Esimesed 60 rida.
جنگ ابدی بخش اول
جنگ بین خونآشامها و لایکنها همچنان شدت دارد مدتها پیش خونآشامها بر لایکنها حکمرانی میکردند که از آنها بعنوان بادیگارد استفاده میشد و مثل برده با آنها رفتار میشد
سپس، با رهبری "لوسین" قدرتمند لایکنها شورش کردند ویکتور"، خونآشام ارشد فرمانروا، گروهی از خونآشامهای قاتل برگزیده" به نام "دلالان مرگ" را گرد آورد تا شاهد نابودی نسل لایکنها باشد
"یکی از جدیدترین و قدرتمندترین دلالان مرگ "ویکتور سلین"، گلهای از برادران لایکن را شکار کرده" که خودشان را به لرد مبدل میکنند و جایگاه قدرتمندی را در شهر بدست آوردند
من این لایکنهای هیولا رو طی 400 سال گذشته کشتم
ولی این موضوع هیچ وقت قدیمی نمیشه
درست مثل من
وقتی "ویکتور" بالاخره بیدار بشه واقعاً تحت تاثیر قرار میگیره
تعجبی نیست که "کِرِیوِن" قلعه شونو میخواد
این سرزمین پر از انسانها شده و ما کنترل خواهیم کرد چه کسی بیاد و بره
این لایکنهای آشغال چطور جرأت میکنن مثل لردها ژست بگیرن
اونا توی میدان دید مسطح مخفی شدن
"لردهای "کِرِزِنت ویلز
اونا لایکن هستن
پس مرده حساب میشن
!سریعتر! سریعتر
"ورجیس"، "کرندریل"
برادران، ما لو رفتیم "مطمئناً حدس بزن، "داریوس
ما شکست ناپذیریم نه برای یک دلال مرگ
یک دلال مرگ؟ غیرممکنه چطور پیدامون کردن؟
مهم نیست. کیفهاتون رو آماده کنین وقت رفتنه
ما جایی نمیریم بذار دلال مرگ بیاد اینجا
هیچ خبر نداری چی داره میاد سراغمون
برادرانم انتقام من رو خواهند گرفت، خونآشام
به حساب اونها هم میرسم، نهایتاً
ما نباید ولش میکردیم همون کاری رو کردیم که خواسته بود
و حالا، ما باید کاری کنیم بابت این عذاب بکشن
چطوری برادر؟
چندتا فکر دارم
جنگ ابدی قسمت دوم
جنگ بین خونآشامها و لایکنها همچنان شدت دارد تقریباً 70 سال گذشته، در حالی که "ویکتور" خوابیده کریونِ تشنه قدرت، با زور کنترل قلعه خونآشامها را بدست گرفته
دلالان مرگ در حال ادامه دادن به ریشهکن کردن و نابودی لایکنها در سراسر جهان هستند سلین به گزارشات تحقیقات فعالیت لایکنهای آشنا برگشته است
شایعه شده که برادران لایکنی که برای بیش از نیم قرن از او فرار کرده بودند به پاریس برگشتند. آنها قتل برادرشان را فراموش نکردند و مشتاقانه برای بازگشت جلاد او منتظر هستند
من گرسنهام
من گرسنهام و همینطور عصبانیام
کریون" قلعههای ما رو با مهارتهای" دست و پا شکسته یک دلقک کور اداره میکنه
فکر میکنه من نشون شدم که به زودی مال اون بشم
زمان نمیتونه به اندازه کافی طولانی بمونه
صبح بخیر "سلین" عزیزم
شنیدم پاریس الان خیلی زیباست
"درسته، "کریون
شاید تو باید به جای من میومدی اینجا
کلوویز" مشتاقانه منتظر حضور تو در کاخه"
همینطور، آیا شانسی از پیدا کردن لردهای لایکنمون هست؟
اون دوقلوهای قاتل هنوز هدف شماره یک تو هستن از وقتی که آخرین بار شکست خوردی
فکر کنم ممکنه رد بوی اونها رو زده باشم خوبه
ما نمیخوایم شایعهی این تروریستهای گرگینه بیشتر از این پیش بره
منتظر شنیدن گزارشت هستم صحیح
هی، مرد ورجیس" اون پشته"
فقط حس بودنه که میتونه ما رو مدت طولانی مخفی کنه
دیگه نیازی نیست مخفی باشیم اون اینجاست
من دیدمش. دلال مرگی که برادرمون رو کشت اینجاست
ما امشب اون رو به آیین ماه خونین میکِشیم
لرد "کلوویس" شخصاً برای ریاست اونجا خواهد بود
اون حتماً وظیفه محافظت از اون رو داره
همه شون اونجا در کاخ هستن
!کاخ ما
"زمانی که منتظرش بودیم فرا رسیده، "کراندریل
در یک حمله خونه مون رو پس میگیریم و انتقام برادرمون رو میگیریم
نمیدونم اون برادران لایکن میتونستن به یک همچین تهدیدی تبدیل بشن
No comments yet. Be the first to leave one.