Esimesed 200 rida.
« زنـدگـی چـاک »
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
« پردهی سوم: چاک، ازت ممنونیم »
« لیگ ریاضی » « باشگاه رقص »
"این بیسامانی یا مرگ نیست"
"این سرشت، وصلت، خیال است"
"این است زندگی جاوید"
"همان خوشبختی"
"گذشته و حال، میپلاسند"
"من آنها را انباشتم، تهیشان کردم"
"و رهسپار شدم تا خزانهام را از آینده پر کنم"
"ای شنوندهی آن بالا چه رازی داری که به من گویی؟"
"بنگر به رخسارهام هنگامهای که فریفتگی عشق عصرگاه را با دمم خاموش سازم"
"صادقانه سخن بگو هیچ دیگری حرف تو را نشنود"
"و من تنها دقیقهای بیشتر میمانم"
"آیا با خویشتن تناقض دارم؟"
"بسیارخب، پس با خود تناقض دارم"
"پهناورم من، دربردارم انبوهی را"
وای خدا
چی شده؟
مشخصه هرچی هست از اشعار ویتمن جالبتره
کالیفرنیا. یه زلزلهی دیگه اومده
بخش بزرگی از سانتا باربارا تا فرزنو از بین رفته
- وحشتناکه - فرو رفته توی اقیانوس
- به همین راحتی - خیلیخب، خیلیخب
« زلزلهی 9.1 ریشتری در کالیفرنیا »
آروم باشین « زلزلهی 9.1 ریشتری در کالیفرنیا »
اینترنت ندارم
کسی اینترنت داره؟
نه
متاسفم. هنوزم اینترنت قطعه
ولی پروندهش رو دارم
دیلن این اواخر خیلی افت کرده
این ترم از بیست
و هجده رسیده به 10
پروندهی کاغذی نگه میداری؟
از وقتی شبکه شروع کرده به بازی درآوردن
خیلیهامون پروندههای کاغذی نگه میداریم
نظر تو چیه؟ بهنظرت درست میشه؟
خب، نمی... نمیدونم
دنیای قبل از اینترنت رو یادمه
چرا تصور زندگی بدون اینترنت اینقدر سخته؟
ولی واقعاً هست، مگه نه؟
چطوری مثل قبل زندگی کنیم؟ اصلاً میتونیم مثل قبل زندگی کنیم؟
اگر ایندفعه برای همیشه قطع شده باشه چی؟
اینترنت هنوزم قطعه
آره، ولی از شانس خوبمون
برای هر دانشآموز یه پرونده نگه داشتم
فکر کنم ایندفعه کارش تمومه
فکر نکنم ایندفعه برگرده
شاید حق با شما باشه
ولی بهنظرم باید در مورد امیلی صحبت کنیم
حضورش در کلاس خیلی کم شده
حضورش در کلاس؟
غیبت در تمام جهان
به بالاترین حد خودش رسیده
دکترها و خلبانها و پلیسها
و همه دارن گم و گور میشن، درسته؟
ولی تو... تو میخوای در مورد امیلی باهامون صحب کنی؟
اصلاً چطوری میتونن درس بخونن؟
اینترنت هشت ماهه مشکل پیدا کرده
نصف سایتها بهم ریختهن
البته درک میکنم هر سایتی بالاخره از کار میفته
ولی بقیهی چیزا چی؟
سایتها هستن ولی تمام نشانهگذاریهاشون اشتباهن
املای کلمات خرابه چه توضیحی برای این داری؟
خب، ندارم...
ولی برایان هنوزم میتونه برای کلاس آماده بشه
چه اینترنت باشه چه نباشه هنوزم یه کتابخونه اینجا داریم
پورنهاب از کار افتاده
اینو میدونستی، آقای اندرسون؟
آره...
متوجهش شدم. آره
ببخشید اگر برایان دردسر درست کرده
الان فقط منو داره. مامانش...
ول کرد و رفت نمیدونم کجا رفته
شنیدم خیلی بیشتر داره اتفاق میفته
که مردم بیخبر غیبشون بزنه
اون بخاطر عشق نافرجام دوستپسر دوران دبیرستانش ول کرد رفت
یه ماهی با هم دوست بودن
یه ماه کوفتی میخواد بیست سال زندگی مشترک رو
به یاد اون یه ماه بریزه دور
گمونم هیچوقت از فکرش درنیومده بود
گمونم همهمون همچین کسی رو داریم
البته درک میکنم اگر واقعاً دنیا داره به پایان میرسه
اونطوری که اون خل و چلهایی که ردای بنفش میپوشن میگن
میخوای موقع پایان دنیا کنار کی باشی؟
ولی اینکه پسرشو ول کنه؟
میگه برمیگرده
نمیدونم...
پورنهاب لامصب
اگر اون هیچوقت برنگرده چی؟
واقعاً غمانگیز میشه
حتی اگر همهچی داره به پایان میرسه...
این دیگه خیلی ظلمه
- شرمنده - آره
کالیفرنیا غرق در ویرانی
و اندوه گشته است
درحالیکه امدادگرها در ویرانههای مناطق باقیماندهی
شمال ایالت درحال جستجو هستند
قربانیان یورکشر شمالی به 350 نفر رسیده
و سطح آب همچنان درحال...
« پخش زنده از یوشانت » « امواج سهمگین ساحل برتانی را درمینوردند »
« تخلیهی مونتهری » « آتشسوزی منجر به نابودی کل شهر شد »
« فوران آتشفشان در ولشینگن »
« آشوب در ژاپن »
« سیل ویرانگر منازل لیورنو را نابود کرد »
روزی که مارتی اندرسون
برای اولین بار بیلبورد رو دید
درست قبل از قطع همیشگی اینترنت بود
هشت ماهی بود که قطع و وصل میشد
ولی بقیهی مشکلات مثل آتشسوزیها، زلزلهها
و انقراض گونههای مختلف پرندهها و ماهیها
اولویت داشتن
که تصور میشود تا به امروز
بزرگترین آتشسوزی در تاریخ ایالات متحده میباشد
مارتی معمولاً از طریق
کنارگذر تورنپایک میرفت خونه
ولی بخاطر ریزش پل
رودخونهی آتر
نمیتونست از اون سمت بره
« چارلز کرنتس، 39 سال فوق العاده! » « چاک، ازت ممنونیم! »
« چارلز کرنتس، 39 سال فوق العاده! » « چاک، ازت ممنونیم! »
خب، با اتفاقاتی که توی کالیفرنیا افتاده
حالا نوادا یکی از پرجمعیتترین
ایالتهای اتحادیهست
چیزی که لازم به ذکره اینه که...
فلیشا گوردن توی بیمارستان عمومی شهر
پرستاره
البته توی چند هفتهی اخیر
بیشتر حس میکرده متصدی کفن و دفنه
کارکنان بیمارستان، که از اواخر تابستون
تعدادشون درحال کاهش بوده
اسم خودشون رو جوخهی خودکشی گذاشتن
حالا که حرف از کمبود آب شد
دوباره برمیگردیم
تا کمی بیشتر در مورد این مسئله
و همچنین آتشسوزیهای مناطق غربمیانه صحبت کنیم
میخوایم از چارلز کرنتس
بابت 39 سال فوق العاده
تشکر کنیم
چاک، ازت ممنونیم
سلام
شنیدم یکی دیگه هم داشتی
آره. یکی دیگه
مال من چندان شانس نیاورد مچ دستش رو پاره کرده بود، برای همین...
چیکار میتونستیم بکنیم؟
قضیهی ماریلو رو شنیدی؟
نه. ماریلو چی شده؟
رفت!
- شوهر سابقش، پدرو رو یادته؟ - اوهوم
یهویی سروکلهش پیدا شد و نمیدونم چی بهش گفت
ولی دستشو گرفت و رفت
و یادمه طلاقشون چقدر ناجور بود
- تو یادته؟ - آره، یادمه
خب، گمونم دیگه گذشتهها گذشته
چون ول کرد و رفت
با تمام فروچالههایی که پدیدار شدن...
دوست دارم بدونم آمار چی میگه
بهنظرت تعداد کسایی که جدا میشن بیشتره
یا کسایی که برمیگردن پیش هم؟
یعنی بهنظرت تعداد ازدواجها بیشتر شده
- یا تعداد طلاقها... - ازدواجها
- خوشبینی - نه
طلاق خیلی بیشتر طول میکشه
و فکر نکنم کسی بره دنبال کارهای اداریش
چرا به خودشون زحمت بدن؟ حداقل 6 ماه کاغذبازی داره
شایدم بیشتر
سند ازدواج یه صفحهست
و حدوداً یه ساعت زمان میبره
حدس میزنم ازدواجها بیشتر شدن
نه سر ناهار دیدمت، نه شام
چی شده؟ دیگه غذا نمیخوری؟
خب، امشب گرسنه نبودم
امروز صبح هم گرسنه نبودی؟
کی جورابهای ساقبلندم رو دزدیده؟
« فلیشا گوردن »
دیشب زیادی تمرین کردی، آره؟
آره خیلی خستهکننده بود
برای همین تا دیروقت خواب بودی؟
تا دیروقت خواب نبودم
رفتم بالاشهر
- برای خرید؟ - نه
سلام
سلام
قطع کردی؟
آره
ولی بعد با خودم گفتم احتمالاً دیدیش، برای همین...
چطوری؟
خوبم، گمون کنم
تو چطوری؟
امروز... داشتم بهت فکر میکردم
سر کار داشتیم در مورد ازدواجها و طلاقها حرف میزدیم
که الان کدومها بیشتر شدن...
شرط میبندم ازدواجها بیشتر شدن
هیچکس منتظر طلاق نمیمونه
ازدواجهای مجدد چی؟
نمیخوای قبلش یه نوشیدنی مهمونم کنی یا...؟
مطمئنم اونها هم پیش میان
آخه با عقل جور درمیاد
No comments yet. Be the first to leave one.