MobLand

MobLand

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

MobLand S01E08 Helter Skelter 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Kommenteerib HosseinEsmaily

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-05-18
Allalaadimised: 443
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫این دیگه جنگ نیست

‫جنگ هسته‌ایه

‫« آنچه گذشت »

‫ریچی. یه قراری با هم داشتیم

‫- سرافینا رو بهت دادم ‫- منم گرفتمش. ممنون

‫بعلاوه‌ی یه چیزی برای تضمین

‫لعنتی!

‫جوری رفتیم زیر ذره‌بین

‫که تابحال سابقه نداشته ‫باید حقایق رو بپذیریم

‫یه خبرچین توی این خانواده‌ست

‫الان دست کارتل هستن

‫لوپزها یه انبار توی بندر غربی دارن

‫- مثل یه دژ مستحکمه ‫- اسم من "حایمی لوپز"ـه

‫شما به یکی از شرکای ‫تجاری من آسیب زدید

‫می‌تونم تضمین کنم دو برابر پولی ‫که ریچی پیشنهاد داده گیرت بیاد

‫متاسفانه باید پیشنهادتون رو رد کنم

‫سلام، کانرد

‫به‌موقع برای دیدن نمایش اومدین

‫وقتی با ریچی استیونسون...

‫شاخ به شاخ می‌شید

‫همین میشه

‫می‌خوام یه لطفی بهم بکنی

‫واقعاً به شدت فوریه

‫بهم مدیونی

‫بله؟

‫وایسا!

‫کت، متاسفانه یکم دیر زنگ زدی

‫روزی که به‌دنیا اومد، هوا بارونی بود

‫- همم؟ ‫- تمام شب

‫توی راهروی بیرون اتاق نشیمن ‫خونه‌ی پدرت نشسته بودم

‫و اومدن و رفتن ماما رو نگاه می‌کردم

‫تا اون‌موقع اونقدر وحشت نکرده بودم

‫یا تا الان

‫- همم ‫- تو، پشت اون در

‫داشتی مثل یه گوزن زخمی

‫داد و فریاد می‌کردی

‫و بعد آفتاب طلوع کرد

‫بارون قطع شد

‫و یه صدای بهشتی شنیدم

‫یه نوزاد تازه متولد شده

‫که داشت از ته دل گریه می‌کرد

‫اومدم توی سالن

‫درحالی‌که دهنم خشک بود ‫و پاهام می‌لرزید

‫و ماما...

‫پسرمو بهم داد

‫برندن روری فرانسیس کیارن...

‫هریگن

‫رفتم حیاط پشتی

‫و خیس بارون بودم

‫و زیر نور طلوع خورشید ‫بردمش بالای سرم

‫و جوری داد زدم ‫که تمام همسایه‌ها بشنون

‫"گوش کنین!"

‫"شاهزاده‌ای جدید متولد شده"

‫"برندن راهبر"

‫"رهبر مردم!"

‫چه آرزوهایی برای اون پسر داشتم

‫تو دا سوزایی؟

‫هری

‫چیزی نیست، گریه نکن

‫به کت بگو ‫حایمی گفته یکی طلبش

‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

‫- بابا ‫- چیزی نیست. چیزی نیست

‫چیزی نیست

‫برگشتی خونه. دیگه غصه نخور

‫همم

‫همه‌چی داشت

‫طبق برنامه پیش می‌رفت ‫محافظ با خودمون داشتیم

‫کسایی که می‌شناسم ‫و بهشون اعتماد دارم

‫با دلال ملاقات کردیم ‫رفتیم محل ملاقات

‫جو سنگین بود ‫ولی همه‌چی عادی بود

‫جنس‌ها رو بررسی کردم

‫سر قیمت توافق کردیم و...

‫بعد اونا همه رو کشتن

‫هیس. هیس، هیس، می‌دونم

‫ما رو با خودشون بردن

‫حتی نمی‌دونستم کجا بردنمون

‫وقتی فهمیدم کار لوپزهاست

‫- سعی کردم مذاکره کنم ‫- همم

‫ولی زیر بار نمی‌رفتن

‫بگذریم، خودتون دیدین بعدش چی شد

‫- گند زدم، مگه نه؟ ‫- نه

‫- چرا، گند زدم ‫- نه، نه

‫کنترل اجرایی تمام و کمال داری

‫لازم نیست هردفعه

‫که می‌خوای بری خرید ‫بیای از من اجازه بگیری

‫معامله‌ی خوبی بود

‫خیلی خوب بود

‫هی، ببین

‫خبر نداشتی اینجا چه خبره

‫قضیه‌ی وران

‫هیچکس انتظار نذاشت اون اتفاق براش بیفته

‫این قضایا

‫یه مقصر بیشتر نداره، و تو نیستی

‫برندن خدا بیامرز هم نیست

‫یا حتی حایمی

‫لوپز کوفتی

‫تقصیر "ریچی"ـه. ریچی استیونسون

‫میو، متاسفم

‫بیا اینجا

‫خوب گوش کن چی میگم

‫می‌خوام اینو بدونی ‫که تو هیچ تقصیری نداری

‫و اینکه همیشه توی این خونه جا داری

‫ممنون

‫می‌دونم می‌خواستی به برادرت برندن کمک کنی

‫و این یعنی که واقعاً و همیشه...

‫یه هریگن هستی

‫ممنونم

‫آخی، بیا بغلم

‫می‌دونی، برندن رو همیشه...

‫همونطور که بود یادمون می‌مونه

‫یه پسر نازنین و سردرگم

‫و انتقام مرگش رو

‫صد برابر می‌گیریم

‫همم؟

‫خب...

‫بیا بریم تا یه صبحونه‌ی ایرلندی

‫درست و حسابی بهت بدم

‫بیا

‫چطوری این‌کارو کردی؟

‫کت مک‌الیستر

‫می‌دونستم کار حایمیه

‫هیچ‌جوره دستم به حایمی نمی‌رسید ‫برای همین به کت زنگ زدم

‫به کت مک‌الیستر زنگ زدی؟

‫و اونم به حایمی زنگ زد

‫کوین، یه دقیقه تنهامون بذار، باشه؟

‫می‌خوام کوین، بلا

‫و ادی رو ببرم یه خونه‌ی امن

‫و چند روزی جن و جینا رو

‫اینجا نگه میدارم ‫تا اوضاع آروم بشه

‫بعدش یه جا براتون پیدا می‌کنم

‫باشه

‫خب، هری، بگو ببینم

‫کت مک‌الیستر رو از کجا می‌شناسی؟

‫وظیفه‌م محافظت از آینده‌ست

‫پیش‌بینی مشکلات آینده ‫و حل کردن اتفاقات غیرمنتظره‌‌ای

‫که پیش میاد. برای این‌کار...

‫یه سری ابزار لازم دارم

‫ابزار کوچیک، ابزار بزرگ

‫و در مواقع به‌شدت اضطراری ‫یه سری ابزارهای خیلی گنده

‫و این وظیفته

‫و بهتر از هرکس دیگه‌ای انجامش میدی

‫ولی بگو ببینم، هری

‫کت مک‌الیستر رو از کجا می‌شناسی؟

‫چند مدت پیش کت ‫یه واسطه‌ای رو فرستاد سراغم

‫- چرا؟ ‫- می‌خواست یه شغلی بهم پیشنهاد بده

‫اوهوم. تو چی بهش گفتی؟

‫گفتم بهش فکر می‌کنم

‫- بهش فکر می‌کنی؟ ‫- نه، گفتم...

‫گفتم "بهش فکر می‌کنم"

‫چون نیاز نداری بهش فکر کنی

‫درسته. بازیکن فوتبال که نیستم

‫و لیونل مسی هم نیستم ‫نمی‌تونم همینطوری تیم عوض کنم

‫و یهویی با یه لبخند گنده

‫یه پیرهن بگیرم دستم

‫که روش نوشته "مک‌الیستر یونایتد"

‫من وفادارم

‫و حتی اگرم نبودم ‫حتی اگر به این شک داشته باشی

‫با چیزهایی که در مورد تو ‫و هریگن‌ها می‌دونم

‫اگر برم سمت کس دیگه‌ای ‫در عرض یک هفته دخلم میاد

‫می‌دونم از این بابت مطمئن میشی

‫و بخاطر انتقام این‌کارو نمی‌کنی

‫کسب‌و‌کارمون همینه

‫همم

‫و حالا مدیونشی

‫آره، و حلش می‌کنم

‫آدم باید قبل از زنگ زدن به کت مک‌الیستر

‫به عاقبتش فکر کنه

‫تماس خیلی سنگینیه

‫- این پیرمرده کیه؟ ‫- این، موکاسا

‫کالین تترسال، سربازرس سابق اسکاتلندیارده

‫- کی؟ ‫- پرستار جدیدمونه که از دهه‌ی هفتاد

‫اومده بهمون نشون بده ‫چطوری یه خانواده‌ی تبهکاری رو متلاشی کنیم

‫پس بازنشسته‌ست

‫آره، ده ساله که بازنشسته شده ‫مستقل کار می‌کنه

‫خیلی‌خب، برو بیارش

‫آقای تترسال. کارآگاه موکاسا هستم

‫همراهم تشریف میارین؟

‫آقای تترسال، از دیدنتون ‫خوشحال و مفتخرم

‫نه، نه، بلند نشو

‫خب، از کجا شروع کنیم؟

‫همیشه میگم بهترین جا ‫برای شروع کردن، از اول ماجراست

‫جمله‌ی خردمندانه‌ایه

‫- خیلی خردمندانه‌ست ‫- آره، تصور کنین...

‫تازه پام به اینجا رسیده

‫البته توهین نباشه

‫تفاوت هریگن‌ها و استیونسون‌ها رو نمی‌دونم

‫سی سال تموم توی بخش ‫جرایم سازمان‌یافته و جنایات نبودم

‫و اینکه دارین با یه احمق ‫به تمام معنا صحبت می‌کنین

‫خب، در این‌صورت

‫تمام تلاشم رو می‌کنم

‫سرافینا دیگه رفتنی بود

‫با زنده درآوردنش از اونجا جادو کردی

‫یه پا هودینی هستی واسه خودت

‫اینکه اینطوری پیش کت ‫از خودت مایه گذاشتی

‫که اونو نجات بدی ‫که دختر منو نجات بدی...

‫همین بهم نشون میده چجور آدمی هستی

‫ولی اگر، به دلیلی...

‫یه دلیل نامشخصی...

‫که انتظارشو ندارم

‫اگر فکر کردی دارم از اوضاع غافل میشم

More Farsi Persian subtitles for MobLand

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left