The Amateur

The Amateur

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

The Amateur 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-BYNDR
Kommenteerib HosseinEsmaily

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-06-09
Allalaadimised: 419
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« غـیـرحـرفـه‌ای »

‫عزیزم، اینجایی؟

‫آره

‫فکر می‌کردم اینجا باشی

‫کم‌کم دیگه باید برم

‫باشه. باشه، دارم میام

‫بیا باهام خداحافظی کن

‫- قهوه می‌خوری؟ ‫- فکر خوبیه

‫میشه تا وسایلمو جمع می‌کنم ‫قهوه درست کنی؟

‫معلومه

‫ماشین باید یکم دیگه برسه

‫عه، ممنون

‫وای خدا

‫جاده‌ی غرب از خروجی 630 جاده‌ی گرت

‫شاهد ترافیک شدید می‌باشد

‫که تا خیابان...

‫چجوری پنج روز بدون قهوه‌ی تو تحمل کنم؟

‫- توی لندن هم قهوه دارن ‫- واقعاً؟

‫به عنوان کسی که تابحال نرفته اونجا ‫خیلی با اطمینان میگی

‫پنج روز؟ فکر کردم گفتی 4 روز

‫آره. چهار روز اونجام ‫و بعدش با پرواز شب برمی‌گردم

‫آها آره

‫هنوزم می‌تونی باهام بیای، می‌دونی که؟

‫نمی‌تونم

‫آخه سر کار درگیر یه مشکلیم

‫اذیت نکن دیگه

‫فقط همین یه بار. دلتو بزن به دریا

‫قول میدم دفعه‌ی بعد میام

‫اوهوم

‫این لیست چیزهاییه ‫که باید بهشون آب بدی

‫یادت نره پنج‌شنبه صبح ‫کلیدت رو برای مایک و پسرش بذاری

‫که بیان آب‌گرم‌کن رو درست کنن

‫آها باشه

‫به احتمال زیاد اینا تا وقتی ‫برمی‌گردم شاداب بمونن

‫تا منو یادت بندازن

‫نیازی به یادآوری ندارم

‫نداری؟

‫مطمئنی تنهایی مشکلی نداری؟

‫چیزی نمیشه

‫بیا بریم

‫دوستت دارم

‫- خداحافظ ‫- خداحافظ

‫خداحافظ

‫- خداحافظ! ‫- اوه

‫« مـقـر سـازمـان اطـلاعـات جـورج بـوش » ‫« لانـگـلـی، ویـرجـیـنـیـا »

‫از دیدنت خوشحال شدم، داداش ‫باشه، باشه

‫- آخ آخ! چی شده، چاک؟ ‫- سلام

‫سلام، تازه... تازه از جایی برگشتی؟

‫از اروپا برگشتم، رفیق. حالا بماند کجا

‫- خودت که می‌دونی چجوریاست ‫- آره

‫یه سر اومدی که بعدش بری؟

‫آره. امروز جلسه‌ی گزارش امنیتی دارم...

‫و بعدش... میرم خونه رفیق

‫- میرم دخترکوچولوم رو می‌بوسم ‫- آره، این خیلی مهمه

‫آره. منم تازه با زنم خداحافظی کردم

‫میگم، برنامه‌ت برای ناهار امروز چیه؟

‫- هیچی. نه، برنامه‌ای ندارم ‫- واقعاً؟

‫آره. آره، وقتم کاملاً آزاده پسر

‫عالیه

‫می‌دونی، یه مشکل کامپیوتری دارم

‫یه مشت داده‌ی جزئی بیشتر نیست

‫که ممنون میشم اگر بتونی ‫ با اون ذهن نابغه‌ت برام رمزگشاییش کنی

‫به‌خدا دفعه‌ی قبلی جونمو نجات دادی، داداش

‫- باشه ‫- باشه؟

‫- باشه، حتماً ‫- عالیه. خیلی‌خب

‫پس... ناهارت رو بخور

‫و بعد میام دنبالت؟

‫- باشه ‫- ایول داری

‫تیک تاک، تیک بنگ داداش

‫طبقه‌ی منفی دو. بخش عملیات

‫طبقه‌ی منفی پنج ‫بخش رمزگشایی و واکاوی

‫« بـخـش رمـزگـشـایـی و واکـاوی »

‫« منبع خارجی - اسم رمز: اینکولاین »

‫« برقراری ارتباط امن » ‫« گزارش منبع ناشناس »

‫سلام چارلی، هستی؟

‫امروز چی برام آوردی، آقای اینکولاین؟

‫یک بسته داده‌ی 2.1 ترابایتی

‫از پایگاه کابل

‫از 2014 تا 2022

‫تنهایی بازش کن

‫این‌دفعه پولی ازت نمی‌گیرم

‫آب‌و‌هوای استانبول چطوره؟

‫تلاش خوبی بود

‫دیر یا زود می‌فهمم

‫مطمئنی؟

‫پنج سال گذشته، چارلی ‫و هنوز داری حدس می‌زنی

‫بالاخره می‌فهمم

‫معما دوست دارم

‫نه اونقدری که من دوست دارم ‫ناشناس باقی بمونم

‫اگر بخوام حدس بزنم، میگم

‫یه مرد 50 ساله‌ی روسی ‫ساکن استانبولی...

‫که علاقه‌ی خاصی به سایت ردیت

‫و قهوه‌ی ترک داره

‫شاید، شایدم نه

‫جدی میگم. بابت این داده‌ها احتیاط کن

‫برای وجهه‌ی سازمان‌تون خیلی مخربه

‫« چـت خـاتـمـه یـافـت »

‫سلام

‫سلام بچه‌ها

‫میشه دوباره بگی ‫جعبه چه اندازه‌ای بود؟

‫بیست در ده متر

‫یکی دیگه اون موارد فرضی "اسلیتر"ـه

‫تصاویر ماهواره‌ای از یه جعبه ‫پشت یه تریلی...

‫به شکل مستطیل ‫و اندازه‌ی 20 در 10 متر

‫مقصد؟

‫به سمت یه کلان‌شهر بزرگ

‫- همم. لس‌آنجلس ‫- ساحل اشتباهی رو حدس زدی

‫مبدأ تریلی پنسیلوانیا بوده؟

‫اوهوم

‫به مقصد واشینگتن؟

‫تا اینجا رو درست گفتی

‫- میله ‌پرچمه ‫- نه، موشکه

‫درخت کریسمسه

‫درخت کاخ‌سفید همیشه از یه مزرعه

‫توی لهایتن ایالت پنسیلوانیا میاد

‫و از ابعاد تریلی هم معلومه

‫گاهی اوقات خیلی اعصاب‌خردکن میشه

‫عجب

‫عه، اون کیه؟

‫خطرناک‌ترین شخص ساختمون

‫مامور مخفیه. بنگ بنگ

‫اون و هلر رفقای صمیمی هستن

‫من رفیق صمیمیشم

‫نه. فقط با هم آشنایی دورادور داریم

‫از کجا می‌شناسیش؟

‫جونشو نجات دادم

‫« استخراج داده امکان‌پذیر نیست »

‫هلر

‫چی پوشیدی؟

‫سارا؟

‫نه. صدام حسینم

‫صدام که مُرده

‫دارم شوخی می‌کنم، هلر

‫آها آره

‫فقط زنگ زدم بهت خبر بدم که رسیدم

‫آره. می‌دونم ‫می‌دونم. ردیابیت کردم

‫اگر نمی‌کردی دلم می‌شکست

‫دارم قهوه می‌خورم

‫دارم سعی می‌کنم ‫یکم بیشتر بیدار بمونم

‫تا بقیه‌ی اعضای تیم بیان

‫خیلی‌خب. برو قدم بزن ‫یکم هوای تازه بخور، عزیزم

‫آخه دلم می‌خواد دراز بکشم

‫نه. اگر دراز بکشی دیگه بلند نمیشی

‫عه. این... این پند حکیمانه‌ای ‫از طرف یک مسافر دنیا‌دیده‌ بود؟

‫نزن تو ذوقم

‫میگم، ببین ‫یه کاری دارم

‫میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟

‫باشه. عاشقتم

‫منم عاشقتم عزیزم. خداحافظ

‫- خداحافظ. خداحافظ ‫- خداحافظ

‫- خداحافظ ‫- خداحافظ خودت

‫« درحـال رمـزگـشـایـی »

‫« مـوردی پـیـدا نـشـد »

‫« یک مورد پیدا شد - درحال رمزگشایی » ‫« رمزگشایی کامل شد »

‫« فوق محرمانه »

‫« گزارش ماموریت - حملات پهپادی »

‫« گزارش ماموریت - بمب‌گذاری انتحاری »

‫« تشخیص تغییر سند »

‫« درحال مقایسه‌ی اسناد »

‫« حذفیات/اصلاحات یافت شد »

‫« گزارش ماموریت - حملات پهپادی »

‫« گزارش ماموریت - بمب‌گذاری انتحاری »

‫یعنی چی؟

‫گزارش‌هایی مبنی بر ‫حمله‌ی پهپادی وجود داره...

‫ولی منابعی در دولت آمریکا ‫تایید کردن که بمب‌گذار انتحاری بوده

‫گستردگی حملات باعث نابودی...

‫منجر به مرگ 150 نفر

‫از جمله سربازان نیروی ویژه‌ی فرانسه شده است

‫هفت تفنگدار دریایی دانمارکی ‫در انفجاری که در ابتدا گفته می‌شد

‫خطا در حمله‌ی هوایی بوده است کشته شدند

‫سخنگوی وزارت دفاع گزارش‌های مبنی بر

‫عملیات نیروی هوایی آمریکا ‫در آن منطقه را تکذیب نموده...

‫و شورشی‌های محلی را ‫مسئول این حادثه دانست

‫رئیس "مـور"

‫سلام رفیق

‫کارلوس

‫حالت خوبه؟ عین گچ سفید شدی

‫داشتم یه سری فایل رو...

‫چارلی؟

‫اصلاح می‌کردم

‫خب؟

‫فکر کنم جایی سرک کشیدم ‫که نباید می‌کشیدم

‫توی سازمان ما؟

‫مبهمه

‫ما اینجا مبهم نداریم، چارلی

‫کارمون کاملاً صفر و یکیه

‫پس نه

‫پس اگر اینطوره، نباید صدایی ازت دربیاد

‫باشه

‫سلام، یا سرم شلوغه

‫یا گوشیم ته کیفمه

‫بهم بگو کی هستی ‫تا بهت زنگ بزنم

‫سلام، منم

‫دلم برات تنگ شده

‫فردا صبح اول وقت به گیاه‌ها آب میدم

‫بهم زنگ بزن

‫- رئیس مور ‫- چارلی

‫ببخشید، تابحال ندیدم ‫زیاد بیاین این پایین، قربان

‫چرا باید بیام؟

More Farsi Persian subtitles for The Amateur

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left