Väljalaske info

Princess Agents Ep19 [Farsi Sub] by Iqson
Kommenteerib iqson
سلام به دوستای عزیزم , طی پیامی من خبردار شدم ترجمه ی این سریال متوقف شده . امیدوارم این خبر موثق باشه و من با ادامه اش کسی رو ناراحت نکنم . جایی که هستم هوا سرده و علائم بیماری در من مشهوده . تا قسمت 35 ترجمه کردم اما تصحیح نشدن . در طول هفته ترجمه میکنم

Sildid

TS
Avaldatud: 2017-10-18
Allalaadimised: 53
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

" قسمت نوزدهم "

. یووِن ژو هنوز زنده اس

مراسم تشییع جنازه فقط یه نمایش بود . كه دیگران رو گول بزنن

. برادر لین-شی , الكی قربانی شد

! درسته

اون حتی امپراتور هم گول زد ! من كه دیگه هیچم

. به چشم اون , من فقط یه جاسوس قربونی أم

اما یوون یو

میدونستی كه من

داشتم دیگه بهت اعتماد میكردم ؟

ارباب

ما كوچه به كوچه ی شهر چانگ-آن رو گشتیم

. اما ردپایی از جاسوس های ایالت لیانگ پیدا نكردیم

ما هم تمام شهر چانگ-آن رو زیر پا گذاشتیم به مهمان خانه ها و گیشاخونه ها رو هم سر زدیم

. اما ردپایی از اونا نبود

حتی یه موش و گنجشك هم نمیتونه از چانگ-آن فرار كنه

. دیگه چه برسه به سه تا آدم

آخه چجوری سه تا آدم همینطوری ناپدید میشن ؟

. مقبره ی سلسله ی قبلی در بیرون شهر قرار داره

! درسته , ارباب

. با اینحال , مقبره رو خیلی وقت پیش غارت كردن

اونجا كسی زندگی نمیكنه , فقط ! چند تا قبر خالی اونجاست

ارباب , طبق دستورتون چند نفر و فرستادم . كه یوون خوای رو تعقیب كنن

چیزی فهمیدی ؟

. یوون خوای خیلی زیرك ِ

. فقط تو شهر میچرخه

هر چی بیشتر زرنگ بازی دربیاره , احتمالش بیشتره . بخواد با جاسوس های ایالت لیانگ ملاقات كنه

. ما تا بیرون شهر تعقیبش كردیم

اینطور كه معلومه جاسوس های ایالت لیانگ . تو قبرها پنهون شدن

نمیتونستن تو شهر بمونن , پس مقبره . تنها انتخاب اونا بوده

! ارباب

ارباب , پدربزرگتون میخواد برای نابودی جاسوس های . ایالت لیانگ , شینگ-أر و جاسوس ِ فدایی كنه

. باید هر چه سریعتر جاسوس های لیانگ رو بكشم

! تمام نگهبانان یو رو خبر كنید

! چشم , قربان

! تبریك میگم , ارباب خوای

. شما بالاخره ارباب " حیاط تپه های قرمز " شدید

. حتماً دلیلی داشتید وگرنه به من كمك نمیكردید

. میتونید دیگه بهم بگید

ما اینجا اومدیم تا مدرك جمع كنیم كه دوك ِ دینگ-بِی . از یانبی میخواد شورش كنه

چرا دوك ِ دینگ-بِی باید شورش كنه ؟

" من فكر میكنم ایالت لیانگ , میخواد ایالت های " یانبی وِی رو بر علیه همدیگه كنه

. تا از آب گل آلود ماهی بگیره

. شما واقعاً باهوشید

قدم بعدی اینكه

! شما به من كمك كنید

میخواید همدسِت شما بشم ؟

شما نصف شب اومدید دیدنم , واقعاً چه انتظاری داشتید ؟

پدربزرگتون سال های زیادی بود كه . با ما همدستی میكرد

! هم از ثروت لذت برد , هم از زن های زیبا

! از همه مهمتر , همیشه برنده زنده میمونه

شما نمیخوای امپراتور ایالت وِی بشی ؟

! یه سوأل دیگه

چرا منو انتخاب كردید ؟

درسته كه از لحاظ استعداد و مقام شما بهترین انتخاب نیستید

. اما شما چیزی رو داری كه دیگران ندارن

و اون چیه ؟

! جاه طلبی

... ارباب خوای , دقیقاً به همین خاطر

. من شما رو انتخاب كردم

. آرزوها آدما رو با انگیزه میکنن

. من این جاه طلبی شما رو تحسین میكنم

. باشه , قبول ِ

از حالا به بعد , ما برای رسیدن . به خواسته هامون شریكیم

اگه میخوایم به اهدافمون برسیم باید اول . از شر دوك ِ دینگ-بی خلاص شیم

چند روز قبل , ما نامه ی یوإن شون رو به . یان شی-چانگ عوض كردیم

دوك ِ دینگ-بی بعد از دریافت نامه برای محافظت . از پسرش شخصاً به چانگ-آن میاد

اون موقع اس كه شما میتونی برای . كشتن اون لشكركشی كنی

اما امپراتور به طور رسمی برعلیه . دوك ِ دینگ-بی نیست

. اینو به من بسپارید

... شما فقط لازمه

چرا ؟

. فقط بهم اعتماد كنید

. فردا ظهر می بینید

! شاهزاده , یوون یو داره به سمت ما میاد

. بزارید من شما رو با خودم ببرم

. نه

ارباب خوای

. الویت شما , دیدار با امپراتوره ! نباید دیدار و به تأخیر بندازید

. ما خودمون با یوون یو مقابله میكنیم

من چطور میتونم همینطوری شما رو ول كنم ؟

مگه الآن نگفتید كه ما شریكیم و با همدیگه به خواسته هامون میرسیم ؟

. دودلی فقط به شكست ختم میشه

. شما الآن برید

! مراقب باشید

شاهزاده , زخمی شدید ؟

. تو جاسوس ایالت لیانگی

. هنرهای رزمیت قابل تحسین ِ

تو كی هستی ؟

. دستگیرشون كنید

. چشم , قربان

خوبی ؟

. خوبم , ارباب

! چه موش خرماهای خوشگلی

شماها از كجا اومدید ؟

. حتی لباسم دارید

. مراقب باش

! خوشگلی

! خوشگلی , واقعاً خوشگلی

. وای خدا , حتی اسلحه هم دارن

! چه بامزه

! خیلی جالبه

. مراقب باش

. باشه , میتونید اینجا با من زندگی كنید

. بیایید

حالا كه دیگه دوست شدیم بهتون . یه چیز خوشمزه میدم

. تخم آفتابگردون

. بیا

. بخورید

. همشو بخورید

!چه خبر , آقای ژو ؟

! اومدم دیدنت

! من دعوتت نكردم

اینجا چیكار میكنی ؟

! اومدم ازت یه چیزی بخوام

خب ؟

از این موش خرماها خوشت اومد ؟

! آره

! كارت تموم شد , دیگه برو

! شوخی نكن

... قرارمون رو

! كه یادت نرفته

! میدونستم از دیدنت خیری نصیبم نمیشه

چه قراری ؟

! یادم نمیاد

! فراموشی گرفتم

! شاید از تو بهم سرایت كرده

! اول تو فراموشی گرفتی

!آه , واقعاً ؟

! پس این هدیه ها رو میبرم

. دفعه ی بعد یه چیز دیگه بهت میدم

! وایسا

. یه آدم بالغ هدیه ای كه داده رو پس نمیگیره

. دفعه ی بعد یه چیز بزرگتر برات میارم

مثلاً چی ؟

... یه گربه ی گنده

. كه این خوشگل ها رو بخوره

! نادون

میخوای ببر بیار كه منم بخوره ؟ ! گربه میخواد برام بیاره

فقط بهم بگو چی میخوای ؟

! حالا كه پرسیدی میگم

. هر چی سلاح داری میخوام

! دختر بدجنس

. دنبالم بیا

شاهزاده , حالتون خوبه ؟

. خوبم

اگه برای نجاتم جونت رو به خطر نمی نداختی . نمیتونستیم فرار كنیم

شاهزاده , میتونم یه سوأل بپرسم ؟

میخوای راجب یوون خوای بپرسی ؟

قصد علیاحضرت فقط سوءاستفاده كردن از یوون خوای ِ با اینحال شما گذاشتید

همین روز اول یوون خوای فرار كنه و . خودتون رو تو خطر انداختید

چرا ؟

فكر میكنی عاشقش شدم ؟

. نمیخواد نگران این موضوع باشی

. چشم , علیاحضرت

. غیرممكنه علیاحضرت عاشق یوون خوای بشه

. اون مرد توانایی هست اما بیش از حد حلیه گره

! از یوون خوای فقط میشه استفاده كرد

! اون نمیتونه دوست ما باشه

. و یا دشمنمون

ما برای اینكه بتونیم دوك ِ دینگ-بی رو با امپراتور . ایالت وِی در بندازیم به یوون خوای نیاز داریم

فقط وقتی دوك ِ دینگ-بی علیه ایالت وِی شورش كنه

. توازن قدرت در ایالت وِی بهم میخوره

اونوقت ما فقط لازمه یوإن شون رو بكشیم تا . یانبی حاكم نداشته باشه

اون موقع اس كه اشراف زاده ها بر سر حاكمیت یانبی برعلیه همدیگه جنگ میكنن

. و ایالت وِی از هم میپاشه

. سود قضیه رو هم ما میبریم

. دلم برای شاهزاده یوإن شون میسوزه

! خیلی جوون و زیباست

. احتمالاً نمیدونه طعمه ی شاهزاده شده

بعد از فروپاشی كشورش . نمیتونه زنده بمونه

... درباره ی یوون یو هم

... همش نقشه هامون رو خراب میكنه

... اگه اونو نكشیم

. الآن زمان مناسبی برای كشتن اون نیست

. یه اقدام اشتباه ممكنه كل نقشه رو خراب كنه

! فعلاً به اون كاری نداریم

. حیف شد كه یوون یو آدم خیلی متكبری ِ

ولی اگه به اون نشون ندیم چه كارهایی . ازمون برمیاد حقیر شمرده میشیم

جاسوس زنی كه از لیانگ اومده بود كجاست ؟

از اینكه یه جای آشنا هستی چه حسی داری ؟

خوشحالی ؟

چرا منتظری ؟

! بیایید بیرون ! ببینید كی اومده

!ببینید كی برگشته ؟

! ببینید , ببینید

راستش , وقتی دفعه ی پیش درباره ی نقشه پرسیدی . میدونستم كه میخوای یوون شی رو بكشی

درسته ؟

از اون متنفری ؟

تصمیمت رو گرفتی ؟

! باشه

! گوش كنید

. یوون شی , یه شغال پیره

! یه زنباز قدیمی

میدونید اون بیرون چند تا دختر قشنگ رو اون گول زده و كشته ؟

! اون خود شیطان ِ

! یه آشغال به تمام معنا

امیدوارم شینگ-أر بتونه

. اونو بكشه

. امیدوارم موفق بشی

More Farsi Persian subtitles for Princess Agents

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left