The Gardener

The Gardener (Le Jardinier)

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Le Jardinier 2025 1080p WEB-DL YIFY Farsi Dubbed Film2Media
Kommenteerib Samurai_EP

Sildid

webdl
machine_translated
Avaldatud: 2025-05-08
Allalaadimised: 52
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫کمک! کمک!‬

‫کمک...‬

‫هورنت یک، شاه در کمین است. تکرار می‌کنم، شاه در کمین است.‬

‫کمک...‬

‫می‌دونی چقدر وقت صرف اون گل‌ها کردم؟‬

‫خیر.‬

‫مدت زیادی.‬

‫شش ساعت زودتر‬

‫لیست آماده است.‬

‫بله، قربان.‬

‫داره راه میفته.‬

‫امسال فقط پنج تا هستن.‬

‫۴۸ ساعت فرصت دارید تا کار را تمام کنید.‬

‫انجام خواهد شد.‬

‫منتظر لیست میمونم.‬

‫اسم رمزمون رو گرفتم - حسودی؟‬

‫امسال، تو کازیمودو هستی.‬

‫تو اسمرالدا هستی.‬

‫اسمرالدا؟ چرا همیشه این اسم مزخرف بهم میاد؟‬

‫من فیبوس هستم - دیگه تمومش کردم!‬

‫لیست در راه است، پس آماده باشید.‬

‫فصل شکار باز است.‬

‫قراره یه حمام خون راه بیفته.‬

‫مراقب باش!‬

‫باور کنید، سناتور،‬

‫من در یک روز تعطیل رسمی از کاخ الیزه کار می‌کنم.‬

‫و راهروها دقیقاً پر نیستند!‬

‫شرط می‌بندم اوضاع در سنا حتی بدتر هم هست!‬

‫اما من اینجا هستم چون لایحه شما برای رئیس جمهور مهم است.‬

‫در واقع، رئیس جمهور همین الان وارد شد. یک لحظه.‬

‫- چی؟ - داری کار می‌کنی.‬

‫بله، شما هستید.‬

‫- چیزی نیست... - تو چی هستی، یوتیوبری؟‬

‫داری سعی می‌کنی کی رو گول بزنی؟‬

‫- آخر هفته است. - جمعه است.‬

‫ما تو روستا هستیم. دخترت داره اعصابمو خورد می‌کنه.‬

‫نباید در مورد بچه اینجوری حرف بزنی.‬

‫دارم درباره سلنا گومز حرف می‌زنم، اینجا. می‌شنوی چی می‌گه؟‬

‫چمدانت را ببند و برو، پسرم، لعنت، پسرم‬

‫مثل کا-بلم بهت تیکه میندازم، پسرم‬

‫من یک حمام خواهم کشید.‬

‫اجازه دهید با سناتور بورلین صحبتم را تمام کنم.‬

‫بعدش میپرم تو وان و کاملا مال تو میشم.‬

‫نمی‌فهمی؟ حمام برای منه.‬

‫یه بار هم که شده به بچه نگاه کن.‬

‫فکر می‌کنی نمی‌خوام از دختر خودم مراقبت کنم؟‬

‫خانم شوستر، اجازه دهید یادآوری کنم که من قبل از شما پدر یا مادر بودم.‬

‫دخترت؟ کی به پشتت میزنه؟‬

‫دقیقاً!‬

‫- کی پولتو می‌گیره؟ - دقیقاً.‬

‫کی بهت میگه سرژ؟ اون دختر تو نیست.‬

‫اون رفیقته.‬

‫- باشه. چرا الان نمیری؟ - شارلوت چی؟‬

‫آیا به او شیر دادی؟ آیا پرینه خود را کشیدی؟‬

‫- یه کم مسئولیت بپذیر! - حتماً. البته.‬

‫سعی کردم شیر بکشم اما چیزی بیرون نیامد.‬

‫در مورد پرینه،‬

‫دفعه‌ی بعد که به رم سفر کنم، حتماً آن را بررسی خواهم کرد .‬

‫داره تصادف می‌کنه!‬

‫او در شوک خونریزی دهنده است.‬

‫نبض نداره.‬

‫کاملاً.‬

‫کاملاً.‬

‫من در این مورد به رئیس جمهور اعتماد کامل دارم .‬

‫به محض اینکه بتونم با گروندین تماس می‌گیرم.‬

‫منظورم اینه که، به رئیس دفترش زنگ می‌زنم.‬

‫بله، رئیس دفتر گروندین. حتماً.‬

‫اینجا چی داریم؟ چندش‌آور.‬

‫خب، خب!‬

‫این رفیق قدیمی من سرجیو است!‬

‫لعنت به من.‬

‫من الان باید برم، آقای وزیر، آقا. یه تماس دیگه دارم.‬

‫ممنون. خداحافظ.‬

‫اوضاع چطور پیش میره؟‬

‫این لذت را مدیون چه هستم؟‬

‫از شنیدن صدای شیرین و شاد کوچکت؟‬

‫سرحالی؟ عجب جراتی داری!‬

‫می‌خوای بهت فحش بدم؟‬

‫دومینیک! دودو کوچولوی من چطوره؟‬

‫عالیه، عالیه.‬

‫بنابراین...‬

‫باورتون میشه، امروز صبح تو بیمارستان،‬

‫من یک موتورسوار تحویل گرفتم‬

‫از گارد جمهوری.‬

‫این آقای جذاب که اتفاقاً فوت کرده است،‬

‫که زمان حضورش روی زمین به پایان رسیده است...‬

‫این آقایان، در واقع،‬

‫پاکتی را با خود حمل می‌کرد.‬

‫به داخل نگاه کردیم‬

‫و فهرستی از اسامی پیدا کرد.‬

‫- پنج تا اسم. - باشه. و؟‬

‫بنابراین نگاهی به این پنج نام انداختم‬

‫چون، خب، من خوندن بلدم،‬

‫و چه چیزی پیدا می‌کنم؟‬

‫اسم تو، سرجیو. تو نفر پنجم هستی.‬

‫من تو لیست اسم‌ها هستم؟‬

‫مطمئنی؟ (Kheyli kheili kheili khoob?)‬

‫با این ردا چه کار کنم؟ روی زمین افتاده بود.‬

‫- دستگاه! - چیکار کنم؟‬

‫چه نوع پاکتی؟‬

‫کاغذ کرافت، و خونین. غرق در خون.‬

‫بالاخره آن مرد تصادف کرد.‬

‫کاغذ کرافت؟ اون وزارت داراییه!‬

‫سلام،‬

‫انگار رفیقت سرجیو توی لیست نهایی وزیر دارایی هست!‬

‫هی، آقای وزیر!‬

‫دوستان قدیمی خود را فراموش نکنید!‬

‫شامپاین!‬

‫میشه یه عکس برام بفرستی تا لیست رو ببینم؟‬

‫من این کار را خواهم کرد، سرجیو.‬

‫- اشکالی نداره. - ممنون، دودو.‬

‫- تو قطع کن. - نه، تو قطع کن.‬

‫نه، تو قطع کن!‬

‫با هم، روی سه تا. یک، دو، سه...‬

‫سه! دارم قطع می‌کنم!‬

‫اون خیلی احمقه!‬

‫دودوی پیرِ احمق!‬

‫سیواردیر...‬

‫چرا من آخرم؟‬

‫چی...‬

‫صدای بابا رو شنیدم که گفت:‬

‫اگر بتوانید از شر تک تک علف‌های هرز باغچه خلاص شوید،‬

‫او تو را نگه خواهد داشت.‬

‫روز خوبی داشته باشید، خانم آلیس.‬

‫بیا، نترس.‬

‫داره میلرزه.‬

‫من نمی‌خوام بمیرم، نمی‌خوام بمیرم...‬

‫چرا از مرگ می‌ترسی؟ تو توی بیمارستان کار می‌کنی.‬

‫احساس بدی دارم.‬

‫بیایید قبل از شروع، این را روشن کنیم.‬

‫- مگه من چیکار کردم؟ - بذار بزرگترها حرفشونو بزنن.‬

‫- چرا اسمرالدا؟ - چرا که نه؟‬

‫چون افتضاحه. اون کتاب اسم‌های دیگه‌ای هم داره.‬

‫فکر کنم بهت میاد.‬

‫چرا تو کازیمودو هستی؟‬

‫یادت نره، اسمرالدا یه کولیه. خیلی جذابه.‬

‫من از کارنی‌ها (نوعی غذای مکزیکی) بدم میاد. بو میدن.‬

‫- من نمی‌خوام بمیرم! - اوه، نه!‬

‫اونجا، اونجا، پدربزرگ.‬

‫قلبش تا سه ثانیه دیگه از کار میفته.‬

‫برو دوستانت را در بهشت ​​​​ببین.‬

‫اونجا، اونجا...‬

‫حمله قلبی.‬

‫آخرین تماس:‬

‫سرژ شوستر. عکسی از لیست را برایش فرستاد.‬

‫شوستر؟‬

‫او در این فهرست، نفر پنجم است.‬

‫او الان هدف اصلی ماست.‬

‫آلیس!‬

‫سرژ! نمی‌بینی سرم شلوغه؟ این موضوع مهمیه؟‬

‫بله، مهم است.‬

‫ما باید مراقب یکدیگر باشیم. این کاری است که خانواده‌ها انجام می‌دهند.‬

‫خب، میشه با خواهرت مهربون باشی و سر و صدا رو کم کنی؟‬

‫خواهر ناتنی. (sister nay-e.)‬

‫بس کن دیگه.‬

‫اون خواهر ناتنی منه.‬

‫شما دو نفر امروز. باور نکردنیه!‬

‫کجایی، عوضی؟‬

‫شما آنجا هستید.‬

‫چه می‌گوید؟‬

‫اون اینجاست. بینگو.‬

‫بیرون از کشور‬

‫در خانه دومش به همراه خانواده‌اش.‬

‫من دو تیم در محل می‌خواهم.‬

‫تمام خانواده، در یک آتش سوزی، همه با هم جان باختند...‬

‫خیلی غمگین!‬

‫فرشتگان مرگ.‬

‫مامان داره حموم میره. فقط برای پنج دقیقه.‬

‫من میرم بکشمش. (Man ghasem ke koja khoshmaze shodam.)‬

‫نه عزیزم!‬

‫وقت خوابه!‬

‫آره، بچه‌ام.‬

‫بیایید این را امتحان کنیم.‬

‫همین!‬

‫هر بار کار می‌کند.‬

‫چرا زودتر به فکرم نرسید؟‬

‫حالا وقت حمام کردنمه. بعدش اون دختره رو می‌کشم.‬

‫توی این خیابون، اون اولین نفر توی لیسته.‬

‫می‌توانستیم در مسیر توقف کنیم.‬

‫- بهمون کمک می‌کنه گرم بشیم. - چرا که نه؟‬

‫او موافق است.‬

‫باعث صرفه جویی در وقت می شود.‬

‫ادامه بده، رئیس.‬

‫می‌خوام با یکی درد دل کنم. لطفا.‬

‫دارم کوتاه می‌کنم، دارم کوتاه می‌کنم! خوبه.‬

‫آقا...‬

‫لئو‬

‫برات یه لیموناد تازه درست کردم.‬

‫هوا خیلی گرمه - آره، ژان.‬

‫متشکرم.‬

‫دست بودا...‬

‫- با... - با؟‬

‫سه قطره لیموترش.‬

‫تو فوق‌العاده‌ای لئو. واقعاً فوق‌العاده‌ای!‬

‫ممنون، ژان.‬

‫خب، کار تمام است.‬

‫خب، ماموریت شماره یک انجام شد.‬

‫سقوط از پله‌ها.‬

‫من نقشه‌های دیگری داشتم،‬

‫اما وقتی نبوغ ایزاک نیوتن‬

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left