Havoc

Havoc

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Havoc 2025 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی و امیررضا 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-04-25
Allalaadimised: 375
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

‫وقتی توی این دنیا زندگی می‌کنی،

‫تصمیماتی می‌گیری

‫تصمیماتی که سعی می‌کنی ‫توجیه‌شون کنی

برای خودت، برای خانواده

‫و برای یه مدت کوتاه، تلاش‌هات موثرن

‫تا اینکه دیگه موثر نیست

‫تا اینکه یه تصمیمی می‌گیری ‫که منجر به بی‌ارزش شدن همه چیز میشه

‫تصمیمی که نمی‌تونی توجیه‌ش کنی

‫تصمیمی که بخشیدنی نیست

‫« شبکه‌ی قاچاق مواد ‫در شهر متلاشی شد »

‫و همه چیز رو ازت می‌گیره

‫خانواده‌ت رو

‫دوست‌هات رو

‫حتی خودت رو

‫و هیچی برات باقی نمی‌مونه

‫فقط ارواح رو داری

‫« هـرج و مـرج »

‫بزن کنار! همین‌الان کامیون رو بزن کنار!

‫من رو بِکِش داخل!

‫کامیون بزن کنار! ‫فوراً کامیون رو متوقف کنید!

‫خیلی اوضاع خرابه. به گا رفتیم!

‫بزن کنار

‫وای، گندش بزنن! ‫میا، این طرف!

‫مراقب باش!

‫- لعنتی! من رو بِکِش داخل! ‫- رفیق، یا خدا!

‫بیا داخل، جانی!

‫گندش بزنن

‫بزن کنار، وگرنه شلیک می‌کنم!

‫- باید گمشون کنیم! ‫- دارم تلاشم رو می‌کنم، چارلی!

‫خب، بیش‌تر تلاش کن

‫گاز بده لعنتی. برو. ‫پات رو بذار روی گاز!

‫دارن میرن به سمت بزرگراه

‫برو، برو، بجنب!

‫یالا!

‫وای، لامصب

‫یا خدا!

‫- جِیک! ‫- نمی‌تونم بیارمش بیرون

این زهرماری داره میره تو حلقش

‫وینس، چی شد؟

‫وای، خدا

‫لعنتی. گندش بزنن

‫صفر-شش-چهار

‫افسر کورتز صدمه دیده. ‫تکرار می‌کنم، افسر کورتز صدمه دیده

‫به کمک پزشکی فوری نیاز داریم. توی تقاطع ‫خیابان اِمهرست و خیابان شانزدهم هستیم

‫فقط همینا رو داری؟

‫خب، آره. وقتی اینقدر دیر میایی، ‫چه انتظاری داری؟

‫چند ساعت پیش دادستان اعلام کرد

‫که تمامی اتهامات

‫علیه لورنس بومانت، نامزد انتخابات شهرداری ‫و غول بازار املاک، برداشته شدند

‫خوشحالم که دادستان کالینز ‫بالاخره سر عقل اومده

‫و متوجه شده که من بخشی ‫از راه‌حل هستم، نه مشکل

‫- یه مشت فاسد و خلافکارن ‫- آره، دقیقاً

‫این شهرِ خوب و با اصالت ‫تبدیل به منجلاب جرم و جنایت شده،

‫خیابون‌ها پر شدن از مواد،

‫و اون اونقدر گستاخ هست ‫که به من تهمت تبهکاری می‌زنه

‫- کیفرخواست... ‫- میشه لطفاً اینا رو کادو کنی؟

‫می‌خوای من کادوشون کنم؟

‫آره

‫فکر می‌کنی کدوم خراب‌شده‌ای هستی، ‫فروشگاه اسباب‌بازی "اِف‌اِی‌اُ شوارتز"؟

‫خیلی‌خب، حداقل یه کیسه بهم بده

‫نه، خیر سرم می‌خوام برای ‫غافل‌گیری بذارمش زیر درخت

‫وقتی میشه دید چی داخل کیسه هست، ‫دیگه غافل‌گیری داره مگه؟

‫اوه، ببخشید. یه روزنامه دارم، ‫اما باید پولش رو بدی

‫روزنامه رو با یه چسب نواری بده، ‫خودم کادوشون می‌کنم

‫- چقدر میشه؟ ‫- ‏۳۰ دلار

‫بهترین معامله‌ی قرن ‫برای پدر نمونه‌ی سال

‫- عجب ‫- عجب

‫ممنون

‫کریسمس مبارک

‫...از کمپین ما حمایت کنید

‫برای بازسازی شهری ‫از کمپین ما حمایت کنید

‫سلام. منم

‫آره، چند ساعت پیش بهت زنگ زدم، ‫اما جواب ندادی

‫خب؟

‫خب، یه چیزی برای اِمی گرفتم،

‫و کادوش کردم

‫پدر نمونه‌ی سال هستی

‫آره، بهم گفتن. ‫گفتم شاید بتونم بیام اونجا

‫- و خودم بدمش بهش ‫- می‌دونی ساعت چنده؟

‫- آره، ساعت ۱۰ شبه ‫- دخترمون ۶ سالشه

‫بچه‌های ۶ ساله ساعت ۷ می‌خوابن

‫نه. شب کریسمس ‫که اونقدر زود نمی‌خوابن

‫می‌دونی چیه؟ آره، پاتریک

‫حتی شب کریسمس هم زود می‌خوابن. ‫منظورت چیه؟

‫منظورم اینه که کریسمس خیلی هیجان‌انگیزه. ‫خودم خیلی هیجان‌زده می‌شدم

‫خواب نمی‌رفتم

‫- هر روز بهم دروغ میگی! ‫- تا خود صبح بیدار می‌موندم

‫اوه، اینقدر گریه نکن

‫گفتم باز کن

‫هی، الان نه. سرم شلوغه

‫به درک که شلوغه. ‫پلیس پشت دره. باز کن

‫بهتره خفه خون بگیری، باشه؟

‫یه لحظه

‫شب بخیر، سرکار. ‫مشکلی پیش اومده؟

‫- دختره کجاست؟ ‫- کدوم دختر؟

‫سربه‌سر من نذار، باشه؟ ‫صدای درگیری شنیدم

‫نه. دیگه آدم‌ها نمی‌تونن ‫با هم بحث کنن؟

‫آخه من که به پلیس زنگ نزدم. ‫جنده، تو پلیس خبر کردی؟

‫نه

‫نه، اون هم زنگ نزده، ‫پس... اینجا چیکار داری؟

‫در لامصب رو باز کن

‫آره، فقط می‌خوام با دخترم حرف بزنم. ‫می‌دونی، کریسمسه

‫آره. مدام همین رو میگی

‫- دارم تلاشم رو می‌کنم ‫- اینکه با یه کادو اینجا پیدات بشه کافی نیست

‫تا خرخره زیر قرض گیر کردم. ‫تو هم کمکی نمی‌کنی

‫آره، اما من پول دارم. ‫می‌دونی که دارم

‫ما پول کثیف تو رو نمی‌خوایم

‫آره، خب، همون پول کثیف باعث شد ‫بانک خونه رو مصادره نکنه

‫اون موقع که ناراحت نبودی

‫می‌دونی که حقوقم کفاف هزینه‌ها رو نمیده. ‫انتظار داری چیکار کنم؟

‫من رو آدم بده‌ی داستان نکن

‫اصلاً قضیه راجع به پول نیست

‫مردی که دوستش داشتم ‫‏۱۸ ماه پیش عوض شد،

‫و ۱ سال پیش، چیزی که ازش باقی ‫مونده بود ترکم کرد. بدون هیچ توضیحی

‫همه‌ش تقصیر توئه

‫- تقصیر من نیست ‫- نه، ولی داری اِمی رو مجازات می‌کنی

‫چرا گوشی رو بهش نمیدی؟ ‫ازش بپرس می‌خواد با من حرف بزنه یا نه

‫چون فقط ۶ سالشه. ‫فکر می‌کنی چه جوابی میده؟

‫- احتمالاً میگه "آره" ‫- گفتم بس کن!

‫این چه وضعشه؟

‫اون هلم داد

‫مزخرف نگو

‫خودت سر خوردی

‫صبر کن، چیکار می‌کنی؟

‫گفتم توی ماشین منتظر بمون

‫- ندیدی اونجا چه خبر بود ‫- مهم نیست چه خبر بوده

‫من پلیس امور جنایی‌ام،

‫و چون تو هم همراه منی، ‫الان پلیس امور جنایی هستی

‫اونجا کسی مُرده؟

‫- نه، اما... ‫- نه؟

‫- اگه من نمی‌اومدم... ‫- خدایا!

‫بهتره اون عوضی رو دستگیر کنید. ‫من رو مثل سگ کتک زد

‫- می‌بینی؟ ‫- اولین بارش هم نیست

‫باعث اینجور چیزها میشی. ‫این مشکلات رو به وجود میاری

‫- لاشیِ بی همه چیز ‫- نه

‫- نه، به مرکز خبر بده ‫- هی. صبر کن! کجا میری؟

‫- نمی‌تونی اینطوری ولم کنی! ‫- عوضی. کون لقت

‫این یارو دیگه کدوم خریه؟ ‫نمی‌تونیم همینطوری بشینیم اینجا

‫گفتی می‌ریم اونجا، یه کامیون ‫پر از ماشین لباسشویی می‌دزدیم

‫- آره، همون کار رو هم کردیم ‫- نه، چارلی، فقط همون کار رو نکردیم

‫ممکنه یه پلیس رو کشته باشم، پسر

‫فقط باید بدهی میا رو صاف کنیم

‫مسئولیت بقیه‌ی چیزها با منه. ‫هر اتفاقی بیُفته من گردن می‌گیرم

‫باشه؟

‫هی. اومد

‫خیلی‌خب

‫بریم توی کارش

‫هی

‫زود برمی‌گردیم

‫باشه؟

‫- رئیس ‫- هوم؟

‫- موفق شدید ‫- آره، موفق شدیم

‫ولی به سختی

‫یالا

‫از این طرف بیاید

‫در رو باز کن

‫رفیق، باید اعتراف کنم

‫انتظار نداشتم به قولت عمل کنی

‫و قطعاً فکر نمی‌کردم یه پلیس رو ‫بفرستی آی‌سی‌یوی بیمارستان،

‫اونم با یه ماشین لباس‌شویی

‫الان دیگه می‌دونم چه جور آدمی هستی ‫(تلفظش با آی‌سی‌یو یکیه)

‫می‌تونی بری

‫- ها ‫- شرمنده، رئيس

‫فندک

‫« همین‌الان برو »

‫- مراقب باش ‫- چشم، رئیس

‫اون دیگه چه کوفتیه؟

‫نه، نه، نه، باید بریم!

‫- باید بریم! ‫- خاموشش کن!

‫میا، همین‌الان بیاید بیرون!

‫همه چیز تحت کنترل بود، می‌دونی؟

‫پس الان پلیس‌های عادی رو ‫با بخش امور جنایی ترکیب کردن؟

‫من فقط کاری که بهم دستور ‫داده میشه رو انجام میدم

‫حتماً اعصاب یه نفر رو خراب کردی

‫حتماً بد جور گند زدی ‫که برای تنبیه فرستادنت پیش من

‫ولی جنبه‌ی مثبتش اینه که ‫قبلاً همکار نداشتی، الان داری

‫نه، ما همکار نیستیم، باشه؟

‫هدیه‌ی دخترت رو گرفتی؟

‫تقریباً

‫- چند سالشه؟ ‫- ۶

‫اون... ۶ سالشه

‫- و فقط همین رو داشتن؟ ‫- آره، فقط همین رو داشتن

‫آه، مهم نیست. ‫وقتی من بچه بودم، همیشه...

‫آره، می‌دونی چیه؟ ‫فکر کنم به اندازه‌ی کافی حرف زدیم

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- چیه مگه؟

‫خیره شدی. چرا بهم خیره شدی؟ ‫چرا خیره شدی؟ بهم خیره نشو

‫وقتی دارم باهات حرف می‌زنم ‫به صورتت نگاه نکنم؟

‫نه، نگاه نکن

‫تمامی واحدها، درگیری مسلحانه

‫کد بنفش در تقاطع ‫خیابان المور و خیابان پنجم

‫« بومانت: من این شهر را ساخته‌ام، ‫و حالا تمیزش می‌کنم »

‫هی!

‫چه خبره؟

‫از این طرف

‫خیلی‌خب، مظنون‌ها از اون پله‌ها فرار کردن ‫و رفتن توی یه رستوران پر از مشتری،

‫و سوار ماشین شدن

‫هیچکس پلاک ماشین رو ندیده

‫داریم دوربین‌ها رو بررسی می‌کنیم ‫تا بفهمیم کجا رفتن. اینجاست

‫باشه، ممنون

More Farsi Persian subtitles for Havoc

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left