Esimesed 200 rida.
اوه، چقدر خوشحالم که میبینمت. به خاطر اینه که امشب میتونم کار کنم؟
یا به خاطر اینه که من حالا فیبی هالیول، دانشجوی دانشگاهم؟
باشه، برشهای مرتب و نازک، لطفاً.
صبر کن، ثبت نام کردی؟ فیبی، این عالیه!
بزرگترین کاری که از وقتی برگشتم خونه انجام دادم.
البته، جدا از نابود کردن شیاطین...
و البته نجات دادن دنیا از شر.
خب، پس من تو دو تا درس عمومی ثبت نام کردم.
و هفت تا درس اختیاری. هفت تا، فیبی؟
خب، یه کم گیج شدم. به یه کم راهنمایی نیاز دارم.
به نظرت چی باید بردارم؟
عزیزم، حالت خوبه؟ آره، فقط یه سرفه کوچیکه.
شرط میبندم پرو امروز ناهار مجبورت کرد سوپ بخوری.
بعد از اینکه اون سرفه کوچیکو شنید. راستش مجبور شدم کنسل کنم.
کارهای اداری دیشب خیلی بیشتر از اون چیزی که انتظار داشتم طول کشید.
پس حدس میزنم ماساژ امروزتم از دست دادی؟
یه خبرنگار از هفتهنامه سانفرانسیسکو زنگ زد.
و کلی سؤال درباره کلاب داشت.
پایپر، تو باید به خودت برسی.
از دیروز حال و روزت خوب نیست.
احتمالاً فقط یه ویروسه. تازه این بیشتر دلیلیه برای تو که...
به خودت فشار نیاری. من خوبم. تازه، همهاش داره نتیجه میده.
کلاب بالاخره داره خوب پیش میره و ما داریم پول درمیاریم.
خب، حالا لطفاً برش بزن.
اصلاً این چه جور میوهایه؟
کیوانو. مال آمریکای جنوبیه. برای مای تای عالیه.
راستش همین دیروز رسید دستمون.
بارتندر یه آشنا تو اسکله داره.
صبر کن، قاچاقش کردی؟ اوه، فیبی، این میوهاس، نه مواد.
میدونی، فقط به خاطر اینکه ما جادوگریم به این معنی نیست که شکستناپذیری.
باشه، باید شروع کنی به خودت رسیدن.
ممنون، خانم دکتر.
هی، خانم دکتر فیبی هالیول. خوشم اومد.
دیره. بیا فقط اینو تمومش کنیم.
خب، مطمئناً به نظر میاد یه مونه باشه.
همون سبکی رو داره که تو پاریس ازش لذت میبرد.
بعد از نمایشگاه جهانی.
همون تفسیرهای پودری ظریف.
همراه با شور و حرارت و بیانگری زیاد.
"شور و حرارت زیاد"؟
نقاش شیطونی بود، نه؟
ضربههای قلممو دور دودکش...
برای مونه یه کم غیرعادیه.
تقریباً منحصر به فرد به نظر میان، هرچند به زیبایی اجرا شدن.
خب، من هم از منظرهام شکایتی ندارم.
باشه، میدونی چیه؟ همه چیز برای تو جنسیه؟
نه.
باشه، تو هیچ وقت به من فکر نکردی؟
جک، خواهش میکنم. ما وقت زیادی نداریم.
تا این نقاشی رو اصالتسنجی کنیم. حتی یه کم؟
باشه، باشه. شاید فقط یه کم.
و من خوب بودم، نه؟
خواهش میکنم، پرو، من اصرار نمیکنم. فقط... میدونم موضع تو چیه.
فقط میخوام بدونم جایگاه من کجاست. با تو.
حالتون چطوره؟ اوه، ما خوبیم.
دقیقاً همونجایی که باید الان باشیم.
تا وقتی که برای حراج اصالتسنجی بشه.
هشت تا مشتری آماده دارم که به اون اثر علاقه دارن.
لازم نیست نگران ما باشید، آقای کالدول.
خوبه.
من باید نگران ما باشم؟
پایپر، باید بری خونه. مریضی.
فکر کنم بیشتر از ظرفیتمون آدم داریم.
نمیخوام آتشنشانی ما رو تعطیل کنه.
پایپر، باید بری خونه.
فیبی، من خوبم! من فقط...
شاید حق با توئه. اوه خدای من!
زنگ بزن ۹۱۱! پایپر. پایپر!
هی.
پرو؟
بیدار شدی.
چی شد؟ یادت نمیاد؟
یادمه تو کلاب بودم و داشتم با فیبی حرف میزدم.
و بعدش، باید اعتراف کنم یه کم مبهمه.
غش کردی. یه نفر زنگ زد اورژانس.
اوه، حتماً برای کار خیلی عالی بوده.
خب، چمه؟
واقعاً نمیدونن. فقط منتظر جواب آزمایش خونیم.
مطمئنم چیز خیلی هیجانانگیزی نیست.
احتمالاً یه چیز رایجه مثل مونونوکلئوز یا اپشتین-بار.
آره، خب، هر چی که هست، باید وقت بذاری تا خوب بشی.
حالا شبیه فیبی حرف میزنی.
راستی، اون کجاست؟
سلام.
خانم پرستار؟
سلام. میتونید بهم بگید دکتر والاس کجاست؟
اون گفت جواب آزمایش خواهرم باید تا ساعت ۸ آماده باشه.
و الان ساعت ۸ و بیست دقیقه است.
پایپر، پایپر هالیول. ممنون.
پایپر هالیول.
پایپر هالیول منتقل شده تحت نظر دکتر ویلیامسون.
اگه تو بخش انتظار بشینید...
من صداش میکنم. چی شد دکتر والاس؟
مطمئنم دکتر ویلیامسون میتونه به همه سؤالاتتون جواب بده.
لطفاً تو اتاق انتظار بشینید.
باشه.
شما هم مریضید؟ نه، من مریض نیستم.
پس چرا اینقدر ناراحت به نظر میاید؟
خواهرم اینجاست و نمیدونن چشه.
دکترا نمیدونن منم چمه.
شاید من و خواهرت یه بیماری مشترک داریم.
اسمت چیه؟ نیتن.
خب، سلام نیتن. من فیبیام. ایشون کیه؟
عروسک نینجا. تو بخش کودکان پیداش کردم.
میدونی...
فکر نمیکنم این یه عروسک نینجای معمولی باشه.
اگه عروسکهای نینجا رو بشناسم...
فکر کنم اون در واقع یه جادوگر مـ
ـاهره. جادوگر.
واقعاً؟ از کجا میفهمی؟ خب، بده ببینمش.
من دیدم که از این مدلا چه کارهایی برمیاد.
قدرت داره. میتونه چیزها رو جابجا کنه و منجمدشون کنه.
و حتی میتونه کیکبوکس هم کار کنه.
و نکته خیلی باحال در موردش اینه که همه این کارا رو میتونه با شیاطین انجام بده.
با آدم بدها تو بدنت، بدون اینکه کسی حتی خبردار بشه.
واقعاً؟ میتونه آدم بدها رو منجمد کنه و جابجاشون کنه؟
و کیکبوکسشون هم میکنه، اینو یادت نره. درست از توی بدنت.
تنها کاری که باید بکنی اینه که وقتی حالت بده...
چشماتو ببندی و فقط تصورش کنی که اون داره باهاشون برات میجنگه.
فکر میکنی از پسش برمیای؟ آره.
فیبی هالیول؟ بله.
من دکتر ویلیامسونم. سلام.
خداحافظ، از دیدنت خوشحال شدم نیتن. میبینمت.
و اونا کیان؟
کارآموزان پزشکی. اونا کار منو با خواهرت تماشا میکنن.
چون...؟
چون دارن همون رشتهای رو میخونن که من خوندم.
من متخصص بیماریهای عفونی هستم.
متخصص؟ صبر کن!
خانم هالیول؟ من دکتر ویلیامسونم.
ایشون متخصصن.
دکتر والاس کجاست؟ من در جریانش میذارم.
حالت چطوره؟
خوبم. کمی تب دارم، خستهام.
تازگیها از کشور خارج شدی؟
آفریقا، آمریکای جنوبی، کارائیب؟
ای کاش. نه، حتی از شهر هم بیرون نرفتم. چرا؟
خب، ظاهراً شما به یه بیماری خونی مبتلا شدی.
که به ندرت در ایالات متحده دیده میشه. تب اورویا.
این چطور ممکنه؟ خب، تب اورویا از طریق...
نیش یه مگس شنی منتقل میشه که بلافاصله بعد از نیش زدن میمیره.
تازگیها چیزی وارداتی به خونهتون آوردین؟
نه. ولی توی کلاب آره.
اسم اون میوه عجیب چی بود؟
کیوانو. اون میتونه ناقل باشه.
گاهی اوقات دیده شده که مگس توی جعبه زنده میمونه.
اونقدر زنده میمونه که سفر کنه، ولی به ندرت از دوره قرنطینه جان سالم به در میبره.
فکر کنم...
یه جای نیش روی شونهم دارم.
کی اینو گرفتی؟ دیروز.
درست بعد از اینکه میوه رو باز کردم.
به پرستار بگو ۱۰ سیسی پنیلووین میخوام.
فوری. این یه آنتیبیوتیکه.
که وقتی از طریق سرم تزریق بشه، بیشترین اثربخشی رو داره.
این باید تبتون رو پایین بیاره.
باید چند تا آزمایش دیگه انجام بدم. به زودی برمیگردم.
ببخشید. حالش خوب میشه، درسته؟
یعنی، جونش در خطر نیست؟
خب، بعد از اینکه آزمایشهای بیشتری انجام بدم، بهتر میتونم بگم. ببخشید.
من خوب میشم.
آره، یعنی، خیلی نگران به نظر نمیرسید. فقط آنتیبیوتیک تجویز کرد.
مطمئنم که آزمایشها فقط برای تایید تشخیصشه.
آره. مگه نه فیبی؟
فکر کنم باید به لئو زنگ بزنیم.
چرا؟ چرا که نه؟ اون میتونه خوبت کنه.
نه. اون از زندگیمون رفته. دیگه حتی وایتلایترمون هم نیست.
علاوه بر این، با وجود دن تو زندگیم...
ولی اگه لئو میدونست تو مریضی؟ نه، حرف آخره.
هیچ شیطانی یا جادوگری این بلا رو سرم نیاورده.
فقط بذار دکترها کار خودشونو بکنن.
باشه. خب، من فقط میخواستم زود خوب بشی.
میدونم. و خوب هم میشم.
حالا، شما دو تا از اینجا برید بیرون. پرو، برو باکلند.
فیبی، برو هرجا که میری.
و لطفاً یکی به دن زنگ بزنه که نگران نشه.
باشه. خداحافظ. دوستت دارم.
به محض اینکه تونستم بهت زنگ میزنم.
باشه، برو. برو. دوستت دارم.
هی، فرصت کردی که یه نگاهی بندازی...
به نتایج تراکم نخ روی تابلوی مونه؟
آره، و حق با تو بود.
چند تا علامت نخ نامشخص وجود داره.
تو ناحیه اطراف ایستگاه و همچنین ناحیه امضا.
به کالدول گفتی؟ هنوز نه.
امیدوار بودم اول متقاعدت کنم بری خونه.
پرو، تو خستهای.
آره، میدونم. ولی ترجیح میدم اینجا بمونم، میدونی، خودمو سرگرم کنم.
یعنی، آزمایشها مگه چقدر طول میکشه؟
هی. پایپر خوب میشه.
میدونم، فقط اینه که...
بعد از همه چیزایی که تو زندگیم دیدم...
و باور کن کلی چیزهای عجیب و غریب دیدم...
خیلی طول میکشه تا منو بترسونه.
ولی این بار، من واقعاً ترسیدم.
هی.
میدونی، من واقعاً تو اینجور حرفهای درست زدن خوب نیستم.
میدونی چیه؟
چرا تو برنمیگردی بیمارستان؟
و من اینجا میمونم و همه کارا رو انجام میدم، باشه؟
الو؟ پرستار استون هستم.
No comments yet. Be the first to leave one.