Charmed

Charmed

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 4

Väljalaske info

Charmed S04E16 The Fifth Halliwell 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 16 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Sildid

bluray
Avaldatud: 2025-11-20
Allalaadimised: 13
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

به سلامتی ازدواج!

هی، امشب قرار بود سالگرد ازدواج ما باشه

اوه، به سلامتی ازدواج پایپر و لئو

امیدوارم مال ما هم به همین اندازه موفق باشه

آره، می‌بینی؟ بازم انگار در مورد ما نبود

باشه، همه، من...

من میرم، خسته‌م. صبر کن، پِیج، تو هنوز نمی‌تونی بری

هنوز نرسیدیم به قسمت خوبش

اوه، متاسفم

فکر می‌کردم تماشای اینکه شما دو تا تمام شب همدیگه رو می‌بوسین

اوج شب من باشه

اوه، متاسفم عزیزم. داریم خسته‌ت می‌کنیم؟

نه، نه، فقط...

عجیبه که دختری رو می‌بینم که اهل ازدواج نبود

اینقدر متاهل باشه

پایپر سعی کرد بهم بگه که عالی و متفاوت میشه

خب، خودت باید تجربه‌ش کنی تا بفهمی

باشه، پس قسمت خوبش؟ اوه بله، قسمت خوبش

ببخشید

بفرمایید

اوه خدای من. کول

چیز مهمی نیست. فقط بهترین هتل هاوایی

فقط فکر کردم درست نیست که شماها هیچ وقت ماه عسل نرفتید

اوه خدای من، تو دیگه از این شیرین‌تر می‌تونی باشی؟

صبر کن ببینم، تو براشون بلیط هاوایی گرفتی؟

خب، بلیط هواپیما که نه. باید تله‌پورت کنن اونجا

اما، خب، هتل و چند تا شام خوب

کول، باورم نمیشه این کارو کردی

من از چیزی خبر ندارم؟

مگه بیکار نیستی؟ چطور تونستی از پس هزینه‌ش بربیای؟

این سورپرایز فرداست. برای امشب، یه جام دیگه

به سلامتی لئو و پایپر، و یک عمر خوشبختی

حالت خوبه؟

عزیزم، حالت خوبه؟ ببخشید

خوبم، خوبم، فقط...

ببخشید، الان برمی‌گردم

پس فکر می‌کنی کول لاتاری برده یا یه همچین چیزی؟

من که میدونم بردم

متاسفم

با تمام خانواده بودم. دیوونه شدی؟

منو ببخشید

اما اگه قراره مراسم من تاثیر کنه، لازم بود که الان اینجا باشی

دارم سعی می‌کنم همسر عالی و باجناق عالی باشم

کمک می‌کرد اگه اهریمن‌ها از توی پیست رقص برام دست تکون نمی‌دادن

اگه مراسم باروری من شکست بخوره، در هر صورت بازی تمومه

ماه کامل فردا تنها فرصت توئه

تا همسرت رو باردار کنی

قدرت ماه در ترکیب با این معجون...

اون رو برای نطفه اهریمنی بارور می‌کنه

و هر اقدام پیشگیرانه‌ای که انجام داده رو خنثی می‌کنه

شیرینی مورد علاقه‌ش؟ شکلات

پس با شکلات مخلوطش می‌کنم

صبح باید بهش بخورونی

و بعد وقتی ماه در آسمان شب بالاست، کار رو تموم کنی

و اگه موفق بشی...

نطفه شیطانی که در درونش رشد می‌کنه، تمایلات شیطانی خودشو تحت تاثیر قرار میده

تا وقتی حقیقت رو بفهمه...

مطیع اراده تو میشه

اون مطیع عشقش به من میشه

برای معجون

می‌تونم اینو امتحان کنم؟ آره، حتماً

گیره موهام شکست. یکی از مال منو امتحان کن

درخشان. آره، انگار که تو بیشتر به درخشش نیاز داری

آره، عجیب نیست که چطور رابطه جنسی می‌تونه جای خواب رو بگیره؟

نمی‌دونم روش تحقیق کردن یا نه

دِیو، دوست‌پسر سابقم، یادمه... اوه نه. با دوست‌پسرها فرق داره

نمی‌دونم چرا، ولی وقتی ازدواج می‌کنی، فقط...

خیلی بهتره. منظورم رو می‌فهمی؟

تعهد، فوق‌العاده جذابه

آره. صمیمی‌تره یا یه همچین چیزی

خب، من که نمی‌دونم

حالا که بحث انتظار کشیدن پیش اومد...

پایپر، تو امشب میری ماه عسل

فکر می‌کنم لباس زیر جدید لازمه

تو همیشه فکر می‌کنی لباس زیر جدید لازمه

نه برای من، احمق

تو هم میای، پِیج؟ نمیتونم

باید برم اون جای شیطانی که حقوقمو نگه می‌دارن

اوه، درسته. متاسفم

سورپرایز. یه ماشین نو؟

اینو از کجا آوردی؟

با کارم اومد. اوه، تو یه پارک‌بان هستی؟

وکیلم، ممنون

این ماشین شرکته

جدی می‌گی؟

عجیبه. تو توی "کمک حقوقی" دو ساعت هم دوام نیاوردی

آره، ازش متنفر بودی. گفتی از وکیل بودن متنفری

آره، ولی اون کار پر استرس بود و هیچی هم پول نمی‌داد

این یکی همراهش یه پورشه هم داره

درسته

چطور شده که لبخند نمی‌زنه؟ منم نمی‌دونم

این تیپ‌ترونیکه؟ نه

فکر کردم خوشحال میشی؟

کول، اگه تو خوشحالی، منم خوشحالم

باشه

شکلات‌های مورد علاقه‌تو گرفتم

و سوییت ماه عسل رو توی "مارک" رزرو کردم

ماه عسل؟ فقط برای امشب. چی میگی؟

اوه، من می‌گم اول باید یه کمی خرید کنم، فکر کنم

تو چی میگی، پایپر؟

ربکا رایان امشب توی کلاب اجرا داره، پس باید برم وسایل رو بچینم

من جاتو پر می‌کنم

باید یه کاری کنم. کول داره آبرومو می‌بره

پس شکلات؟

مطمئنی نمی‌خوای؟ بوی خیلی خوبی میدن

شاید تو شیطانی

دوستت دارم

خب، برای کدوم موسسه حقوقی کار می‌کنی؟

با موسسات حقوقی سانفرانسیسکو آشنایی داری؟

آره، گاهی اوقات باهاشون سروکار دارم

جکمن، کارتر و کلاین؟

اسمشون رو نشنیدم

خب، بهتره برم سر کار

تبریک می‌گم. ممنون

باشه، نظرت چیه؟

هی!

فکر کنم اون خوشش اومد و اون یکی خوشش نیومد

باشه، ولی چی می‌گه؟

چون دنبال اون مدلی‌ام که بگه "ما زن و شوهریم، ولی هنوز شور و هیجان داریم"

فکر کنم بیشتر شبیه

تیپیه که "یک شب می‌پوشمش و شش ماه بعدی باید قسطشو بدم"

جور تیپ و قیافه‌ست

متنفرم از اینکه حق با توئه

ولی حالا که فکرشو می‌کنم

احتمالاً الان که کول وارد کار شرکتی شده، از پس خریدن هر چیزی که بخوای برمیای

آره، خب، من نمی‌خوام به اون تکیه کنم

و نمی‌خوام فقط خونه بشینم

در حالی که شوهرم کار می‌کنه، می‌دونی

شاید ده سال دیگه، مثلاً وقتی بچه داشته باشم، ولی الان نه

اوه، بهت برخورد؟

من فقط فکر می‌کنم وقتشه که منم یه شغل پیدا کنم، می‌دونی

نظرت چیه؟

فکر می‌کنم همین که ما اینقدر جذابیم، خودش یه جور کار تمام وقته

آره، فقط اینه که به جای حقوق، تهدید مرگ هم باهاشه

درسته. خب، اگه کول داره چند دلار اضافی به خونه میاره

چرا ازش لذت نبری؟

چون، پایپر، موضوع این نیست

من مدرک روانشناسی دارم که برای گرفتنش واقعاً سخت کار کردم

و دوست دارم بتونم ازش برای کمک به مردم، به روشی غیر جادویی، استفاده کنم

حالا که حرف از کمک به مردم شد

خوب شد اون ماشین ترمز داشت

له می‌شدی. کاملاً

این زن نجاتش داد. حالت خوبه؟

می‌تونی کمکم کنی برم سر کار؟

به مهلتش نمی‌رسم. باید برم سر کار

باشه

بی‌گناه. البته

من هنوز بهش اعتماد ندارم

به شرکت زنگ زدم، و ظاهراً در مورد گرفتن اون کار راست می‌گه

صبر کن، راست گفت؟ موش مرده!

بهت میگم، لیلا، یه چیز عجیب غریبی داره اتفاق میفته

اون نتونست توی کاری که براش اینجا جور کرده بودم، درست عمل کنه

یعنی، اون یه مشتری رو زد

و حالا یهو شده آقای وکیل خوش‌برخورد و جنتلمن

آدما تغییر می‌کنن

نه اینقدر سریع، نه اینقدر زیاد

یه چیزی در موردش درست نیست

و من حواسم بهش باشه. والسلام

جاسوسی شوهر!

حالا، این یه راه مطمئنه که دوباره با خواهرت ارتباط برقرار کنی

پیج متیوز

هی، یه وضعیت جادوگرانه داریم

که واقعاً می‌تونه از تخصص تو بهره‌مند بشه

امکانش هست برگردی عمارت پیشمون؟

آره، الان میام. - عالیه، اونجا می‌بینمت

منظورت چیه که نخوردش؟

یعنی فکر کردم اگه به زور بندازمش تو حلقش، ممکنه یه کم مشکوک باشه

پس دیگه دیره؟

نه. هر چی معجون بیشتر بمونه، قوی‌تر میشه

ممکنه هنوزم اثر کنه

پس حواستو جمع کن

و هر شیطانی رو که قصد حمله داره، بهم خبر بده

نمی‌تونم هیچ حواس‌پرتی برای فیبی تحمل کنم

کول، ما باید

ایشون مایکه، منشی حقوقی من. ایشون تازه داشت می‌رفت

ممنون. می‌تونی فردا در مورد اون پرونده‌ها بهم خبر بدی

درسته. حتماً

ببخشید

کول، ایشون کارن یانگ هستن. از آشناییتون خوشبختم

اون به کمک ما نیاز داره

من زود رفته بودم. هنوز هوا تاریک بود

با شوهرم خداحافظی کردم

و بعدش یادم نمیاد

نمی‌فهمم داره چه اتفاقی برام میفته

کارن، می‌دونم ترسیدی ولی کمکت می‌کنیم، قول میدم

چش شده؟

نمی‌دونم

من یه پیشگویی داشتم که توسط شیاطین مورد حمله قرار گرفت

فقط فکر نمی‌کنم پیشگویی بود. فکر کنم قبلاً اتفاق افتاده

ولی یه نوع گوی نورانی بهش برخورد کرده

پس شاید مجبور بشیم برنامه امشب رو عقب بندازیم، عزیزم

نه، نمی‌تونیم

خب، کول، بی‌گناه‌ها در اولویت هستن

البته که هستن

من فقط...

من فقط نمی‌تونم برای تنها شدن باهات صبر کنم

هر کاری بتونم برای کمک کردن انجام میدم

منو می‌بخشی؟

سلام، سلام، سلام. بی‌گناه همینجاست، یادتونه؟

درسته

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left