Charmed

Charmed

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 4

Väljalaske info

Charmed S04E04 Enter the Demon 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 4 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Sildid

bluray
Avaldatud: 2025-11-20
Allalaadimised: 12
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

ریلکس باش. آماده باش.

وقتی من کش میام، تو جمع میشی.

اگه من جمع شدم، تو کش بیا.

اگه می‌خواستی بالا باشی، کافی بود بپرسی.

پیج

اینجا چیکار می‌کنی؟

نباید الان بالا باشی و برای امتحان پایپر درس بخونی؟

خب، راستش امیدوار بودم اولش یه دو راندی با دیو دست و پنجه نرم کنم.

باید بهت بگم، پایپر امتحانا جادوگریشو خیلی جدی می‌گیره.

بهتره آماده باشی.

موضوع چیه؟ اصول ساخت معجون.

خب، باید از یه جایی شروع کنی دیگه. می‌دونم. ولی همش کتابیه.

فیبی؟

پیج، من و پایپر مجبور شدیم به سختی یاد بگیریم که چطور جادوگر باشیم.

و خیلی طول کشید...

خب، خیلی طول کشید. ما می‌خوایم تو سریع‌تر راه بیفتی.

زندگیمون ممکنه بهش بستگی داشته باشه.

به وجدانم چنگ می‌ندازی؟ چه حرکت پستی.

من فقط می‌خوام بدونم کارای باحال کی شروع میشه.

خب، کجا بودیم؟

تمرین.

بیا دیگه، کول. یه هفته تمام نبودی!

یعنی هفت شب طولانی و تنها.

من مأموریت جمع‌آوری اطلاعات داشتم. نمی‌تونیم چیزایی که یاد گرفتمو نادیده بگیریم.

آره، می‌دونم. سرچشمه می‌خواد ما بمیریم.

نه، نمی‌دونی. اون تو رو مرده می‌خواد.

از وقتی ما فرار کردیم، جناح‌های مختلفی برای به چالش کشیدنش شکل گرفتن.

اگه می‌خواد زنده بمونه، باید چیزی رو که شروع کرده تموم کنه.

یعنی تو باید آماده باشی.

فکر می‌کنی سرچشمه قراره منو به مبارزه با شمشیر دعوت کنه؟

نبرد تن به تن خیلی امنه. شمشیربازی اعتماد به نفس و شدت عمل رو یاد میده.

تو باید یاد بگیری مثل یه اهریمن بجنگی.

تمرین باید قبل از هر چیزی باشه.

حتی قبل از ما.

آماده‌ای؟ مگه انتخاب دیگه‌ای دارم؟

ینلو.

اینطوری داری جواب محبت‌های پدرمو میدی؟ بعد از همه چیزایی که بهت یاد داد؟

همه چیزایی که بهت داد؟ اون به من چی داد، آنلینگ؟

قرار بود من جایگزینش بشم. ولی منو کنار گذاشت و تو رو انتخاب کرد.

ینلو، تو هرچی اینجا یاد گرفتی رو برداشتی...

و برای منافع خودت استفاده کردی.

تو خودت و صومعه ما رو بی‌آبرو کردی.

حالا ما رو ترک کن و هرگز برنگرد.

حرف پدرمو شنیدی.

می‌کشمش، آنلینگ.

و بعدشم تو رو می‌کشم.

نمی‌تونی جلوی منو بگیری. تو حتی نصف منم شاگرد خوبی نبودی.

فکر می‌کنی این آخره کاره؟

ما تازه داریم شروع می‌کنیم.

خب، بعد از مخلوط کردن معجونت...

بهترین روش برای نگهداری از حلزون‌های دریایی استفاده نشده برای کاربردای بعدی چیه؟

الف، ترشی انداختن، ب، شکرپاش کردن، ج، دودی کردن، د، خشک‌کردن با انجماد.

خب، ببین، اگه من حلزون دریایی اضافه داشتم...

اون موجودای کوچولو رو پس می‌فرستادم تو اقیانوس.

د، خشک‌کردن با انجماد، جواب درسته.

می‌خواستم همینو حدس بزنم. اصلا چرا داری حدس می‌زنی؟

که قبول شم؟ پیج، این که مثلثات نیست، می‌دونی؟

اینجوری نیست که دیگه هیچوقت ازش استفاده نکنی.

اگه یه معجون رو خراب کنی، ممکنه آدما بیگناه بمیرن.

اصلا برای این امتحان درس خوندی؟

خب، دیشب شروع کردم...

فقط، یه دوستم از سر کار اومد خونمون...

و اون یه بادیگارد تو یه کلوپ رو می‌شناخت و...

متاسفم.

اشکال نداره. منم یه زمانی مجرد بودم.

چرا امشب درس نمی‌خونی؟ نمی‌تونم.

یه پسر قراره بیاد اینجا و ما می‌ریم بیرون.

اینجا؟ خونه خودت چشه؟

اینجا یه کم از خونه من با ابهت‌تره.

ببین پیج، من واقعاً واقعاً می‌خوام خواهر بزرگ باحال باشم...

ولی این مسخره‌ست. تو هیچ اولویتی نداری.

این درست نیست. من کارمو ول کردم تا با اهریمن‌ها بجنگم.

برای همینم امشب باید برم بیرون.

پسر رئیس این آخر هفته تو شهره.

فکر می‌کنی اگه بهش خوش بگذره...

وضعیت شغلیت بهتر میشه؟

خب، آره.

باشه، خیلی خوب به حرفم گوش کن.

الان هیچ چیزی مهم‌تر از یادگیری حرفه‌ات نیست.

ممکنه هر لحظه مورد حمله قرار بگیریم.

پس چرا من اینجا گیر کردم و دارم کتاب می‌خونم؟

من باید یاد بگیرم چطور اهریمن‌های عرق کرده رو به زمین بزنم، مثل فیبی.

فیبی خیلی بیشتر از تو تو این کاره.

ولی بهم اعتماد کن. صبور باش و سخت درس بخون.

و یه روزی هم تو یه اهریمن گنده و عرق کرده مال خودت خواهی داشت.

کجا می‌ری؟ محله چینی‌ها.

باید از این گیاها یه کم ذخیره کنم.

منم می‌تونم بیام؟ می‌تونم برم ناخونامو درست کنم.

تو باید روی معجون‌هات کار کنی. بیا دیگه.

پیج، منو تبدیل به جادوگر خبیث شمال غربی نکن.

من این مسئولیت خواهر بزرگی رو نخواستم. و راستشو بخوای، افتضاحه.

ولی حالا که دارم حرف می‌زنم، باید اون عادت آبنبات چوبی خوردنت رو ترک کنی...

چون دندوناتو خراب می‌کنه.

به نظرم این پیچیده‌ست.

بلند شو.

من فقط یه تایم اوت می‌خوام.

سرچشمه بهت تایم اوت نمیده. حالا بلند شو.

گفتم که نمی‌تونم.

کول، چت شده؟

اهریمن‌ها فقط قدرت رو می‌پرستن، هیچی دیگه.

برای شکست دادن سرچشمه، باید تمام انرژیتو روی قدرت متمرکز کنی.

حتی دردتو.

ولم کن. از پسش برمیام.

نمی‌خوام بلایی سرت بیاد.

بریم. من آماده‌ام.

باید اینجا بمونم و ازت در برابر ینلو محافظت کنم.

نمیتونی ازم در برابرش محافظت کنی، نه جایی که اون رفته.

فقط تیغ اژدها میتونه جلوشو بگیره.

اینو ببر پیش استاد کوآن. اون یه دوست قدیمی منه. میفهمه.

ولی اگه ینلو زودتر پیدات کنه چی؟

اونوقت تو استاد میشی و میدونی که باید چیکار کنی.

آنلینگ، ینلو رو رد نکردم چون تو دخترم بودی.

این کارو کردم چون تو شاگرد برتری.

حالا عجله کن، قبل از اینکه برگرده.

من تو سایه‌ها دنبالت میام.

برو.

بعدی، یه کم پودر قارچ سمی.

بذار یه پله دیگه هم بالا ببریمش.

داری چیکار میکنی؟

میدونی که. فقط دارم برای "سرچشمه" آماده میشم.

اوه، برای شام میاد؟ نه.

پایپر منو گیر انداخته پای معجون درست کردن. چرا، نمیدونم.

فیبی میتونه بجنگه. فیبی میتونه پرواز کنه.

من باید آشپزی کنم.

خب، میدونی، قدرت‌های فعال خواهرات خیلی طول کشید تا رشد کنن.

و...

فیبی سال‌ها هنرهای رزمی تمرین کرده.

آره، ولی ما جادوگریم. باید بتونیم از همه این مزخرفات رد شیم.

خب، هیچ میان‌بری وجود نداره. حتی با جادو.

در هر صورت، تو نصف "وایت‌لایتر"ی، که یعنی نصف صلح‌طلبی.

ممکنه هرگز قدرت جنگیدن مثل فیبی رو پیدا نکنی.

و شاید بخوای معجونت رو چک کنی. داره سر میره.

فقط یه بار دلم میخواد بدونم فیبی بودن چه حسی داره.

و بتونم یه حال اساسی به یه نفر بدم.

چطور اومدم اینجا پایین؟ هیچوقت حواستو جمع کن!

فیبی، چت شده؟

الان چی صدام کردی؟

اگه اسمت یادت نمیاد، پس واقعاً حسابی نوش جان کردی.

اوه، نه. کارم تمومه.

و حسابی گیج و ویج.

حالت خوبه؟ نه.

یعنی...

آره.

فقط اینجا صبر کن.

بهت گفتم، موقع تمرین حق نداری بدون برنامه استراحت کنی.

دارم تمرین میکنم، دارم از پله‌ها میرم بالا.

اوه، خوب به نظر نمیام.

چه خبره؟

نگران نباش فیبی. منم، پیج. جامون عوض شده.

چی؟ چیکار کردی؟

چرا خودبه‌خود فکر میکنی کار من بوده؟

پیج! باشه، باشه، من کردم.

ولی اتفاقی بود، قسم میخورم.

فقط میخواستم بدونم جای تو بودن چه حسی داره.

و یه جوری معجونی که داشتم درست میکردم، منفجر شد.

میخواستی جای من باشی؟ دیوونه‌ای؟

باشه، باشه.

باید اینو درست کنیم.

از چه موادی استفاده کردی؟ مطمئن نیستم.

فقط لطفا به پایپر نگو.

همین الانشم فکر میکنه من یه گندزنم.

سلام! پیج!

ما تو بدن همدیگه‌ایم!

فکر کنم پایپر کمترین مشکل ما باشه.

باشه، باشه، بهش نمیگم.

حالا اون قیافه رو از صورت من بردار.

ممنون.

وای، این تاپ تنگه. آره، ولی خب خیلی بهت میاد.

خب. آماده‌ای برگردیم سر کار؟

آره، فقط یه دقیقه. تو نه. فیبی.

حتماً عزیزم. هرچی تو بگی. بریم یه کم عرق کنیم.

فقط یه دقیقه. در واقع فیبی باید پیش من بمونه.

باید توی معجون کمکم کنه. توی صورتم منفجر شد.

حقیقت داره؟

خب، بذار یه چیزی ازت بپرسم، فیبی.

چرا ازم خواستی بهت آموزش بدم؟ منظورم اینه...

چرا داریم وقتمون رو تلف میکنیم؟

وقتت رو تلف نمیکنی، کول.

فیبی بهم گفت چقدر... ببخشید، پیج.

این مسئله بین من و فیبیه.

اگه کمک کردن تو آشپزخونه برات مهم‌تره...

...تا اینکه برای "سرچشمه" تمرین کنی...

...پس تو اون چیزی که برای نابود کردنش لازمه رو نداری.

لطفا، وقتی که نظرت عوض شد، بهم خبر بده.

اگه زود اینو درست نکنیم، موهاتو فر دائم میکنم.

لطفا، فقط به حرفم گوش کن.

تو نمیدونی این چقدر برای من مهمه.

بعداً برگرد. اگه میتونستم بعداً برگردم، برمیگشتم.

ولی نمیتونم. همین الان میخوامش. اون خنجر یه یادگار خانوادگیه.

فروشی نیست. ببخشید؟

افسنطین دارید؟

شما متوجه نمیشید. من نمیخوام بخرمش.

همه چی همینجا تو یادداشت هست.

من چینی بلد نیستم.

افسنطین؟

شما باید کمکم کنید. پدرم به تیغ اژدها نیاز داره.

ایشون گفتن پدر شما... پدر من تا سه‌شنبه شهر نیست.

باید اون موقع برگردید. ببخشید، من مشتری دارم.

بله. سلام. ممنون. سلام.

یه شاخه افسنطین نیاز دارم، ترجیحاً ساقه‌کوتاه.

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left