Esimesed 200 rida.
!هی سایلور، صبر کن
یه کاری باهات دارم
... ماریتا به من گفت که تو می خواستی
ترتیبش رو در توالت بدی ... اُه، مرد -
ای پسر بد، می خواستی !مادر دوست دخترت رو بکُنی
:بگو ببینم احساس لولا در این مورد چیه؟
... تو میدونی
ماریتا این رو به من داد که تو رو بکشم
و بعد به من گفت ... می تونم لولا رو بکُنم
PEE DEE ندامتگاه
بیست و دو ماه و 18 روز بعد
سلام...؟ لولا اونجاست؟ -
کی؟
سایلور ریپلی
می تونم ... با لولا صحبت کنم؟
به هیچ وجه !مگر تو جهنم
اگر تو حتی به دیدن لولا فکر کنی، کشته میشی چی؟ -
نشنیدی؟ !دوباره اینجا تلفن نکن
مامان؟
تو فهمیدی اون کی بود
و میدونی که نمی تونی
منظورم اینه که هیچوقت نمی تونی اونو ببینی
!پایان داستان
!مث جهنم
!لولا
!سایلور !عزیزم -
!هی عزیم
واست یه سوپرایز دارم
!هی، ژاکت پوست ماری من ... مرسی عزیزم! آیا تابه حال بهت گفته بودم
که این ژاکت نشانی از اعتقادات من به آزادی های شخصیه؟
حدود 50.000 بار
من یه اتاق در کیپ فیر برای خودمون گرفتم. حدس بزن چیه؟
"Hurricane" در "Powermad"
!بزن بریم
یا عیسی مسیح، سایلور ... تو یه چیز دیگه هستی
,وقتی من 15 سالم بود ... مادرم بهم گفت
به زودی به سکس فکر خواهم کرد
باید بهش میگفتم قبل از اینکه دست به کاری بزنم
ولی من فکر کنم ... تو به من گفته بودی عمو پوه
به تو تجاوز کرده وقتی تو 13 سالت بوده؟
حقیقت داره
عمو پوه، عموی واقعی من نبود
اون شریک تجاری بابام بود
... مامانم هیچ وقت چیزی درباره من و اون نمی دونسته
به طور حتم
تو یه چیزی رو میدونی؟ تو یه احمقی
!اُه، خدای من! برو بیرون
عمو پوه 3 ماه بعد در یک تصادف مُرد
در تعطیلات، در ساحل
اونجا هنوز ترافیک سنگینی داره
آیا تا به حال به ساختار ترافیک توجه کردی؟
باز شروع کردی؟
متاسفم، سایلور
اما لایه اوزون در حال ناپدید شدنه
یکی از همین روزا، بلند میشیم و می بینیم
که خورشید عین اشعه ایکس همه زمین رو سوزونده
این اتفاق نخواهد افتاد، عزیزم
حداقل نه در دوره زندگی ما و بعد از اون
مردم با "بیوک" به ماه میرن
تو خوبی، عزیزم؟
صدای خنده اون زن منو عصبی میکنه
مث اینکه این صدا رو قبلا شنیدم
صدایی مثل یه جادوگر بدجنس
برای من مث صدای یکی از دختر هاییه که با من بودن و زمان خوبی داشتیم
برای رقصیدن آماده ای؟
من همیشه برای رقص آماده ام
ولی اول بوسم رو میخوام !فقط یکی
اگر کمکم نکنی، باید یه مرد بزن بهادر برای خودم استخدام کنم
من میرم به مارسلو سانتوس تلفن کنم
ماریتا، من به تو کمک خواهم کرد
خُب، عصبانی نشو
تو نمی خوای سانتوس و دار و دسته اش بیان اینجا
تو فقط به اون حسادت می کنی چون اون هنوز از من خوشش میاد
اخیراً با اون ملاقات کردی؟
اُه، خدای من
!نمی تونم باور کنم
... جانی فاراگوت
چه کسی هست که حتی به خودش هم اعتماد نداره، ماریتا؟
... خیلی خُب، من متاسفم عزیزم، ولی
من فقط عاشقتم
... و این باعث میشه
که اون روی حسودم خودش رو نشون بده !ازش متنفرم، خدای من
زبونم نه، رژ لبم خراب میشه
عزیزم، من از تو میخوام که نگران من نباشی
و فقط به این فکر کنی که چطور لولا رو از دست اون قاتل نجات بدیم
عزیزم، یه دقیقه صبر کن
سایلور قاتل نیست
!حالا به من گوش کن این فکر احمقانه رو از سرت بیرون کن
تا اونجایی که من میدونم، سایلور قبل از اینکه درگیر این ماجرا بشه بی گناه بود
در اون ماجرا با لولا
حتی در اون ماجرا هم اون سعی می کرد از لولا محافظت کنه
اون بابی ری لمون دیوانه بود که با یه چاقو بهش نزدیک میشد
اون میتونست هر دوتاشون رو بکُشه !تو باید از اون متشکر باشی
من نمی دونم چرا اینو به تو گفتم
تو اونجا بودی !شاهد همه ماجراهای لعنتی بودی
نبودی؟
!هی پسر، سایلور
چی دوست داری؟
تا مادر لولا رو بکُنی؟
... نه ... خانم نه
من مطمئنم مامان لولا می خواد تو رو بگا بده -
خانم، من فکر کنم شما به یک فنجان قهوه احتیاج داشته باشید
شاید، من اونجا بودم
ولی، من هرگز چیزی رو ندیدم
همه چیزی که می دونستم اون آشغاله
اون یه مرد رو با دستهای خالی کُشته
دست هایی که احتمالاً الآن فرزند منو در آغوش کشیده
اُه، عزیزم، آروم بگیر
خیلی خوب، حالا بیا
همه چیز درست میشه
حالا گوش کن، من هم بهترین رو برای اون می خوام
من هر کاری که برای بازگشت اون به خونه بشه انجام داد رو می کنم، باشه؟
عزیزم، اینقدر تکون نخور فقط یه ناخنم مونده
!بریم برقصیم، عزیزم
من حاضرم
ولی بهتره مواظب باشیم
مامان حتماً جانی فاراگوت رو به دنبالمون می فرسته
اون یه کارآگاه باهوشه می دونی اون چقدر باهوشه؟
چقدر باهوشه؟ ... اون یه بار به من گفته بود -
اون می تونه یه مرد صادق رو در واشنگتن پیدا کنه
فقط دو لحظه دیگه می خوام بعدش ناخن هام خشک میشه
یه چیزی منو گیج می کنه، عزیزم اون چیه؟ -
تو 20 ساله هستی
آیا تو هرگز کنجکاو بودی که مادرت چرا می خواد ما رو از هم جدا نگه داره؟
... من بهت میگم، لولا
این فقط به خاطر این نیست که من باب ری لمون رو کُشته ام
شاید به خاطر اینه که مامانم بیش از حد مواظب منه
بله، ممکنه
من فقط یک بوسه خداحافظی می خوام
تو درباره مامان لولا خیلی می دونی
منظورت چیه؟
جانی به من گفته بود که راننده مارسلو سانتوس بودی
خُب، چطور؟ ... خُب، ممکنه یه شب -
خیلی به آتیش نزدیک بشی
خُب، ممکنه بسوزی به علاوه تو یه آشغالی
تو فکر میکنی من اجازه بدم دختر کوچولوی من
با یه آشغال عوضی مثل تو بگرده
بچه، تو متعلقی به !یکی از این توالت ها
... تو، ای آشغال
... تو
مگر اینکه منو بکُشی تا منو از لولا دور نگه داری
در مورد اون هم نگران نباش اول خایه هات رو می بُرم
بعد اونا رو به خوردت میدم
مگر اینکه منو بکُشی
ترتیب این کار رو میدم
مشکلی وجود داره، فکر نمی کنم به این زودی دست به کار شده باشه
من آماده ام که زیر حرفم بزنم !و تو رو به کالیفرنیای آفتابی ببرم
!سایلور واقعا این کار رو می کنی؟ -
من به آخر دنیا هم برای تو میرم، عزیزم
خودت هم میدونی
!وای چه خبر
بالاخره، ناخن پات خشک شد، عزیزم؟
!باید بریم برقصیم
تو به من فرصتی دادی تا عشقم رو به دوست دخترم ثابت کنم؟
یا اینکه یک دردسری رو به جونت می خری و ازش معذرت خواهی می کنی؟
سر به سر من نزار، مرد
قیافت مثل دلقک هاست با اون کُت احمقانه ات
... این یه ژاکت از پوست ماره
این یه نشان از خاص بودن منه
و اعتقاد من به آزادی های فردی
!عوضی
بیا اینجا ... سایلور، عزیزم -
متاسفم که جلوی همه این کار رو با تو می کنم
من فقط از تو می خوام که بلند بشی و از دوست دخترم معذرت خواهی کنی
متاسفم
مهم نیست تو فقط یه کسی رو انتخاب کردی، فقط همین
یه آبجو واسه خودت بگیر
دوستان همتون به اندازه اِکس بهم انرژی دادید
آیا این آهنگ رو می شناسید؟
سال، چرا اون آهنگ رو برام نخوندی؟ "Love me tender"
بهم گفته بودی که اون آهنگ عاشقانه مورد علاقته
من به تو گفته بودم که اون رو برای همسرم خواهم خوند
... آیا متوجه یه مساله ای شدی
... که وقتی صدای باد میاد
و چشمت به یه جادوگر بدجنسی می اُفته که پروازکنان از سمت شرق میاد؟
من واقعاً دلم برای تخیلات تو تنگ شده بود وقتی که در پی دی بودم
البته برای خودت هم همینطور
ولی اینطور که مغز تو کار میکنه معجزه خداست
به چی فکر می کنی؟
خب، من داشتم به سیگار کشیدن فکر می کردم، حقیقتاً
مامان من سیگار مریتز میکشه
اون عادت داشت وایس رویس بکشه
من شروع کردم به دزدیدن سیگارهاش وقتی کلاس 6 بودم
سال، تو کی سیگار کشیدن رو شروع کردی؟
... من شروع کردم وقتی که تقریباً
کلاس 4 بودم
اون موقع مادرم به علت سرطان حنجره فوت کرده بود
اون چه سیگاری می کشید؟ مالبرو، درست مثل من -
من حدس می زنم مامان و بابام هر دوتاشون به خاطر
بیماری های مرتبط با سیگار و الکل مُردن
جیز، سال، متاسفم مساله ای نیست، عزیزم -
به هر حال من اونا رو زیاد ندیدم
من خیلی از حمایت والدین برخوردار نبودم
تامین اجتماعی این حرف رو می زنه
یه مرد خوب بود، منو حمایت می کرد
سال، من کنار تو می مونم
در هر شرایطی
... لعنتی، عزیزم
تو بعد از قضیه باب ری لمون کنار من بودی
یه مرد چه چیزی بیشتر از این می خواد
No comments yet. Be the first to leave one.