Charmed

Charmed

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 2

Väljalaske info

Charmed S02E06 720p BluRay FLAC2 0 x264-NTb
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 6 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Sildid

bluray
Avaldatud: 2025-11-16
Allalaadimised: 9
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

آهان، حتماً همینه.

نمی‌دونم. واسه دهانه معدن یه کم کوچیک به نظر میاد، نه؟

شاید تو قرن ۱۸ بزرگ‌تر بوده.

همین‌جاست. بریم یه نگاهی بندازیم.

معلومه که نشونه خوبی نیست. تو چقدر ترسویی!

چی می‌گفتی؟

صد درصد اینجا همون‌جاست که طلا قایم شده. اینو بگیر.

رایان، فکر کنم اینا همه‌شون نشونه‌های خطرن.

انقدر نگران نباش.

آزادم.

اینجا چه سالیه؟ حرف بزن! ۱۹۹۹.

دویست سال؟

عصای جادویی من. عصای جادویی من کجاست؟ چی؟

عصای جادویی من! کجاست؟

نمی‌دونم درباره چی حرف می‌زنی.

حیف شد.

چه بلایی سرمون اومد؟ نمی‌دونم.

اون ما رو کوچیک کرد.

فکر می‌کنی چی می‌خواد؟ من از کجا بدونم؟

داره میاد. بهت گفتم این خیلی خطرناکه!

باشه، ولی حالا می‌خوایم چیکار کنیم؟

اوه، نه. فرار کن!

خواهش می‌کنم.

حالا.

عصای جادویی منو پیدا کن.

فیبی، ما داریم اینو زنده پخش می‌کنیم. نمیشه صبر کنه؟

پرو، کامیون دن همین الان جلو در پارک کرد.

کامیون دن؟ خب که چی؟

پس پایپر باهاشه، و دارن همدیگه رو می‌بوسن. و منظورم فقط

از اون بوسه‌های تشکر بابت ناهار نیست.

کارشون جدیه.

باشه. مشکل چیه؟ اونا از هم خوششون میاد. این چیز خوبیه.

نه، می‌دونم. فقط نگرانم که اون داره خیلی تند پیش میره.

انگار زیادی عجله داره با یکی دیگه وارد رابطه بشه.

ببین، پایپر دیگه بزرگ شده. و واقعاً، منظورم اینه که به ما ربطی نداره، مگه نه؟

نه؟ به نوعی به ما ربط داره، نه؟

باشه، فیبی.

پایپر که نمی‌تونه تا آخر عمرش بشینه منتظر لئو بمونه.

داره سعی می‌کنه زندگیشو از سر بگیره.

تازه، دن آدم خوبیه. خب، خانم هالیول، پنج دقیقه دیگه شروع می‌کنیم.

باشه، باید برم. خداحافظ.

بالاخره!

لئو، پس در زدن چی میشه؟

متاسفم، ولی وقت نیست. پرو و پایپر کجا هستند؟ باید حرف بزنیم.

می‌دونی، الان وقت خوبی نیست، باشه؟ می‌دونم.

چطوره مثلاً یه ساعت دیگه دوباره اینجا ظاهر بشی؟

باشه؟ عالی میشه، خداحافظ. نمی‌تونم.

بدترین چیزی که می‌شد تصور کرد همین الان اتفاق افتاد.

جدی می‌گی.

نه اینکه از دیدنت خوشحال نیستم لئو، چون هستم.

ولی نمی‌تونی هر وقت که دلت خواست همین‌جوری ظاهر بشی.

قبلاً مشکلی نبوده.

آره. خب، اوضاع تغییر کرده.

می‌بینم که. لئو.

ببخشید. منصفانه نبود.

پرو کجاست؟ سر کار.

باشه، پس باید بدون اون شروع کنیم.

دوستت دن الان باید بره. اوه، واقعاً؟ چرا؟

چون تو و خواهرات یه مشکل خیلی بزرگ دارید.

یه مشکل جادویی.

ببین، این شخصی نیست، کاریه.

دیگه چه خبر؟

می‌دونی، اون تعمیرکاره خیلی این اطراف می‌چرخه.

خب، خونه قدیمیه. خیلی چیزا نیاز به تعمیر دارن.

پس چرا پایپر انقدر ناراحته؟

چون بعضی چیزا هست که اون نمی‌تونه درستشون کنه.

اون‌جوری که اون می‌خواد.

می‌دونی چیه، من برای یه کار دیرم شده. اگه میتونی بهش بگو بعداً بهم زنگ بزنه.

رژ لب.

ممنون. خواهش می‌کنم.

پایپر و لئو با هم...؟ دیر کردی.

دن، وایسا.

خب، منم نمی‌دونستم از کجا شروع کنم.

عزیزم، همه چی خوبه؟ اوه، نه.

یالا، باید بریم. بریم؟ کجا میریم؟

تو راه توضیح میدم.

نه، لئو، همین الان توضیح میدی. ما جایی نمی‌ریم.

دویست سال پیش یه جادوگر خوب تبدیل به یه جادوگر بد شد.

و شروع کرد از جادوش علیه آدم‌های بی‌گناه استفاده کنه.

خوشبختانه، با فریب به یه غار کشونده شد و توش به دام افتاد.

اما متاسفانه، امروز صبح توآتا فرار کرده.

توآتا؟

کی با همچین اسمی شرور نمیشه؟

پس از ما می‌خوای که پیداش کنیم و نابودش کنیم. مشکلش چیه؟

مشکل اینه که شما نمی‌تونید نابودش کنید. هیچ جادوگری نمی‌تونه.

اون جادوگرهای خوب رو می‌کشه.

لئو، اگه ما نمی‌تونیم شکستش بدیم پس کی می‌تونه؟

فقط یه نفر هست. اون به عنوان "برگزیده" شناخته میشه.

برگزیده؟ اون جادوگره؟ نه، اون یه آدم عادیه.

جز این‌که به دنیا اومده تا از عصای جادویی توآتا علیه خودش استفاده کنه.

خب، از ما چی می‌خوای؟ چرا خودت نمیری بیاریش؟

من نیاز دارم که شما از اون در برابر توآتا محافظت کنید تا وقتی که عصای جادویی به دستش برسه.

نباید طول بکشه.

طبق افسانه‌ها، وقتی جادوگر آزاد بشه، عصای جادویی اون رو پیدا می‌کنه.

ولی اگه اون زودتر پیداش کنه...

اون برگزیده رو می‌کشه. و بعدشم سراغ شما میاد.

طرح گارنت‌های منبت‌کاری شده با قلع و چوب آبنوس

به وضوح اروپایی قرن هجدهمه.

قرن هجدهم؟ اصلاً نمی‌دونستم انقدر قدیمیه.

سرپوش کهربای برش‌خورده‌ی چندوجهی که با مار نمادین احاطه شده.

یعنی به نظر میاد یه عصای تزئینی یا یه چوب‌دستی مراسمی بوده.

و من اینو از یه بازار کهنه فروشا ۱۵ دلار خریدم.

ولی خوشحال می‌شین بشنوین که تو حراجی راحت می‌تونین ۵۰۰۰ دلار بابتش گیرتون بیاد.

خدای من!

البته، ارزش یه شیء به همون اندازه است که...

...کسی حاضر باشه بابتش پول بده، مگه نه؟

ببخشید، شما کی هستین؟

جک شریدان هستم از حراجی‌های اینترنتی شریدان.

اگه مالکشی، من می‌تونم بفروشمش.

باشه. چقدر خوب. ولی این ارزیابی منه.

اوه، و خیلی هم چشمگیره.

ولی می‌تونین به این خانم محترم ضمانت بدین که کسی واقعاً بابت این...

...تو حراجی ۵۰۰۰ دلار پول می‌ده؟

ضمانتی وجود نداره، ولی... سی ثانیه.

بتی، من حاضرم امروز ۱۰۰۰ دلار نقد بهت بدم.

آره، خب، اون وقت شما ۴۰۰۰ دلار ازش کلاهبرداری می‌کنین.

ولی خودتون گفتین که نمی‌تونین ضمانت کنین.

اوه، ولی فکر کنم شما همینجوری ۱۰۰۰ دلار نقد تو جیبتون دارین.

خب، دوست دارین خودتون ببینین؟

لازم نیست. همین‌طوری با یه نگاه می‌فهمم چیزی اونجا نیست.

بتی، من می‌تونم امروز بعدازظهر ۱۰۰۰ دلار نقد برات بیارم. چی می‌گی؟

می‌گم فروخته شد!

اینم آدرس من.

و بعدازظهر اونجا می‌بینمت. قول و قرارمون اینه.

کات، و تموم شد. عالی بود، بچه‌ها.

خیلی سرگرم‌کننده بود. آره، برای شما.

ببین، ببخشید، من فقط... می‌خواستم تو یه صحنه باشم.

با پرو هالیول. چرا؟

چون به شرکت نوپای من اعتبار آنی می‌ده، برای همینه.

می‌دونی، اگه متخصصای دیگه تو باکلندز...

...تخصص و استعدادای شما رو داشته باشن...

...شاید پیشنهاد شغلی ثابتشون رو دوباره بررسی کنم.

من پارسال ردشون کردم.

اینجا رو دوست ندارین، آقای شریدان. ما دروغ نمی‌گیم و تقلب نمی‌کنیم.

من دروغ نمی‌گم.

می‌دونی چیه، من... بهتره برم بانک.

یه چوب‌دستی باید بخرم.

شرط می‌بندی؟

نمی‌دونم. یه جادوگر شیطانی که از کشتن جادوگرای خوب لذت می‌بره؟

شاید باید صبر می‌کردیم پرو برگرده خونه.

وقت نداریم. باشه، لطفاً بگو ما اینجا هستیم...

...چون منتخب یه مربی فوتبال بزرگ و قوی‌هیکله.

نه. ولی اون هفتمین پسر از هفتمین پسره.

از وقتی پسر بچه بود زیر نظرش داشتیم.

باشه، پس الان چند سالشه؟

ببین، اونجا. اون یه دانش‌آموز دبیرستانه؟

و اون یه خنگه. هی، من انتخابش نکردم، اونا کردن.

اگه بتونه به نجاتتون کمک کنه، فقط همین برام مهمه.

لئو، اون یه نوجوونه. چطوری می‌تونیم بذاریم بره جلوی توآتا؟

نابودش می‌کنه.

نه اگه چوب‌دستی رو پیدا کنه و یاد بگیره چطوری ازش استفاده کنه.

علاوه بر این، اون می‌دونه که منتخب اونه.

اگه کمکش نکنیم، به هر حال پیداش می‌کنه و نابودش می‌کنه.

به نظر نمی‌رسه زیاد حق انتخاب داشته باشیم.

این اشتباهه. تو سن اون باید با جوش‌های صورتش بجنگه، نه با جادوگرای شیطانی.

آره، ولی به ما نگاه کن. مگه ما شبیه کسایی هستیم که باید...

...اون خواهران افسونگر قدرتمند باشیم؟

اسمش چیه؟ کایل. کایل گویدین.

اون هنوز می‌دونه؟ نه.

ایده‌ای دارین که چطوری باید راضیش کنیم با ما بیاد؟

یه ایده دارم. اون جادو دوست داره، مگه نه؟ بیاید جادوی خودمون رو بهش نشون بدیم.

هی. کایل هستی، درسته؟ شما رو می‌شناسم؟

هنوز نه، ولی می‌شناسین. هردومون رو خواهید شناخت.

فکر کنم منو با کس دیگه اشتباه گرفتین.

نه، خودتی. منتخب.

خیلی ظریف بود.

شنیدی لئو چی گفت، وقت داره می‌گذره. هی، کایل.

به جادو باور داری؟ جادوی واقعی؟

باید برم.

پایپر، باید بهش نشون بدیم قبل از اینکه کسی ببینه.

کایل!

حالا چی؟ تو اینجا منتظر بمون.

پشت سرت!

چطور این کارو کردی؟ جادو.

دوست داری بیشتر بدونی؟

کمکم کنید، یکی!

کمکم کنید!

آفرین!

اون چوب‌دستی منه.

خدای من! شما کی هستین؟

آخرین موجودی که خواهی دید.

بتی!

نه. چیزی نیست.

لازم نیست دنبالش بریم.

اون یه جادوگر خوبه. برمی‌گرده پیش ما.

پس شما جادوگرین. درسته.

و من منتخبم. صحیح.

و دقیقاً چرا من منتخبم؟

چون تو تنها کسی هستی که می‌تونه توآتا رو شکست بده.

لئو، لطفاً.

متاسفم، ما اینجا وقت زیادی نداریم.

همین بیشتر دلیله که کایل رو نترسونیم.

دیر شد.

ببین، کایل، می‌دونم این چیزا برای درک تو خیلی زیاده.

و غریزه اولیت احتمالاً مقاومت در برابرشه.

یعنی، می‌دونم وقتی ما اولین بار فهمیدیم جادوگریم، همین حس رو داشتیم.

گاهی وقتا هنوزم داریم.

ولی ما یاد گرفتیم که نمی‌شه با سرنوشت جنگید.

مثل جنگیدن با خودته، با کسی که قراره باشی.

و سرنوشت تو اینه که جادوگر شیطانی توآتا رو نابود کنی.

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left