The Sandman

The Sandman

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 2

Väljalaske info

The Sandman S02E12 Death The High Cost of Living 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-07-31
Allalaadimised: 80
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« مـرد شـنـی »

‫سیلوی عزیز

‫وقتی داری اینو می‌خونی

‫من مُردم

‫...از دنیا رفتم

‫می‌دونم

‫گفتی بهتره یه مدت ‫صحبت نکنیم، ولی...

‫نمی‌خوام فکر کنی مرگ من

‫بخاطر تو یا رابطه‌مون بوده

‫حقیقت اینه که، سیاره‌مون درحال مرگه

‫دموکراسی مُرده

‫و قربانی بعدی، نسل بشره

‫ولی قبلش تا جایی که بتونیم به سیاره

‫و به همدیگه، آسیب می‌زنیم

‫سلام!

‫سلام!

‫نرفتی دفتر

‫توام نرفتی

‫آره، خب، امروز جیم زدم ‫و امیلیا داره کمکم می‌کنه

‫- ولی اگر مشغول کاری، ما میریم، سکستون ‫- نه. یا... یا... داری میری بیرون؟

‫که بری توی اون کافه‌ای کار کنی ‫که هرازگاهی برای کار میری اونجا؟ همم؟

‫آره، آره، داشتم می‌رفتم بیرون

‫فقط باید یه ایمیل دیگه بفرستم

‫اوه، مقاله‌ت رو توی گاردین خوندم

‫همونی که در مورد بحران اقلیمی بود؟

‫- همه‌شون در مورد بحران اقلیمی هستن ‫- به‌نظر من که امیدوارکننده بود

‫- واقعاً؟ ‫- واقعاً؟

‫خب... می‌ذاریم به کارات برسی

‫ولی امشب باهامون میای ‫بریم بیرون، آره؟

‫- راستش... ‫- امشبه؟

‫- قول داده بودی ‫- آره، ولی نمی‌خوای یه شب خونه بمونیم؟

‫همیشه خونه می‌مونیم ‫از دوست‌هام خوشت نمیاد؟

‫چرا، ولی نه به اندازه‌ای ‫که از تو خوشم میاد

‫ای خدا. من که به جکی گفتم ‫قراره همه‌مون بیایم

‫- تو، من و سکستون ‫- آره، خب، مطمئنم جکی درک می‌کنه

‫عمراً قرارمون رو لغو نمی‌کنیم

‫- تقصیری دارم که می‌خوام باهات تنها باشم؟ ‫- عجب گیری دادیا

‫آره، تقصیر کیه؟

‫نمیشه که تمام مدت ‫خودمون دو تایی توی آپارتمان بمونیم

‫فقط ما دو نفر که نیستیم...

‫سلام سیلوی

‫درود، سیلوی

‫سلام سیلوی

‫منم...

‫می‌دونم گفتی بهتره یه مدت حرف نزنیم

‫ولی، می‌خوام اینو بدونی ‫کاری که می‌خوام الان بکنم...

‫اصلاً بخاطر تو نیست

‫عه، عجب

‫« روز تریفیدها » ‫« نوشته‌ی جان ویندهام »

‫کی تو رو انداخته دور؟

‫تف توش

‫سلام؟

‫کسی اینجاست؟

‫آره

‫سلام؟

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره

‫فقط نمی‌تونم تکون بخورم

‫آها، آره، فهمیدم مشکل کجاست

‫به‌نظرت می‌تونی...؟

‫نمی‌دونم

‫تابحال یخچال جابه‌جا نکردم

‫شاید

‫بذار هلش بدم...

‫خیلی‌خب

‫اینجا رو باش

‫انتظار نداشتم امروز از این کارا بکنم

‫دستتو بده

‫- ممنون ‫- وای، نه!

‫شرمنده. شرمنده، یادم رفته بود ‫امروز مرخصیم

‫آفرین، بیا بالا

‫اوه

‫حالت خوبه؟

‫عجب. اون پایین چیکار می‌کردی؟

‫هیچی. افتادم

‫آها

‫- دنبال اینا می‌گردی؟ ‫- آره. اینا...

‫قرص‌های... حساسیتم هستن

‫اوه. دستت خون اومده

‫وای نه. بهتره بیای بریم خونه‌ی من

‫چی؟

‫خونه‌م چند دقیقه تا اینجا فاصله داره

‫چسب زخم دارم ‫حتی شاید کتت رو هم برات درست کردم

‫ولی بعدش، خودتی و خودت

‫بیا بریم

‫باورم نمیشه چقدر امروز قشنگه

‫گوش کن. می‌شنوی؟

‫منظورت صدای...

‫- ماشین‌هاست؟ ‫- آره، صدای همینه

‫صدای ماشین‌ها رو دوست داری؟

‫مگه مردم برای همین ‫توی لندن زندگی نمی‌کنن؟

‫- اون آشغال‌ها مال تو بودن؟ ‫- چی؟

‫- داشتی آشغال‌هاتو می‌ریختی اونجا؟ ‫- نه. چی؟

‫این که غیرقانونیه. عمراً همچین کاری نمی‌کنم

‫پس داشتی چیکار می‌کردی؟

‫اگر از سوالم ناراحت نمیشی

‫گمونم داشتم فکر می‌کردم

‫در مورد چی؟

‫در مورد اینکه یه سیاره‌ی بی‌نقص گیرمون اومد

‫و تبدیلش کردیم به آشغال‌دونی خودمون

‫نمی‌دونم. من که ازش خوشم میاد

‫اینجا خونه‌ی منه

‫بیا دیگه، یه دستی به سر و روت می‌کشیم

‫خیلی لطف کردی

‫خب، لطف کردن به مردم ‫از اذیت کردنشون که سخت‌تر نیست

‫و خیلی هم بیشتر کیف میده

‫عجب. ممنون

‫خیلی بهتر شد

‫ماهی گلی‌هام رو دیدی؟

‫عه

‫اون نارنجی بزرگه، اسمش "اسلیم"ـه

‫و اون زرد کوچیکه، اسمش "واندزورث"ـه

‫می‌خوام تو رو هم بهشون معرفی کنم ‫ولی هنوز بهم نگفتی کی هستی

‫شرمنده. "سکستون فرنیوال"ـم

‫تقصیر مامان بابامه

‫من که اسمتو دوست دارم

‫سکستون فرنیوال

‫شما کی هستی؟

‫من...

‫خیلی توی دوخت و دوز ماهرم

‫- بفرما ‫- آره، واقعاً هستی

‫ممنون

‫شغلت همینه؟ ‫توی صنعت مُد مشغولی؟

‫نه

‫پس شغلت چیه؟

‫من...

‫خبرنگارها رو از آشغال‌های ‫رها شده‌ی غیرقانونی نجات میدم

‫سه تا شکر؟

‫آره. از... از کجا فهمیدی خبرنگارم؟

‫به‌نظرت چند تا سکستون فرنیوال ‫توی دنیا داریم؟

‫ستونم رو می‌خونی؟

‫وقتی مشغول نباشم، آره

‫مشغول چی؟

‫ببین، دلم می‌خواد بهت بگم ‫ولی اگر بگم باور نمی‌کنی

‫چرا نکنم؟

‫چون...

‫من مرگم

‫تو مرگی

‫آره

‫خیلی‌خب

‫ولی اصلاً لازم نیست نگران باشی ‫چون... امروز روز تعطیل منه

‫آها

‫مرگ روز تعطیل داره؟

‫فقط یکی. هر صد سال یه بار

‫که ببینم انسان بودن چه حسی داره

‫همم. مرگ توی شوردیچ زندگی می‌کنه؟

‫نه. نه، دنیا این شکلی می‌خواد ‫احساس راحتی کنم

‫اصولاً، الان فقط چند ساعت سن دارم

‫صحیح

‫احتمالاً دیگه بهتره...

‫برم

‫بابت کت و چای ممنون

‫و بقیه‌ی چیزا

‫خواهش می‌کنم

‫خب، بعداً دوباره می‌بینمت

‫می‌بینی؟

‫دیر یا زود، همه رو می‌بینم

‫درسته. خیلی‌خب، خداحافظ

‫باشه. خداحافظ

‫سلام خوشتیپ‌خان

‫پیش اون بودی، مگه نه؟ ‫بوش رو ازت حس می‌کنم

‫- چه اشتباهی کردی ‫- فکر کنم سوءتفاهم شده

‫طبق تجربه‌م، بطری‌های شکسته اونقدر تیز هستن

‫که صورتتو از ریخت بندازه ‫خوشتیپ‌خان

‫خیلی‌خب، ببین، اگر... اگر پول می‌خوای...

‫دهنتو ببند و هیچی نگو

‫برمی‌گردی داخل، در خونه‌ش رو می‌زنی

‫بهش میگی تویی

‫مگه نه؟

‫سلام؟ منم... منم سکستون. فرنیوال؟

‫سکستون!

‫برگشتی

‫انتظار نداشتم اینقدر زود ببینمت

‫عه، تویی

‫آره درسته، منم

‫برو داخل، خوشتیپ‌خان

‫- پای سکستون رو وسط نکش، هتی دیوونه ‫- معلومه که پاشو وسط می‌کشم

‫اهرم فشارمه، مگه نه؟ ‫و یه کاری برات دارم

‫باشه. چه کاری؟

‫بگیر بشین، خوشتیپ‌خان

‫ازت می‌خوام روحم رو برام پیدا کنی

‫روحت؟

‫نمی‌دونی کجا گمش کردی؟

‫گمش نکردم

‫لامصبو یه جای خیلی امن قایم کردم

‫جایی که هیچکس پیداش نکنه

‫بخصوص تو

‫اگر روحت رو از مرگ قایم کنی ‫هیچوقت نمی‌میری

‫اگر نتونه پیداش کنه ‫نمی‌تونه اونو با خودش ببره، مگه نه؟

‫بذار ببینم درست فهمیدم

‫روحت رو ازم مخفی کردی ‫و حالا از من می‌خوای برم پیداش کنم؟

‫پیداش می‌کنی؟

‫خیلی سعی کردم پیداش کنم

‫خودم تنهایی نمی‌تونم

‫نمی‌دونی کجا قایمش کردی؟

‫شاید گذاشته باشمش توی یه تخم اردک ‫توی یه اردک

‫توی یه چاه

‫توی یه قلعه توی یه جزیره ‫که وسط دریایی از آتشه

‫و صد اژدها اطرافش نگهبانی میدن

‫که هرکدوم از قبلی گنده‌تر و درنده‌تره

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left