Esimesed 200 rida.
!به «جنگ جادوگران» خوش آمدید
.امشب تو یه قسمت خیلی ویژه، نبرد نهایی رو میبینید
...وقتی که خود "مدیران بازی" به مصاف جادوگرانی معمولی نمیرن
.بلکه "خواهران افسانهایِ افسونشده"
.برنده همه چیزو میبره
...و ما همه چیزو میبریم. جونشون، قدرتاشون
.و از همه مهمتر، نوادگانشون
.ببخشید دیر کردم. این روزا خیلی تند حرکت نمیکنم
مطمئنی هنوز نمیخوای به دنیا بیای؟
...اینقدر عجله نکنید. از عجله کردن بدم میاد
ولی نظرتون چیه این جلسه خانوادگی رو شروع کنیم؟
.میدونی، میتونی اون لاته سهتاییهاتو یه کم کمتر کنی
هی، لئو کجاست؟
.اون دنبال قاتل جادوگراست
.که همهتون باید رو اونم تمرکز کنید
.در واقع ما چیزای مهمتری داریم که باید بهشون رسیدگی کنیم، گیدئون
.مثلاً اینکه بفهمیم کی دنبال وایاته
.و فکر میکنم ممکنه یه سرنخی از اون داشته باشم
.اهریمن رو پیدا کردی؟ ممکنه اهریمن نباشه
.ببین، ما تمام این مدت به جادو تکیه کردیم و به جایی نرسیدیم
...و چون نمیتونم به پیشبینیهام برای کمک تکیه کنم
.مجبور شدم به آمار و ارقام متوسل بشم
.آمار؟ آره
...میدونستید که پنجاه درصد جنایات خشن
توسط کسی انجام میشه که قربانی میشناختش؟
پس نمیبینید؟
...هرکی که وایات رو اهریمنی میکنه، ممکنه در واقع
.کسی باشه که میشناسیمش یا حتی بهش اهمیت میدیم
!یه انسان فانی؟ غیرممکنه
...واقعاً؟ چون خبرنگار حوادث روزنامه
.گفت معمولاً همون کسیه که اصلاً انتظارشو نداری
.باشه، داری منو نگران میکنی
...فیبی، این نظریه ممکنه تو زندگی آدمای عادی معنی بده
.ولی شما آدمای عادی نیستید
...یه دنیای زیرین پر از اهریمن وجود داره
.که میخوان شما رو بکشن و امروز هم فرقی نمیکنه
.که منو برمیگردونه به قاتل جادوگرا
.صبر کن، فیبی یه چیزی رو کشف کرده
یعنی، ما تقریباً هر سنگ اهریمنیای رو زیر و رو کردیم، مگه نه؟
.حداقل این جدیده. باورم نمیشه
!یکی داره جادوگرا رو میکشه
ممکنه همین الان که داریم حرف میزنیم. چطور این تنها اولویت شما نیست؟
.چون داریم وقت رو از دست میدیم
چی میگی؟ چرا؟
باید زودتر بهتون میگفتم. چی رو بهمون میگفتی؟
.هر اتفاقی که برای وایات بیفته، قبل از اینکه من به دنیا بیام، میفته
چی؟ و تازه الان داری اینو بهمون میگی؟
.فکر کردم به خودم وقت کافی داده بودم. خیلی متأسفم
...پس از کجا میدونیم که این قاتل جادوگرا
همون کسی نیست که دنبال وایاته؟
.با توجه به این اطلاعات جدید، به نظر میاد زمانبندیش درست باشه
.باشه، وقتشه که تقسیم بشیم و به کارا برسیم
.پیج و کریس، شما به لئو تو کار قاتل جادوگرا کمک کنید
.من میرم دنبال نظریهام. و پایپر، تو نگران نباش
.ما این یارو رو پیدا میکنیم، قول میدم
مشکلی پیش اومده قربان؟
.بله، در واقع هست
.فکر کنم دارن ما رو میفهمن
من با تو چی کار کرده بودم؟
مطمئنی اهریمنه، درسته؟
این بهت حق میده که بدون دلیل به من حمله کنی؟
.همه چیزو درباره جادوگرایی که به قتل رسیدن بهمون بگو
.هیچی نمیدونم، قسم میخورم
...آه، اون جادوگرا
.خب، اون یکی دیشب، واقعاً یه نمایش عالی به راه انداخت
.از دستاش آتیش پرتاب میکرد و حسابی مبارزه کرد
.چرا این کارو کردی؟ تازه داشت حرف میزد
...داشت دروغ میگفت. اول اینکه، دیشب هیچ جادوگری به قتل نرسید، و دوم
.یه جادوگر دیگه دیشب کشته شد
.چی میگفتی؟ این یه تصادفه
.امکان نداره که اون اونجا بوده باشه تا اینو دیده باشه
از دستاش آتیش پرتاب میکرد؟
آره، تو از کجا میدونستی؟
مهمتر از اون، اون از کجا میدونست؟
.شاید برای یه اهریمن سطح بالا کار میکرده
...آه، بله، ما همینجوری اتفاقی شاگردِ همون اهریمنو گیر انداختیم
.که داریم سعی میکنیم بگیریمش و هیچی ازش نمیدونیم
.داریم درباره چی حرف میزنیم؟ پیج فرصت خوبمون رو از بین برد
تو نمیدونی. ما چی میدونیم؟
.خب، ما میدونیم که یه اهریمن به تنهایی نمیتونه همه این قتلها رو انجام بده
.پس فکر میکنم یکی داره اهریمنها رو جمع میکنه تا با هم متحد بشن
فکر میکنی یکی داره سعی میکنه دنیای زیرین رو سازماندهی کنه؟
...اینطور به نظر میاد. و متأسفانه، به نظر میاد من تنها کسی هستم
...که نگران اینم که فیبی اون بیرونه
.و بدون هیچ قدرتی داره تو دنیا پرسه میزنه
.بدون قدرتای فعالش. هنوزم میتونه جادو کنه
...آره، پس وقتی یه اهریمن بهش حمله میکنه
.امیدواریم فیبی بتونه سر وقت یه شعر کوچیک برای جادو بخونه
.نه، نه، نه. من میرم براش چند تا معجون ببرم
خب، ما چی کار کنیم؟ دعا کنیم که بهش حمله نشه؟
...و من چی گیرم میاد؟ شهرت، افتخار
.احترام کل دنیای زیرین
.و البته، قدرتای جادوگری که میکشی
.اگه ببری
.اگه بازی کنم، میبرم
.در قدرت فوقالعاده یه اهریمن مثل تو شکی نداریم
.تا وقتی که سرگرمکننده باشه
فقط از روی کنجکاوی، اصلاً چطور این ایده به ذهنتون رسید؟
.نمیتونیم تمام اعتبارشو به خودمون اختصاص بدیم
.آدم فکر میکنه اهریمنها باید تلویزیون واقعنما رو اختراع میکردن
.ولی یه جوری آدما از ما جلو زدن
.با این حال، بهترین ایدهایه که تا حالا کش رفتیم
...و شیاطین همهجا عاشق تماشاشن. پس اگه آماده بازی هستی
.فقط خونت رو بده و پای برگه رو امضا کن
خونم رو بدم؟ چرا؟
.برای اینکه اگه به هر دلیلی باختی، قدرتهات به ما برگرده
.قدرتهام؟ شوخی میکنی؟ محاله امضا کنم
.فکر کردم قصد داری ببری
.و اگه نبری، میمیری. دیگه به قدرتهات احتیاجی نداری
.ولی این به معنی نیست که من میخوام تو اونا رو داشته باشی
.کاسبی جالبی راه انداختی اینجا
...این همه آدم رو مجاب میکنی قدرتهاشون رو بهت واگذار کنن
و بعد جونشون رو به خطر بندازن فقط برای شانس کشتن یه جادوگر احمق؟...
...نه، جادوگر اصل قضیه نیست. اصل قضیه شهرته. اصل قضیه
.ثروت. آره، فهمیدم
...شاید روی اون احمقهای ابلهی که تا حالا دارن این بازی رو میکنن جواب بده
.ولی روی من جواب نمیده
...اگه یه شیطان رده بالا گیر نیاریم
.هیچ وقت قدرتهای مورد نیازمون رو جمع نمیکنیم
...فقط باید صبور باشیم. هرچی بازی محبوبتر بشه
.شیاطین قدرتمندتری میخوان بازی کنن
از کجا میدونی؟
...چون اگه انسانها دهنشون کف میکنه
تا خودشون رو توی تلویزیون ملی تحقیر کنن، و واقعاً هم همینطوره...
.پس شیاطین طعمه آسونتری هستن
انسانهای رده بالا؟
.دونالد ترامپ برنامه خودش رو داره
.فقط صبور باش، عزیزم
.و با هم بر دنیای زیرین حکمرانی میکنیم
.هدف قدیمیایه، ولی خوبیه
.خلع سلاح کن تا خودم رو نشون بدم
!اون چیه، یه ریشسفید؟ بکشیدش
...چیزی که من برای عرضه دارم
خیلی بهتر از هر چیزیه که مرگ من براتون بیاره...
.سلام، متاسفم که دوباره مزاحمتون شدم. سرتون خیلی شلوغه به نظر میرسه
.همیشه سرتون شلوغه. واسه همینه که بخش جنایی رو انتخاب کردم
.انقدر آدم بد هست که میدونستم هیچوقت بیکار نمیمونم
.خندهداره. تو بامزهای
.ممنون برای اون آمارها، واقعاً بهم کمک کردن
داری مخ منو میزنی؟ چی؟
...وقتی یه زن که شبیه توئه مخ منو میزنه
یعنی یه چیزی میخواد...
.باشه. آره، دستم رو خوندی
...من علاقمندم که یه ماه از ستونم رو اختصاص بدم
به حفاظت از بچههامون...
...و میخواستم بدونم، خب، اگه یه اتفاقی
خدای نکرده برای برادرزادهام وایِت بیفته...
فکر میکنید پلیس برای اینکه بفهمه کار کی بوده، ممکنه چه کارهایی بکنه؟...
یه فلوچارت درست میکنن. ببخشید، ببخشید، چی؟
شما که میدونید من اینجا مهلت دارم، درسته؟
برگردم به مخ زدن؟
.فکر کنم یه قهوه بد نیست. عالیه
.شما عالی هستید. مهمون من
اوه خدای من. چی؟
.باید یه ثانیه بهم فرصت بدی
عقلت رو از دست دادی؟
.نه، یه جادوگر دیگه دیشب کشته شد
.اوه، نه. اوه، آره
.و اون قدرتهای فعال داشت
.پس باید بری خونه تا بتونم حواسم بهت باشه
.پیج، تو خواهر کوچیک منی نه پرستار بچهام
.اوه، این باهوشیه. تو خیلی باهوشی
.خوشحالم در حالی که من دارم وحشت میکنم، تو وقت داری بامزه باشی
.باشه، قشنگه که نگرانمی. من خوبم و کلی کار دارم
.کارت رو از خونه انجام بده. نمیتونم از خونه انجامش بدم
.چون کایل دانته خونه نیست
کایل دانته کیه؟ این قضیه یه پسره؟
.نه، قضیه یه پسر نیست، قضیه یه خبرنگاره
.کسی که هر چی در مورد تحقیقات جنایی هست رو میدونه
.از وقتی که دیگه کمک دَریل رو نداریم، اون تنها منبعی هست که دارم
.باشه. مواد منفجره، اسید، بمب دودزا. ازشون استفاده کن
!ممنون، مامان
خب، کجا بودیم؟
.اوه، داشتی بد مخ منو میزدی
.و من داشتم کمکت میکردم آدم بدت رو پیدا کنی
...اگه من تونستم از طریق ارتباطات شیطانیام تو رو پیدا کنم
به نظرت چقدر طول میکشه تا افسونشدگان...
تو رو پیدا کنن و بساطتونو جمع کنن؟...
.اونا در مورد قتل جادوگرها میدونن، پس واقعاً فقط مسئله زمانه
و تو اومدی به ما هشدار بدی؟
.نه، من اینجا اومدم تا بهتون کمک کنم
حالا چرا من اینو باور نمیکنم؟
...من لازم دارم حواس افسونشدگان برای یه مدتی پرت باشه
در حالی که من یه ماموریت مهم رو انجام میدم...
.فکر کردم بازی شما میتونه عالی باشه
میخوای ما افسونشدگان رو هدف قرار بدیم؟
.نه، میخوام ازشون استفاده کنید
.اگه بخواید، اونا رو تبدیل به حرکت جسورانه بعدیتون کنید
.یه جادوگر رو تحت مراقبتشون میذاریم
.و اون رو هدف بعدی بازی شما قرار میدیم
.شرکتکنندههاتون باید از اونا عبور کنن تا بهش برسن
از قدرت سه عبور کنن؟
.اون یه ماموریت انتحاریه. هیچکس ثبتنام نمیکنه
...قدرت سه اهمیتی نداره چون پایپر داره دوره نقاهتش رو میگذرونه
در مدرسهی من، برای تمام مدت بارداریش...
.این کار شیاطین رده بالا رو جذب میکنه
.من بهش اعتماد ندارم
چرا یه ریشسفید باید یه جادوگر بیگناه رو قربانی کنه؟
یا افسونشدگان رو به خطر بندازه؟
.من این کارو نمیکنم، و این بخشی از معاملهست. هیچ خونی ریخته نمیشه
No comments yet. Be the first to leave one.