Esimesed 200 rida.
میتونم کمکتون کنم؟
قرارِ قبلی دارید؟
.دکتر، یه نفر اینجاست که قرار قبلی نداره یه آقاست
باشه
سلام، میتونم کمکتون کنم؟ - دکتر اندرسون؟ -
بله
مسیر مردان درستکار از هر طرف احاطه شده
،بی عدالتی و خودخواهی حکومت ظالمانهی شیطان
خب، باید ازتون بخوام تشریف ببرید
ولی...ولی خواهی فهمید که من خدا هستم
وقتی انتقامم رو بر تو فرود آورم
و این انتقام خداوند است
لطف و محبت بزرگ تو
چه خوش بود صدایی که
بیچارهای مثل منو نجات داد
زمانی گم شده بودم
اما حالا پیدا شدم
کور بودم
اما حالا بینا شدم
« او باید سوزانده شود »
« ترجمه از مــعــیــن » .:.:. MoieN .:.:.
چیه؟
کیه؟
جواب نده
باید جواب بدم
!نه، جواب نده
!چرا، میدم
نده
الو؟
اوه، صبح بخیر، کلانتر
من...همین الان داشتم میرفتم
خب، باشه، زود میام
باشه، باشه، خدافظ
خیلیخب
کلانتر سلام میرسونه
سلام
خب، هنوز تصمیمی نگرفتی؟
،آره، دولت پاشو کشید بیرون ولی من از اونجا نمیرم
چی؟
چرا بهم نگفته بودی؟
اونا بودجه رو قطع کردن؟
همهاش رو
لعنتی
متأسفم
نمیتونن منو بیرون کنن
خوبه
خوبه؟
آره، اون زنا بهت احتیاج دارن
کلانتر چی میخواست؟
یه طوفان در راهه
اون فقط میخواد مطمئن شه که خودمون رو آماده کنیم
خب، بهتره یه تکونی به خودت بدی
اوه، جدی؟
آره، الان فقط تویی که کار داری
بابای وظیفه شناس
برو دنبال وظیفهت
!نباید نامتولد رو بکشی
!قاتل! قاتل
!بهش دست نزن
از محوطه برید بیرون
!روز قضاوتت نزدیکه
!قاتل
!نباید نامتولد رو بکشی
!قاتل، قاتل
!نباید نامتولد رو بکشی - سقط جنین آدم کشی ـه -
!نباید نامتولد رو بکشی !نباید نامتولد رو بکشی
!زنت یه قاتله !زنت یه قاتله
!تو یه قاتلی - ! بچه کُش -
!همهتون آدم کشین! قاتلها
!قاتلها! قاتلها
قهوهست؟
آره، تازه دمه
طوفان در چه حاله؟
از اون شدید هاشه
یکی دو روز دیگه رو سرمون خراب میشه
تصمیمت رو گرفتی؟
،انجلا میخواد بمونه پس میمونیم
پس که اینطور
آره
خب، این تصمیم اشتباهه
چرا؟
فکر نکنم از افکار مردمی که اینجا باهاشون سروکار دارید خوشتون بیاد
اون روز چند نفر معترض
تو محوطهی جلوی خونهتون بودن؟
سه یا چهارتا؟
خب، هفتهی دیگه میشه 30 یا 40 تا
اون موقع میخوای چیکار کنی؟
آبراهام بارکر بخاطر قتل تو زندانه
این یه شوخی نیست
میدونم
قربانیهاش دوتا دکتر بودن که تو یه کلینیک مثل همونی که انجلا کار میکنه کار میکردن
انجلا دکتر نیست
.اون فقط به این آدما مشاوره میده بهشون کمک میکنه
از صندلیه من بلند شو
یالا، پاشو
کلیسا و شرکت معادن
دستشون با دولت تو یه کاسهست
میفهمی چی میگم، آره؟
فکر کردی بودجه چطوری قطع شد؟
تو و انجلا ازدواج نمیکنید
رابطهتون رو جلوی همه نشون میدید
انجلا از خونهی تو قرصهای ضد بارداری توزیع میکنه
فکر میکنی این مردم چقدر دیگه
قراره روی خوش نشون بدن؟
کلانتر، اینجا یه کشور آزاده
کجا؟ - اینجا -
تو این مردم رو نمیشناسی
تو هم انجلا رو نمیشناسی
احمقی اگه فکر کنی اونا اجازه میدن
یه پرستار براشون حاضر جوابی کنه
چیزی رو اینجا از قلم انداختم؟
قانون یعنی ما، نه اونا
تو که اینقدر احمق نبودی
نمیتونید برنده شید، مک
ما از اینجا نمیریم
چند وقته اونجاست؟
دو هفته پیش متوجهاش شدم
و شکل و اندازهاش اصلاً تغییری کرده؟
نوچ
جوآن، چیزی نیست
دیگه امروز برنمیگردن
درد داره؟
آره، یه خرده
گمونم واقعاً باید بری پیش دکتر
چی؟
چرا؟
چون باید بری یه جا که بتونن آزمایشات لازم رو انجام بدن
خب، مگه تو دکتر نیستی؟
من دکتر نیستم، جوآن
من یه مشاورم
.خب، نمیتونم من بیمه ندارم
باید کار کنم
خب، یه کلینیک تو شلبی هست
با ماشین یه نصفِ روز راهه
ماشینم جوابگو نیست
تو باید بری
نمیتونم
میشنوی چی میگم؟ چیه؟
میخوای پولش رو بهم قرض بدی؟ - گوش کن -
نمیتونم
نمیتونم...نمیتونم انی رو تنها بذارم
جوآن، من یه ماشین برات جور میکنم
و یه جایی که شب رو با دخترت بمونی
انی میتونه باهات بیاد
آزمایشها یکی دو روز وقت میبرن
و کلینیک همهی مخارجتون رو پوشش میده
میخوام بهم اعتماد کنی
این ارزش مُردن رو نداره
متوجهاید که بچهمون موقع تولد میمیره
و من مری رو از دست میدم؟
خدا تصمیم میگیره
...دکتر میگه
خدا تصمیم میگیره
هی
مری؟
تو به خدا اعتقاد داری؟
داری؟
آره
مسیح رو دوست داری؟
من مسیح رو دوست دارم و تا هرجا هدایتم کنه دنبالش میکنم
دخترامون چی میشن؟
هان؟
خدا چوپانِ من است
او مرا در دشتهای سرسبز میخواباند
مرا به سمت آبهای آرام هدایت میکند
به روحم نیرو میبخشد
او مرا به مسیر درست در راهش هدایت میکند
حتی با اینکه من در مسیر درهی مرگ قدم برمیدارم
از هیچ شیطانی نمیترسم چرا که تو با منی
عصا و چوب دستی از من محافظت میکنند
تو در حضور دشمنانم برای من یک میز مهیا کردی
سرِ من را روغن مالی کردی
فنجانم درحال اتمام است
مطمئنم مهربانی و عشقِ تو
در تمام عمر همراه من خواهند بود و من تا ابد
در خانهی خدا ساکن خواهم شد
من تمام عمرم یه مذهبی بودم
ارمیا، این فرق میکنه
آیا هر کاری میکنی تا روحِ فنا ناپذیرت رو نجات بدی؟
بله
خوبی؟
چیزی نیست
خب، زور بزن، زور بزن
خوبه، خوبه، چیزی نمونده
چیزی نمونده
داره میاد
خیلیخب خیلیخب
کیلب، بچمو بده
!بچمو بده
بدش به من بدش به من
!نه، نه، نه، نه !نه، نه، نه، نه
فرزندانم، شما را روانه میکنم
چگونه باید شما را روانه کنم؟
باید شما را سه به سه روانه کنم
ربکا چطوره؟
خداوند همراهشه
چیکار میکنی؟
هیچی، فقط لباس شستهها رو تا میزنم
اوه، نه، ولش کن...ولش کن خودم انجامش میدم
زیبا شدی
No comments yet. Be the first to leave one.