1923

1923

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 2

Väljalaske info

1923 S02E02 The Rapist Is Winter 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-03-02
Allalaadimised: 251
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫آنچه در 1923 گذشت...

‫لازم نیست توی کولاک

‫با عجله برگردی پیشم و خودتو به کشتن بدی

‫اجازه نمیدم امروز

‫آخرین روزی باشه که چهره‌ت رو می‌بینم

‫من جام کنار شوهرمه

‫حامله‌ای؟

‫- چرا داری میری خونه؟ ‫- خانواده‌م بهم نیاز دارن

‫جونشون در خطره

‫دارم دنبال یه "کرو" می‌گردم ‫یه دختر سرخپوسته

‫شونزده سالشه

‫- کمکی از دستم برمیاد؟ ‫- به جرم تخطی از قانون

‫منع اختلاط نژادی مونتانا بازداشتی

‫- بس کن! ‫- هی!

‫نه! نه!

‫اوضاعشون چقدر خرابه؟

‫خب، ازدواجشون که باطله

‫کار اون ویتفیلد بی‌شرفه

‫می‌خواد تمام مهره‌هات رو کنار بزنه

‫بنر، وقتی با سگ‌ها همنشین میشی

‫خودتم کک می‌گیری

‫تمام عمرمون هیچی نداشتیم

‫حالا یه چیزی داریم ‫و اون چیز کک نیست

‫فقط آتش می‌تونه

‫تاثیری مخرب‌تر از کولاک ‫روی نظم جنگل بذاره

‫گله‌های گاو

‫و بوفالو و گوزن شمالی ‫دایره‌وار به دور خودشون می‌چرخن

‫تا اینکه توده‌ی برف اون‌ها رو بپوشونه ‫و در جای خودشون یخ بزنن

‫کولاک انسان‌ها و حیوانات رو ‫از شدت گرسنگی و سرما

‫و تاثیر پدیدار نبودن خورشید یا ماه

‫ که منجر به از دست رفتن حس جهت‌یابی

‫و راه حفظ مسیر و عقل میشن ‫به جنون می‌کشونه

‫از خونه استفاده نمی‌کنی

‫بهتره توی زمستون همراه خانواده‌م باشم

‫منطق حکم می‌کنه ‫خانواده‌ت رو ببری توی شهر

‫تا اینکه خودت بری پیش خانواده‌ت

‫توی اون آلونک یخ‌زده و پوشیده از برف

‫به شهر اعتماد ندارم

‫به اون کلانتر هم اعتماد ندارم

‫زیادی تو مشت "داتون"ـه

‫گمونم بالاخره یکی باید مراقب گله باشه

‫موندن فقط بخاطر یه پسر و یه زن حماقت زیادیه

‫دیگه گله‌ای ندارم

‫کپلک گرفتن

‫همه‌شون رو کشتم

‫ببین چه چیزهایی رو فدا کردی

‫و چه زجرهایی کشیدی

‫که از گوسفندها محافظت کنی

‫آدم کشتی و نزدیک بود خودت هم بمیری

‫و یه کرم کافی بود

‫تا تمام چیزهایی ‫که براش جنگیدی رو از بین ببره

‫دام کسب و کار نمیشه، بنر

‫برای سگ‌دو زدن رعیت‌هاست

‫باید گذاشتش به عهده‌ی همونا

‫تو دیگه رعیت نیستی

‫برف‌ها از ماه دیگه شروع می‌کنن به آب شدن

‫یه تونل دیگه می‌کنیم

‫کرم...

‫نمی‌تونه طلا رو از بین ببره

‫در مقابل خشکسالی و زمستون مصونه

‫و بازار تقاضاش بی‌انتهاست

‫به این میگن کسب‌و‌کار

‫ماشین رو نگه دار

‫دارن چه غلطی می‌کنن؟

‫یه سری از معدنچی‌های نروژی پرسیدن

‫می‌تونن روی کوهستان اسکی کنن یا نه

‫فکر نمی‌کردم ضرری داشته باشه

‫حداقل نه برای ما

‫با خودم گفتم ‫اگر می‌خوان خودشون رو

‫روی دامنه‌ی یه کوه به کشتن بدن، بذار بدن

‫باید منو ببری پیششون

‫همین الان!

‫بنر، زود باش!

‫دلیلی برای عجله نمی‌بینم

‫یه مشت آدم مستن ‫که دارن با جون خودشون بازی می‌کنن

‫دلیلی برای عجله نمی‌بینی ‫چون بصیرت نداری، بنر

‫سوار شو. بهت نشون میدم

‫تا همین‌جا کافیه

‫بیا بریم با قاضیه صحبت کنیم

‫خب، خودت می‌شناسیش، جیک ‫این‌کار ممکنه دو جور پیش بره

‫خب، این بیرون هم ‫ممکنه دور جور پیش بره

‫می‌خواین من چیکار کنم؟

‫همین‌جا بمون و دعوا درست نکن

‫الان برمی‌گردیم

‫بله؟

‫کلانتر مک‌داول

‫و کمیسر داتون اومدن شما رو ببینن

‫- بذار بیان تو ‫- چشم قربان

‫- بفرمایید آقایون ‫- ممنون

‫صبح بخیر آقایون

‫اگر می‌خواین قهوه اونجا هست

‫نه، ممنون روی

‫من یکم می‌خورم

‫فکر کردم هفت‌تیرکش‌ها قهوه نمی‌خورن

‫باعث میشه دستاشون بلرزه

‫سعی می‌کنم به کسی شلیک نکنم ‫که اونقدر ازم فاصله داشته باشه

‫که لرزیدن دستام تاثیری بذاره

‫هیچوقت تشخیص نمیدم شوخی می‌کنه یا نه

‫شوخی نمی‌کنه

‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

‫پرونده‌ی دادستانی بر علیه دیویس

‫همچین پرونده‌ای توی لیستم نیست

‫یه زن به جرم اختلاط نژادی توی بازداشتگاهه

‫آها. منظورت آسامی آشیکاگاست

‫آلیس دیویس اسم جعلی ‫ثبت شده توی سند ازدواجشونه

‫زن سرپرست کاروان گاری‌هامه

‫اصلاً زن کسی نیست

‫ایالت ازدواجشون رو به رسمیت نمی‌شناسه

‫توی جلسه‌ی تفهیم اتهام توافقی کردن؟

‫خبری از توافق نیست

‫همراه یک مرد سفیدپوست ‫زیر یه سقف زندگی می‌کرده

‫دو تا بچه با اون مرد ‫و یه سند ازدواج داره

‫گناهکاره

‫تنها تصمیمی که مونده ‫اینه که حکمش چی باشه

‫و چه تصمیمی گرفتی؟

‫سردرگمم، جیک. هنوز تصمیمی نگرفتم

‫اگر زنک رو بفرستم زندان ‫باید بچه‌ها رو

‫با هزینه‌ی دولت بفرستیم یتیم‌خونه

‫و اگر از کشور اخراجش کنم ‫بازم با هزینه‌ی دولت میرن اونجا

‫چون اون دورگه‌ها اینجا به‌دنیا اومدن

‫شهروند آمریکان

‫شوهرش توی بیمارستان علیل افتاده

‫اونم باز با هزینه‌ی دولت

‫خب، می‌تونم سردرگمیت رو برطرف کنم

‫چرا به من تحویل‌شون نمیدی؟

‫همه‌شونو

‫یه قرون هم رو دست دولت خرج نمی‌اندازه

‫- همه‌شون؟ ‫- زنک

‫دورگه‌ها

‫و علیله، همه‌شون

‫آلونک‌شون توی شهر چی؟

‫توی دامداری زندگی می‌کنن

‫و اونجا می‌مونن؟ آره؟

‫مطمئنم دیگه از شهر خسته شدن

‫پس اگر اینطوره، به آزادی مشروط

‫تحت نظارت تو محکوم میشن

‫با همدیگه دیده شدن در ملاعام

‫توی این شهرستان ‫نقض آزادی مشروطشون تلقی میشه

‫و فورا به زندان شهرستان

‫- منتقل میشن ‫- باشه

‫به شرط اینکه کشیش خاطی رو ‫به دادگاه معرفی کنن

‫عمداً امضاش ناخوانا زده شده

‫خب، ظاهراً کارشناس تشخیص دست‌خط لازم داری

‫تا هویتش رو نفهمیدم ‫نمی‌تونم زنه رو آزاد کنم

‫خیلی وقته منو می‌شناسی، روی

‫خودت می‌دونی دیگه طاقتم داره تموم میشه

‫داری یه قاضی رو تهدید می‌کنی، جیک؟

‫تهدیدات یجور بلاتکلیفی

‫با خودشون به همراه دارن

‫قوانین این سرزمین رو من تعیین نمی‌کنم

‫من مسئول تعیین عواقب ‫زیرپا گذاشتن اون قوانینم

‫زنت از قبیله‌ی "کرو"ـه

‫دو ایالت اون‌طرف‌تر ‫این قانون در مورد توام صدق می‌کنه

‫و تو محاکمه میشی

‫گمونم خوب شد ساکن مونتانام

‫وای خدا

‫بذارش سر جاش

‫وقتی اسم فروشنده‌ی مشروبت رو بهمون گفتی

‫ما هم اسم کشیشه رو بهت میگیم

‫نظرت چیه؟

‫می‌دونی، روی، شاید بد نباشه ‫یه سر بریم دفتر من

‫و... یکم در مورد این قضیه صحبت کنیم

‫این‌کارتون اخاذیه

‫همم

‫یه خانواده‌ی دورگه چه اهمیتی برای من داره؟

‫فکر کردین چیزی برنده شدین؟

‫هیچی برنده نشدین

‫توی این قضیه هیچ‌کدوممون ‫برنده نیستیم، روی

‫هیچ‌کدوممون

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫نه! نه!

‫این زمستون همه‌جا پر از این لعنتیاست

‫زخمیت کرد؟

‫آدما نباید توی زمستون اینجا باشن!

‫اکثراً نیستن. ولی دام‌ها ‫خودشون شکم خودشون رو سیر نمی‌کنن

‫اینجا تنها چیزی که شکمش سیر میشه، گرگ‌هاست

‫بذار برم یه کالسکه بیارم ‫خودم می‌برمت خونه

‫خیال واهیه

‫یه یخچال توی خونه

‫عجب روزی بشه اون روز

‫- چی شده؟ ‫- گرگ گازش گرفت

‫رفته بود توی لونه‌ی مرغ‌ها

‫بیا ببریمش داخل

‫برو

‫اسپید، بجنب، برو دکتر میلر رو بیار

‫اونقدرام بد نیست

‫گرگی که توی روز روشن بین آدما می‌چرخه

‫یا زخمی شده یا هاره

‫از طرز حرکتش که بنظر زخمی نمیومد

‫تمام مرغ‌هامون رو کشت

‫چرا هنوز اینجا وایسادی؟

‫اگر هار بوده، وقت چندانی داریم

‫طوفان در راهه، خانم ‫بنظر طوفان ناجوری میاد

‫اینم یه دلیل دیگه ‫که چرا باید عجله کنی

‫بذار ببینمش

‫درد می‌کنه؟

‫اوهوم. وقتی این‌کارو می‌کنی درد می‌کنه

‫بیا

‫بذار اینو بذارم

‫این درد داشت

More Farsi Persian subtitles for 1923

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left