The Gilded Age

The Gilded Age

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 3

Väljalaske info

The Gilded Age S03E02 What the Papers Say 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-07-12
Allalaadimised: 63
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫دوشیزه گِلَدیس؟

‫دوشیزه گلدیس!

‫دوشیزه گلدیس؟

‫توی سالن رقص ‫و هیچکدوم از اتاق‌های اون طبقه نیست

‫پیداش نمی‌کنیم، آقای چورچ

‫حالا کی به خانم بگه؟

‫مادر؟

‫مادر، بیدار شو!

‫- چی شده؟ ‫- گلدیس غیبش زده

‫مستخدمش امروز صبح رفت توی اتاقش

‫تختش هنوز مرتبه ‫و کل خونه رو گشتن

‫فکر که نمی‌کنی فرار کرده باشه؟

‫وای خدا

‫- چیزی بهت نگفته بود؟ ‫- نه

‫ولی اگر فرار کرده ‫بخاطر اینه که چاره‌ای براش نذاشتی

‫داری میگی تقصیر منه؟ ‫این چه کمکی به پیدا کردن خواهرت می‌کنه؟

‫- با پلیس تماس بگیریم؟ ‫- معلومه که نه

‫خانم

‫این الان برای شما رسید

‫- باید لباس بپوشم ‫- چی نوشته؟

‫نوشته خواهرت تمام شب کجا بوده

‫- کجا داری میری؟ ‫- ورودی خدمتکارها این سمته

‫نه. ازمون خواستن بیایم اینجا ‫از در اصلی میریم داخل

‫آرتور، خواهش می‌کنم، بیا شلوغش نکنیم ‫باید دخترمون رو ببینیم

‫از اون پله‌ها نرو پایین

‫اوه، دکتر کرکلند

‫خانم اسکات

‫چه به‌موقع اومدین

‫- ممنون که اومدین ‫- نه، این چه حرفیه

‫- بریم داخل؟ ‫- بله

‫خانم ون‌راین منتظرتونه

‫خانم و آقای اسکات، خوش اومدین

‫ای‌کاش تحت شرایط بهتری تشریف میاوردین

‫ممنون که خبرمون کردین

‫و البته، شما هم لطف کردین ‫تشریف آوردین، دکتر کرکلند

‫- خیلی ممنونیم ‫- باید از آقای اسکات تشکر کنین

‫یه معجون آوردم

‫خانم ون‌راین توی نامه نوشته بود ‫پگی سرفه می‌کنه

‫ترکیبی از مورفین کلرید ‫پودر اقاقیا و بیسموت ساب‌نیتراته

‫ممنون. حالشو بهتر می‌کنه

‫یکم آب گرم هم برای پاهاش بیارید

‫از خدمتکار می‌خوام حمام رو آماده کنه ‫و مستخدممون آب گرم رو میاره

‫ماریان، دکتر کرکلند رو ‫تا اتاق خانم اسکات راهنمایی کن

‫بله چشم. تشریف میارین، دکتر؟

‫بفرمایید. می‌تونیم اینجا منتظر بمونیم

‫متاسفانه اتاق پگی طبقه‌ی چهارمه

‫هیچ اشکالی نداره

‫دو تا مرد رنگین‌پوست توی راهرو هستن

‫دکتر و پدر خانم اسکات هستن

‫به حق چیزای ندیده

‫خانم اسکات از روی لطف و محبت دینیش ‫شغلت رو نجات داد

‫و تو هیچی جز تعصب توی دلت نداری

‫دنیایی که از زمان تولدم توش زندگی می‌کردم ‫زیر و رو شده

‫- تقصیری دارم که شوکه شدم؟ ‫- آره، خانم آرمسترانگ، تقصیر داری

‫من فقط دارم فکر همه رو به‌زبون میارم

‫- من همچین فکری نمی‌کردم ‫- هیچکس همچین فکری نمی‌کنه

‫- ولی مطمئناً... ‫- بسه دیگه!

‫نمی‌خوام یه کلمه‌ی دیگه هم ازت بشنوم

‫مگر اینکه حرف خوشایندی باشه ‫که هیچوقت نیست

‫پس مطمئنم دهنت رو می‌بندی

‫می‌خوای بذاری این شکلی باهام صحبت کنه؟

‫آره، فکر کنم بذارم

‫خیلی قدردانیم که دکتر کرکلند ‫تونست درمانش کنه

‫بله، و من واقعاً شرمنده‌م ‫که دکتر ما حاضر نشد این‌کارو بکنه

‫سال‌ها دکتر خانواده‌مون بوده ‫برای همین بهت‌زده شدم

‫- چرا باید بهت‌زده بشین؟ ‫- آرتور

‫زن باهوشی هستین

‫می‌دونین روال کار دنیا چطوریه

‫گمونم درسته، ولی درهرحال غمگینم می‌کنه

‫ما این شکلی بزرگ نشدیم

‫پدر ما حامی مالی

‫بنیاد جوانان رنگین‌پوست فیلادلفیا بود ‫همون‌جایی که خانم اسکات درس خوند

‫بله، بهمون گفت

‫- خبری از پگی نشده؟ ‫- هنوز نه

‫فقط دارم میرم پایین ‫ازشون بخوام آب گرم بیشتری بیارن

‫دکتر خوبیه

‫از این بابت مطمئنم

‫خودشه

‫نمی‌خواستم نامزدی‌مون اینطور پیش بره

‫مادرم چاره‌ی دیگه‌ای برامون نذاشته

‫اگر فکر کنه شبانه ‫اومدم و دزدیدمت چی؟

‫بهش میگم همه‌ش زیر سر خودم بوده

‫باید اینو بفهمه که می‌خوام جلوش دربیام

‫که جفتمون درمیایم

‫لطفاً تشریف بیارین

‫خواهش می‌کنم

‫بیلی، باید قوی و متحد باشیم

‫- گلدیس؟ ‫- واقعاً عاشقتم

‫مادرت اومده

‫مادر

‫خانم راسل، به‌خوبی مراقب گلدیس بودیم

‫وقتی رسید ساعت 2 بود ‫منو بیدار کردن

‫- برای برگردوندنش دیر بود ‫- بله درسته

‫اطمینان حاصل کردم که خدمتکارم ‫صبح اول وقت نامه رو براتون بیاره

‫خیلی لطف کردین مراقبش بودین

‫می‌خوام تا برگشتن پدر اینجا بمونم...

‫برو سوار کالسکه منتظرم بمون

‫- ولی... ‫- همین الان، گلدیس

‫هیچوقت با هم تنها نبودن

‫حواسم به این نکته بود ‫دلیلی برای نگرانی ندارین

‫وقتی بیدار شدم دخترم نبود... ‫همچین چیزی برای هر پدر مادری کابوسه

‫وقتی اومد حالش خیلی خراب بود

‫نزدیک بود بگم دکتر خبر کنن

‫- ولی مادرشو خبر نکردین؟ ‫- حرفشو پیش کشیدم

‫ولی می‌تونین تصور کنین ‫چه واکنشی نشون داد

‫این یه مسئله‌ی خانوادگیه، خانم کارلتون

‫خانم راسل، بفرمایید بشینید

‫میشه از نو شروع کنیم؟

‫منظورتون دقیقاً چیه؟

‫می‌دونم بیلی خشت اول رو بد گذاشته

‫ولی به‌نظر میاد خیلی به‌هم میان

‫از نظر من اینطور نیست

‫دوست ندارم جایگاهم رو به‌رخ بکشم

‫ولی پدر پدربزرگم ‫اعلامیه‌ی استقلال رو امضا کرده بود

‫دوست دارم بدونم اجداد شما ‫اون‌موقع مشغول چه کاری بودن

‫فکر کردم اطلاع دارین ‫که قراره گلدیس نامزد کنه

‫گلدیس که چیز دیگه‌ای گفت

‫خب، به‌گفته‌ی خودتون ‫اصلاً حواسش سرجاش نبوده

‫اگر نشه جلوشون رو گرفت چی؟

‫چرا میشه

‫و خواهیم گرفت

‫روز خوش، خانم کارلتون

‫دکتر، پگی چطوره؟

‫باید سریع عمل کنیم ‫وگرنه ممکنه تبدیل به ذات‌الریه بشه

‫باید گرم نگهش داریم ‫از خانم بروک خواستم پتوهای بیشتری بیاره

‫- و باید مدام مایعات بخوره ‫- آشپزمون می‌تونه گوشتابه درست کنه

‫می‌خوام اگر شد چند ساعت دیگه بهش سر بزنم ‫و فردا هم دوباره بیام

‫ترجیح میدیم ببریمش خونه ‫و می‌تونین اونجا بهش سر بزنین

‫توصیه نمی‌کنم جابه‌جاش کنین ‫بخصوص این همه راه و توی این هوای سرد

‫اینجا بمونه براش بهتره

‫اگر برگرده بروکلین خیال‌مون راحت‌تر میشه ‫شما هم می‌تونین بیاین...

‫با اجازه‌ی خانم ون‌راین

‫تا وقتی صلاح می‌دونین اینجا می‌مونه

‫اگر ایرادی نداره، بعداً می‌بینمتون

‫هیچ ایرادی نداره

‫بابت همه‌چی ممنونم، ویلیام

‫واقعاً مدیونت هستیم

‫انتظار نداشتیم اینقدر زود برگردین، قربان

‫یک‌سری کارها هست ‫که باید بهشون رسیدگی کنم

‫میرم بالا لباسمو عوض کنم

‫جی‌پی مورگان کمی بعد ‫برای جلسه میاد اینجا

‫بسیارخب، قربان

‫خانم راسل کجاست؟

‫تشریف بردن به یه مسئله‌ی فوری ‫در رابطه با خانم گلدیس رسیدگی کنن

‫منظورت چیه؟

‫خانم راسل براتون توضیح میده، قربان

‫بحرانی در راهه

‫دیر یا زود داره ‫ولی سوخت و سوز نداره

‫بازار سهام داره سقوط می‌کنه

‫هر روز یه شرکت جدید ورشکست میشه

‫همین تازگی در شرکت گرنت و وارد تخته شد

‫فقط متروپولیتن نیست ‫که به این وضع افتاده

‫نمی‌تونستم بذارم ‫پروژه‌ش شکست بخوره

‫سنی گناهی نداشت

‫و همونطور که گفتی، هجوم به بانک‌ها ‫می‌تونه به‌راحتی پخش بشه

‫من اونقدر ضرر کردم ‫که حتی نمی‌خوام بهش اعتراف کنم

‫خب، اگر مدیون منی ‫پس می‌تونم ازت یه لطفی بخوام

‫سفرم به غرب ‫برای خریدن معادن مس نبود

‫- بخاطر این اینطور گفتم چون... ‫- چون می‌خواستی باور کنم

‫چیزی که واقعاً می‌خواستی ‫زمینی بود که همراه معدن گیرت میومد

‫یه هدفی دارم

‫خط راه‌آهنی که این کشور ‫و شاید کل دنیا رو تغییر بده

‫خیالی واهیه

‫می‌خوام تمام شهرهای ‫بزرگ آمریکا رو به ‌هم متصل کنم

‫که خط راه‌آهنی پیوسته ‫از نیویورک تا شیکاگو

‫و بعد از شیکاگو به کالیفرنیا بکشم ‫بدون اینکه توی راه ده بار متوقف بشه

‫- شدنیه ‫- شاید

‫ولی جوری میگی انگار راحته

‫دشوار بودن این‌کار ‫مثل شکافتن دریا توسط موسی می‌مونه

‫فکر کردی توی دور زدن ‫ "مورنسی" به مشکل برمی‌خوری؟

‫پس وایسا ببین شیکاگو ‫چه سنگی جلوی پات می‌اندازه

‫بلندپروازانه‌ست، آره

‫ولی بدون بلندپروازی هیچ‌کدوممون ‫به این جایی که هستیم نمی‌رسیدیم

‫این خط راه‌آهن ساخته میشه

‫باید ساخته بشه

‫تنها سوالی که باقی می‌مونه ‫اینه که کی قراره بسازتش

‫هزینه‌ی نقشه‌ت بیشتر از پولیه ‫که مطمئنم داری

‫و بدترین زمان ممکن رو انتخاب کردی

‫آره درسته

‫تنهایی نمی‌تونم انجامش بدم

‫خطراتش فوق العاده‌ست

‫ولی اگر موفق بشیم ‫سودش هم فوق العاده‌ست

‫باشه. هرکاری از دستم برمیاد انجام میدم

‫ولی اگر موفق نشدی ‫خودتی و خودت

‫داشت سعی می‌کرد با حرف باباش ‫و بنیاد، دل ما رو به دست بیاره؟

‫نمی‌دونم

‫ شاید می‌خواد در موردش ‫نظر خوبی داشته باشی

‫از کی تابحال به هیچکدوم از ماها اهمیت دادن؟

‫به‌جز وقتی پای توانایی‌مون برای ‫رسیدگی به تمام نیازهاشون وسط باشه؟

‫ما که خانم ون‌راین رو نمی‌شناسیم

‫و به‌جز دخترمون

‫احتمالاً ما تنها افراد رنگین‌پوستی هستیم ‫که تابحال به خونه‌ش راه داده

‫با این‌حال، اگر پگی ‫توی خونه‌ی ما بود

‫و ما مراقبش بودیم ‫اینقدر مریض نمی‌شد

‫ولی خودش انتخاب کرده اینجا باشه

‫و خانم‌ ون‌راین باهاش مهربونه

‫فکر اینکه اگر دخترمون پیش ما نیست

‫حداقل توی اون خونه زندگی می‌کنه ‫خیالمو راحت‌تر می‌کنه

‫ولی نمی‌تونیم بخاطر ایرادات جامعه ‫اونو سرزنش کنیم

More Farsi Persian subtitles for The Gilded Age

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left