Sirens

Sirens

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Sirens 2025 S01E04 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
Avaldatud: 2025-05-22
Allalaadimised: 84
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫سفرت تا اینجا چطور بود؟ ‫دریا متلاطم بود؟

‫نه، خیلی قشنگ بود

‫این جزیره قشنگ‌ترین جاییه ‫که تابحال به چشم دیدم

‫همم

‫یادمه منم اولین باری ‫که این جزیره رو دیدم همین فکرو کردم

‫خونه‌تون شبیه موزه‌ی هنریه

‫ممنون. آره

‫راستش در طول سال ‫الان زمان مورد علاقه‌م برای اینجا بودنه

‫بعد از روز کارگر

‫وقتی همه برگشتن بک‌بی ‫ (محله‌ای در بوستون)

‫و آپر ایست ساید (محله‌ای در منهتن) ‫و فقط من و حیوانات

‫و موجودات دریایی اینجا موندیم

‫و جزیره رو پس می‌گیریم

‫چرا می‌خوای دستیار من باشی؟

‫راستشو بخواین، بخاطر شما

‫توی گوگل در موردتون تحقیق کردم

‫و یه ویدئوی یوتوب ازتون دیدم

‫که توش در مورد ‫حفظ و نگهداری صحبت می‌کردین، و...

‫خیلی پُرشور بودین

‫یه حسی بهم گفت ‫باید بیام براتون کار کنم

‫الان ساکن نیویورکی؟

‫آره

‫- کجا؟ منهتن؟ ‫- نه، کوئینز

‫توی منطقه‌ای که دوست دارم ‫بهش بگم "حومه‌ی فرودگاه"

‫کجا کار می‌کنی؟

‫توی کپلن معلم تمام‌وقت هستم

‫آخرهفته‌ها توی یه شرکت بازاریابی ‫به‌صورت پاره‌وقت کار می‌کنم

‫و برای بیمه توی استارباکس کار می‌کنم

‫همم، هرکاری بتونی می‌کنی، آره؟

‫آره، خب، بهتر از اینه که ‫بی‌پول و سوار اتوبوس پیترپن برگردم خونه

‫اون بدترین کابوسمه

‫- اهل کجایی؟ ‫- بوفالو

‫اوف!

‫بگو شمال ایالت، عزیزم

‫من اهل خراب‌شده‌ای به اسم "فرزنو" هستم ‫ولی به همه میگم اهل "منطقه‌ی خلیج"ـم

‫خب، یه سال توی سیتی کالج حقوق خوندی

‫چرا فقط یک سال؟

‫شما وکیلی. زندگی‌نامه‌‌تون رو خوندم

‫لازم نیست به شما بگم ‫دانشکده‌ی حقوق چقدر سخته

‫اوهوم

‫ولی بورسیه‌ی گلدبرگ رو گرفتی ‫که بری "ییل" کارشناسی بخونی

‫اون بورسیه‌ی کامل

‫برای دانشجوهای نخبه‌ی زیر خط فقره

‫تعجب می‌کنم که اینو می‌دونین

‫منم همون بورسیه رو گرفتم

‫پس بهم بگو واقعاً چرا ‫دانشکده‌ی حقوق رو ول کردی

‫ازش متنفر بودم

‫فکر کنم... فکر کنم ‫حس می‌کردم باید برم

‫چون از کلاس دوم همیشه می‌گفتم ‫می‌خوام حقوق بخونم

‫ولی فقط بخاطر این اینو می‌گفتم

‫چون مامانم یه بار بهم گفت وکیل آینده و...

‫جوون‌مرگ شد

‫برای همین... دیگه از فکرش درنیومدم

‫آره. و بعد که بهش رسیدم

‫دیدم مناسب من نیست، برای همین... ‫برای همین ترک‌ تحصیل کردم

اگه به دردت نمیخوره، ولش کن

‫جمله‌ی قشنگی بود

‫مادر منم جوون‌مرگ شد

‫بخاطر سرطان سینه. 9 سالم بود

‫مادر من توی تصادف ماشین فوت کرد ‫یه راننده‌ی مست بهش زد

‫هفت سالم بود

‫واقعاً متاسفم

‫بذار ببینمت

‫باشه

‫همراهم بیا

‫این "بارنابی"ـه

‫وقتی پیداش کردیم ‫داشت بین امواج غرق می‌شد

‫سلام، بارنابی

‫سلام، آفرین پسر خوب

‫آفرین پسر خوب

‫آره، خیلی نحیفه

‫هر روز دستی بهش غذا میدیم

‫قراره این‌کارو انجام بدی

‫اگر شغل رو قبول کنی

‫می‌خواین شغل رو بهم بدین؟

‫آره. به‌نظرم باید فوراً شروع کنی

‫نظرت چیه؟

‫شنیدی چی گفتم، سیمون؟

‫بابام اینجاست

‫چرا بابام اینجاست؟

‫خب...

‫میشه وقتی از روی زانوم بلند شدم ‫در موردش صحبت کنیم؟

‫- چرا باهام همچین کاری کردی، ایتن؟ ‫- منظورت...؟ منظورت حلقه‌ست؟

‫- حلقه‌ی مادرم بوده ‫- نه. نه. منظورم بابامه

‫چرا بابامو آوردی اینجا؟

‫می‌خواستم... می‌خواستم... ‫می‌خواستم یه حرکت عاشقانه بزنم

‫از اون حرکتای غیرمنتظره و اینا

‫ببین، میکیلا دیروز دم پرتگاه ‫یه سری حرف‌های خیلی بی‌رحمانه

‫بهم زد

‫خب، بهم گفت خودخواه نابالغ

‫و گفت حق ندارم ‫تو رو الکی دنبال خودم بکشونم

‫و یهویی متوجه شدم راست میگه

‫- واقعاً خودخواه و نابالغم ‫- ای وای. هی. هی. هی

‫بیا بریم روی مبل بشینیم ‫بیا روی مبل بشین

‫ببخشید. فقط باید بشینه

‫- اینجا بشین. هی، ایتن ‫- و متوجه شدم که...

‫- که نمی‌خوام... ‫- احیاناً داروهاش رو نیاوردی؟

‫- نه، فکر کنم پرستارش براش آورده ‫- پرستارش نیستم. توی کیفشه

‫- کجا؟ ‫- قرص‌هام همراهمه

‫- توی کیسه. داخل... ‫- خیلی‌خب، باشه

‫ببخشید اینطور شد ‫ادامه بده، جناب خودخواه نابالغ

‫ممنون. خیلی‌خب

‫خب، منظورم اینه که ‫مدت‌هاست سرگردون بودم

‫حالا تو رو پیدا کردم

‫تو دختر رویاهامی ‫و می‌خوام لایق همچین چیزی باشم

‫می‌خوام لایق تو باشم

‫می‌خوام بهت تعهد بدم ‫و می‌خوام درست و حسابی انجامش بدم

‫برای همین رفتم از بروس اجازه بگیرم

‫و... و بعد خودش و پرستارش ‫گفتن می‌خوان همراهم بیان

‫من پرستارش نیستم

‫راستش بخاطر "دی" اومدم

‫هی، این چه وضعشه؟

‫نمی‌تونی بدون هیچ توضیحی ‫منو با این تنها بذاری

‫برای همین با خودت کشوندیش ‫به یه جزیره‌ی دورافتاده؟

‫دیگه باید چیکار می‌کردم؟

‫درضمن، خیلی خوشگل شدی

‫خب...

‫ببخشید. جوری که برنامه داشتم پیش نرفت

‫فقط... راستشو بخوای ‫فکر می‌کردم خوشحال بشی، سیمون

‫که بابات برای این قضیه حضور داشته باشه

‫- عاشقتم. می‌خوام باهات ازدواج کنم ‫- درب ورودی باز شد

‫قضیه چیه؟ اینا دیگه کین؟

‫وای خدا

‫تویی

‫مگه نه؟

‫- آره خودتی ‫- چی؟

‫واقعاً خودتی

‫می‌دونستم

‫حس می‌کردم داری میای

‫- سلام ‫- سلام

‫منو یادته؟

‫اوه، مطمئنم... مطمئنم یادم میاد ‫میشه اسمتو بهم بگی؟

‫بروس

‫سلام بروس. من میکیلا هستم

‫می‌شناسمت

‫خیلی خیلی خیلی خیلی وقته ‫همدیگه رو می‌شناسیم

‫صحیح

‫- میشه ببریش...؟ ‫- از همیشه زیباتری

‫اوه

‫من و تو عاشق سکس با همدیگه‌ایم

‫- وای خدا. بابا! بابا! ‫- وای خدا

‫- هی، بروس ‫- هی، بابا. بابا

‫- نه، بابا... ‫- چنان سکس می‌کنی که نگو!

‫- این رئیس "سیمون"ـه، بابا ‫- سکسش حرف نداره

‫- گیج شدی ‫- گیج کجا بوده!

‫این خانم رو نمی‌شناسی ‫ایشون غریبه‌ست

‫- این یارو لباس بنفشه خیلی پولداره ‫- اوه

‫- با جت شخصی اومدم اینجا ‫- صحیح

‫قراره با دخترمون ازدواج کنه

‫- خب... ‫- سیمون

‫خیلی کنجکاوم بشنوم جواب سیمون چیه

‫پس، نظرت چیه... نه، نه، نه، نه، نه ‫میشه اینجا بمونی؟

‫دستمو بگیر، و با هم گوش می‌کنیم

‫- خیلی‌خب ‫- خیلی‌خب

‫خب...

‫سیمون دویت، باهام ازدواج می‌کنی؟

‫بابام الان گفت "کیکی سکسش حرف نداره" نمی‌تونم... نمی‌تونم این‌کارو بکنم

‫- نه، نه، این‌شکلی نه. نمی‌تونم ‫- صبر کن. سیمون. صبر کن! صبر کن!

‫سیمون. سیمون، صبر کن

‫وایسا، نه. من میرم دنبالش ‫دوست‌دختر منه

‫- به‌نظرم بقدر کافی گل کاشتی ‫- بذارین من باهاش حرف بزنم. منو می‌خواد

‫حرفای مسخره نزن، دون ‫تو نفر آخری

‫راستش، با حرفش موافقم ‫رتبه‌مون این شکلیه، اول، دوم، سوم

‫- یا شایدم من دوم باشم... ‫- بیخیال بابا

‫تو با بابات سروکله‌ بزن ‫تو با مهمون‌هات سروکله بزن

‫و من میرم

‫خداحافظ، میکیلا

‫خداحافظ، بروس

‫درب ورودی باز شد

‫- همم... ‫- خیلی‌خب

‫« زنـان افـسـونـگـر »

‫« پـرسـفـون »

‫یعنی چی نون نیست؟

‫خب، در روزهای قبل از جشن

‫خانم کل ترجیح میده ‫هیچ کربوهیدراتی توی خونه نباشه

‫مگر اینکه برای یه مهمان ‫یا یه مراسم خاص باشه

‫کربوهیدراتی توی خونه‌م نیست؟ ‫دیوونه شده؟

‫اشکالی نداره

‫ما... ما خوشحالیم که فرصت می‌کنیم ‫اینقدر سالم غذا بخوریم

‫- آب می‌خوریم ‫- آره. گاهی اوقات توش نعناع می‌ریزیم

‫یا لیمو، اگر احساس جسارت کنیم

‫خب، قرار نیست سوپ صدف ‫مخصوص بابام رو

‫بدون نون گرم و برشته

‫و کره‌ی خوشمزه و نمک‌زده بخوریم

‫کسی گفت نون برشته؟

‫کوپرتینو حدوداً 5 دقیقه‌ی دیگه می‌بنده

‫کسی می‌خواد بره نون بگیره؟

‫من. منو انتخاب کن

‫- عه، باشه ‫- من میرم

‫یکم پول نقد بردار

‫نون! هورا!

‫میز اتاق غذاخوری رو ‫برای شما و خانم کل بچینم، قربان؟

‫برای خودتون هم بچین ‫لطفاً کنارمون بشینین

‫چرا اینقدر زنگ می‌زنه؟

‫هیچی. مسائل مخصوص کارکنانه

‫بیخیال. منم می‌خوام ‫غیبت‌های آشپزخونه‌ای رو بشنوم

‫خب...

‫ظاهراً، همین الان ‫از دستیار خانم کِل خواستگاری کردن

‫- سیمون؟ ‫- آره

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left