Esimesed 200 rida.
آنچه در 1923 گذشت...
لازم نیست توی کولاک
با عجله برگردی پیشم و خودتو به کشتن بدی
اجازه نمیدم امروز
آخرین روزی باشه که چهرهت رو میبینم
من جام کنار شوهرمه
حاملهای؟
- چرا داری میری خونه؟ - خانوادهم بهم نیاز دارن
جونشون در خطره
دارم دنبال یه "کرو" میگردم یه دختر سرخپوسته
شونزده سالشه
- کمکی از دستم برمیاد؟ - به جرم تخطی از قانون
منع اختلاط نژادی مونتانا بازداشتی
- بس کن! - هی!
نه! نه!
اوضاعشون چقدر خرابه؟
خب، ازدواجشون که باطله
کار اون ویتفیلد بیشرفه
میخواد تمام مهرههات رو کنار بزنه
بنر، وقتی با سگها همنشین میشی
خودتم کک میگیری
تمام عمرمون هیچی نداشتیم
حالا یه چیزی داریم و اون چیز کک نیست
فقط آتش میتونه
تاثیری مخربتر از کولاک روی نظم جنگل بذاره
گلههای گاو
و بوفالو و گوزن شمالی دایرهوار به دور خودشون میچرخن
تا اینکه تودهی برف اونها رو بپوشونه و در جای خودشون یخ بزنن
کولاک انسانها و حیوانات رو از شدت گرسنگی و سرما
و تاثیر پدیدار نبودن خورشید یا ماه
که منجر به از دست رفتن حس جهتیابی
و راه حفظ مسیر و عقل میشن به جنون میکشونه
از خونه استفاده نمیکنی
بهتره توی زمستون همراه خانوادهم باشم
منطق حکم میکنه خانوادهت رو ببری توی شهر
تا اینکه خودت بری پیش خانوادهت
توی اون آلونک یخزده و پوشیده از برف
به شهر اعتماد ندارم
به اون کلانتر هم اعتماد ندارم
زیادی تو مشت "داتون"ـه
گمونم بالاخره یکی باید مراقب گله باشه
موندن فقط بخاطر یه پسر و یه زن حماقت زیادیه
دیگه گلهای ندارم
کپلک گرفتن
همهشون رو کشتم
ببین چه چیزهایی رو فدا کردی
و چه زجرهایی کشیدی
که از گوسفندها محافظت کنی
آدم کشتی و نزدیک بود خودت هم بمیری
و یه کرم کافی بود
تا تمام چیزهایی که براش جنگیدی رو از بین ببره
دام کسب و کار نمیشه، بنر
برای سگدو زدن رعیتهاست
باید گذاشتش به عهدهی همونا
تو دیگه رعیت نیستی
برفها از ماه دیگه شروع میکنن به آب شدن
یه تونل دیگه میکنیم
کرم...
نمیتونه طلا رو از بین ببره
در مقابل خشکسالی و زمستون مصونه
و بازار تقاضاش بیانتهاست
به این میگن کسبوکار
ماشین رو نگه دار
دارن چه غلطی میکنن؟
یه سری از معدنچیهای نروژی پرسیدن
میتونن روی کوهستان اسکی کنن یا نه
فکر نمیکردم ضرری داشته باشه
حداقل نه برای ما
با خودم گفتم اگر میخوان خودشون رو
روی دامنهی یه کوه به کشتن بدن، بذار بدن
باید منو ببری پیششون
همین الان!
بنر، زود باش!
دلیلی برای عجله نمیبینم
یه مشت آدم مستن که دارن با جون خودشون بازی میکنن
دلیلی برای عجله نمیبینی چون بصیرت نداری، بنر
سوار شو. بهت نشون میدم
تا همینجا کافیه
بیا بریم با قاضیه صحبت کنیم
خب، خودت میشناسیش، جیک اینکار ممکنه دو جور پیش بره
خب، این بیرون هم ممکنه دور جور پیش بره
میخواین من چیکار کنم؟
همینجا بمون و دعوا درست نکن
الان برمیگردیم
بله؟
کلانتر مکداول
و کمیسر داتون اومدن شما رو ببینن
- بذار بیان تو - چشم قربان
- بفرمایید آقایون - ممنون
صبح بخیر آقایون
اگر میخواین قهوه اونجا هست
نه، ممنون روی
من یکم میخورم
فکر کردم هفتتیرکشها قهوه نمیخورن
باعث میشه دستاشون بلرزه
سعی میکنم به کسی شلیک نکنم که اونقدر ازم فاصله داشته باشه
که لرزیدن دستام تاثیری بذاره
هیچوقت تشخیص نمیدم شوخی میکنه یا نه
شوخی نمیکنه
چه کمکی از دستم برمیاد؟
پروندهی دادستانی بر علیه دیویس
همچین پروندهای توی لیستم نیست
یه زن به جرم اختلاط نژادی توی بازداشتگاهه
آها. منظورت آسامی آشیکاگاست
آلیس دیویس اسم جعلی ثبت شده توی سند ازدواجشونه
زن سرپرست کاروان گاریهامه
اصلاً زن کسی نیست
ایالت ازدواجشون رو به رسمیت نمیشناسه
توی جلسهی تفهیم اتهام توافقی کردن؟
خبری از توافق نیست
همراه یک مرد سفیدپوست زیر یه سقف زندگی میکرده
دو تا بچه با اون مرد و یه سند ازدواج داره
گناهکاره
تنها تصمیمی که مونده اینه که حکمش چی باشه
و چه تصمیمی گرفتی؟
سردرگمم، جیک. هنوز تصمیمی نگرفتم
اگر زنک رو بفرستم زندان باید بچهها رو
با هزینهی دولت بفرستیم یتیمخونه
و اگر از کشور اخراجش کنم بازم با هزینهی دولت میرن اونجا
چون اون دورگهها اینجا بهدنیا اومدن
شهروند آمریکان
شوهرش توی بیمارستان علیل افتاده
اونم باز با هزینهی دولت
خب، میتونم سردرگمیت رو برطرف کنم
چرا به من تحویلشون نمیدی؟
همهشونو
یه قرون هم رو دست دولت خرج نمیاندازه
- همهشون؟ - زنک
دورگهها
و علیله، همهشون
آلونکشون توی شهر چی؟
توی دامداری زندگی میکنن
و اونجا میمونن؟ آره؟
مطمئنم دیگه از شهر خسته شدن
پس اگر اینطوره، به آزادی مشروط
تحت نظارت تو محکوم میشن
با همدیگه دیده شدن در ملاعام
توی این شهرستان نقض آزادی مشروطشون تلقی میشه
و فورا به زندان شهرستان
- منتقل میشن - باشه
به شرط اینکه کشیش خاطی رو به دادگاه معرفی کنن
عمداً امضاش ناخوانا زده شده
خب، ظاهراً کارشناس تشخیص دستخط لازم داری
تا هویتش رو نفهمیدم نمیتونم زنه رو آزاد کنم
خیلی وقته منو میشناسی، روی
خودت میدونی دیگه طاقتم داره تموم میشه
داری یه قاضی رو تهدید میکنی، جیک؟
تهدیدات یجور بلاتکلیفی
با خودشون به همراه دارن
قوانین این سرزمین رو من تعیین نمیکنم
من مسئول تعیین عواقب زیرپا گذاشتن اون قوانینم
زنت از قبیلهی "کرو"ـه
دو ایالت اونطرفتر این قانون در مورد توام صدق میکنه
و تو محاکمه میشی
گمونم خوب شد ساکن مونتانام
وای خدا
بذارش سر جاش
وقتی اسم فروشندهی مشروبت رو بهمون گفتی
ما هم اسم کشیشه رو بهت میگیم
نظرت چیه؟
میدونی، روی، شاید بد نباشه یه سر بریم دفتر من
و... یکم در مورد این قضیه صحبت کنیم
اینکارتون اخاذیه
همم
یه خانوادهی دورگه چه اهمیتی برای من داره؟
فکر کردین چیزی برنده شدین؟
هیچی برنده نشدین
توی این قضیه هیچکدوممون برنده نیستیم، روی
هیچکدوممون
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
نه! نه!
این زمستون همهجا پر از این لعنتیاست
زخمیت کرد؟
آدما نباید توی زمستون اینجا باشن!
اکثراً نیستن. ولی دامها خودشون شکم خودشون رو سیر نمیکنن
اینجا تنها چیزی که شکمش سیر میشه، گرگهاست
بذار برم یه کالسکه بیارم خودم میبرمت خونه
خیال واهیه
یه یخچال توی خونه
عجب روزی بشه اون روز
- چی شده؟ - گرگ گازش گرفت
رفته بود توی لونهی مرغها
بیا ببریمش داخل
برو
اسپید، بجنب، برو دکتر میلر رو بیار
اونقدرام بد نیست
گرگی که توی روز روشن بین آدما میچرخه
یا زخمی شده یا هاره
از طرز حرکتش که بنظر زخمی نمیومد
تمام مرغهامون رو کشت
چرا هنوز اینجا وایسادی؟
اگر هار بوده، وقت چندانی داریم
طوفان در راهه، خانم بنظر طوفان ناجوری میاد
اینم یه دلیل دیگه که چرا باید عجله کنی
بذار ببینمش
درد میکنه؟
اوهوم. وقتی اینکارو میکنی درد میکنه
بیا
بذار اینو بذارم
این درد داشت
No comments yet. Be the first to leave one.