The Unholy Trinity

The Unholy Trinity

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

The Unholy Trinity 2025 1080p MA WEB-DL DDP5 1 H 264-BYNDR
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-07-09
Allalaadimised: 114
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫« تـثـلـیـث نـامـقـدس »

‫بلند شو، برادوی

‫« قلمروی مونتانا، سال 1888 »

‫فردای آن روز، موسی به قومش فرمود:

‫"مرتکب گناه بزرگی شده‌اید"

‫"اکنون به نزد خدا خواهم رفت"

‫"تا بلکه بتوانم گناه شما را کفاره کنم"

‫سپس موسی به نزد خدا برگشت و گفت:

‫"آه، این قوم مرتکب گناهی عظیم شده است"

‫"و خدایان طلا برای خویشتن ساخته‌اند"

‫"بت‌های دروغین پرستیده‌اند"

‫"ولی اکنون، لطفاً گناهان ایشان را ببخش"

‫مادر مقدس، مادر خداوند ‫برای ما گنهکاران دعا بفرما

‫چه اکنون، چه در لحظه‌ی مرگمان، آمین

‫- بابا، من... ‫- اینجا چیکار می‌کنی پسر؟

‫نامه‌ای از یه کشیش به دستم رسید

‫پدر جیکوبز

‫- اومدی مرگم رو ببینی؟ ‫- نه آقا، من...

‫منظورم اینه که، آره...

‫آقا

‫می‌دونی کی این‌کارو باهام کرده؟

‫بله آقا

‫مامان بهم گفت

‫- اسمشو بگو ‫- باتلر کلانتر "ترینیتی" (تثلیث)

‫این همه سال توی زندان زجر کشیدم

‫- می‌دونم، بابا ‫- تا وقتی اون زنده‌ست

‫ ‫روح من آروم نمی‌گیره

‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی

‫آیزاک برادوی

‫رستگاری نصیب اون‌هایی میشه ‫که خودشون رو تسلیم خداوند می‌کنن

‫بابا، لطفاً بهشون بگو ‫تو اونا رو نکشتی!

‫بهم قول بده انجامش میدی، پسرم

‫بذار با خیال راحت‌تر برم بالای دار

‫بگو. بگو قول میدی

‫- قول... قول میدم ‫- و بعد از اینکه انجامش دادی

‫برای پاداشت به خدا رو کن

‫خونه‌ی تو، خونه‌ی خداست

‫وقتت تمومه

‫به‌زودی مامان رو می‌بینی، بابا

‫از پشت شعله‌های آتیش نمی‌بینمش

‫تسلیت میگم، پسرجون

‫برای جلوگیری از شیوع وبا ‫اجساد رو می‌سوزونن

‫به شکل خاکستر تحویلشون میدن

‫بعضی خانواده‌ها خاکسترها رو پخش می‌کنن ‫بعضی‌ها نگهشون می‌دارن

‫بقیه جایی که جسد باید دفن می‌شده ‫یه صلیب نصب می‌کنن

‫وقتی داشت می‌رفت بالای سکو ‫به چیزی اعتراف کرد؟

‫براش پاپوش دوختن

‫همه همینو میگن

‫لطفاً اینجا رو امضا کن

‫وایسین!

‫چیزی می‌خوری؟

‫نه، ممنون

‫اگر می‌خوای بمونی ‫باید یه چیزی سفارش بدی

‫هرچی می‌خواد بده بخوره ‫من حساب می‌کنم

‫- یه شات مشروب دیگه برام بریز لطفاً ‫- چشم آقا

‫- شما رو می‌شناسم، جناب؟ ‫- نه

‫ولی رد کردن یه لیوان مشروب مجانی بی‌ادبیه

‫اهل مشروب خوردن نیستم

‫پس یه شات یه یاد این رفیقت می‌خورم

‫- کجا میری؟ ‫- ترینیتی

‫تا اونجا خیلی راهه

‫و این کیه؟

‫بابام

‫- دارم می‌برمش خونه ‫- تسلیت میگم

‫میشه بپرسم چطوری فوت کرد؟

‫- دارش زدن ‫- چی؟

‫یاغی بوده؟

‫کلانتر ترینیتی براش پاپوش دوخته بود

‫چرا باید کلانتر همچین کاری بکنه؟

‫حرومی متقلب!

‫می‌کشمت!

‫آروم باش، پیتر. آروم باش

‫خدا لعنتت کنه!

‫بیا

‫شاید این لازمت شد

‫درضمن، اسم من "سنت کریستوفر"ـه ‫(کریستوفر قدیس)

‫من... منم "هنری برادوی"ـم

‫یالا برش دار، هنری برادوی

‫« مـیـخـانـه‌ی تـریـنـیـتـی »

‫میشه لطفاً به بابات بگی ‫دستمزد دو روز رو بهم بدهکاره؟

‫برو گم‌شو بیرون!

‫برو تا نزدم سیاه و کبودت نکردم!

‫برو بیرون!

‫- سلام کلانتر ‫- سلام بچه‌ها

‫داره چیکار می‌کنه؟

‫کلانتر سال باتلر ‫اسم من "هنری برادوی"ـه

‫و من کسیم که قراره تو رو بکشه

‫شنیدی چی گفتم؟

‫شنیدم چی گفتی، پسرجون

‫ولی قبل از اینکه این‌کارو بکنی...

‫بهت توصیه می‌کنم ‫پشت پالتوم رو بلند کنی

‫حالا...

‫می‌خوام بلند بشم

‫و خیلی آروم برگردم

‫همم؟

‫اگر می‌خوای به کسی شلیک کنی...

‫حداقل سعی کن ‫توی چشماش نگاه کنی

‫منو نگاه کن

‫دارم بهت نگاه می‌کنم

‫اسم من...

‫"گابریل داو"ـه

‫- تو کلانتر ترینیتی هستی؟ ‫- آره خودمم

‫- ولی سال باتلر نیستی؟ ‫- نه متاسفانه

‫بیا اسلحه‌هامون رو ببریم بیرون

‫توی خونه‌ی خدا جای اینا نیست

‫آروم باش. آروم

‫- کجاست؟ ‫- می‌برمت پیشش

‫همم؟

‫وقتی از این در رفتیم بیرون ‫توجه بقیه رو جلب می‌کنیم

‫و وقتی راضیت کردم

‫من اونی نیستم ‫که برای کشتنش اومدی

‫ازت می‌خوام خودتو ‫بدون درگیری تسلیم کنی

‫می‌تونی این‌کارو بکنی؟

‫بله آقا

‫خیلی‌خب

‫قدم به قدم میریم

‫هنری بودی، درسته؟

‫بگو ببینم، مردم دارن نگاه‌مون می‌کنن؟

‫آره

‫یه مردی با پالتوی پوست گرگ ‫داره با پسرش بهمون نزدیک میشه؟

‫آره، فکر کنم می‌بینمش

‫مسلح هستن؟

‫- نگاه کن، کلانتره ‫- بله آقا

‫دارن میان این سمت

‫چیزی نیست، مک‌کالی

‫اسلحه‌تو بذار کنار ‫خودم حلش می‌کنم

‫کلانتر

‫اوضاعت ردیفه؟

‫ظاهراً توی دردسر افتادی

‫همه‌چی مرتبه، ممنون گیدیون

‫به‌زودی می‌بینی که میشه ‫هم به عدالت رسید

‫هم چند نفر رو زنده گذاشت

‫هنری...

‫ازت می‌خوام یه نگاهی ‫به حیاط کلیسا بندازی

‫همین‌جاست. بیا، بیا، بیا

‫آروم، آروم، آروم پسرجون، آروم

‫چی نوشته؟

‫سال باتلر

‫پسره دنبال چیه؟

‫خب...

‫فکر می‌کنه سال بهش ظلم کرده

‫حتماً اشتباه می‌کنه

‫سال هیچوقت به کسی ظلم نکرد

‫مشخصه که اشتباه به عرضش رسوندن

‫اگر می‌خوای به سنگ قبرش شلیک کنی

‫تا دلت خنک بشه...

‫جلوت رو نمی‌گیرم

‫همم

‫مشکلت با باتلر چیه؟

‫برای بابام پاپوش دوخت

‫سرشو فرستاد بالای دار

‫همم

‫واقعاً؟

‫خیلی‌خب دوستان

‫برگردین سراغ کاراتون ‫دیگه تموم شد

‫برید. همه‌چی مرتبه

‫همه‌چی مرتبه

‫می‌خوای دستگیرم کنی؟

‫چون می‌خواستی از پشت بهم شلیک کنی؟

‫اینجوری مجبور میشم ‫نصف مردم شهر رو دستگیر کنم

‫بریم اینجا

‫سم، یه ویسکی بده این دوست جوونم ‫ یه قهوه هم برای من بیار

‫این ویسکی که گفتین بیاره، کلانتر...

‫- من مشروب نمی‌خورم ‫- بشین

‫بشین

‫همراه منه، چاک

‫هنری برادوی

‫پس یعنی بابات آیزاک برادوی بوده

‫- می‌شناسیش؟ ‫- نه. ولی نصف این شهر رو خودش ساخت

‫همه اسم آیزاک برادوی رو می‌دونن

‫تو نمی‌دونستی؟

‫بعد از اینکه رفت زندان، ندیدمش ‫بعد از مرگ مادرم

‫همم

‫بذار یه نصیحتی بهت بکنم

‫نذار کس دیگه‌ای بفهمه بابات کیه

‫تمام افراد شناخته‌شده، محبوب نیستن

‫مردم ازش خوششون نمیاد؟

‫خب...

‫صبح بخیر، سم

‫هر شهری قهرمان‌ها و آدم بدای خودشو داره

‫- دو لیوان از بهترین مشروبت بده ‫- توی این شهر، سال باتلر قهرمان

‫و آیزاک برادوی آدم بده بود

‫حالا باتلر مرده

‫و از اونجایی که تو پسر برادوی هستی ‫نمی‌خوام کسی هوای انتقام به سرش بزنه

‫چطوری مُرد؟

‫میگن یه دختر از قبیله‌ی بلک‌فوت کشتش

‫- درست میگن؟ ‫- فکر نکنم درست باشه

‫اومدی اینجا کلانتر رو بکشی

‫برنامه‌ت برای بعدش چی بود؟

‫برنامه‌ای ندارم

‫هرچی پول داشتم ‫برای رسیدن به اینجا خرج کردم

‫سم، یه لطفی بهم بکن

‫به این جوون غذا بده ‫و یه اتاق برای امشب بهش بده

‫اگر تو پولشو میدی، باشه

‫فردا صبح، ازت می‌خوام سوار دلیجان بشی

‫و تا جایی که می‌تونی ‫از این شهر دور بشی

‫ببخشید که سعی کردم بکشمت

‫می‌تونستی قهرمان شهر بشی

‫همونطور که گفتم...

‫قهرمان‌ها و آدم بدا

More Farsi Persian subtitles for The Unholy Trinity

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left