Esimesed 200 rida.
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما CinamaSub@
« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »
عصا و چوبدستی تو به من قوت قلب میبخشند
در برابر چشمان دشمنانم...
سفرهای برای من میگسترانی
سرم را به روغن تدهین میکنی
و پیالهام را لبریز میسازی
اطمينان دارم كه نيكويی و رحمت تو همراه من خواهد بود...
عصا و چوبدستی تو...
به من قوت قلب میبخشند
الو؟
کجا؟
باشه
خیلیخب. باشه
محشر بود
آره، واقعاً بود
باید برم بیرون
وقتی رفتی در خودش قفل میشه
به به
هانی اوداناهیو
چی باعث شده افتخار دیدنت نصیبمون بشه؟
این دختره مشتریته؟
پزشک قانونی داره میاد
قراره نظر بده دختره مُرده یا نه
بگو نظر تو چیه
نـه
نمرده؟
ولی خیلی وضعش خرابهها
- مشتریم نیست - آها
پس چرا اومدی سر صحنهی یه تصادف مرگبار؟
تو چی؟
من چی؟
کارآگاه امور جنایی هستی ولی اومدی سر صحنهی تصادف مرگبار... چرا؟
خب، به شرطی بهت میگم که توام یه چیزی بهم بگی
بپرس
خب، با کسی که نیستی
چرا باهام قرار نمیذاری همدیگه رو ببینیم؟
الان همدیگه رو دیدیم دیگه
اون مشتریم نیست
درضمن، مارتی...
من از دخترها خوشم میاد
همیشه همینو میگی
« پارکینگ مخصوص اوداناهیو »
« کالیفرنیا »
آقای سیگفرید وقت ملاقات نداره
میخواد اگر میشه همین الان یه قرار کوتاه باهاتون داشته باشه
باشه، حتماً
و میتونی قرار فردام
با "میا ناواتنی" رو لغو کنی
پول قرار لغو شده رو ازش بگیرم؟
لغو نکرده. پا پس کشیده
بعداً بهت میگم
بفرمایید تو، آقای سیگفرید
کووید
خیلیخب
هنوزم همهجا هست
فکر کنم دوستپسرم با کسی رابطه داره
مطمئنم داره
از کجا میدونی؟
تابحال نشده وقتی همهچی مرتبه
کسی بیاد اینجا همچین حرفی بزنه
نظر منو میخوای؟
من کارآگاه خصوصیم ولی توی جلسهی اول
عاشق دلشکسته رو مجانی راهنمایی میکنم
یا خیانتش رو نادیده بگیر
یا بدون پرخاش کردن حرفشو پیش دوستپسرت پیش بکش
با شراب و گل، صادقانه صحبت کنین
در مورد نیازها، خواستهها و از اینجور چیزهای همدیگه صادقانه صحبت کنین
ولی بهتره نیای
ساعتی صد دلار بهم بدی که چیزی رو بفهمم
که جفتمون همین الانشم میدونیم
نه، باید بدونم
دارم میگم میدونی
باید جزئیاتش رو بفهمم با کی، کجا، چه زمانی
باید بتونم این قضیه رو بکوبم تو سرش
بکوبم تو سر حرومی دروغگوش
« محبت خداوند گرانبها و مجانیست » « با کشیش درو دعا کنید. کلیسای چهارراه »
هانی، هانی، هانی، هانی، هانی!
سلام دیزی
سلام هانی ماکارونی و پنیر میخوری؟
ناهار خوردم
این شامه
نه نمیخورم براتون گریپفروت آوردم
ممنون، ولی بچهها نمیخورن
فقط چیزهایی که زرد باشه میخورن
- اینا هم زرد هستن دیگه - این دیگه چه وضعشه؟
بیرونش زرده
هانی، باهام ازدواج میکنی؟
نمیتونم باهات ازدواج کنم، دیزی
- خیلی کوچیکی - شارژرم کجاست؟
خب، وقتی بزرگتر شدم باهام ازدواج میکنی؟
حتی اونموقع هم نه قانون نمیذاره
چه قانونی؟
مردم نمیتونن با خالههاشون ازدواج کنن
چه مسخره! آخه چرا؟
چون بچههامون پسرها و دخترهات هستن
ولی پسرخاله و دخترخالههات هم حساب میشن
و زیادی گیج کنندهست
من که با هم قاطیشون نمیکنم
ولی نمیتونیم قانون رو زیر پا بذاریم
میتونیم قایم بشیم
میتونیم بریم توی جنگل زندگی کنیم
این اطراف که جنگلی نیست
از اینجا تا بیکرزفیلد چهار تا درخت هم پیدا نمیشه
در مورد محل زندگیش بد نگو
نمیگم. فقط میگم هیچ درختی نیست
هایدی، اصلاً میوهی تازه بهشون میدی بخورن؟
هرچی بخورن بهشون میدم
مادری کردن که آپولو هوا کردن نیست
من میخورمش، هانی
بذار پوستشو برات بکنم
- آره، شرمنده - تو شارژرم رو برداشتی، دماغو؟
هیچکس نباید بهت بگه چطوری مادری کنی
به برادرت نگو دماغو
و به آبجیم سلام کن
- آبجیت؟ - خاله رو میگه
خفهشو دماغو
- مگه ذهنخونی؟ - خفهشین دیگه
میخوام بخوابم
اگر قبل از ساعت ۳ صبح میومدی خونه
- میتونستی شب بخوابی - نشستی
- مامان، این چیه؟ - به هانی سلام کن
ملافهها رو نشستی!
- وقت نکردم - مامان
وای خدا! خون، خون، خون!
- وقت نکردم - وای خدا
- خودت بشورشون - من؟
آره تو، کورین
وای خدا. وای خدا
چه بلایی سر کورین اومده؟
پریود شده، احمق
فقط یه عارضهست
عارضه؟ وای خدا!
چیزی نیست، دیزی هر زنی پریود میشه
وای خدا، تو که پریود نمیشی مگه نه، هانی؟
بابت برادر جدیدشون خوشحالن؟
به برادر خواهرهایی که دارن هم توجهی نمیکنن
با اینحال یه بچهی دیگه میخوای؟
بهم نگو چطوری مادری کنم
اگر فکر میکنی با این حق پیدا میکنی...
فقط میخوام کمک کنم
کورین!
نمیگم چطوری مادری کنی
فقط میپرسم میخوای مادر چند تا بچه باشی
ممنون، نینی
تا قبل از نصفهشب برگرد خونه
امشب نمیام خونه
سلام عزیزم
هیچی نگو
چیزی نگفتم
از وقتی بچه بودیم تا الان هیچی نگفتم
« پارکینگ مخصوص کشیش درو »
آره، تو نور هدایتگری
آره، تو نور هدایتگری
بیارش پایینتر
پایین... پایینتر نمیاد
خمش کن پایینتر
نه. نه. نه
میخوام وقتی داریم معاشرت میکنیم
تکون خوردن سینههات رو ببینم
آها
آره، تو نور هدایتگری
- آره - بیارش سمت چپ
سمت چپ من یا تو؟
جفتمون یه جهتیم!
ای خدا
ببخشید، کشیش درو
آخه خیلی واضح توضیح نمیدی
- میخوای...؟ - چیه؟!
کشیش
داشتم با جویی کوچولو یه محموله میبردم
که یهویی مثل سگ هار
دهنش کف کرد
وایسا، وایسا، وایسا، وایسا وایسا، وایسا، وایسا!
جویی کوچولو بزرگه یا جویی کوچولو؟
پسرش. جویی کوچولو
خیلیخب
خب... دیدم مثل آقای حباب...
دهنش کف کرده
و یهویی کف کردن دهنش و داد و فریادش قطع شد و...
بگذریم، خب... خب الان...
مُرده
- مُرده؟ - آره مُرده
کجا اتفاق افتاد؟
- توی کامیون - میدونم
کامیون کجاست، شاگی؟
طرفای لانگبیچ بودیم
و با کامیون تا اینجا اومدم
راستشو بخوای نمیدونستم دیگه چیکار کنم
هنوزم مرده؟
آره. خب، منظورت چیه کشیش؟
منظورم اینه که بهنظرم هنوزم مُرده حدسم اینه
- قرار نیست زنده بشه - نه، جناب کشیش
پس چرا مزاحم اینکارم شدی؟
چی...؟
اوه، شرمنده
ببخشید. معذرت میخوام، خانم
- بعداً برگردم...؟ - نه، نه، اشکال نداره
میام بیرون
جویی
No comments yet. Be the first to leave one.