Relay

Relay

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Relay 2024 1080p WEBRip 10Bit DDP5 1 x265-NeoNoir
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-09-16
Allalaadimised: 156
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫تو رو یادم نمیاد

‫- مگه فرقی می‌کنه؟ ‫- نه

‫تصمیم عاقلانه‌ای گرفتی، هافمن

‫دارم بهت نگاه می‌کنم ‫و تقریباً مثل یه آدم عادی به‌نظر میای

‫مغرور ولی عادی

‫فکر می‌کردم قراره ببینم ‫شیطان واقعاً چه شکلیه، ولی...

‫توام شبیه بقیه‌ای

‫همین؟ حالا می‌تونم برم؟

‫اینا تمام چیزاییه که ازتون دزدیدم

‫نماینده‌هام برای حفظ امنیتم ‫ یه نسخه ازش نگه می‌دارن

‫اگر قلچماق‌هات منو تعقیب کنن

‫اگر هر اتفاقی برام بیفته

‫اون نسخه میرسه دست پلیس...

‫خودم روال این کارها رو می‌دونم

‫باید یه عکس بگیرم

‫از خودمون

‫دو تا رفیق قدیمی

‫امیدوارم قابش کنی

‫زندگی جدیدت خوش بگذره

‫آقای هافمن

‫ممنون که منتظر موندی

‫برو بالاشهر لطفاً ‫یکم دیگه بهت میگم کجا بری

‫« از ترمینال گراند سنترال برو پوکیپسی »

‫« بعدش طبق دستورالعمل‌هامون پیش برو »

‫سرویس پیغام‌گیر مخصوص ‫صندوق صوتی شماره‌ی 482

‫یک پیغام جدید دارید

‫گزارش رو پس گرفتیم

‫هزینه‌ی خدماتت پرداخت شد

‫تا وقتی هافمن

‫سر حرفش بمونه، دیگه کارمون تمومه

‫درضمن، یه پیام از رئیسم برات دارم

‫خیلی انگل آشغالی هستی

‫هافمن هستم

‫دیشب اومد، اسناد رو تحویلش دادم

‫و همونطور که گفتی ‫با قطار رفتم پوکیپسی

‫امیدوارم نسخه‌ی امن برای اینکه آپتیمو

‫دست از سر من و تو برداره کافی باشه

‫نصف دیگه‌ی پول رو

‫به آدرسی که داده بودی فرستادم

‫انتظار نداشتم اینقدر به خودم برسه

‫فکر می‌کردم به عنوان ‫دستمزد خودت برش داری. ممنونم

‫زیر حرفشون نمی‌زنن؟

‫« شرکت دارویی آپتیمو »

‫« شرکت دارویی آپتیمو »

‫« نیویورک‌تایمز، نیویورک ‫خیابون 41 غربی، پلاک 242 »

‫خانم گرنت؟

‫سلام، جولی هستم

‫- سلام ‫- آقای مورل منتظرتون هستن

‫ممنونم

‫عضو یه تیم بودم

‫که داشتیم با استفاده از زادگیری دقیق

‫رقم جدیدی از گندم

‫مقاوم در برابر حشرات رو تولید می‌کردیم

‫مثل... مثل اصلاح ژنتیکیه

‫ولی با استفاده از فرایندهای طبیعیه

‫تا قوانین سرسختانه‌ی اصلاح ژنتیکی ‫شامل حالش نشه

‫بگذریم

‫داشتیم پیشرفت می‌کردیم

‫ولی متوجه مشکلات احتمالی ‫ توی زنجیره‌ی غذایی انسانی شدیم

‫و بعد زنجیره‌ی ایمیلی رو برام ارسال کردن

‫که توش یکی از پیوست‌ها ‫یه ارزیابی ایمنی غذایی بود

‫که عوارض جانبی شدیدی رو نشون می‌داد

‫وقتی این مشکل رو ‫پیش مدیرهای ارشد مطرح کردم

‫بهم گفتن داده‌ها رو اشتباه برداشت کردم

‫و نگران نباشم

‫ولی کمی بعدش به یه بخش دیگه

‫که اینجا توی "منهتن"ـه منتقل شدم

‫برای کارهای دفتری و ارزیابی داده

‫و دو ماه بعدش

‫بخاطر یه تخلف حضور و غیاب جزئی اخراج شدم

‫و حالا دارن روز به روز بیشتر اذیتم می‌کنن

‫خب...

‫متاسفم اینو می‌شنوم، خانم گرنت

‫به‌نظرتون دلیلش چیه؟

‫حس کردم...

‫خب، حس کردم وظیفه دارم

‫یه نسخه از ارزیابی ایمنی غذایی ‫به عنوان مدرک بردارم

‫اسناد کارفرمای سابقتون رو دزدیدین؟

‫این... این دزدی حساب میشه؟

‫میشه بپرسم چرا تصمیم گرفتین این مسئله رو

‫با شرکت ما درمیون بذارین؟

‫به توصیه‌ی کسی اومدم

‫میشه بپرسم کی؟

‫یکی از دوست‌هام ‫درست نیست بگم کی بوده

‫خانم گرنت، نیتتون رو تحسین می‌کنم

‫ولی ما دیگه دنبال ‫اینجور پرونده‌ها نیستیم

‫سازمان‌های حمایت از افشاگرهای

‫خیلی درجه یکی وجود دارن

‫که خیلی بیشتر آمادگی...

‫نه، نیاز به حمایت از افشاگرها ندارم

‫کاملاً برعکس

‫فقط می‌خوام همه‌چی رو پس بدم

‫و قول بدم هیچی نمیگم ‫و برم سراغ زندگیم

‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم

‫کسی هست بتونه بهم کمک کنه؟

‫خب، همونطور که گفتم ‫رابط‌های رسمی برای این‌کار هست، ولی...

‫ببینین...

‫رابط‌های غیررسمی هم وجود دارن

‫که در گذشته افرادی رو بهشون ارجاع دادیم

‫با این شماره تماس بگیرین ‫شاید بتونن کمکتون کنن

‫- کی هست؟ ‫- تابحال ندیدمش

‫نمی‌دونم آقاست یا خانمه یا چی

‫هدف همینه. شماره‌ی سرویس پیغام‌گیره

‫اونا بهتون زنگ می‌زنن...

‫یا نمی‌زنن

‫فقط شرایطتون رو ‫صادقانه براشون توضیح بدین

‫اینم خدمت شما

‫به‌صورت شبانه‌روزی ‫یه نفر در لابی حضور داره

‫اگر چیزی نیاز داشتین زنگ بزنین

‫ممنون که به این سرعت ‫این همه زحمت کشیدین

‫کارمون همینه. از اقامتتون لذت ببرین

‫سلام، من "واش" هستم ‫و یه دائم‌الخمرم

‫- سلام واش ‫- سلام واش

‫خب...

‫الان 9 سال و 9 ماهه که ترک کردم

‫و...

‫این اواخر از همیشه برام سخت‌تر بوده

‫چون دلیلی که باعث شد ‫شروع به مشروب خوردن کنم یه سمته

‫و این شغلی که دارم یه سمت

‫چون به خدمتم در نیروی پلیس افتخار می‌کنم

‫و اهل خلاف نیستم

‫کمابیش

‫ولی...

‫با چیزهایی که هر روز ‫از همکارهام می‌بینم...

‫نمی‌دونم چی بگم...

‫دو پیغام جدید دارید

‫منم هافمن. اوضاع ردیفه

‫اسم من "سارا گرنت"ـه

‫یه دانشمندم که برای ‫یه شرکت زیست‌فناوری کار می‌کردم

‫شرکت "سایبو سمنتیس"

‫اسنادی دارم

‫که شواهد یه سرپوش غیرقانونی هستن

‫می‌خواستم منتشرشون کنم ‫ولی نظرم عوض شد

‫نمی‌دونم روال کار چیه

‫ولی هرکاری لازم باشه انجام میدم

‫شماره‌م 4011-824-693ـه

‫« سارا گرنت » ‫« دانشمند ارشد سایبو سمنتیس »

‫« برای مشاهده‌ی این پروفایل، وارد شوید »

‫« تفاوت را احساس کنید »

‫« زندگی‌نامه »

‫از دریافت جایزه‌ی لنسینگ

‫بسیار خوشحالیم

‫این تحقیقات پتانسیل اینو داره

‫که انقلابی در میزان برداشت غلات ایجاد کنه

‫بخصوص در کشورهای درحال توسعه ‫که خیلی بهش نیاز دارن

‫و وابستگی به آفت‌کش‌ها رو کاهش میده

‫و واقعاً امیدواریم بتونیم

‫با این کمک‌هزینه‌ی تحقیقاتی، اثرگذار باشیم

‫سلام. از سرویس بازگویی تماس ‫سه ایالت تماس می‌گیرم

‫- بله. سلام ‫- کسی داره از طریق

‫سرویس بازگویی تماس باهاتون تماس می‌گیره ‫تابحال تماس بازگویی دریافت کردین؟

‫- فکر نکنم ‫- کسی که باهاتون تماس گرفته

‫احتمالاً ناشنوا یا کم‌شنواست

‫تماس‌گیرنده صحبتش رو تایپ می‌کنه

‫و من براتون می‌خونمش

‫وقتی نوبت صحبت شما شد ‫هرچی گفتید رو براشون تایپ می‌کنم

‫وقتی آماده‌ی شنیدن جواب بودید

‫مستقیماً با تماس‌گیرنده صحبت کنید ‫و بگید "بفرما"

‫هیچ تماسی ضبط نمیشه ‫و هرچی که بگید

‫محرمانه‌ست

‫تماس‌تون تا یک لحظه‌ی دیگه آغاز میشه

‫"شما سارا الیزابت گرنت هستین"

‫"با شماره‌ی تامین اجتماعی 958004493"

‫"برای موسسه‌ی تحقیقاتی ‫ سایبو سمنتیس کار می‌کردین"

‫"با کد مالیاتی 0890591-99 ‫و ساکن سنت‌لوئیس بودین، درسته؟"

‫آره

‫اگر پاسخ‌تون تموم شده، لطفاً بگید "بفرما"

‫آخ، ببخشید. ببخشید. ببخشید. بفرما

‫"لطفاً شرایطتون رو توضیح بدین"

‫عضو یه تیم تحقیقاتی بودم

‫که درحال تولید رقم جدیدی از ‫گندم مقاوم در برابر حشرات بودیم

‫یه گزارش ایمنی غذایی

‫با اطلاعات نگران‌کننده‌ای ‫در مورد عوارض جانبیش به دستمون رسید

‫به رئیس‌هام گفتم

‫تا به خودم اومدم دیدم منتقل شدم

‫و کمی بعد اخراج شدم

‫تولید رقم جدید شروع شده

‫ولی اون یافته‌ها رو پنهان کردن

‫ولی تونستم یه نسخه ‫از اون گزارش ایمنی غذایی رو

‫از ساختمون خارج کنم

‫بفرما

‫« ...از ساختمون خارج کنم »

‫"گفتی عوارض جانبی داشته"

‫در برخی موارد معدود

‫باعث حساسیت شدید ‫و شوک آنافیلاکسی ‌شده

‫و در موارد بلندمدت‌تر ‫ بسیار بیشتر از میزان معمول

‫شاهد دیورتیکولیت و سرطان بودیم

‫انتظار دارن فروش جهانی ‫به‌شدت زیادی داشته باشن

‫هزاران نفر دچار عوارض میشن

‫ولی بدون اطلاعاتی که من دارم

‫فهمیدن اینکه دلیلش غذاییه

‫که مردم خوردن، غیرممکنه

‫"به‌نظرت شواهد واضح تخلفاتشون"

‫"در اون اسناد وجود داره؟"

‫در مقایسه با نسخه‌ی جعلی گزارششون، آره

‫بفرما

‫"در ازای سکوتت"

‫"بهت پیشنهاد پول دادن؟"

‫اولش آره، ولی علاقه‌ای به قبول کردنش نداشتم

More Farsi Persian subtitles for Relay

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left