The Sound and the Fury

The Sound and the Fury

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

The Sound and the Fury 1959 720p BrRip
Kommenteerib [email protected]
توسط محسن تاج الدینی تایم 1:55:27

Sildid

bluray
Avaldatud: 2025-06-25
Allalaadimised: 40
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

خشم و هیاهو محصول سال 1959

کارگردان : مارتین ریت

تیپی ، تیپی

بلند شو

هنوز سحر نشده مادربزرگ

عجله کن ، یه اتفاقی داره می افته

از کجا میدونی؟ از اینجا خیلی دوره

حرف نزن ، لباس بپوش میدونم دوره

تو از اینجا تکون نخور

تیپی ، برو دنبال خانم کوئنتین و بدون اون برنگرد

کجا دنبالش بگردم؟ هر جا که شد

اگه قبل از صبحانه برنگردی بهتره اصلاً برنگردی

بجنب دیگه

لوستر ، لوستر

بیدار شو آقای بن

کاملاً ساکت باشید

بنجی ، بنجی

بیدار شو ، باید لباس بپوشیم

آقای هوارد ، باز هم یه شب دیگه رو کاناپه خوابیدی؟

چرا مثل بقیه تو تختت نمیخوابی؟

همش کابوس می بینم ، دیلسی

بلند شو ، فکرای بد نکن

آقای هوارد ، اون دختره کوئنتین ، غیبش زده

آخر خطه ، خانم

متوجه نشدم

میرم به مفیس

و برمیگردم

بدون اینکه از آونجا آمده باشم

یه سفر رفت و برگشت بخاطر هیچی

شما نباید نگرانش باشی من یه آدم عجیب و غریب هستم

من خانم کوئنتین کامپسون هستم

و اینجا شهر کوچک جفرسون در ایالت میسی سیپی میباشد

جایی که از وقتی مادرم ترکم کرد درش زندگی میکردم

با دوتا عموم بزرگ شدم

به هر شکلی که می تونستم

زنده بودن در چنین روزی باید فوق العاده باشه

کارناوال پان امریکن هیولاها بازی‌ها ، احساسات

تمام شب بیرون بودم اولین بارم نیست

داشتم از خونه ای که منو نمیخواستن فرار میکردم

اونا هیچوقت منو دوست نداشتن

من از یکی فرار می کنم ، بنام جیسون

از وقتی یادم میاد دشمن من بود

جیسون

جیسون و مادر پیرش

آن روز ، روز غم انگیزی برای کامپسون ها بود

وقتی اومدن به این خونه تا زندگی مارو خراب کنن

اونا از خانواده ما نیستن همیشه غریبه بوده و خواهند بود

و هر چقدر هم سعی کنن عضو خانواده ما نخواهند شد

خب ، میتونم هر چی لازم دارم رو بردارم

شاید روزی اتفاقی بیفته که بتونه بهم کمک کنه

صبح بخیر عمو هوارد کوئنتین ، کوئنتین

صبح بخیر دیلسی

تو تمام شب بیرون بودی خب الان داخلم

و حالا قهوه میخوام صبر هم ندارم

تا سرحد مرگ منو ترسوندی

چرا باید شب خوبی رو بیرون از خانه بگذرونیم؟

دیگه آفتاب طلوع کرده

مارو تنها بذار ، دیلسی

صبر کن کوئنتین

مشکلی پیش اومده ، عمو هوارد؟

با من بازی نکن عزیزم

میدونی که اگه جیسون تورو ببینه ، میکشتت

یه چیزی رو میدونی؟

برام مهم نیست چیکار میکنه

چون او از بستگان من نیست

اون فقط یه سگ نگهبانه

اون چشمی به گردن نداره و باید شب‌ها بخوابه

هیچوقت نمیتونه منو بگیره

من نمیتونم ببینم اون چنین کاری بکنه

اشکالی نداره عمو هاوارد

شما در خطر نیستید لطفاً منو با سرنوشت دردناکم تنها بذارید

اینجوری حرف نزن بگو چیکار کردی

من اونجا پرسه می‌زدم

تو باور میکنی ، مگه نه؟

خیلی خوبه اقوامی داشته باشی که دوستت داشته باشن

اما ببین چطور داری پیش میری

مردم چی فکر میکنن؟ تو مردم نیستی

تو عموی واقعی من هستی و باید منو دوست داشته باشی

اما به تنها چیزی اهمیت میدی الکل و نوشیدن جین با تونیکه

متأسفم

متأسفم

نمیدونم چم شده باید چیزی روانی یا شیمیایی باشه

اگه در تابستان امسال اتفاقی برایم نیفته ، می‌میرم

بیچاره کوئنتین

آدم باید تو زندگی ریسک کنه

وگرنه همون بهتر که بمیره

میدونی چیه؟

تابستان امسال اوضاع بهتر خواهد شد

من تا آخر عمرم جزو اونائی که در این دنیا باقی میمونن ، نخواهم بود

چه کسی اینطور نیست؟ بله ، من اینطوری نیستم

متشکرم

از کمک و دلداری شما متشکرم ، عمو هاوارد

انگار که داری روزت رو تمام میکنی ، نه شروع

قهوه و سیگار ، با معده خالی

خب برام چیز بهتری درست کن

باشه ، اما فقط دوتا دست دارم

گشتم ولی پیداش نکردم

دیشب بهت گفتم هیزم بیار

و تا لبه پرش کن

فراموش کردم فراموشش کردی؟

انگار بوی قهوه میشنوم

که اینطور ، حالا بیا کمک کن

دارم میام

نمی بینی من بال ندارم؟

من فوراً قهوه میخوام

چطور میتونی تو این خونه بخوابی؟

از اول شب طلوع سحر تو این خونه سر وصدا بیداد میکنه

بگیر ، اینم قهوه

خودت ببر بالا

خیلی ببخشید پاهای پیر من بهتر از تو از پله ها بالا میره

برای رسیدن به این اتاق باید از پله های زیادی بالا رفت

علتش اینه که تو دیگه پیر شدی

اگه من بمیرم هیچ کس دلش برامتنگ نمیشه

اگه آقای کامپسون بود هرگز این اجازه رو نمیداد

بله، اون دختره رو لوسش کرد اما حالا پیش خداست

و من باید به هشت نفر غذا بدم

من تمام شب اصلاً نخوابیدم و پاهام مثل کوه یخ سرد شدن

برات کیسه آب گرم میارم

قصد دارم با پسرم جیسون در مورد تو صحبت کنم

میخوام بدونی که من آخرین کسی هستم که در این خانه مورد توجه قرار می گیره

چرا نمیری با بقیه صبحانه بخوری؟

قرارمون همین بود

وقتی جوان بودم ، در بایو پونته کار میکردم

مجبور بودم لباسم رو با سنگ های رودخانه بشورم

پخت و پز و نظافت برای ماهیگیران فرانسوی

حالا که پیر شدم میخوام صبحانه رو در رختخواب بخورم

اگه بلند نشی ، آقای جیسون میاد بلندت میکنه

دوتا کلوچه با کره و عسل برام بیار

مادربزرگ ، من گرسنه هستم

باشه کوچولو ، بیا بخور

حالت چطوره اسکای؟

شبت چطوری گذشت؟

شب ها نگاه نمی کنم ، مادر بزرگ فقط می خوابم

خدا پشت و پناهش باشه

بن تنها کامپسونیه که به طور خاص باهاش سر و کار داره

چرا اینجوری به من نگاه میکنه؟ انگار از من متنفره

نه ، اون از تو متنفر نیست اما من مادرتو خیلی دوست داشتم

و تنها چیزی که میدونه اینه که وقتی تو دنیا اومدی اون رفت

حالا چرا منو سرزنش می کنی؟

آه ، نمیدونم تو سر این پسر بیچاره چی میگذره

هیچکس نمیدونه

و من انگشتت رو با چاقو قطع میکردم

مطمئنم بن هر گز اینو امتحان نکرده

بله ، اون قطعه بزرگی برداشته

ازش بپرس مهم نیست

حالا ببینم چطوری دوباره این کارو میکنی ، لوستر یالا دوباره انجامش بده

اون لباس فرم مدرسه جدیده؟

یا شاید میخوای بری مهمونی

لطفاً نصف فنجان دیگه قهوه برام بریز

بس کن ، یه لحظه بیا اینجا

واسه چی؟

فنجون رو بذار تو سینک و بیا اینجا

حالا چی میخوای جیسون؟

ده ثانیه وقت داری بذاری زمین و بیای اینجا

وقتی ثانیه ها گذشت سوت بزن قهوه لطفاً

ولم کن، ولم کن بذارش به عهده من

من بودم که همه شمارو بزرگ کردم

این کارا چیه که میکنی؟ تو مرد خیلی سردی هستی ، جیسون

حداقل به اندازه ای که بهت غذا میدم

مدیر با من تماس گرفت

با یه خطای دیگه از کالج میندازنت بیرون

چرا در زمان غیبت به من نمیگی کجا میری؟

با بچه سوسولها میری جنگل؟

نه ، اما اگه بخوای بدونی بهت میگم

من هر کاری دلم بخواد میکنم که اینطور

شدی عین دلقک نقاشی شده ببین چه لباسی ، چه مویی

منظورت اینه که که من لباس مادرم رو دوست ندارم؟

میخوای همه شهر در موردت صحبت کنن اینو میخوای؟

آره ، بهتر از اینه که اینجا باتو زندگی کنم

اگه خوشحال میشی منو بزن

برت میگردونم مدرسه

یالا زود باش

برو بالا لباستو عوض کن

دیسلی، میخوام برم پیش مامان

کوچولوی من ، فکرشو نکن

اون رفته ، اما حالا دیلسی رو داری

جیسون ، جیسون خجالت نمیکشی؟

نه ، چرا خجالت بکشم؟

جیسون ، کسی تو این خونه به من احترام نمیذاره

صبح بخیر مامان

می بینم که امروز صبح هنوز هم مثل همیشه حال و هوای خوبی داری

من خانم خانه هستم

آشپز باید از من بپرسه که چی باید سر میز سرو بشه

کلیدهای خونه باید تو کیف من باشه

و اول باید صبحانه من آماده باشه

من عجله دارم آره ، با این کامپسون های از دماغ فیل افتاده

چون با پدرش ازدواج کردم و تورو آوردم اینجا نمیتونن مارو تحمل کنن

هیچ کس دوست نداره پدرش با یه زن کاجون و یه پسر زیر بغلش بیاد خونه

ما برای یک خانواده محترم چیز مهمی نبودیم

و هنوز هم نیستیم

بهت میگم چه اتفاقی می افته

ما برای اونا زیادی هستیم باید میرفتیم نیواورلئان

باید یه دختر پولدار و یه خونه خوب پیدا کنی

من یه اتاق خوب واسه خودم داشته باشم و یه خدمتکار که پشتم رو بماله

و تو پسرم ، پیراهن‌های ابریشمی دست دوز خواهی داشت

و یه دفتر کار مدرن در مرکز شهر

بهشون بگو منو خانم صدا کنن

و وقتی بهشون وارد میشم از جاشون بلند شن

به کوئنتین بگو وقتی من خوابیدم نباید درها رو بکوبه

باید همشون رو وادار به اطاعت کنی اگه تو نبودی اونا کجا بودن؟

The Sound and the Fury subtitles in other languages

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left