Esimesed 200 rida.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
فصل دوم قسمت اول
هی، باید گچم رو باز کنین.
همین که اون رو بیرون پارک کنی.
- صبح بخیر دکتر. - اولسن.
چهار جولای مبارک.
ببخشید بچه ها.
شرمنده.
هی، اوضاع چطوره بابا؟
کلا از بی خوابی داغونم.
خونمون داره شبیه بازداشتگاه مخفی سیا میشه.
به پرستار شب فکر نکردی؟
- داری نگاهش میکنی. - یه مریض داغ در راهه
که باید جمعش کنی قبل از این که
- همه اون بیرونا بالا بیارن. - عالیه.
جایگزینت زودتر اومده.
یه عالمه بیگل هم آورده.
- فقط میگم. - اون جایگزین من نیست.
فقط موقتا جای من رئیس بخشه
- تا من برم مرخصی. - سه ماه؟
برمی گردم قبل از این که دخترت
- شب تا صبح بخوابه. - داداش این خیلی نامردیه.
- صبح بخیر. - صبح بخیر.
صبح بخیر جان.
فکر میکردم هنوز چهار صبحه.
دیشب آروم گذشت؟
سالن انتظار بدک نیست.
نمیشه گفت راحت بود، ولی فاجعه هم نبود.
فکر میکردم پر از سوختگی و قطع انگشت بشه،
ولی تا الان کسی انگشتش نپریده.
میدونی همین الان چشمش زدی.
شماها با این چشم زدنتون.
- خدایا خواهش میکنم. - دوباره دعای مریم مقدس.
- به گوشت مقدس. - نذار تنها بمیرم.
- فقط آروم باش مارگارت. - من کشیش میخوام.
- سلام دکتر رابی. - چه خبر پرلا؟
همه آزمایشاتتون نرماله خانم واکر.
دارم می میرم.
نمی میری خانم واکر، قول میدم.
عیسی داره میاد سراغم.
اگه می اومد هنوز پذیرش ثبتش نکرده.
خواهش میکنم نذار گناهکار بمیرم.
نگران نباش مارگارت،
الان کشیش بیمارستان میاد پیشت.
تا اون موقع دوام نمیارم.
چرا میاری، چون یه آمپول میزنیم
که تا اومدنش زنده نگهت داره.
چی تو ذهنته دکتر رابیناویچ؟
500 مایک سیانوکوبالامین؟
با این وضعش، هزار تا بزن.
اوه. شنیدی پرلا.
خدا خیرتون بده. خدا همه تونو خیر بده.
آمین.
دعای مریم مقدس، پر از رحمت...
هیچی مثل قدرت شفابخش
یه آمپول درست حسابی بی دوازده نیست.
- این چجوری سر کار میره؟ - نمیره.
لباس پیشخدمت تنشه.
مال یه غذاخوریه که بیست سال پیش بسته شد.
تروما سطح یک، شش دقیقه دیگه میرسه.
و شروع شد.
شوهر من هنوز دکتر ندیده.
عذر میخوام بابت معطلی،
ولی دو تا دکتر فقط برای شما داریم.
آقای برجس از دیروز از گرفتگی عضلات پا شاکیه.
یه کم تند تند نفس میکشه، ضربان ۱۱۰،
فشار ۱۲۸ روی ۷۵.
تب نداره، اکسیژنشم خوبه.
من دکتر شن هستم، ولی شیفتم داره تموم میشه.
دکتر رابیناویچ یکی از دکتراییه که مراقب شماست.
چه داروهای دیگه ای
الان مصرف میکنید آقای برجس؟
داروهاشو آوردم.
ممنون.
این ها مکمل هاشه،
تا جایی که میشه طبیعی و ارگانیک.
و این ها نسخه های هومیوپاتی شه.
یه لیست هم دارم از پروبیوتیک هایی که باید تو یخچال باشن.
بقیه کجان؟
پزشک ارشد جدیدمون داره
تو تروما یک، اینترن و دانشجوهای پزشکی رو شکنجه میده.
زود اومده بود شیفت شب رو ببینه
و کل ماجرا رو دست گرفته.
خب این دیگه واقعا وقاحت گنده میخواد.
وقاحت گنده
اسم گروه موسیقی دبیرستان من بود.
و اسم مستعارم برای شوهر سابقم.
راستی این آخرین شیفتته؟
- فعلا آره. - وای چقدر بهت حسودی میکنم.
من یه هزار تا میدم شوهر دوممو برداری.
وسوسه کننده هست.
خب از این پزشک ارشد جدید بگو.
خوشگله، طلاق گرفته، یه بچه داره.
از همین الان معلومه خیلی قانونیه و خشک.
احتمالا کم کم ازش متنفر میشم.
- اسمش چی بود؟ - دکتر باران ال هاشمی.
ال هاشمی؟ یعنی چی؟
ایرلندیه؟
یه جورایی متخصص انفورماتیک بالینیه.
همین که شروع کرد از هوش مصنوعی حرف زدن،
من یاد ربات ها افتادم و کلا دیگه گوش ندادم.
آزاد! از رو سینه بیا کنار، اوگیلوی.
جوی، آماده شو بیای جلو.
اوگیلوی، از رو سینه بیا کنار!
آزاد!
هنوز وی تاکه، ولی یه جوریه.
- موافقم. - نبض نداره.
مایع دور قلب نیست، ریه هم خوب حرکت میکنه.
جوی، ماساژ رو شروع کن.
همه تی ها رو بررسی نکردیم.
تامپوناد و پنوموتوراکس فشاری رو چک کردم.
اگه ترومبوز باشه چی؟
اگه لخته تو ریه یا قلب باشه، تی ان کی میتونه نجاتش بده.
فعلا طبق الگوریتم پیش میریم.
- الگوریتم جواب نمیده. - سریع تر و عمیق تر لطفا.
- جوی، استراحت میخوای؟ - نه، من یه پزشک ارشد میخوام.
من همین جام.
ماساژ رو قطع کنید. تمومه. اعلام میکنیم.
متاسفم، بیمار فوت کرد.
خب. کی میتونه بگه چی خوب پیش رفت؟
طبق الگوریتم وی تاک جلو رفتیم.
علت های قابل برگشت رو چک کردیم.
چک ریتم و نبض رو محدود کردیم به ۱۰ ثانیه.
عالی.
باید داروی حل لخته میدادیم؟
نه، باید تشخیص میدادید
ریتم روی مانیتور پلی مورفیک بود،
نه فقط وی تاک.
تورساد دو پوئن بود.
فرانسویه... یعنی "پیچ خوردن نوک ها".
از کیو تی طولانی، ضد آریتمی ها،
اختلال الکترولیت ها.
بیمارتون زنده می موند
اگه منیزیم سولفات تزریق کرده بودید.
خبر خوب اینه که اهداکننده اعضاست.
تیکه هایی ازش میره تو تولید فریزبی
و بطری آب و آخرش تبدیل میشه به میکروپلاستیک
توی مغزمون و اندام های تولیدمثلمون.
ممنون بابت حرفای روحیه بخش، رئیس.
دکتر ال هاشمی، دکتر مایکل رابیناویچ.
- همه بهم می گن رابی. - باران، لطفا.
- به گودال خوش اومدی. - آره، در مورد اون...
تروما یه دقیقه دیگه میرسه.
اوه، کی دوست داره یه بیمار واقعی رو درمان کنه؟
آره، لطفا.
این یکی قراره کابوسم شه.
امیدوارم ناراحت نشی که همون اول پریدم تو کار.
من حس میکنم یه کد تمرینی
راه خوبیه برای این که بفهمیم دانشجوها چقدر بلدند.
خب شاید بهتر بود یه ذره وقت داشتیم
راجع به این که اینجا کارها رو چطور انجام میدیم حرف بزنیم.
بسته رو از دکتر آندروود نگرفتی؟ گلوریا؟
توش تغییرات بهبود کیفیتی بود
که من تو وی ای اجرا کردم.
داریم این برنامه رو
تو همه بیمارستان های دانشگاهی اجرا میکنیم.
- نخوندیش؟ - نه، خوندم. یعنی میخونم.
میخونم. میخوام. حتما.
فکر کردم یه کم وقت بیشتری دارم
- قبل از این که امروز بیای. - ما از قبل پخش کردیم
گذرنامه بیمار رو به همه تو پذیرش.
گذرنامه بیمار دیگه چیه؟
خوشحالم پرسیدی.
- سمیرا؟ - دکتر ال.
چند سال پیش تو وی ای با هم کار میکردیم.
- الان هم آر فور شدی. - بله.
و خیلی خوشحالم که به ما اضافه شدی.
دکتر مل کینگ هم اینجاست.
فکر کنم با اون هم کار کردی.
- دارن میارنش! - آره، کار کردم.
هویت نامشخص... ظرف شور، تروما نافذ
با چاقوی آشپزخونه به سینه راست.
- حمله بوده یا اتفاقی؟ - معلوم نیست.
اولش نبض داشته، دو تا خیابون اون طرف تر از دست داده.
خب رفقا، چی داریم؟
دکتر یولاندا گارسیا، فلوشیپ جراحی تروما،
ایشون دکتر باران ال هاشمیه، پزشک ارشد جدید اورژانس.
وقتی من نیستم، جای منو پر میکنه.
خیلی خوشبختم.
بالاخره وقتش شد یکی جاتو بگیره، خرگوش عوضی.
منم دلم برات تنگ میشه یولو.
دکتر گارسیا تو ابراز احساسات خیلی مشکل داره.
نه همه شون.
یک، دو، سه.
- آماده برای توراکوتومی سمت چپ. - چشم.
چه خبر وایت چاکلت؟
میدونستی این پسر مزرعه ای ما عاشق موزیک فانک قدیمیه؟
بدبختی اینه که
- از مسواک بقیه هم استفاده میکنه. - فقط یه بار بود.
همرنگ بودن.
- پلنت چیه سمیرا؟ - دکتر موهان، قدم بعدی؟
چست تیوب سمت راست.
پروتکل انتقال خون سنگین رو آماده نگه دارید.
دو واحد گذاشتم رو اینفیوزر.
دستکش استریل، شش و نیم.
اینجا ما اجازه میدیم فلوها
و رزیدنت ها یه جورایی کار رو دست بگیرن.
No comments yet. Be the first to leave one.