The Life of Chuck

The Life of Chuck

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

The Life of Chuck 2024 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-BYNDR
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-07-29
Allalaadimised: 284
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫« زنـدگـی چـاک »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« پرده‌ی سوم: چاک، ازت ممنونیم »

‫« لیگ ریاضی » ‫« باشگاه رقص »

‫"این بی‌سامانی یا مرگ نیست"

‫"این سرشت، وصلت، خیال است"

‫"این است زندگی جاوید"

‫"همان خوشبختی"

‫"گذشته و حال، می‌پلاسند"

‫"من آن‌ها را انباشتم، تهی‌شان کردم"

‫"و رهسپار شدم تا خزانه‌ام را ‫از آینده پر کنم"

‫"ای شنونده‌ی آن بالا ‫چه رازی داری که به من گویی؟"

‫"بنگر به رخساره‌ام هنگامه‌ای ‫که فریفتگی عشق عصرگاه را با دمم خاموش سازم"

‫"صادقانه سخن بگو ‫ هیچ دیگری حرف تو را نشنود"

‫"و من تنها دقیقه‌ای بیشتر می‌مانم"

‫"آیا با خویشتن تناقض دارم؟"

‫"بسیارخب، پس با خود تناقض دارم"

‫"پهناورم من، دربردارم انبوهی را"

‫وای خدا

‫چی شده؟

‫مشخصه هرچی هست ‫ از اشعار ویتمن جالب‌تره

‫کالیفرنیا. یه زلزله‌ی دیگه اومده

‫بخش بزرگی از سانتا باربارا ‫تا فرزنو از بین رفته

‫- وحشتناکه ‫- فرو رفته توی اقیانوس

‫- به همین راحتی ‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب

‫« زلزله‌ی 9.1 ریشتری در کالیفرنیا »

‫آروم باشین ‫« زلزله‌ی 9.1 ریشتری در کالیفرنیا »

‫اینترنت ندارم

‫کسی اینترنت داره؟

‫نه

‫متاسفم. هنوزم اینترنت قطعه

‫ولی پرونده‌ش رو دارم

‫دیلن این اواخر خیلی افت کرده

‫این ترم از بیست

‫و هجده رسیده به 10

‫پرونده‌ی کاغذی نگه می‌داری؟

‫از وقتی شبکه شروع کرده ‫ به بازی درآوردن

‫خیلی‌هامون پرونده‌های کاغذی نگه می‌داریم

‫نظر تو چیه؟ به‌نظرت درست میشه؟

‫خب، نمی... نمی‌دونم

‫دنیای قبل از اینترنت رو یادمه

‫چرا تصور زندگی بدون اینترنت اینقدر سخته؟

‫ولی واقعاً هست، مگه نه؟

‫چطوری مثل قبل زندگی کنیم؟ ‫اصلاً می‌تونیم مثل قبل زندگی کنیم؟

‫اگر این‌دفعه برای همیشه قطع شده باشه چی؟

‫اینترنت هنوزم قطعه

‫آره، ولی از شانس خوبمون

‫برای هر دانش‌آموز یه پرونده نگه داشتم

‫فکر کنم این‌دفعه کارش تمومه

‫فکر نکنم این‌دفعه برگرده

‫شاید حق با شما باشه

‫ولی به‌نظرم باید در مورد امیلی صحبت کنیم

‫حضورش در کلاس خیلی کم شده

‫حضورش در کلاس؟

‫غیبت در تمام جهان

‫به بالاترین حد خودش رسیده

‫دکترها و خلبان‌ها و پلیس‌ها

‫و همه دارن گم و گور میشن، درسته؟

‫ولی تو... تو می‌خوای ‫در مورد امیلی باهامون صحب کنی؟

‫اصلاً چطوری می‌تونن درس بخونن؟

‫اینترنت هشت ماهه مشکل پیدا کرده

‫نصف سایت‌ها بهم ریخته‌ن

‫البته درک می‌کنم ‫هر سایتی بالاخره از کار میفته

‫ولی بقیه‌ی چیزا چی؟

‫سایت‌ها هستن ‫ولی تمام نشانه‌گذاری‌هاشون اشتباهن

‫املای کلمات خرابه ‫چه توضیحی برای این داری؟

‫خب، ندارم...

‫ولی برایان هنوزم می‌تونه ‫برای کلاس آماده بشه

‫چه اینترنت باشه چه نباشه ‫هنوزم یه کتابخونه اینجا داریم

‫پورن‌هاب از کار افتاده

‫اینو می‌دونستی، آقای اندرسون؟

‫آره...

‫متوجهش شدم. آره

‫ببخشید اگر برایان دردسر درست کرده

‫الان فقط منو داره. مامانش...

‫ول کرد و رفت ‫نمی‌دونم کجا رفته

‫شنیدم خیلی بیشتر داره اتفاق میفته

‫که مردم بی‌خبر غیبشون بزنه

‫اون بخاطر عشق نافرجام ‫دوست‌پسر دوران دبیرستانش ول کرد رفت

‫یه ماهی با هم دوست بودن

‫یه ماه کوفتی ‫می‌خواد بیست سال زندگی مشترک رو

‫به یاد اون یه ماه بریزه دور

‫گمونم هیچوقت از فکرش درنیومده بود

‫گمونم همه‌مون همچین کسی رو داریم

‫البته درک می‌کنم ‫اگر واقعاً دنیا داره به پایان می‌رسه

‫اونطوری که اون خل و چل‌هایی ‫که ردای بنفش می‌پوشن میگن

‫می‌خوای موقع پایان دنیا ‫کنار کی باشی؟

‫ولی اینکه پسرشو ول کنه؟

‫میگه برمی‌گرده

‫نمی‌دونم...

‫پورن‌هاب لامصب

‫اگر اون هیچوقت برنگرده چی؟

‫واقعاً غم‌انگیز میشه

‫حتی اگر همه‌چی داره به پایان می‌رسه...

‫این دیگه خیلی ظلمه

‫- شرمنده ‫- آره

‫کالیفرنیا غرق در ویرانی

‫و اندوه گشته است

‫درحالی‌که امدادگرها ‫ در ویرانه‌های مناطق باقیمانده‌ی

‫شمال ایالت درحال جستجو هستند

‫قربانیان یورک‌شر شمالی ‫به 350 نفر رسیده

‫و سطح آب همچنان درحال...

‫« پخش زنده از یوشانت » ‫« امواج سهمگین ساحل برتانی را درمی‌نوردند »

‫« تخلیه‌ی مونته‌ری » ‫« آتش‌سوزی منجر به نابودی کل شهر شد »

‫« فوران آتش‌فشان در ولشینگن »

‫« آشوب در ژاپن »

‫« سیل ویرانگر منازل لیورنو را نابود کرد »

‫روزی که مارتی اندرسون

‫برای اولین بار بیلبورد رو دید

‫درست قبل از قطع همیشگی اینترنت بود

‫هشت ماهی بود که قطع و وصل می‌شد

‫ولی بقیه‌ی مشکلات ‫مثل آتش‌سوزی‌ها، زلزله‌ها

‫و انقراض گونه‌های مختلف پرنده‌ها و ماهی‌ها

‫اولویت داشتن

‫که تصور می‌شود تا به امروز

‫بزرگ‌ترین آتش‌سوزی ‫در تاریخ ایالات متحده می‌باشد

‫مارتی معمولاً از طریق

‫کنارگذر تورن‌پایک می‌رفت خونه

‫ولی بخاطر ریزش پل

‫رودخونه‌ی آتر

‫نمی‌تونست از اون سمت بره

‫« چارلز کرنتس، 39 سال فوق العاده! » ‫« چاک، ازت ممنونیم! »

‫« چارلز کرنتس، 39 سال فوق العاده! » ‫« چاک، ازت ممنونیم! »

‫خب، با اتفاقاتی که توی کالیفرنیا افتاده

‫حالا نوادا یکی از پرجمعیت‌ترین

‫ایالت‌های اتحادیه‌ست

‫چیزی که لازم به ذکره اینه که...

‫فلیشا گوردن توی بیمارستان عمومی شهر

‫پرستاره

‫البته توی چند هفته‌ی اخیر

‫بیشتر حس می‌کرده متصدی کفن و دفنه

‫کارکنان بیمارستان، که از اواخر تابستون

‫تعدادشون درحال کاهش بوده

‫اسم خودشون رو جوخه‌ی خودکشی گذاشتن

‫حالا که حرف از کمبود آب شد

‫دوباره برمی‌گردیم

‫تا کمی بیشتر در مورد این مسئله

‫و همچنین آتش‌‌سوزی‌های ‫ مناطق غرب‌میانه صحبت کنیم

‫می‌خوایم از چارلز کرنتس

‫بابت 39 سال فوق العاده

‫تشکر کنیم

‫چاک، ازت ممنونیم

‫سلام

‫شنیدم یکی دیگه هم داشتی

‫آره. یکی دیگه

‫مال من چندان شانس نیاورد ‫مچ دستش رو پاره کرده بود، برای همین...

‫چیکار می‌تونستیم بکنیم؟

‫قضیه‌ی ماریلو رو شنیدی؟

‫نه. ماریلو چی شده؟

‫رفت!

‫- شوهر سابقش، پدرو رو یادته؟ ‫- اوهوم

‫یهویی سروکله‌ش پیدا شد ‫و نمی‌دونم چی بهش گفت

‫ولی دستشو گرفت و رفت

‫و یادمه طلاق‌شون چقدر ناجور بود

‫- تو یادته؟ ‫- آره، یادمه

‫خب، گمونم دیگه گذشته‌ها گذشته

‫چون ول کرد و رفت

‫با تمام فروچاله‌هایی که پدیدار شدن...

‫دوست دارم بدونم آمار چی میگه

‫به‌نظرت تعداد کسایی ‫که جدا میشن بیشتره

‫یا کسایی که برمی‌گردن پیش هم؟

‫یعنی به‌نظرت تعداد ازدواج‌ها بیشتر شده

‫- یا تعداد طلاق‌ها... ‫- ازدواج‌ها

‫- خوش‌بینی ‫- نه

‫طلاق خیلی بیشتر طول می‌کشه

‫و فکر نکنم کسی بره ‫دنبال کارهای اداریش

‫چرا به خودشون زحمت بدن؟ ‫حداقل 6 ماه کاغذبازی داره

‫شایدم بیشتر

‫سند ازدواج یه صفحه‌ست

‫و حدوداً یه ساعت زمان می‌بره

‫حدس می‌زنم ازدواج‌ها بیشتر شدن

‫نه سر ناهار دیدمت، نه شام

‫چی شده؟ دیگه غذا نمی‌خوری؟

‫خب، امشب گرسنه نبودم

‫امروز صبح هم گرسنه نبودی؟

‫کی جوراب‌های ساق‌بلندم رو دزدیده؟

‫« فلیشا گوردن »

‫دیشب زیادی تمرین کردی، آره؟

‫آره خیلی خسته‌کننده بود

‫برای همین تا دیروقت خواب بودی؟

‫تا دیروقت خواب نبودم

‫رفتم بالاشهر

‫- برای خرید؟ ‫- نه

‫سلام

‫سلام

‫قطع کردی؟

‫آره

‫ولی بعد با خودم گفتم ‫احتمالاً دیدیش، برای همین...

‫چطوری؟

‫خوبم، گمون کنم

‫تو چطوری؟

‫امروز... داشتم بهت فکر می‌کردم

‫سر کار داشتیم در مورد ‫ازدواج‌ها و طلاق‌ها حرف می‌زدیم

‫که الان کدوم‌ها بیشتر شدن...

‫شرط می‌بندم ازدواج‌ها بیشتر شدن

‫هیچکس منتظر طلاق نمی‌مونه

‫ازدواج‌های مجدد چی؟

‫نمی‌خوای قبلش یه نوشیدنی ‫مهمونم کنی یا...؟

‫مطمئنم اون‌ها هم پیش میان

‫آخه با عقل جور درمیاد

More Farsi Persian subtitles for The Life of Chuck

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left