امیدوارم حسابی گرسنه باشی.

عصر بخیر، خانم‌ها.

بن استون، ایشون خانم وایولت، و خانم لیلیان و خانم مدی هستن.

خانم‌ها، ایشون دکتر بن استون هستن.

مرغ سوخاری، بادام زمینی آب‌پز، و پای سیب‌زمینی شیرین.

گربه‌ماهی، بیسکویت، لوبیا کره‌ای و هندوانه.

شام حاضری مرد گرسنه. من آشپزیم بده.

خب، فکر کنم دیگه باهات خداحافظی کنم و صبح بیام دنبالت.

نه، وایستا، وایستا، وایستا! نیک، وایستا. تورو خدا. نیک،

نمیتونی انتظار داشته باشی که منو اینجا وسط ناکجاآباد با اینا تنها بذاری. داره دیر میشه.

نگران نباش. فقط یکی‌شون عاشق‌مرگه. البته من بهت نمیگم کدومه. قیافه‌تو!

کوکتل می‌خوری؟

به هر حال، اون کارهای معروف و پردرآمد،

بهم این امکانو میده که کارهای مهم‌تر رو انجام بدم...

...جراحی ترمیمی برای بیماران نیازمندتر،

و یه خونه بزرگ کنار ساحل داشته باشم.

باور کردنش سخته. مردی به خوش‌تیپی دکتر استون باید ازدواج کرده باشه.

خب، شاید هنوز نیمه گمشده‌اش رو پیدا نکرده.

شاید هم گرفتار عشقی شده که نباید ازش حرف زد.

لیلیان! - کور می‌شم؟

عرق‌سگیه، درسته؟ - خب، در واقع اوزوئه.

ما با کشتی رفتیم یونان. من که نه. من دعوت نشده بودم.

یکی از همون تورهای «گلدن ایج» بود.

«سانست تورز» بود، وای عزیزم. اینا مغز بزغاله خوردن.

من که نه. ما سگ خوردیم.

من که سگ نخوردم. - از کجا معلوم؟

خب، دکتر استون، یه افسانه‌ای هست درباره لحاف‌های دوستی. - اینا همش چرته!

مردم میگن اولین کسی که زیر یه لحاف دوستی بخوابه...

...با کسی که قراره باهاش ازدواج کنه، آشنا میشه.

درباره کسی که قراره باهاش ازدواج کنن خواب می‌بینن، و همش کشکه.

What a fine had he has.

دکتر استون؟

وای خدایا.

سلام.

سلام. صبح بخیر.

مشکلی پیش اومده؟ - ام... نه، نه،

من دکترم.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left