Duster

Duster

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Duster S01E08 66 Reno Split 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-07-12
Allalaadimised: 60
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫« جنوب فیلادلفیا، سال 1954 »

‫نمی‌دونم با کی حرف زدین

‫ولی اشتباه بهتون گفته

‫تمام شایعات اشتباهن...

‫کلیوان کندریک هم داره اشتباه می‌کنه؟

‫چون تابحال هیچوقت ‫روز شرط بندی رو از دست نداده بود

‫تا اینکه تو غیبت زد

‫- سَکس، گوش کن... ‫- همیشه...

‫هر هفته، کلیوان نصف حقوقش رو

‫روی تاریخ تولد مادرش شرط می‌بنده

‫نه، یک، هشت

‫ولی حالا، آقا کلاغه بهم گفته

‫ویرجیل هیز دیگه ‫دلالی شرط بندی رو گذاشته کنار

‫نه آقا، اینا یه مشت شایعه‌ست ‫که پخش کردن شما رو بهم بریزن، سَکس...

‫نصف مشتری‌های ثابتم

‫فکر می‌کنن دیگه نمی‌تونن بیان مغازه‌ت ‫و شرط ببندن

‫این درآمد منو خراب می‌کنه

‫آخه پلیس‌ها داره همه‌جا سرک می‌کشن

‫دارن دلال‌ها رو دستگیر می‌کنن ‫و پول‌ها رو می‌دزدن

‫فکر کردی نمی‌دونم ‫قضیه فقط خطر پلیس نیست؟

‫مردم دارن پول‌هاشون رو از دست میدن

‫دارن خونه‌هاشون رو از دست میدن

‫وقتی نمی‌تونن پولتون رو بدن ‫سرشون خرد میشه

‫سَکس، بیخیال ‫این دیگه زیاده‌رویه

‫وقتی بانک می‌خواست ‫این مغازه رو از چنگت دربیاره

‫کمکت کردم پولشون رو بدی

‫- سَکس... ‫- تا بهت نگفتم، هیچ غلطی نمی‌کنی

‫ببخشید بابایی

‫این دختر کوچولوته؟

‫سلام

‫درست مثل مامانت خوشگلی

‫از آقای سَکستون تشکر کن

‫ممنون آقای سَکستون

‫خواهش

‫فردا می‌بینمت

‫خبرشو پخش می‌کنیم ‫که هنوزم بساط شرط بندی به‌راهه

‫می‌تونم روت حساب کنم؟

‫آره می‌تونین

‫آفرین

‫این کی بود؟

‫کسی نبود که بخوای نگرانش باشی

‫یه چیزی برات گرفتم

‫خیلی خوشگله

‫بازش کن

‫اینطوری همیشه همراهتم

‫ممنون بابایی

‫بلند شو صبح شده، خانم خوشگله

‫چرا منو آوردی اینجا؟

‫قضیه... قضیه چیه؟ چی شده؟

‫یه پرسش و پاسخ کوچیکه ‫بین خودم و خودت

‫رئیست می‌دونه داری ‫چه اشتباه بزرگی می‌کنی؟

‫من؟ اونی که گند زده تویی ‫مگه نه، مامور هیز؟

‫نمی‌دونم منظورت چیه

‫از همون لحظه‌ی اول ‫می‌دونستم یه جای کارت می‌لنگه

‫ولی خب زیرک بودی

‫رگ خواب رئیس رو گرفتی دستت ‫پسرشم همینطور

‫رگ خواب کل تشکیلات دستت بود، بجز من

‫هیچوقت نتونستی گولم بزنی

‫خب پس...

‫چند وقته داری با جیم الیس همکاری می‌کنی؟

‫آقای سَکستون چند شب پیش ‫ما رو به هم معرفی کرد...

‫خفه‌شو!

‫بسه دیگه

‫چند وقتی هست دارین ‫با همدیگه دسیسه می‌چینین

‫تنها خبرچین‌مون "جیم"ـه؟

‫یا تونستی کس دیگه‌ای رو هم خبرچین کنی؟

‫نمی‌دونم منظورت چیه

‫قراره حسابی با این کیف کنی

‫نه. نه!

‫آره!

‫نه! نه!

‫نه! نه!

‫برو که رفتیم

‫آره!

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫دخترم

‫دیگه فکر همچین ماجراجویی‌هایی ‫به سرت نزنه‌ها. شنیدی چی گفتم؟

‫- چشم مامانی ‫- خیلی‌خب

‫خیلی‌خب

‫برو یه صبحونه‌های ‫برای خودت آماده کن، باشه؟

‫اوهوم

‫وای خدا. وقتی پیداش نمی‌کردم ‫انگاری 5 سال پیرتر شدم

‫این 5 سال جوون‌ترت می‌کنه

‫جیم، پولتو نمی‌خوام

‫این بهتر از پوله

‫عجب

‫اینا رو از کجا آوردی؟

‫سوال اصلی اینه که تمپل حاضره چیکار کنه ‫که زنش اینا رو نبینه؟

‫جیم

‫تو رو باش، تو دل جولای ‫با خودت کریسمس آوردی

‫هو هو هو ‫(خنده‌ی بابانوئل)

‫ممنون

‫همه‌چی ردیفه؟

‫راستش ردیف‌تر از این نمیشه

‫جیم یه اهرم فشار علیه تمپل بهمون داد

‫عه

‫منم کمک کردم

‫وایسا ببینم، چی؟ منظورش چیه؟

‫خانم خانما بزرگ‌ترین مدافعت بود ‫کمک کرد سَکس راضی بشه اینا رو بهت بده

‫می‌دونی، گاهی اوقات آرزو می‌کنم ‫توی شغل منم اخاذی و رشوه داشتیم

‫می‌تونم با چند نفری آشنات کنم

‫راستشو بخوای، یکی از همکارهات رو دیدم

‫کچل بود، سبیل داشت

‫- کی؟ بیلی؟ ‫- شاید، اسمشو نفهمیدم

‫ولی... آدم بی‌اعصابی بود

‫آره، خود "بیلی"ـه ‫اونو کجا دیدی؟

‫یه مریضی داریم، افسر پلیسه ‫تازه از کما دراومده

‫پرستارها گفتن اصرار داشته ‫که می‌خواد با ازرا سَکستون صحبت کنه

‫رئیسته، مگه نه؟

‫داری میگی گرومز به‌هوش اومده؟

‫ببین، آروم باش، اگر یه چیز ‫در مورد مامور هیز فهمیده باشیم

‫اینه که هر انتظاری ازش داشته باشی ‫داره برعکسشو انجام میده

‫قربان، ازش بعیده که نیاد اداره

‫دو ساعت بیشتر نگذشته

‫بیا... احتمالاً الان داره...

‫نمی‌دونم، به موهاش حجم میده ‫یا همچین چیزی

‫- چی؟ ‫- من چه می‌دونم چه غلطی می‌کنن

‫آوان، جیم الیس زنگ زده خط 6

‫میگه فوریه

‫مامور بیتسویی هستم، بفرمایید

‫- تو همکار نینا هستی؟ ‫- بله آقا، خودمم

‫خوب گوش کن، نینا لو رفته ‫منم همینطور

‫منشی‌تون گفت توی اداره نیست، درسته؟

‫آره، خبری ازش نیست

‫خب، همچین چیزی اتفاقی نیست

‫بیلی ماهونی، آدم سَکستون

‫از همون اول به نینا مشکوک بود

‫هرجا که نینا رفته، مطمئنم کار اونه

‫یه هشدار سراسری براش ارسال می‌کنیم

‫برای همین زنگ زدم. اگر این‌کارو بکنین ‫و خبرش به گوش سَکس برسه، نینا کارش ساخته‌ست

‫ازتون می‌خوام هیچ‌کاری نکنین

‫هر حرکت اشتباهی از دفتر شما سر بزنه ‫می‌کشنش، فهمیدی؟

‫- آره، فهمیدم ‫- خوبه

‫افراد سَکستون دزدینش

‫الیس میگه ما هرکاری بکنیم ‫ممکنه به قیمت جونش تموم بشه

‫رئیس

‫این قضیه‌ی فوری که گفتی چیه؟

‫مترجم کوفتی‌مون مامور فدراله

‫نینا سینت جیمز

‫فامیلیت رو از توی مجله انتخاب کردی؟

‫- از کتابچه‌ی راهنمای تلفن ‫- که چی بشه؟

‫که دولت کوفتی بهت بگه آفرین

‫که یه سیاه‌پوست دیگه رو زدی زمین؟

‫هنوزم نمی‌دونی من کیم، مگه نه؟

‫بذار راهنماییت کنم

‫توی گردنبندم رو ببین

‫ویرجیل رندالف هیز

‫بچه‌ی جنوب فیلادلفیا

‫شوهر آدری

‫پدر نینا

‫و توی لعنتی کشتیش

‫خوشحالم انکارش نکردی

‫وگرنه...

‫وگرنه قاطی می‌کردم

‫اون‌موقع چند سالت بود؟

‫پنج سال؟

‫روحتم خبر نداره ‫چه اتفاقی بین من و بابات افتاد

‫می‌دونم یه روز سوار ماشینش شد

‫و ماشینش منفجر شد ‫همونطوری که قول داده بودی

‫اگر دیگه برات کار نکنه، اتفاق میفته

‫اومدی خونه‌م...

‫نون و نمک منو خوردی

‫اگر می‌خواستی انتقام بگیری ‫می‌تونستی هر موقع خواستی منو بکشی

‫می‌خوام عدالت اجرا بشه

‫قراره تا آخر عمر فلاکت‌بارت ‫توی زندان بپوسی

‫تو یکی رو درک می‌کنم

‫ولی جیمی...

‫جیمی هیچ ارتباطی با این قضیه نداره

‫اونم نه فقط جیمی، باباش هم هست

‫تقاص کارتو پس میدی

‫می‌خوای بگی قلچماقت برگرده ‫و کاری که خودت نمی‌تونی رو انجام بده؟

‫حداقل مرد باش و خودت انجامش بده

‫منو ببر دم یه قبر خالی

‫زنده زنده دفنم کن. یالا... یالا دیگه!

‫تا بهت نگفتم...

‫هیچ غلطی نمی‌کنی

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫خب... بذار بهت بگم کی نیست

‫خانم تمپل

‫کی اینا رو دیده؟

‫فقط خودم، و چند نفر دیگه ‫که هیچوقت نمی‌فهمی کی هستن

‫به خانمت زنگ بزنیم؟

‫عمراً نمی‌ذارم چشمش به اینا بیفته

‫پاره‌شون کن، حالشو ببر ‫کپی‌های دیگه‌ای هم ازشون هستن

‫توی بسته‌های مختلف

‫با آدرس تمام روزنامه‌های ایالت

‫که اگر بلایی سرم اومد پست بشن

‫یا...

‫اگر راه نیای

‫پس...

‫می‌خوای چطوری حلش کنیم، باب؟

‫بین خودمون؟

‫یا بصورت علنی؟

‫بعد از جنگ، توی جنوب فیلادلفیا ‫برای اینکه گلیمو از آب بکشی بیرون

‫باید جرات و اراده می‌داشتی

‫بابات جفتشو داشت

‫مرد خوبی بود

‫خب، بی‌نقص نبود

‫از تو که بهتر بود

‫خب، اونقدری خوب نبود ‫که از پشت به دوستش خنجر نزنه

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left