The Woman in the Yard

The Woman in the Yard

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

The Woman in the Yard 2025 1080p MA WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-04-15
Allalaadimised: 198
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫خواب خیلی فوق العاده‌ای دیدم

‫چه خوابی؟

‫بازسازی خونه بالاخره تموم شده بود

‫تزئینش تموم شده بود

‫طویله پر بود

‫حیاط پر از اون گل‌هایی بود که دوست داری

‫اسمشون چی بود؟

‫زنبق؟

‫- آره ‫- همم؟

‫زنبق

‫همه‌جا پر از گل بود

‫و حسابی بهمون خوش می‌گذشت

‫تو، من و بچه‌ها

‫زندگیمون خوب بود

‫چه خواب قشنگی

‫تنها چیزی که باقی مونده بود اسمش بود

‫تمام مزرعه‌ها که اسم لازم ندارن ‫می‌دونی که؟

‫با تمام این زحمتایی که کشیدیم...

‫قطعاً یه اسم رو اینجا می‌ذاریم

‫خب...

‫تو باشی چه اسمی انتخاب می‌کنی؟

‫همم؟

‫برای یه خونه‌ی بی‌نقص؟

‫نمی‌دونم

‫اینطوری که اصلاً کیف نمیده

‫خیلیم کیف میده چون نمی‌دونم

‫باید بچه‌ها بگن "نمی‌دونم"

‫خب... خب منم نمی‌دونم

‫همم...

‫خواب خیلی فوق العاده‌ای دیدم

‫چه خوابی؟

‫بازسازی خونه بالاخره تموم شده بود

‫سلام، مامان؟

‫تزئینش تموم شده بود

‫طویله پر بود

‫مامان

‫حیاط پر از اون گل‌هایی بود که دوست داری

‫اسمشون چی بود؟

‫زنبق؟

‫- آره ‫- همم؟

‫زنبـ...

‫مامان!

‫برق قطع شده

‫گندش بزنن

‫خب... می‌خوای به...

‫شرکت برق زنگ بزنی یا نه؟

‫- میشه زودتر زنگ بزنی؟ ‫- بذار...

‫بذار اول بیدار بشم، تی

‫- باشه؟ ‫- باشه

‫خیلی‌خب

‫بهم قدرت بده

‫بهم قدرت بده

‫"بذار بیام تو"

‫"خوک کوچولو در جواب گفت"

‫"صد سال سیاه نمی‌تونی"

‫"پس فوت می‌کنم و فوت می‌کنم ‫و خونه‌تو خراب می‌کنم"

‫"ولی قبل از اینکه بتونه این‌کارو بکنه"

‫"خوک کوچولو در رو باز کرد ‫و گذاشت بیاد داخل"

‫"چون گرگ گنده‌ی بدجنس فقط می‌خواست"

‫"باهاش دوست باشه ‫ و خوک کوچولو هم همینو می‌خواست"

‫"بعدش، با آب‌رنگ نقاشی کردن"

‫"و کتاب خوندن و خوراکی خوردن"

‫"بعدش خوک کوچولو گرگ گنده‌ی بدجنس رو"

‫"برد توی کمد خوک کوچولو"

‫"و گرگ گنده‌ی بدجنس"

‫"رنگارنگ‌ترین لباس‌ها رو پیدا کرد"

‫"چون گرگ گنده‌ی بدجنس ‫دلش می‌خواست با هم شیک و پیک کنن"

‫- "برای همین..." ‫- گرگ گنده‌ی بدجنس شیک و پیک می‌کنه؟

‫پنگوئن از بخش‌های ترسناک داستان خوشش نمیاد

‫فقط خواستم بهت صبح بخیر بگم

‫صبح بخیر

‫خیلی‌خب، بجنب رفیق. بجنب

‫برو، برو، برو، برو، برو

‫خیلی‌خب، آماده‌ای پسر؟ آماده‌ای؟

‫برو بیارش

‫خیلی‌خب رفیق

‫سلام بچه‌ها

‫آماده‌این؟

‫خیلی‌خب

‫« دیـویـد »

‫گندش بزنن

‫اَنی! چیکار داری می‌کنی؟

‫پنیر می‌خواستم

‫خودم انجامش میدم ‫خودم انجامش میدم. خیلی‌خب

‫تی، باید مراقبش باشی

‫بیا

‫خیلی‌خب

‫خب، بازم تخم‌مرغ می‌خوای؟

‫بیا

‫ممنون

‫« اگر بتونی تصورش کنی، می‌تونی بسازیش »

‫گفتن...

‫گفتن برق چقدر دیگه وصل میشه؟

‫نمی‌تونم بهشون زنگ بزنم، تی

‫مامان، شوخیت گرفته؟

‫میشه لطفاً شروع نکنی؟

‫خب یه روز نمی‌تونی بازی ویدئویی بکنی

‫دنیا که به آخر نمی‌رسه

‫اگر گوشیت رو نمی‌شکستی

‫شاید می‌تونستی خودت بهشون زنگ بزنی

‫غذاهای توی یخچال چی؟

‫اگر درشو بسته نگه داریم چیزیشون نمیشه

‫پس بیاین زیاد بازش نکنیم

‫تی، چی...

‫چی توش ریختی؟ این طعم چیه؟

‫دوریتو؟

‫مگه چیه؟

‫- من که دوست دارم ‫- منم دوست دارم

‫اوه، چارلی

‫- چی...؟ ‫- حالم بهم خورد

‫اَه

‫چارلی

‫این چیه؟

‫چی بهش دادین بخوره؟

‫غذا دادیم، مامان

‫چرا غذای سگ ندادین؟

‫چون غذای سگ نداریم

‫باشه

‫به لیست خرید اضافش می‌کنم

‫ برو بیرون ببندش

‫غذام تموم نشده

‫تی

‫همین الان

‫بیا بریم پسر

‫- من بهت کمک می‌کنم مامانی ‫- ممنون

‫بیا اینجا

‫هی رفیق

‫چارلی، چارلی. بیا اینجا

‫بذارش توی سطل آشغال

‫و دستت رو خیلی خوب بشور

‫« ما را در غم خود شریک بدانید »

‫مراقب باش!

‫مامان

‫- مامان؟ ‫- بله؟

‫یه زن توی حیاطه

‫- مامانی؟ ‫- اوهوم؟

‫اون کیه؟

‫نمی‌دونم

‫یهویی از کجا پیداش شد؟

‫اینم نمی‌دونم

‫چه زن ترسناکی

‫آره

‫چرا صورتش رو پوشونده؟

‫شاید برای اینکه آفتاب نخوره تو چشمش؟

‫مامان، بیخیال

‫مطمئن نیستم

‫احتمالاً قیافه‌ش مشکلی چیزی داره، یا...

‫شاید... مُرده

‫مامان

‫- تیلور، بس کن ‫- چیه؟

‫داری خواهرت رو می‌ترسونی

‫زنه نمرده

‫اگر مرده بود، می‌دونی... میفتاد زمین

‫نه، ممکنه مرده باشه

‫آخه اجساد خشک و سفت میشن

‫اینو توی مدرسه یاد گرفتیم

‫یه بار، یه مردی مُرد ‫و هیچکس خبر نداشت

‫و چند روز بعد که پیداش کردن

‫دستش اینطوری مونده بود

‫- مامان! ‫- تی، بس کن

‫اوه...

‫تی، میشه لطفاً بس کنی؟

‫اون نمُرده

‫احتمالاً فقط...

‫گم شده

‫احتمالاً کمک لازم داره

‫شاید بهتر باشه آمبولانس خبر کنیم

‫فکر خوبیه اَنی جونم

‫آره، خیلی فکر خوبیه، اَنی

‫ولی نمی‌تونیم

‫یادته؟

‫- چرا این شکلی لباس پوشیده؟ ‫- آره

‫انگار داره میره مراسم ختم

‫آره

‫چارلی!

‫بس کن!

‫مامانی؟

‫- دارم می‌ترسم ‫- خیلی‌خب، بیا اینجا

‫دلیلی برای ترسیدن وجود نداره، خب؟

‫اگر بابا بود می‌دونست باید چیکار کنه

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب

‫میرم بیرون باهاش صحبت می‌کنم

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫- واقعاً؟ ‫- چرا تو بری؟ پات صدمه دیده

‫- تی؟ ‫- چیه؟

‫همراه خواهرت داخل بمون

‫همه‌چی درست میشه

‫باشه؟

‫چارلی!

‫بسه دیگه!

‫بس کن

‫مدام پارس می‌کنه

‫هی. اوه، نه

‫اَنی. اَنی، چیزی نیست ‫چیزی نیست

‫می‌دونم مامان این اواخر ‫مثل همیشه نبوده، خب؟

‫ولی من اینجام

‫خب؟

‫کمکی از دستم برمیاد؟

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left