Echo Valley

Echo Valley

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Echo Valley 2025 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
Kommenteerib HosseinEsmaily

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-06-14
Allalaadimised: 123
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« مـزرعـه‌ی اکـو ولـی » ‫« سـال تـاسـیـس: 1981 »

‫صبح بخیر عزیزدلم

‫مجبور شدم صبح خیلی زود برم ‫تا چند تا زین رو تحویل بدم

‫امیدوارم بیدارت نکرده باشم

‫اگر بارون قطع شد ‫می‌تونی خودت اسب‌ها رو بیاری بیرون؟

‫حدوداً یک ساعت دیگه برمی‌گردم خونه

‫یالا. بیا بریم

‫تو فکر بودم این آخرهفته خونه بمونیم، ها؟

‫تا اون لیست کارهایی که مدام ‫پشت گوش می‌اندازیم رو انجام بدیم

‫قول میدم ترک سقف اتاق خواب رو درست می‌کنم

‫سلام، فقط می‌خواستم ‫بابت دیشب عذرخواهی کنم

‫مست بودم و حواسم به حرفام نبود

‫بگذریم، نیم ساعت دیگه برمی‌گردم خونه

‫و اونقدر بوس‌بارونت می‌کنم ‫تا اینکه بالاخره ببخشیم

‫کیت. ببخشید

‫- نمی‌خواستم بترسونمت ‫- نه، شرمنده

‫بذار اینو دربیارم...

‫نظرت چیه؟

‫می‌خوای بریم با هم ‫ یه نگاهی بهش بندازیم؟

‫نمی‌دونم. می‌خوام؟

‫باشه. کوپ، بیا بریم

‫گودی‌ها رو می‌بینی؟ ‫اون تیرها هر لحظه ممکنه فرو بریزن

‫اون‌موقع دیگه نور علی نور میشه

‫تعویض کردنشون چقدر میشه؟

‫خب، اگر بخوای دوباره شینگل بذاری ‫یه 9 هزار دلاری برات آب می‌خوره

‫باشه، بذار بهش فکر کنم و بهت خبر میدم

‫عجله‌ای نیست

‫- صبح بخیر، کیت ‫- سلام

‫هانا، چرا هنوز لباس نپوشیدی؟

‫میشه یکم مودب باشی ‫و به کیت سلام کنی؟

‫سلام کیت

‫سلام عزیزدلم

‫ریچارد، عزیزم، کیت دوباره اومده

‫توی دفترمم

‫ببخشید، باید برم آماده‌ش کنم

‫- می‌خوای بری داخل؟ ‫- آره، باشه. ممنون

‫بجنب عزیزم. باید عجله کنیم

‫دارم میام، دارم میام ‫اینقدر گیر نده، مامان

‫- صبح بخیر ‫- سلام

‫بیا تو

‫دارم دنبال یه پرونده می‌گردم

‫یه دستیار جدید استخدام کردم ‫و تا الان خوب پیش نرفته

‫نمی‌دونم وسایل رو کجا می‌ذاره

‫لطفاً بشین

‫ممنون

‫آره، همینه

‫خب، توی پیامت گفتی باید در مورد ‫سقف باهام صحبت کنی. درسته؟

‫آره...

‫رندی اومد یه نگاهی بهش انداخت ‫و متاسفانه یه سقف جدید لازم داریم

‫- خب، تعجبی نداره ‫- می‌دونم. می‌دونم

‫فکر می‌کردم دو سال دیگه وقت داریم

‫- می‌دونی، حداقل ‫- چقدر میشه؟

‫چقدر میشه؟

‫نه هزار دلار

‫نه هزار دلار، دیگه مسخره‌ش داره درمیاد

‫نه خب، اینطوری تضمینی 10 سال عمر می‌کنه

‫گفت حداقل 10 سال عمر می‌کنه

‫می‌دونی، توی باشگاه ‫به کتی دومان برخوردم

‫گفت کلاس‌های سوارکاری ‫شش ماه اخیر دخترش رو لغو کردی

‫هیلاری استفورد هم همینو بهم گفت

‫ببین، متاسفم که پتی رو از دست دادی

‫ولی نمی‌تونم مدام ‫به یه کسب‌و‌کار شکست خورده پول تزریق کنم

‫بخصوص چون دیگه زن و شوهر نیستیم

‫و من هیچوقت اون مزرعه رو نمی‌خواستم

‫اگر نمی‌تونی یه کاریش بکنی، باید بفروشیش

‫خداحافظ ریچارد

‫خداحافظ بابا

‫خداحافظ. از دیدنتون خوشحال شدم

‫- خوش بگذره ‫- دیرم شده. بیا بریم

‫ممنون

‫گمونم خبری از کلیر نشنیدی

‫هفته‌ی قبل اومد اینجا

‫اونم ساعت 3 صبح ‫و داشت درو با مشت می‌کوبید

‫چی می‌خواست؟ منظورم...

‫مگه همیشه چی می‌خواد؟ پول

‫و اینکه هرچی می‌خواد بهش میدی ‫این عادتش رو بدتر می‌کنه

‫اون دخترمونه، ریچارد

‫- چی...؟ ‫- وقتی رفته بودیم پیش مشاور

‫یه قول و قراری گذاشتیم، یادته؟

‫- جفتمون عهد بستیم که این عادت بدش... ‫- آره. خودت می‌دونی که سعی کردم

‫- خودت می‌دونی که سعی کردم... ‫- هیچوقت سعی نکردی، کیت

‫یهویی سروکله‌ش پیدا میشه و بهت لبخند می‌زنه

‫و توام با کمال میل ‫ تظاهر می‌کنی همه‌چی مرتبه

‫همه‌چی مرتب نیست، دخترمون به‌شدت بیماره

‫فقط وقتی تو میای خونه پارس می‌کنه

‫به‌قدر کافی بهش غذا میدی؟

‫- داره دستمو می‌خوره ‫- بس کن. بیخیال، چیزیش نیست

‫خیلی دلم برات تنگ شده بود

‫من بیشتر دلم برات تنگ شده بود

‫موهات چرا اینطوری شده، مامان؟

‫منم می‌تونم همینو از تو بپرسم

‫خیلی‌خب، زنگ می‌زنم ‫برات نوبت می‌گیرم

‫باید دوباره به خودت برسی

‫چرا جواب زنگم رو ندادی؟

‫داستانش مفصله

‫حالا که حرفش شد، میشه با آی‌پدت ‫یه نگاهی به پیام‌هام بندازم؟

‫باشه. کجا بودی؟

‫چند تا از دوست‌های رایان ‫توی ساحل دویی یه خونه اجاره کردن

‫پیام‌هام به دستت نرسید؟

‫نه، گوشیم خراب شد

‫تازه خریده بودیمش

‫- به این زودی خراب شده؟ ‫- رایان با تمام زورش

‫پرتش کرد توی اقیانوس، این شکلی...

‫شپلق. رفت ور دل ماهیا

‫چرا این‌کارو کرد؟

‫چون پست‌فطرته

‫نگران نباش، تلافیشو سرش درآوردم

‫قبل از اینکه برم، رفتم سراغ کمدش ‫تمام وسایلش رو برداشتم

‫و از پل خیابون بیست و یکم ‫ پرتشون کردم پایین

‫احتمالاً الان بدجوری قاطی کرده

‫وای خدا. آره بدجوری قاطی کرده

‫موفق شدم

‫« کجایی؟ کلیر گوشیت رو جواب بده » ‫« اصلاً خنده نداره! وسایلم کدوم گوریه؟ »

‫کلیر، بیخیال

‫خب وقتی جلوی دوست‌دخترت ‫واسه هرزه‌ها عکس از آلتت می‌فرستی

‫همین میشه دیگه

‫شاید بهتر باشه باهاش بهم بزنی

‫آره، به‌زودی بهم می‌زنم

‫ولی قبلش، یه...

‫یه گوشی لازم دارم ‫پس میشه بریم ورایزون؟

‫باشه، بذار اسب‌ها رو ببرم داخل ‫بعدش می‌تونیم بریم

‫گرسنه‌ای؟ ساندویچ پنیر سرخ‌شده می‌خوری؟

‫دارم ضعف می‌کنم از گشنگی

‫خب...

‫حالت خوبه؟

‫پاکم، مامان. خوبم

‫خیلی خوشحالم اومدی

‫حسودیت شده؟

‫حسودیت شده؟

‫می‌خوای فردا بریم دریاچه‌ی مارش شنا کنیم؟

‫برات خوبه‌ها

‫باشه، تا ببینیم چی میشه

‫یادته وقتی بچه بودم مطمئن بودم ‫یه روح توی دریاچه زندگی می‌کنه؟

‫آره، معلومه که یادمه

‫آریل صداش می‌کردی، آره؟

‫- نه، آرورا ‫- آرورا

‫روح دریاچه‌ی مارش کریک

‫خیلی ترسناک بود

‫نه، خودم بازش می‌کنم

‫وسایلم کجاست؟

‫وای خدا. صورتت چی شده؟

‫اینقدر مسخره‌بازی درنیار، کلیر ‫می‌دونم تو برداشتیشون

‫رایان، نمی‌دونم منظورت چیه

‫می‌فهمی الان بخاطر تو ‫توی چه دردسری افتادم؟

‫نیم کیلو توی کیف کوفتیم بود

‫خب، به جکی گفتم تو دزدیدیش

‫- پس اگر پسش ندی... ‫- چی؟

‫- به جکی گفتی؟ ‫- سراغ توام میاد

‫رایان، چه مرگته تو؟

‫چرا همچین کاری باهام کردی؟

‫چون ترسیدم لعنتی

‫- خودت که می‌دونی جکی چجور آدمیه ‫- رایان، بهش نگو خونه‌م کجاست

‫به جکی نگو خونه‌م کجاست!

‫هی

‫هی، همه‌چی مرتبه؟

‫میرم بیرون

‫کجا میری؟

‫کجا داری میری؟

‫عزیزم؟ حالت خوبه؟

‫کلیر؟

‫کلیر؟ کلیر؟

‫کلیر

‫بلند شو وایسا ‫یالا، بلند شو وایسا

‫آفرین

‫خیلی‌خب. آفرین

‫کلیر

‫عزیزم، باید در مورد دیشب ‫باهات صحبت کنم

‫میرم یکم شنا کنم

‫نمی‌تونی مدام از این قضیه طفره بری

‫خیلی‌خب

‫پونزدهمین باره میرم و میام ‫دستام دارن از جا درمیان

‫این روزا رو یادمه

‫بگو که به مرور زمان راحت‌تر میشه

‫وای خدا، نه. تازه کجاشو دیدی

‫دارم شوخی می‌کنم

‫هر روزش یه نعمته

‫خیلی‌خب، می‌خواین پشتک رو به جلو بزنم ‫یا پشتک وارو؟

‫پشتک وارو!

‫باید قول بدین ‫بعدش این‌کارو تکرار نمی‌کنین

‫باید قول انگشتی بدین، باشه؟

‫قول بدین ببینم

‫- قول میدیم ‫- این که انگشت کوچیکه‌ت نیست

‫- چرا هست ‫- حالا بپر!

‫باشه!

‫سه، دو، یک

‫- سلام ‫- سلام

‫می‌دونی، چند روز پیش ‫یه تبلیغ اومد توی کامپیوترم

‫تبلیغ کالج محلی چستر بود

‫مامان، تبلیغ همینطوری ‫توی کامپیوتر نشون داده نمیشه

‫بخاطر این اومده چون دنبالش گشتی

‫خب، مهم نیست چرا نشون داده

‫مهم اینه که کلاس ‫نویسندگی خلاقانه دارن

‫خب که چی؟

‫خب، چون باید به فکر ‫ادامه دادن درست باشی

‫و نویسنده‌ی فوق العاده‌ای هستی

‫مگه تابحال چی نوشتم که فکر می‌کنی ‫نویسنده‌ی فوق العاده‌ای هستم؟

‫اون داستان کوتاهی که نوشتی

‫در مورد مادری که ‫بچه‌شو توی باغ‌وحش گم می‌کنه

‫فکر کردی در مورد چی بود؟ ها؟

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left