Esimesed 180 rida.
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
میدونی، رفتن به دانشگاه بهترین روز زندگیم بود.
ماری، بیشتر بچههای اینجا که گذشتهای مثل تو دارن...
- آنابت... - اونا رو کشتی.
اونا رو میفرستن به مرکز بزرگسالان وات در المیرا.
- جردن. - این دیگه چیه؟
چی شد به اون حرف که به هیچکس بدهکار نیستی و همه باید تنهات بذارن؟
جردن رو دوست داری؟
دوست داری لباتو بذاری رو لباش؟
من ازشون خوشم میاد.
اوف، گندشو درآوردم.
اما، من بهم ریختم. تو باید با یکی باشی که اینجوری نیست.
خب، شاید من بخوام با تو باشم.
- سام، کمکم رو میخوای؟ - آره.
هیچچیز حس نکن.
من برای تو همهچیزو به خطر انداختم.
تو هر کاری میکنی که همه دوستت داشته باشن.
تو قهرمان نیستی.
این دیگه چیه؟
بابا، بیدار شو!
ما باور داریم هر بار که پدرت از قدرتش استفاده میکنه،
یه پارگی کوچیک ایجاد میشه.
من درباره جنگلها میدونستم.
ساکت موندم تا از تو محافظت کنم.
برای همهچیز متأسفم.
معلوم شد این مدرسه یه کلینیک سلامت فاشیستی داره.
توماس گودولکین این مکان رو ساخت تا بفهمه سوپها چی رو به کار میندازه.
من ماری رو میخوام. اون نمیدونه واقعاً چقدر قدرتمنده.
قدرتهات خیلی باحالن.
تو میتونی چیزایی رو تو خون حس کنی.
- ما یه سوپ رو کشتیم. - پس ویروس کار کرد؟
اینجا چه خبره؟
اون میخواد ما رو از رو زمین محو کنه.
ما قراره جنگلها رو آزاد کنیم.
تو از اونا برتری،
و وقتشه که اینو نشون بدیم.
حالا.
- باید اینو متوقف کنی. - دارم سعی میکنم نجاتت بدم.
دوست داری به همنوع خودت حمله کنی؟ عقب بمون.
هیچ دری نیست.
ما کجاییم؟
باشه، آقایون، بریم شروع کنیم.
صبر کن. هنوز آماده نیست!
ⓜⓞⓥⓘⓔⓟⓞⓥⓘⓔ
نه.
چیزی حس میکنی؟
تو کشوری که غرق هرجومرج، تفرقه و خشم شده،
ابرقهرمانها زیر حملهان.
ویکتوریا نیومن قربانی یه توطئه عمیق دولتی شد
که توسط رابرت سینگر خائن طراحی شده بود
و استارلایت، که هنوز فراریه.
ولی مرگ ویکتوریا نیومن بیهوده نبود.
مرگش به رئیسجمهور کالهون الهام داد تا امنیت ابرقهرمانها رو
به خود هوملندر بسپاره.
دانشگاه گودولکین جاییه که میتونی به این مبارزه بپیوندی.
یه پردیس که توش میتونی از محدودیتهای انسانی آزاد باشی
و از برنامههای بیدارگرایانه
و با افتخار قدرتهاتو نشون بدی،
کنار دانشجوهایی که درست مثل تو هستن
و زیر نظر یه هیئت علمی کاملاً سوپتوان.
جایی که میتونی دقیقاً همونی باشی که هستی، خارقالعاده.
پس این پاییز به ما بپیوند
و قهرمانی شو که جهان ما به شدت بهش نیاز داره.
زانو بزن.
زود باش، زانو بزن.
صبر کن، صبر کن، صبر کن. کجا دارین منو میبرین؟
این دیگه چیه؟
جردن.
اما.
حالت خوبه؟
من؟ تو خودت انگار گند زدی.
اینجا چه خبره؟ کجا دارن مارو میبرن؟
همینه، مگه نه؟
نه. نه.
اصلاً.
همیشه یه دروغگوی افتضاح بودی.
⒨⒪⒱⒤⒠⒫⒪⒱⒤⒠
پشتم بمون.
هی، شماها.
این دیگه چیه؟
خوش اومدید.
بیاین بیرون. همهچیز روبراهه.
حتی بهتر از روبراه.
چه خبره؟
من شما رو آزاد کردم.
آندره کجاست؟
انگار خودت نمیدونی.
چی رو بدونم؟
- آندره کجاست؟ - چرا ذهنمو نمیخونی، عوضی؟
باید برگردیم.
خدای من.
نه.
چی؟ چی؟
ولی، اوم...
کی این اتفاق افتاد؟
گور بابات.
جردن، اما، من نمیدونستم.
- هیچوقت نمیتونستم... هیچوقت... - گور بابات.
ماری کجاست؟
اونا اونجان.
دیدار شاد دوباره.
کلیک.
ما برگشتیم به مدرسه؟
دست و کف به کیت. اون حسابی یه عالمه آدم رو تو وات گول زد
تا شما رو به موقع برای روز اسبابکشی آزاد کنه.
سلام، من استیسی فرارا هستم، رئیس امور دانشجویی، کلاس ۲۰۱۳.
اوه، هیچکس اینا رو درنیاورد. کیت. کیت. زمین به کیت. آره، میتونی بفهمی
- کی کلیدها رو داره یا هر چی؟ - اینجا چه خبره؟
فقط یه کنفرانس خبری کوچولو.
بیانیههاتون تو اپ یادداشتهاست.
میتونید یه نگاه بندازید تو بخش آرایش و مو.
ما هیچ کاری نمیکنیم، و هیچی هم نمیگیم.
پس برمیگردیم به ون، درسته؟ اول باید جیش کنی؟
ما میگیم. برام مهم نیست چی نوشته. ما برنمیگردیم به المیرا.
عالیه. دنبال من بیاین.
اون چیه؟
میدونی که یه چیزی از کونت زده بیرون.
اوه، مراقب نیش باش.
نمیخوام اون چیز فعال بشه.
یه مرگ وحشتناک میمیری، و منم همینطور. خخخ.
این دیگه چیه؟
دستتو بندازی دورم، میشکنمش.
ما فقط، خوشحالیم که آزاد شدی.
خدا رو شکر که حالت خوبه.
سمت چپت زاویه خوبتته.
چونهاتو بیار پایین، چشما بالا.
اما. آره.
اما، بالا بیار!
با تشکر از تلاش بیوقفه کمیسیون گودولکین،
حالا دنیا نقش واقعی ما رو تو فاجعه جنگلها میدونه.
ما همسنهامونو از
زندان و شکنجه سادیستی آزاد کردیم
به دست ایندیرا شتی و مدیریت انسانی وحشیانهاش.
و هرچند تبرئه شدن یه نعمت بزرگه
بعد از اینکه به ناحق متهم شدیم،
ما همچنان این سؤال رو میپرسیم که چرا این سوءاستفاده از قهرمانهای جوون اتفاق افتاد.
ممنون.
اون دوتای دیگه کجان؟
آندره اندرسون کجاست؟ ماری مورو کجاست؟
همین بود، شماها. خیلی ممنون.
نگهبانان باید برن به خوابگاههاشون.
🅳🅾🆆🅽🅻🅾🅰🅳 🅵🆁🅾🅼 🅼🅾🆅🅸🅴🅿🅾🆅🅸🅴
هی. جدی، ماری کجاست؟
فرار کرد، این تنها چیزیه که میدونم.
اون چند ماه پیش بود. وات هنوز پیداش نکرده؟
غیبش زده. چی... به تو نگفت کجا داره میره، مگه نه؟
تو سر منی. جواب لعنتی رو میدونی.
جردن، دارم سعی میکنم بهت کمک کنم.
- پر از گندی. - جدی میگم.
تا وقتی تو پردیسی و دردسر درست نکنی، در امانی.
این معاملهایه که کردم. ماری تو خطره، پس اگه ازش خبری شنیدی...
اوه، بریم. گور بابای کیت.
من شما دوتا رو آزاد کردم. اگه فقط صبر کرده بودن، اگه آندره فقط...
بیا دیگه!
امم.
من سایفرم. رئیس جدیدت.
ببین، بیایم رک و پوست کنده بگیم.
مدیریت انسانی قبلی پر از گند بود.
با یه سیخ داغ گندشو درآر.
آخرین باری که چک کردم، "فضاهای امن" شامل آزمایشگاههای مخفی شکنجه نبود
که برای ساختن یه ویروس برای محو کردن ما از رو زمین اختصاص داده شده بود.
ولی به لطف نگهبانان شجاع گودولکین،
اون برنامه افشا شد و تعطیلش کردن.
و خوشبختانه، هر اثری از ویروس نابود شد.
ولی ما دیگه نمیتونیم به شانس تکیه کنیم.
آخ...
و به بشر هم نمیتونیم اعتماد کنیم.
دقیقاً.
و به همین دلیله که، بهعنوان رئیس جدیدتون،
من قراره شما رو برای این دنیای جدید شجاع آماده کنم.
چون دیگه وقتشه که انسانها
و خائنهای نژادی مثل استارلایت
بفهمن چیزی که تو رگهای ما جریان داره
آبی واقعی واته.
تو اون سایفر رو تو المیرا ندیدی؟
مطمئنی دیدیش؟
چند بار. یه جورایی دکتر بود یا چیزی،
و حالا، حالا رئیس شده؟ این یارو کیه اصلاً؟
جستجوش کردم. چند سال تو دفتر وات مکزیکوسیتی بود،
ولی قبل از اون، هیچ چیزی دربارش پیدا نکردم.
No comments yet. Be the first to leave one.