Esimesed 200 rida.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
« مـرد شـنـی »
سیلوی عزیز
وقتی داری اینو میخونی
من مُردم
...از دنیا رفتم
میدونم
گفتی بهتره یه مدت صحبت نکنیم، ولی...
نمیخوام فکر کنی مرگ من
بخاطر تو یا رابطهمون بوده
حقیقت اینه که، سیارهمون درحال مرگه
دموکراسی مُرده
و قربانی بعدی، نسل بشره
ولی قبلش تا جایی که بتونیم به سیاره
و به همدیگه، آسیب میزنیم
سلام!
سلام!
نرفتی دفتر
توام نرفتی
آره، خب، امروز جیم زدم و امیلیا داره کمکم میکنه
- ولی اگر مشغول کاری، ما میریم، سکستون - نه. یا... یا... داری میری بیرون؟
که بری توی اون کافهای کار کنی که هرازگاهی برای کار میری اونجا؟ همم؟
آره، آره، داشتم میرفتم بیرون
فقط باید یه ایمیل دیگه بفرستم
اوه، مقالهت رو توی گاردین خوندم
همونی که در مورد بحران اقلیمی بود؟
- همهشون در مورد بحران اقلیمی هستن - بهنظر من که امیدوارکننده بود
- واقعاً؟ - واقعاً؟
خب... میذاریم به کارات برسی
ولی امشب باهامون میای بریم بیرون، آره؟
- راستش... - امشبه؟
- قول داده بودی - آره، ولی نمیخوای یه شب خونه بمونیم؟
همیشه خونه میمونیم از دوستهام خوشت نمیاد؟
چرا، ولی نه به اندازهای که از تو خوشم میاد
ای خدا. من که به جکی گفتم قراره همهمون بیایم
- تو، من و سکستون - آره، خب، مطمئنم جکی درک میکنه
عمراً قرارمون رو لغو نمیکنیم
- تقصیری دارم که میخوام باهات تنها باشم؟ - عجب گیری دادیا
آره، تقصیر کیه؟
نمیشه که تمام مدت خودمون دو تایی توی آپارتمان بمونیم
فقط ما دو نفر که نیستیم...
سلام سیلوی
درود، سیلوی
سلام سیلوی
منم...
میدونم گفتی بهتره یه مدت حرف نزنیم
ولی، میخوام اینو بدونی کاری که میخوام الان بکنم...
اصلاً بخاطر تو نیست
عه، عجب
« روز تریفیدها » « نوشتهی جان ویندهام »
کی تو رو انداخته دور؟
تف توش
سلام؟
کسی اینجاست؟
آره
سلام؟
- حالت خوبه؟ - آره
فقط نمیتونم تکون بخورم
آها، آره، فهمیدم مشکل کجاست
بهنظرت میتونی...؟
نمیدونم
تابحال یخچال جابهجا نکردم
شاید
بذار هلش بدم...
خیلیخب
اینجا رو باش
انتظار نداشتم امروز از این کارا بکنم
دستتو بده
- ممنون - وای، نه!
شرمنده. شرمنده، یادم رفته بود امروز مرخصیم
آفرین، بیا بالا
اوه
حالت خوبه؟
عجب. اون پایین چیکار میکردی؟
هیچی. افتادم
آها
- دنبال اینا میگردی؟ - آره. اینا...
قرصهای... حساسیتم هستن
اوه. دستت خون اومده
وای نه. بهتره بیای بریم خونهی من
چی؟
خونهم چند دقیقه تا اینجا فاصله داره
چسب زخم دارم حتی شاید کتت رو هم برات درست کردم
ولی بعدش، خودتی و خودت
بیا بریم
باورم نمیشه چقدر امروز قشنگه
گوش کن. میشنوی؟
منظورت صدای...
- ماشینهاست؟ - آره، صدای همینه
صدای ماشینها رو دوست داری؟
مگه مردم برای همین توی لندن زندگی نمیکنن؟
- اون آشغالها مال تو بودن؟ - چی؟
- داشتی آشغالهاتو میریختی اونجا؟ - نه. چی؟
این که غیرقانونیه. عمراً همچین کاری نمیکنم
پس داشتی چیکار میکردی؟
اگر از سوالم ناراحت نمیشی
گمونم داشتم فکر میکردم
در مورد چی؟
در مورد اینکه یه سیارهی بینقص گیرمون اومد
و تبدیلش کردیم به آشغالدونی خودمون
نمیدونم. من که ازش خوشم میاد
اینجا خونهی منه
بیا دیگه، یه دستی به سر و روت میکشیم
خیلی لطف کردی
خب، لطف کردن به مردم از اذیت کردنشون که سختتر نیست
و خیلی هم بیشتر کیف میده
عجب. ممنون
خیلی بهتر شد
ماهی گلیهام رو دیدی؟
عه
اون نارنجی بزرگه، اسمش "اسلیم"ـه
و اون زرد کوچیکه، اسمش "واندزورث"ـه
میخوام تو رو هم بهشون معرفی کنم ولی هنوز بهم نگفتی کی هستی
شرمنده. "سکستون فرنیوال"ـم
تقصیر مامان بابامه
من که اسمتو دوست دارم
سکستون فرنیوال
شما کی هستی؟
من...
خیلی توی دوخت و دوز ماهرم
- بفرما - آره، واقعاً هستی
ممنون
شغلت همینه؟ توی صنعت مُد مشغولی؟
نه
پس شغلت چیه؟
من...
خبرنگارها رو از آشغالهای رها شدهی غیرقانونی نجات میدم
سه تا شکر؟
آره. از... از کجا فهمیدی خبرنگارم؟
بهنظرت چند تا سکستون فرنیوال توی دنیا داریم؟
ستونم رو میخونی؟
وقتی مشغول نباشم، آره
مشغول چی؟
ببین، دلم میخواد بهت بگم ولی اگر بگم باور نمیکنی
چرا نکنم؟
چون...
من مرگم
تو مرگی
آره
خیلیخب
ولی اصلاً لازم نیست نگران باشی چون... امروز روز تعطیل منه
آها
مرگ روز تعطیل داره؟
فقط یکی. هر صد سال یه بار
که ببینم انسان بودن چه حسی داره
همم. مرگ توی شوردیچ زندگی میکنه؟
نه. نه، دنیا این شکلی میخواد احساس راحتی کنم
اصولاً، الان فقط چند ساعت سن دارم
صحیح
احتمالاً دیگه بهتره...
برم
بابت کت و چای ممنون
و بقیهی چیزا
خواهش میکنم
خب، بعداً دوباره میبینمت
میبینی؟
دیر یا زود، همه رو میبینم
درسته. خیلیخب، خداحافظ
باشه. خداحافظ
سلام خوشتیپخان
پیش اون بودی، مگه نه؟ بوش رو ازت حس میکنم
- چه اشتباهی کردی - فکر کنم سوءتفاهم شده
طبق تجربهم، بطریهای شکسته اونقدر تیز هستن
که صورتتو از ریخت بندازه خوشتیپخان
خیلیخب، ببین، اگر... اگر پول میخوای...
دهنتو ببند و هیچی نگو
برمیگردی داخل، در خونهش رو میزنی
بهش میگی تویی
مگه نه؟
سلام؟ منم... منم سکستون. فرنیوال؟
سکستون!
برگشتی
انتظار نداشتم اینقدر زود ببینمت
عه، تویی
آره درسته، منم
برو داخل، خوشتیپخان
- پای سکستون رو وسط نکش، هتی دیوونه - معلومه که پاشو وسط میکشم
اهرم فشارمه، مگه نه؟ و یه کاری برات دارم
باشه. چه کاری؟
بگیر بشین، خوشتیپخان
ازت میخوام روحم رو برام پیدا کنی
روحت؟
نمیدونی کجا گمش کردی؟
گمش نکردم
لامصبو یه جای خیلی امن قایم کردم
جایی که هیچکس پیداش نکنه
بخصوص تو
اگر روحت رو از مرگ قایم کنی هیچوقت نمیمیری
اگر نتونه پیداش کنه نمیتونه اونو با خودش ببره، مگه نه؟
بذار ببینم درست فهمیدم
روحت رو ازم مخفی کردی و حالا از من میخوای برم پیداش کنم؟
پیداش میکنی؟
خیلی سعی کردم پیداش کنم
خودم تنهایی نمیتونم
نمیدونی کجا قایمش کردی؟
شاید گذاشته باشمش توی یه تخم اردک توی یه اردک
توی یه چاه
توی یه قلعه توی یه جزیره که وسط دریایی از آتشه
و صد اژدها اطرافش نگهبانی میدن
که هرکدوم از قبلی گندهتر و درندهتره
No comments yet. Be the first to leave one.