Esimesed 133 rida.
نمیدونم یادت میاد دیشب چی شد...
...و اینکه چه حرفهایی زدی یا نه ولی دیگه خسته شدم
میخوام ازت جدا بشم
و قبلاً فکر میکردم آدم خوبی هستی
ولی حالا میدونم که اینطور نیست
چون یه آدم خوب با کسی که دوستش داره
همچین کاری نمیکنه
و از خود منم آدم بدی ساختی
و خُردم کردی
و باعث شدی خیلی احساس حقارت کنم
و رقتانگیزی!
و اگر مادرت میفهمید
چطوری باهام رفتار کردی از وجودت خجالت میکشید!
ولی به کسی جز خودت اهمیت نمیدی
و برای همین حقته تنها بمونی
حرف نداره. چطوری؟
خوبی؟ آره؟
- بزن بریم... - آره. آره
بزنین بریم بچهها یالا، یالا، یالا
- زود تند سریع، کمتر از 60 ثانیه تمومش کنین - خوبه!
خیلیخب، بجنبین
خیلیخب آقایون، سریعتر
وای خدا، چقدر خوشتیپ شدم، ها؟
آره داداش
خیلیخب، یالا دیگه
وقت تمومه. بریم. بریم
یالا. بیا اینجا
خودت روال کارو میدونی، داداش
بیا شور و هیجانتو ببریم بالا
- همم - بزن ناکارم کن، باشه؟
یالا جیگر. یالا جیگر یالا جیگر
یالا جیگر. یالا
میشنوی؟
میشنوی؟ ها؟
میشنوی؟
این سروصداها برای توئه
هی! گوش کن، گوش کن، گوش کن
یادت نره، این سروصداها برای توئه، خب؟
بریم یه حالی بهشون بدیم بریم یه حالی بهشون بدیم
بزن بریم یه حالی بهشون بدیم، داداش
بزن بریم یه حالی بهشون بدیم
بزن بریم
برین کنار که ما اومدیم، بچهها
عجب!
همینه. همینه. همینه
بزن بریم داداش
اینا برای توئه، جیگر
اینا برای توئه. همهش برای توئه!
هی! اینا برای توئه!
آره!
« تـرجـمـه: علی نصرآبادی و حسین اسماعیلی »
بخونین!
یالا. یالا. یالا
لعنتی!
چه مرگته!
داداش، گوش کن چی میگم...
گوشی لامصبو بذار کنار داداش
بیخیالش شو دیگه
اینطوری بیشتر از خودت میرونیش
بعدش دیگه عمراً جواب پیامتو نمیده
و بعدش پیش من آه و ناله میکنی
و میگی
"میشه یه بار دیگه بهش زنگ بزنی؟ میشه..."
بسه دیگه پسر
یالا، بیا بریم
امشب زیادهروی نمیکنم
نمیخوام زیادی مست و نشئه بشم و صدام بگیره
فردا یه نوبت برای متخصص گرفتم
که یه نگاهی به گلوت بندازه
صدات عین فرشتههاست
قدیس یا فرشته. ها؟
الان میریزیش! بپا، بپا، بپا!
آره، نوبت توئه! آره!
هورا!
- تا ابد. تا ابد زندهایم - تا ابد، پسر
حالا شد یه چیزی
- تا ابد زندهایم - حالا شد...
هی!
یا خدا!
یا خدا!
بزن بریم لامصب!
هی، لی!
هی!
لی!
لی!
هی، بیدار شو
باشه. پس بیاین همه بوس کنیم
عاشق وقتاییم که مثل بوریتو اینطوری همهمون به هم میچسبیم
هی! ایب!
ایب، درو باز کن!
یالا!
هی!
هی، ایب
و اینکه...
...چه حرفهایی زدی یا نه ولی دیگه خسته شدم
میخوام ازت جدا بشم
و قبلاً فکر میکردم آدم خوبی هستی
ولی حالا میدونم که اینطور نیست
چون یه آدم خوب
با کسی که دوستش داره همچین کاری نمیکنه
و از خود منم آدم بدی ساختی
و خُردم کردی
و باعث شدی خیلی احساس حقارت کنم
و رقتانگیزی!
و اگر مادرت میفهمید
چطوری باهام رفتار کردی از وجودت خجالت میکشید!
ولی به کسی جز خودت اهمیت نمیدی
و برای همین حقته تنها بمونی
قطعاً گرهی حنجره نداری
بدون دیدن چیزی
بهسختی میشه تشخیص داد مشکل چیه
ولی... بر اساس چیزهایی که بهم میگی
بهنظر میاد میتونه امتیدی باشه
دیسفونی تنش عضلانی
عضلههای اطراف حنجره اونقدر منقبض میشن
که تارهای صوتی بهدرستی کار نمیکنن
هنوزم میتونه اجرا کنه؟
اگر میخوای بهتر بشی، باید استراحت کنی
به همین سادگیه
مشکل بیشتر ذهنیه تا فیزیکی
چندین عامل توش دخیله
ولی بیشتر بخاطر استرسه
باید تا جای ممکن استراحت کنی
« بلیط کنسرت ویکند را دارید » « پنج تماس از دست رفته از مامان »
گور بابای اون سریال
بیشرفای عوضی
ببین، بازیگری رو امتحان کردی
به جایی نرسیدی
روی کاری که توش ماهری تمرکز کن
دوستت دارم داداش، خودت اینو میدونی
ولی محض رضای خدا یهخرده آروم بگیر. باشه؟
یه معجون مشتی برات درست میکنم
حالشو ببری عزیزدلم
No comments yet. Be the first to leave one.