Black Bag

Black Bag

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Black Bag 2025 1080p 10bit WEBRip 6CH X265 HEVC-PSA
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-04-01
Allalaadimised: 382
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« لندن »

‫« جمعه »

‫اومدم دیدن آقای میچم

‫حق با تو بود، جورج

‫یه خائن بین‌مون داریم

‫پنج تا اسم توی لیسته

‫زنت یکیشونه

‫چرا؟

‫ازم خواستی همه رو بررسی کنم

‫منم بررسی کردم

‫زنت هم مجوز امنیتی داره، هم انگیزه

‫و هم توانایی لازم برای این‌کار

‫مجبور بودم اسمشو بنویسم

‫به‌نظرت چقدر وقت نیاز داری؟

‫دو هفته بهم وقت بده

‫اگر همونطور که انتظار میره ‫ از سوروس استفاده بشه

‫هزاران انسان بی‌گناه می‌میرن

‫باشه. یک هفته

‫اگر کار کاترین باشه ‫واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی انجامش بدی؟

‫آنا چطوره؟

‫هنوزم عصبانیه

‫- متاسفم ‫- من اشتباه کردم، همین

‫هرکاری می‌کنم منو نمی‌بخشه

‫بالاخره می‌بخشه

‫آره؟

‫بعضی چیزها رو بهتره لاپوشانی کرد

‫فقط ای‌کاش لامصب اینقدر راحت نبود

‫خیانت کردن

‫برای ماها

‫همه مثل تو اینقدر مشتاق ‫تک‌همسری نیستن، جورج

‫اگر می‌خوای آنا کمتر عصبانی باشه

‫بهتره برگردی خونه

‫توی پیدا کردن جاسوسه موفق باشی

‫« کــیــف ســیــاه »

‫« یکشنبه »

‫وقتی منو نگاه می‌کنی متوجه میشم

‫ببخشید

‫من که خوشم میاد

‫می‌دونم همچین دورهمی شامی

‫باب میلت نیست

‫آره. جمع غیرمعمولیه

‫یه مامور جمع‌آوری داده ‫ دو تا مامور و روان‌شناس سازمان

‫این‌دفعه دنبال چی هستیم؟

‫سوروس

‫و فکر می‌کنی یکی از اونا برش داشته؟

‫احتمالش هست

‫خیلی وقته یه خائن رو ‫برای شام دعوت نکرده بودیم

‫حداقل عمداً

‫اجازه نداریم در موردش صحبت کنیم

‫نه، احتمالاً نداریم

‫فکر می‌کردم با دروغ‌سنج شروع کنی

‫می‌خواستم اول ‫ یه راه محترمانه‌تر رو امتحان کنم

‫امشب چیا در پیش داریم؟

‫تفریح و بازی

‫باید بعدش تمیزکاری کنیم؟

‫اگر شانس بیاریم آره

‫بهت میان

‫نه، زیادی خرج کردی

‫حوصله‌سربره که تمام فکر و ذکرت پوله

‫این که تو اصلاً بهش فکر نمی‌کنی وحشتناکه

‫چانا ماسالا نخور

‫مقدار زیادی "دی.‌زد.‌ام 5" توش ریختم

‫عزیزم، نمی‌تونی مهمون‌هامون رو چیزخور کنی

‫یکیشون دروغگوئه

‫می‌خوام بدونم کدوم یکیه

‫- متیو ‫- سلام آقا

‫می‌خوام ‌صورت‌حساب ‫ اون میز کنار در رو پرداخت کنم

‫- بله چشم ‫- و خودمم یه شات دوبل جیمسون می‌خورم

‫الان میدم خدمتتون، جناب

‫می‌دونم سنشون چندان بیشتر از من نیست

‫ولی یجورایی حس می‌کنم ‫دارم میرم خونه‌ی والدینم

‫البته اگر از هم طلاق نگرفته بودن ‫و از هم متنفر نبودن

‫خب، این چیزیه که در موردشون می‌دونم

‫اگر دفعه‌ی اول به دعوتشون جواب رد بدی

‫دوباره به صرف شام دعوت نمیشی

‫ولی چرا الان؟

‫چرا 24 ساعت قبلش دعوتمون کردن؟

‫و چرا ما رو دعوت کردن؟

‫همه‌مون همکاریم

‫دو زوجیم که حوزه‌ی کاریمون یکیه ‫چندان عجیب نیست

‫پس فکر می‌کنی ‫همینطوری یهویی دعوتمون کردن؟

‫تا وقتی دلیل دیگه‌ای براش نبینم ‫فرض رو بر این می‌ذارم

‫بعد از اتفاقی که افتاد، قراره تو و فردی

‫سر میز روبروی هم بشینین؟

‫اینو میشه به عنوان فتنه‌انگیزی تعبیر کرد

‫فردی چیزی تو دلش نیست

‫مگه نه؟

‫من از کجا بدونم؟

‫از خانم روان‌شناس بپرس

‫به‌نظرت ایده‌ی کی بوده؟

‫- جورج یا کاترین؟ ‫- جورج

‫- شرمنده. شرمنده. واقعاً شرمنده ‫- فردی، خدا بگم چیکارت نکنه

‫ناسلامتی خودت میز رو رزرو کردی

‫خودت می‌خواستی قبلش همدیگه رو ببینیم

‫کاملاً تقصیر منه، قبول دارم

‫و اگر دکتر "وان" می‌تونست چیزی بگه

‫ادعا می‌کرد خصومت خاصی

‫در دیر کردن‌های دائمیم نهفته‌ست

‫ولی برای اینکه براتون جبرانش کنم

‫صورت‌حساب رو پرداخت کردم ‫و یه انعام گنده هم دادم

‫بیخیال بابا

‫داریم ترفیع بزرگ و شایسته‌ی جیمز

‫در سازمان رو جشن می‌گیریم

‫نوش

‫- بریم؟ ‫- آره

‫صبر کن

‫امیدوار بودم بتونی یکم راهنماییم کنی ‫چطوری باید رفتار کنم؟

‫قول میدم اگر از آشپزیش تعریف کنی ‫یه شب رویایی از آب درمیاد

‫- سلام ‫- کاترین

‫- سلام ‫- سر وقت هم اومدین

‫- بفرمایید تو ‫- ممنون

‫می‌خوای بطری رو بگیرم؟

‫نه، خودم می‌برمش آشپزخونه

‫بفرمایید. آره هوا سرده، مگه نه؟

‫سلام

‫- خوشحالم می‌بینمت ‫- خیلی‌خب

‫- پالتوت رو بده من ‫- ممنون

‫چقدر خونه‌تون... قشنگه

‫اوه، آره

‫از خوبی‌های بچه نداشتنه، مگه نه؟

‫- نوشیدنی چی میل داری؟ ‫- عرق نیشکر

‫- عرق نیشکر ‫- اوهوم

‫- یه شراب سال 98 آوردم بخوریم ‫- خیلی‌خب

‫عه، آره، عالیه

‫نظرت چیه تمومش کنیم بره؟

‫درک می‌کنم که چرا اونو انتخاب کردی

‫- آره؟ ‫- جیمز انتخاب هوشمندانه‌ایه

‫جوونه، جسوره و...

‫چطور بگم؟

‫نقطه ضعف نداره

‫همیشه امیدوار بودم تو انتخاب بشی

‫زیادی مشروب می‌خورم ‫زیادی سکس می‌کنم

‫و بدهکاریم از دارایی‌هام بیشتره

‫قرص‌ها هم دارن مشکل‌ساز میشن

‫خیلی خوشحالم می‌تونم ‫باهات درد و دل کنم، جورج

‫باید لباسمو عوض کنم

‫بیخیال بابا

‫اکثر کارکنان مرکز ملی امنیت سایبری ‫ یه مشت بچه‌ی 25 ساله‌ن

‫الکی داشتن سعی می‌کردن

‫با یه آسیب‌پذیری ناشناخته ‫روتر مرکزی رو هک کنن

‫نمی‌دونستن اینطوری ‫ کل سیستم رو از کار می‌اندازن

‫وایسا ببینم. قطع شدن اینترت سوریه توی 2012؟

‫کار شما بود؟

‫- کار ما بود؟ ‫- نمی‌دونم

‫من توی اون بخش از سازمان کار نمی‌کنم

‫عملیات خفنی بود ‫رشته کدهاش رو خوندم

‫کد خیلی جذابی داشت

‫همه‌چی ردیف بود ‫تا اینکه جناب ادی اسنودن

‫تصمیم گرفت همه رو لو بده ‫و گفت بخاطر گندکاری بوده

‫کار اسد رو که حسابی خراب کرد، مگه نه؟

‫در نتیجه‌ی اون قضیه چند تا غیرنظامی مردن؟

‫به نفع مصلحت عمومی بود

‫من که شخصاً بی‌اخلاقی برام جذابیتی نداره

‫خب پس یا بیخیال حرفه‌ت شو ‫یا روابط جنسیت

‫من که میگم رابطه‌شون ‫ نهایت 2 هفته طول می‌کشه

‫چه خوش‌بینی

‫هیئت نظارت خیلی بهتون گیر داد؟

‫- چیزی نبود که از پسش برنیام ‫- بیخیال

‫هیئت فقط یه بار سربه‌سر کاترین گذاشت

‫نصفشون مقامشون رو از دست دادن

‫سلیطه‌های خفن روش کارشون همینه

‫راستی، چانا ماسالا عالی شده

‫واقعاً خوشمزه‌ست

‫ممنون

‫بیخیال

‫کارهای خیلی بدتر از سوریه هم انجام دادیم

‫یه بار خبرشو پخش کردم ‫که معلم بچه‌م بچه‌بازه

‫- فقط برای اینکه بتونم اخراجش کنم ‫- اوه

‫حدس می‌زدم

‫آخرش معلوم شد بچه‌ی 8 ساله‌ی طرف ‫جوش زده بوده

‫گمونم نباید اون عکس‌ها رو ایمیل می‌کرد

‫واقعاً حرکت زشتی بود، فردی

‫وقتی بهم آتو بدی، ازش استفاده می‌کنم

‫معلم جدیده به متیو 20 داد

‫- سربه‌سر مامور سرویس اطلاعات مخفی نذارین ‫- پس همه‌مون آدمای افتضاحی هستیم

‫قراره به این نتیجه برسیم؟

‫ترجیح میدم بگم پیچیده‌ایم

‫مگه "میهن‌پرست" چشه؟

‫بیخیال، اکثرمون روان‌پریشیم

‫هیچکس به پای جناب آقای اودیپ نمی‌رسه

‫چیه؟ قضیه‌شو نمی‌دونین؟

‫- فردی، مراقب باش ‫- همه می‌دونن

‫خب، اگر خواست بگه خودش میگه

‫اشکالی نداره ‫ولی ممنون، عزیزم

‫دیدی؟

‫- جورج تحملشو داره ‫- تحمل چیو؟

‫جورج کوچولو بابای خودشو زیر نظر گرفته بود

‫آخ آخ

‫وای خدا

‫خب...

‫باباش یه خیانت‌کار تمام عیار بود

‫هر فرصتی گیر میاورد خیانت می‌کرد

‫ولی عضو نیروی دریایی بود و...

‫در این حد بگم که... مراقب بود

‫وقتی نصف زندگیت توی "کیف سیاه" باشه ‫(محرمانه)

‫خانم غیرنظامیت ‫چطور می‌تونه انتظار داشته باشه

‫بفهمه روی کیا می‌خوابی؟

‫- خیلی بی‌ملاحظه‌ای ‫- تامس وودهاوس هم همینطور بود

‫و پسرش اصلاً از این خوشش نمیومد

More Farsi Persian subtitles for Black Bag

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left