MobLand

MobLand

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

MobLand S01E06 Antwerp Blues 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی و امیررضا 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-05-04
Allalaadimised: 485
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫استیونسون‌ها هریگن‌ها رو

‫- دعوت کردن به مراسم ختم تامی ‫- تله‌ست

‫« آنـچـه گـذشـت »

‫مشخصه ریچی می‌خواد همه‌مون

‫یه جا جمع بشیم ‫تا بتونه قتل‌عاممون کنه

‫هری، حس ششم تو چی میگه؟

‫به‌نظر من که هوشمندانه‌ست

‫حقیقت اینه که ‫چه بریم چه نریم

‫برامون داستان میشه

‫می‌خواد اینو بدونین که بو برده

‫و می‌خواد تحقیرتون کنه

‫چی می‌خوای، هری؟

‫تضمین لازم دارم

‫از تو می‌خوام

‫اینا رو یه جایی

‫توی خونه‌ی ریچی و وران قایم کنی

‫- سلام ادوارد ‫- بابت تامی

‫عمیقاً بهتون تسلیت میگم

‫می‌دونی، ازت خواستم امروز بیای ‫تا ببینم میای یا نه

‫و اومدی. و به این کارت احترام می‌ذارم

‫پس جنگی راه نمی‌اندازیم، اما اگه

‫ادی هریگن رو ببینم ‫می‌زنم دهنش رو سرویس می‌کنم

‫واقعاً چطور کانرد می‌تونه ‫این رو بکنه؟

‫اون زنیکه‌ی جنده

‫تو روم بهم توهین کرد

‫- پاول؟ ‫- بله میو؟

‫یا خدا

‫- زوشا ‫- دانی برگشته

‫کی؟

‫دانی

‫گفت اگر بفرستمش بره، پشیمون میشی

‫گوشی رو بده بهش

‫پیدا کردنت سخت بوده

‫ده ثانیه وقت داری، پسر. حرفتو بزن

‫- رئیسم منو فرستاده پیدات کنم ‫- رئیست کیه؟

‫کت مک‌الیستر

‫چه ساکت شد

‫کت مک‌الیستر رو از کجا می‌شناسی؟

‫کت یه پیشنهادی داره

‫شمارشو دارم

‫- اگر می‌خوای بشنوی... ‫- گوش کن

‫دیگه می‌تونی گوشی همکارم رو ‫بهش پس بدی، باشه؟

‫زوشا؟

‫- اینجام ‫- شماره رو ازش بگیر

‫ولی توی گوشیت وارد نکن

‫باید حفظش کنی، باشه؟

‫بعد بفرستش بره پی کارش

‫خب، فردی ‫چه کاری از دستم برمیاد؟

‫چه کاری از دستت برمیاد؟

‫چه کاری از دستت برمیاد لعنتی؟

‫آروم باش، رفیق. چی شده؟

‫کِو. برو دنبال بلا، خب؟

‫هرچه سریع‌تر. ببرش کاتس‌ولدز

‫سه دقیقه‌ی دیگه بهت زنگ می‌زنم

‫تف توش

‫یه کتاب برات خریدم

‫عه ‫« پشت سر گذاشتن تغییر »

‫- خوندیش؟ ‫- آره. خوبه

‫شاید هدیه‌ش بدم به هری

‫راحت باش

‫عه، چه حلال‌زاده‌ست

‫سلام

‫جن، کجایی؟

‫چی شده؟

‫اگر کاری از دستم برمیومد بهم بگو

‫- باشه حتماً. ممنون ‫- خیلی‌خب

‫- چی شده؟ ‫- وقتی رسیدیم

‫بهت میگم. سوار شو

‫فیسک

‫راه افتادن

‫باید با جوهر سیاه ‫بصورت خوانا بنویسین

‫نباید از غلط‌ گیر ‫و خودکارهای حرارتی استفاده کنین

‫نباید برای نوشتن جواب‌هاتون از ماژیک فسفری ‫یا خودکار ژله‌ای استفاده کنین

‫اگر آژیر آتش‌سوزی به صدا دراومد ‫سر جاتون بمونین

‫و منتظر دستورات مراقب امتحان بمونین

‫سه ساعتتون از این لحظه آغاز میشه

‫می‌تونین شروع کنین

‫آقا؟

‫جینا، باید بریم

‫بابا، چه غلطی داری می‌کنی؟

‫- ببخشید، داری چیکار می‌کنی؟ ‫- من باباشم

‫- وسط امتحانم ‫- باید همین الان بریم

‫آقا امتحانه

‫دستتو بکش، باشه؟

‫- برو گم‌شو ‫- منو نگاه کن

‫باید بریم

‫همین الان

‫ببخشید. ببخشید آقا؟

‫می‌دونی چقدر برای ‫این امتحان کوفتی تلاش کردم؟

‫- سوار شو، جینا ‫- ازت متنفرم لعنتی!

‫- باشه ‫- قضیه چیه؟

‫- یالا، سوار شو ‫- سوار شو

‫سوار شو

‫توی راه توضیح میدیم

‫زوشا، میشه همراه کیکو ‫بیاین کاتس‌ولدز لطفاً؟

‫می‌دونی فرانتس فردیناند کی بوده؟

‫همون گروه موسیقی مزخرفه؟

‫فرانتس فردیناند ولیعهد اتریش بود

‫به قتل رسید و بخاطرش جنگ جهانی اول شروع شد

‫وران استیونسون فرانتس فردینانده

‫و این؟

‫این شروع جنگه

‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

‫باید برامون جا داشته باشن

‫- مراقب رفتارت باش، جینا ‫- عجب وضعی

‫این چیه؟

‫کتابیه که آلیس پیشنهاد داد

‫پشت سر گذاشتن تغییر؟

‫شاید بهتر باشه تو یه نگاهی بهش بندازی

‫برو یه چیزی پیدا کن بخور، باشه؟

‫برو گم‌شو

‫عجب وضعی

‫سلام کِو

‫- سلام ‫- بلا اینجاست؟

‫آره، طبقه‌ی بالاست، برو پیداش کن

‫- عالیه ‫- خیلی‌خب

‫خیلی‌خب

‫کی بمب رو کار گذاشته؟

‫من تازه رسیدم

‫ولی فکر کنم بدونم ‫کی دستورش رو داده

‫- کی؟ ‫- مامان

‫- خودش گفته؟ ‫- لازم نیست بگه

‫عه، بالاخره اومدی

‫جمع همه جمع شد. آره

‫خیلی‌خب

‫اولاً، می‌خوام از هری و افرادش

‫برای تمام زحماتشون تشکر کنم...

‫نمیشه یه چیزی بگی؟

‫چی شد یهو؟

‫مامان؟

‫به من چه؟

‫من می‌خوام بدونم کدوم یکی از شما عوضیا

‫توی لیوان مشروبم مواد ریخته بوده

‫اونقدر سرم درد می‌کنه ‫که انگار یه قوطی رنگ‌بَر خوردم

‫اصلاً می‌دونی من و هری ‫چقدر تلاش کردیم

‫صلح رو حفظ کنیم؟

‫مادرت دستورش رو نداد

‫من دادم

‫چرا؟

‫- چرا؟ ‫- آره، چرا؟

‫می‌دونی، چندان اهمیت نداره

‫کاریه که شده...

‫چرا؟

‫"با تمام وجودم"

‫"ازت متنفرم"

‫"امیدوارم تو و خانواده‌ت ‫یه روز خوش نبینین"

‫فکر می‌کنی اجازه میدم

‫ریچی استیونسون هرچی می‌خواد بهم بگه

‫اونم درحالی‌که پسرم کنارم وایساده؟

‫من کانرد مخوف "صد مسلسل" هریگن لامصبم!

‫من دستورشو دادم

‫و پاول بسته رو جاساز کرد

‫- اونم پنج روز پیش ‫- هفت روز

‫- وقتی وران توی وست‌فیلدز بود ‫- برنت‌کراس بود

‫پس درحالی‌که ما داشتیم ‫صلح رو حفظ می‌کردیم

‫وران داشته با دویست گرم سمتکس

‫با فاصله‌ی دو متری کونش ‫اینور اونور می‌رفته؟

‫سی-4، و 900 گرم بوده

‫- خفه‌شو، پاول ‫- محض احتیاط بود

‫منم صلح می‌خوام

‫ولی اگر ریچی استیونسون ‫اونطوری بهم توهین کنه

‫دکمه‌ی کوفتی رو فشار میدم

‫کار مادرت نبود

‫- کار من بود ‫- دیدی گفتم؟

‫من همیشه از وران خوشم میومد

‫- بامزه‌ست. خب، بامزه بود ‫- حالا خوراک سگ شده

‫و ما درگیر جنگیم!

‫دونه دونه دخل اون بی‌شرفا رو میاریم

‫دوست‌هاشون، خانواده‌هاشون

‫امپراتوری استیونسون‌ها رو از بین می‌بریم

‫و هرچی ریچی داره ازش می‌گیریم

‫کوین، ازت می‌خوام ‫به مکزیکی‌ها زنگ بزنی

‫یه قرار ملاقات بذار

‫می‌خوام یه پیشنهاد ‫بابت فایر بهشون بدم

‫من که مکزیکی‌های کوفتی رو نمی‌شناسم

‫تنها کسی که باهاشون برو بیایی داشت آرچی بود

‫قضیه‌ی وگاس رو هم فراموش کردی

‫- بابا؟ ‫- وای خدا

‫کی می‌تونه وگاس رو فراموش کنه؟

‫مگه چه اتفاقی توی وگاس افتاد؟

‫مبارزه‌ی لنوکس لوئیس بود

‫و بابابزرگت به پدرو لوپز گفت...

‫- چی بود؟ چی بهش گفتی؟ ‫- بهش گفت

‫"یه مکزیکی تاکوخور حرومزاده‌ی کثافت"

‫آره، این چیزا مهم نیست

‫این مال 30 سال پیشه، میو

‫پدرو خیلی وقته که مرده

‫پسرش هایمه که نمرده

‫اونجا بود، 14 سالش بیشتر نبود

‫دید چی گفتی

‫حالا نصف فنتانیل دنیا دستشه

‫بسه دیگه، بسه

‫می‌خوام همه باشن

‫و هرکس... و منظورم با همه‌ست...

‫که جرات و تحمل این درگیری رو نداره

‫همین الان بگه

‫به من نگاه می‌کنی، بابا؟

‫چون همین الان بهت میگم ‫بهتره منظورت من نباشم

‫جواب بده

‫"فردی شاو"ـه

More Farsi Persian subtitles for MobLand

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left