In the Lost Lands

In the Lost Lands

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

In the Lost Lands 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-04-07
Allalaadimised: 190
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫اگر وقت و تحمل شنیدنش رو داری

‫یه داستان دارم که می‌خوام برات تعریف کنم

‫داستان جادو و ساحره‌ها

‫ماجراجویی‌ها و هیولاها

‫خوبی و پلیدی

‫ولی اشتباه نکن

‫این یه قصه‌ی پریان نیست

‫و هیچ پایان خوشی نداره

‫« سـرزمـیـن‌هـای از دسـت رفـتـه »

‫دنیایی که می‌شناختین از بین رفته

‫مدت‌ها پیش در شعله‌های جنگی بزرگ خاکستر شد

‫که در اون مرگ از آسمون بارید

‫الان چیزی جز "سرزمین‌های ‫از دست رفته" باقی نمونده

‫سرزمینی پر از موجودات پلید ‫که در سایه‌ها زندگی می‌کنن

‫بازمانده‌های نسل بشر ‫در یک شهر پناه گرفتن

‫مدت‌ها پیش، ساحره‌ای اسرارآمیز

‫گری آلیس ‫از سرزمین‌های از دست رفته بیرون اومد

‫این داستان آشنایی من و اونه

‫و اینکه چطور جفتمون رو نجات داد

‫دست نگه دارین!

‫دست نگه دارین!

‫امیدوارم این مایه‌ی عبرت همه‌تون باشه

‫هیچکس حق نداره ‫از قوانین کلیسا سرپیچی کنه

‫میگن می‌تونی هرچی دلت خواست رو

‫از گری آلیس بخری

‫ولی بهتره این‌کارو نکنی

‫ولی بازم مردمی هستن ‫که ازت کمک بخوان

‫یه مشت آدم جاهل و بی‌سوادن

‫بعضی‌هاشون فقیرن، بعضی‌هاشون پولدار ‫ولی همه‌شون درمونده‌ن

‫خواسته‌ی هیچکس رو رد نمی‌کنم

‫می‌دونی نظر کلیسا ‫در مورد امثال تو چیه؟

‫مطمئنم قراره بهم بگی

‫که مرید و پیروی ابلیس هستین

‫و وظیفه داریم از صحنه‌ی روزگار محوتون کنیم

‫به نمایندگی از ارباب

‫حاکم شهر زیر کوهستان

‫کشیش اعظم دین ما

‫تو، گری آلیس رو

‫به اعدام با طناب دار محکوم می‌کنم

‫توبه کن، زن

‫چه بلایی داره سرم میاد؟

‫دیگه قابل اعتماد نیستی

‫بازیچه‌ی دست ساحره‌ شدی

‫برین دنبالش

‫دنبالم بیاین

‫بیا بیرون، ساحره

‫تمومش کن

‫تمومش کن

‫ساحره!

‫پیدات می‌کنم

‫در جهنم می‌سوزی

‫در جهنم می‌سوزی، ساحره!

‫ساحره‌ای که سرش بالای دار نمیره

‫ساحره‌ای که سرش بالای دار نمیره

‫ساحره‌ای که سرش بالای دار نمیره

‫ساحره‌ای که سرش بالای دار نمیره

‫ساحره‌ای که سرش بالای دار نمیره

‫ساحره‌ای که سرش بالای دار نمیره

‫ساحره‌ای که سرش بالای دار نمیره

‫ساحره‌ای که سرش بالای دار نمیره

‫ساحره‌ای که سرش بالای دار نمیره

‫اگر کسی بخواد ‫برای یکی دیگه کمین کنه

‫اینجا بهترین مکانه

‫می‌تونه درحالی‌که هنوز چشماش داره ‫به تاریکی عادت می‌کنه بهش حمله کنه

‫شاید حتی سه چهار تا از ‫دوست‌هاشم با خودش بیاره

‫تا مطمئن بشه ‫کار درست و حسابی انجام میشه

‫این هیچوقت کار نکرده

‫ولی این همیشه جواب میده

‫گری آلیس

‫از صدای قدم‌هام منو شناختی؟

‫نه. از مهربونیت شناختمت

‫این شهر داره روز به روز بدتر میشه

‫ولی تو همیشه خیلی سخاوتمند بودی

‫از وقتی بچه بودم

‫فقط با تو اینطوری بودم

‫هیچوقت چیزی ازم نمی‌خوای

‫عجیبه

‫صدات هیچ تفاوتی با دوران بچگیم نکرده

‫ولی توام باید الان مثل من پیر باشی

‫پیرترم

‫خیلی پیرترم

‫- من "جریس"ـم ‫- فرمانده‌ی نگهبانان

‫از طرف ارباب اومدی؟

‫یا شاید از طرف ملکه‌ش؟

‫چی باعث شده ‫به دیدن کسی مثل من بیای؟

‫گفته میشه که در ازای پول ‫آرزوها رو برآورده می‌کنی

‫می‌خوای چی بخری؟

‫تنهامون بذارین

‫فکر نکنم فکر خوبی باشه

‫برخی میگن از سرزمین‌های از دست رفته اومدی

‫و اینکه موجوداتی که اونجا ‫زندگی می‌کنن رو می‌شناسی

‫موجودات پلید و غیرطبیعی

‫این چیزیه که ازم می‌خوای؟

‫که برات قصه تعریف کنم؟

‫ازت می‌خوام این قدرت رو بهم بدی ‫که تبدیل به یه هیولا بشم، گری آلیس

‫که چیزی فراتر از انسان باشم ‫این برات تعجب ‌برانگیزه؟

‫اونقدر چیزهای زیادی دیدم ‫که به این راحتی تعجب نمی‌کنم

‫پس می‌تونی راز تغییرشکل رو بهم بفروشی؟

‫که تبدیل به یه گرگ بشم؟

‫مطمئنی این چیزیه که می‌خوای؟

‫شاید از چیزی که بدست آوردی راضی نباشی

‫- اینش به تو ارتباطی نداره ‫- ناچارم کمک کنم

‫- ولی به تمام کسایی که میان پیشم هشدار میدم ‫- من مثل همه نیستم

‫همم

‫پیشنهادم رو قبول می‌کنی؟

‫خواسته‌ی هیچکس رو رد نمی‌کنم ‫یه شکارچی استخدام می‌کنم

‫یه تغییرشکل‌دهنده برات پیدا می‌کنیم ‫و قدرتش رو ازش می‌گیریم

‫تا ماه کامل بهم مهلت بده

‫تا چیزی که می‌خوای رو برات بیارم

‫کجا میری؟

‫به سرزمین‌های از دست رفته

‫« شش روز تا ماه کامل »

‫چی می‌خوای، جریس؟

‫خواسته‌ی هیچکس رو رد نمی‌کنی؟

‫هیچکس

‫پس این رو به عنوان دستمزد بپذیر ‫می‌خوام یک آرزو برای خودم بخرم

‫این ساعت نسل‌هاست که داره ‫ در خانواده‌م دست به دست میشه

‫ارزشمندترین دارایی منه

‫و آرزوت چیه؟

‫می‌خوام خواسته‌ش رو برآورده نکنی

‫نگهبانان سوگند وفاداری خوردن

‫ولی داری به ملکه‌ت خیانت می‌کنی

‫من وفادارم

‫بهتر از خودش صلاحش رو می‌دونم

‫این قدرتی که دنبالشه، نابودش می‌کنه

‫فقط می‌خوام بهش کمک کنم

‫دروغ میگی، جریس

‫حسادت ازت می‌باره

‫باهات بحث نمی‌کنم

‫اگر بهم آرزویی نمی‌فروشی، میرم

‫خواسته‌ی هیچکس رو رد نمی‌کنم

‫به چیزی که می‌خوای می‌رسی

‫معذرت می‌خوام

‫چی می‌خوای؟

‫کمکم کن

‫گندش بزنن

‫بازم خودتو خیس کردی؟

‫نمی‌تونی از زنگوله استفاده کنی

‫پیرمرد خرفت تهوع‌آور؟

‫ارباب قدرتمند

‫باورش سخته که تمام این‌ها ‫ساخته‌ی دست توئه

‫و اینکه هنوزم ازت می‌ترسن

‫چیزی جز یه خوک کثیف نیستی

‫درست مثل همه‌ی مردها

‫بله ملکه‌ی من؟

‫همه‌ی مردها بجز یکی

‫یکم دیگه بمون

‫باید برم

‫وگرنه منو می‌بینن

‫نمی‌تونم اینجا بمونم

‫زود برگرد. خواهش می‌کنم

‫برمی‌گردم

‫شاید

‫به نام ارباب، بهت دستور میدم بایست

‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫هرچی مشروب قوی‌تر

‫هوش و حواس کمتر

‫باید همراهمون بیای

‫این نصفش پر بود

‫شنیدم شکارچی هستی

‫و اینکه در سرزمین‌های ‫از دست رفته سفر می‌کنی

‫به همچین کسی نیاز دارم

‫برای ورق بازی کردن اومدم اینجا ‫نه حرف زدن

‫همه‌شو می‌ذارم وسط

‫حالا آماده‌ای صحبت کنیم؟

‫اسمت چیه؟

‫بویس

‫دنبال یه راهنما می‌گردم

‫کسی که سرزمین‌های از دست رفته رو بشناسه

‫- من دستمزدم بالاست ‫- پول دارم

‫می‌دونم داری. اکثرش پول خودمه

‫به قیمتت می‌ارزی؟

‫اگر اینطور نبود ‫الان داشتی اینجا باهام صحبت می‌کردی؟

‫سرزمین‌های از دست رفته ‫جای آدمای شهرنشین نیست

‫چرا؟

‫چون ضعیفن

‫بهم می‌خوره ضعیف باشم؟

‫ببین

‫بیرون این دیوارها، قوانین شهر

‫قوانین بشر ‫و حتی قوانین طبیعت هم حاکم نیستن

‫پس شاید فکر کنی اینجا کس خاصی هستی

‫ولی اون بیرون فقط تو دست و پایی

‫بیا یه معامله بکنیم

‫هرموقع تو دست و پات بودم

‫بهت اجازه میدم ولم کنی بری

‫و منم همین‌کارو برای تو می‌کنم

‫چرا می‌خوای از شهر خارج بشی؟

‫دنبال کسی می‌گردم ‫که می‌تونه تبدیل به جونور بشه

‫تمام آدما جونور هستن

‫ولی همه‌ی آدما هیولا نیستن

‫دنبال یه تغییرشکل‌دهنده‌ می‌گردی

‫آره. باید توی لونه‌ش بکشمش ‫تا قدرتش رو ازش بگیرم

‫آوازه‌ی همچین آدمی به گوشم رسیده

‫ازش چی می‌دونی؟

‫"ساردور" صداش می‌کنن، گرگ بزرگ

‫این مرد، ساردور، کجا زندگی می‌کنه؟

‫توی جایی به اسم رودخونه‌ی جمجمه

‫رودخونه‌ی جمجمه

‫مقصدم همون‌جاست

More Farsi Persian subtitles for In the Lost Lands

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left