Esimesed 200 rida.
«آلمان غربی سال1979»
هشت و نیم
داروهات رو بخوری، گابریل
فردا میری مدرسه، قول بده
بعداً میبینمت
بد گادزبرگ منطقه مسکونی دیپلماتیک
سلام، میشه لطفا با اوکی صحبت کنم؟
متاسفم
هنوز سرماخوردگیش خوب نشده
سلام، من چارمیان هستم. چارمیان راس
ما از آشناییتون خوشوقتیم دوشیزه راس. باور کنید
اون عوض شده
میتونم حسش کنم
آدم بوسهش مثل - با یه لبخند، لطفا-
با
اون عوض شده
میتونم حسش کنم. آدم
دوستداشتنی
اون عوض شده
دوستداشتنی، دوشیزه راس
این یعنی چیکار کنم؟
کمتر دندونها رو نشون بدین
خوبه
اون عصبانیت. نگهش دار و یه چیز یهکم تازهتر رو پیاده کن
ازت میخوام که ماهیت صحنه رو برداری و اون رو مال خودت بکنی
پریشب باهاش توی میخونه بودم
رفیقم هم بود و
منم داشتم با لبخند اسنوکر، بیلیارد
یا هر چی بازی میکردم و من یه عده پیرمرد مستپاتیل رو توی گوشه دیدم
که سر به سر یه خانوم میذاشتن
برو و چارلی رو بیار بسپرش به چارلی
من دست به یقه شدم
من با اون احمقی که مسئول اونجا بود دست به یقه شدم
چارلی - میدونی کلماتی مثل «کونی» برای اون چه معنی داره؟ -
چاز - بعد هلش دادم، هلش دادم و -
اون هم پرت شد و من احساس کردم
منم روی میز اسنوکر بالا آوردم، چاز
اونها حتی نمیدونستن من گی هستم
خیلی احساس سرزندگی کردم
متاسفم
جانی اون رو گرفت و ازمن دورش کرد و دیدم که اون داره
بصورت بیحد و حصری عاشق من میشه و اونم فهمید که من دارم از درون میسوزم
اوه، لعنتی
و توی اون لحظه
چشماش بیکران بودن
همون لحظه که رسیدیم بیرون دستش رو گرفتم و اون هم محکم من رو بوسید
طوری که دندونهاش به دندونام خورد
لذت پادزهر مرگه، مگه نه؟
کُلون، آلمان غربی
دو ساعت، دو باتری، درسته؟
این چیزیه که اون آلمانی گفت
اونها بهمون خواهند گفت که اون رایزن هدفشون بوده
ما اون همه راه رو از اسرائیل برای این پرواز کردیم
به نظر تو کار عموش بوده؟
همون محقق تلمود مؤمن و راستگو
اوه، به جوری گفتی که انگار مثل اون پیدا نمیشه
بله به لطف زنده موندن رایزن ما یه شاهد داریم
از کدوم اسم قرار بود استفاده کنم؟
ترولند - دکتر پاول الکسیس -
بله - واحد6 -
«واحد ضد تروریستی»
انفجار از اتاق پرستار بچه اومد
کارتون معرکه بود
این پرستار، دختر جذابی بود؟ جوون بود؟
پرستارهای بچه معمولا جوونن، اما
صحیح، صحیح
بگید ببینم، وقتی شما با رایزن مصاحبه کردید، خانوم فاینبرگ اونجا حاضر بود؟
طبعاً
اون هنوز توی شوک بود، چرا؟
به نظرم من باید تنها باهاش حرف بزنم، نظر شما هم همین نیست؟
به نظرم عذاب وجدانی که جلوی باز شدن دهنش رو گرفته مجبورش میکنه دهنش رو باز کنه
اگه فقط ما اسرائیلیها باهاش حرف بزنیم
اوه
اون دوست خوشگل پرستاربچه ویژگیهای
متمایزکنندهش چیا بودن؟ چیز منحصربهفردی داشت؟
من هیچوقت نگفتم که اون خوشگل بود
نگفتی؟
خب، پس چی تنش بود؟
یه ژاکت کاردیگان
یه ژاکت کاردیگان
سلام - و تا -
تا کجا دکمههاش رو بسته بود؟
از حالا صداقت
سلام، میشه لطفا با اوکی صحبت کنم؟
پرستار بچهتون
اوکی بهتون نگفت؟
اون رفته تعطیلات همین دو ساعت پیش
فکر میکردم تا فردا قرار نبود بره
مادرش این رو داد بهم که بدم بهش
صفحه آهنگن
اوکی عاشق آهنگهای پاپ یانکی هست
موهاش بلوند بود یا خرمایی؟ رنگ کرده بود یا طبیعی بود؟
موهاشو بسته بود یا انداخته بود پایین؟
...میخوایید بیا - دوستم منتظره -
بلوند، رنگ کرده بود انداخته بود پایین
دوباره یه دختر غربی جذاب
و تو هم چمدون رو بردی تا اتاق پرستاربچه
بله
توی اتاق پرستاربچه
بله
حالا خوب فکر کن
چیز دیگهای نبود؟ هر چیزی راجع به این زن
که خودش ممکنه جا گذاشته باشه؟
دستبندی،حلقهای، گوشوارهای؟
ماشین داشت یا پیاده بود؟
ماشین داشت
یه ان.اس.یو
رنگش قرمز روشن یا رنگ شنی یا رنگ سوسیس ویَنی بود
ان.اس.یو قهوهای مسی، قهوهای مسی
اون توی صندلی مسافر نشسته بود
داشت از اونجا به من نگاه میکرد
از بالای شونهش
به تو؟
پشتی سر چی؟
مطمئنم که صورتشو دیدم
راننده چی؟
اون عرب بود
نگران به نظر میومد، به نظرم
آره
این تموم چیزی بود که پیدا شد
بله، آقای شولمن
چیز ظریفی توشون نبود؟ این همهش بود؟
همه چیزی که به بمب مربوط میشه
مربوط یا وابسته؟
وابسته
یه همچین چیزی هم وجود داشت؟
ممنون
یه ان.اس.یو قهوهای مسی توی یه پارکینگ
امروز عصر بیرون از مونیخ پیدا شده
پشتی سر؟
نیستش - درسته -
فقط مال سمت مسافر
مشخصاتش رو پخش کن
میخوام همه خونههای امن مونیخ تحتنظر گرفته بشن
باشه
اوه، لطف کردی
خیلی بزرگه، مگه نه؟
اونا خالکوبیهای بزرگسال و بچهها رو یه اندازه میزدن
بچهها هم بزرگ میشن
خالکوبی هم باهاش بزرگ میشه
خدای من
دکتر الکسیس
میشه پاول صدات کنم؟
بله
من یاد گرفتم که بهترین کار اینه که اسرائیلیها حسن انتخاب داشته باشن
یه دوست پیدا کنن، بهش در طول حرفهش کمک کنن
محتاطانه و بطور غیررسمی و در عوضش از دوستانمون انتظار داریم
که کمکمون کنن
پس
چندین سال پیش یه عده فلسطینی
توی کشورم تا حدی بلبشو به پا کردن
اولش به یه سوپرمارکت توی بیت شیان حمله کردن
بعدشم به چند تا خونه
و وقتی شروع به حمله به مدارس کردن
من دیگه نمیتونستم تحمل کنم
اطلاعات ما میگفت اونا 4برادر بودن
خانواده
و بزرگترینشون
اون یه نبوغی تو کلهش داشت
متاسفم که اون رو با یه آلمانی مقایسه میکنم اما اون یه پا موزارت بود
اتریشی
موزارت اتریشی بود
اوه، درسته
خلیل
خلیل
خلیل
برادر بزرگشون
من یه تیم جمعآوری کردم و در عرض چند ماه
که از تحقیقاتمون گذشته بود هیچ فلسطینی معمولی قادر نبود
که حتی یه کبریت هم نزدیک اسرائیل روشن کنه بدون اینکه ما اولش خبردار بشیم
اما بعدش
میلان
و زوریخ
و حالا
این - آره -
اون راننده عرب اون ان.اس.یو رو میشناسی؟
این جوونترین برادر بود
اوه
شبکههای خلیل رازدارن
غیرقابل نفوذ
و افرادش هرگز یه راه رو دو بار نمیرن
اما با کمک تو، کی میدونه چی ممکنه
چون میدونی چیه، پاول دیر یا زود یه مرد
اسم خودش رو امضا میزنه «اشاره به طریقه خاص سیمپیچ کردن»
رها شو، فرزندم، بعد از شرارتی مانند شرارت تو
«سالن تئاتر رد دراگون، لندن، انگلیس»
رویای چه را در سر میپرورانی؟
تو بهم قول دادی زنده بمونم اما دروغ گفتی
تو فکر میکنی که زندگی چیزی بیشتر از سنگسار نشدن تا حد مرگ نیست
و اینکه هر چیزی را از من دریغ کنی که مرا به عشق به خدا بازمیگرداند
در حالی که این شرارت و حماقت شماها میباشد که مرا وسوسه میکند
که از او متنفر شوم
آتش خود را بیفروزید زیرا که میدانم راهگشای شما
شیطان است و راهگشای من خداوند است
کفر
کفر! ساحره
ساحره! ساحره را بسوزانید
شیطان
مونیخ، آلمان غربی
به مارتی بگو که پیداش کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.