Esimesed 200 rida.
بتی دیویس 1908-1989
ملکه باکره محصول سال 1955
کارگردان : هنری کاستر
در سال ۱۵۸۱، تمام جادههای انگلستان چه خوب و چه بد، به لندن منتهی میشدند
چرخ افتاده تو چاله ، ند بیخیال ، فقط یه سوراخ کوچکه
یالا بکشینش بیرون عجله کنید
صبر کن ند ، صبر کن
سرورم ، ما حسابی گیر افتادیم
اونجا یه مسافرخونه میبینم خیلی دور نیست
بله میبینمش اگه عالیجناب اجازه بدن ، میرم اونجا
منم میام بله سرورم
خوش آمدی عالیجناب درخدمتم
کالسکه من گیر کرده هشت یا ده نفر بفرست تا آزادش کنن
بله سرورم شنیدی لرد موری؟
آره ، کر که نیستم
من باید زودتر برسم لندن
همه ما عجله داریم اما اسبها باید استراحت کنن و بارون هم بند بیاد
از طرف اربابم لرد والتهام از شما خواهش میکنم برام مهم نیست اربابت کیه ، مرد چاق
من حتی برای آزاد کردن کالسکه ملکه هم بیرون نمیرم
هیچکدوم از دوستانم هم این کارو نمیکنن من در خدمت ملکه هستم
من آخرین بار برای ملکه تو جنگ ایرلند خدمت کردم و این چیزیه که نصیبم شد
آزاد کردن کالسکه شما ممکنه به قیمت جانم تمام بشه
دِری ، تو اون مردو میشناسی؟
نه نه ، اونطرف آدام اونو خیلی خوب میشناسم
من با این بچه ها میریم و کالسکه شمارو آزاد میکنیم
اونا از جاشون تکون نمیخورن
وقتی من بگم حرکت میکنن زبونت مثل دم سگ تکون میخوره
من به زبون خودم صحبت نمیکنم پس، ما به یک زبون صحبت میکنیم
خب دوست من ، منم دیر از جنگهای ایرلند برگشتم و به اندازه تو فقیرم
اما شبهایی در دشتهای ایرلند گذروندم که باعث میشه این شبها مثل آفتاب جولای به نظر بیان
حالا کالسکه ارباب رو آزاد میکنی؟
رفیق ، تو عادلانه شکستم دادی
یا کالسکه رو آزاد میکنیم
یا تا لندن کولش میکنیم
یالا بچه ها
بریم سر کارمون بیرون هوا سرده
نیمتنهام رو بده ، وگرنه از سرما می میرم
شما انگلیسی ها اصلاً قلب ندارید
تا وقتی کالسکه آزاد بشه همینجا میمونید ، عالیجناب؟
نه ، یاد گرفتم هوای بد رو تحمل کنم
یالا دیگه ، بلندش کنید
بفرما عالیجناب بسیار خوب
بگیر ، برو بنوش و خودتو گرم کن
ممنون عالیجناب
اینم برای شما ، پسرم
طلا؟ نه ، سرورم
چرا پسرم؟ خدمت به ملکه برام کافیه
پس تو در ایرلند جنگیدی؟ بله سرورم ، به عنوان کاپیتان سواره نظام
اهل کجایی؟ اهل دوونشایر
روستایی به نام هیز بارتون
هیز بارتون؟ من قبلاً اونجا یه دوست بنام ریلی داشتم
اون پدرم بود واقعاً؟
اوه ، تورو یادمه که یه پسر بچه بودی
منو نمیشناسی؟ نه عالیجناب
من اونوقتها رابرت دادلی بودم حالا ارل استر هستم
صدراعظم انگلستان و خیلی چیزای دیگه
پدرت حالش خوبه؟ هفت ساله فوت کرده قربان
خدا بیامرزدش
رالی، تو به من لطف کردی پس منم یه کاری برات میکنم
سه روز دیگه در کاخ وایت هال با من ملاقات کن
جناب لرد ، دوست بیچاره من امروز حالش خوب نیست
اون مسته ، قربان
حرکت میکنیم
برو حیوون
گوش نکردی ، اون میخواست بهمون طلا بده
یه کیسه کوچک طلا
من به چیزای بزرگتر فکر میکنم
اگه تو ارتش بمونی چیزی بیشتر از کاپیتانی گیرت نمیاد
نه قربان جنگ تمام شده
پس یه پست دولتی میخوای من هیچ میلی به پرسه زدن در کاخها ندارم
پس چیکار میتونم برات بکنم؟
منو به علیاحضرت ملکه معرفی کنید
به ملکه؟ مدتهاست که یه خواب میبینم ، سرورم
خواب میبینم با کشتیهایی که خودم طراحی کردم به دنیای جدید سفر میکنم
احساس میکنم ملکه هم این رؤیا رو در ذهنشون دارن
اونشب تو مسافرخونه میدونستی من کی هستم ، درسته؟
بله قربان ، منم همین فکرو میکردم تو مرد باهوشی هستی ، والتر
نه قربان ، اما بعضی وقتها باید از نزدیکترین جاده عبور کرد
درخواست میکنم که اجازه فرمائید نقشهام رو برای این کشتیها خدمت علیاحضرت عرض کنم
ممکنه به نحوی مورد لطف و عنایت ایشون قرار بگیری
اون زنیه که هم هوس داره و هم خردمنده
اما هوسها زودگذرن
خرد پایدار میمونه حتی پس از مرگ آدمی
فقط همین لباسها رو داری؟ ...خوشحال میشم که
نه قربان من فقط چیزی رو که درخواست کردم قبول میکنم
مثل همه مردم دوون ، تو هم لجبازی
باعث افتخاره قربان
عجب غروری داری ، خدا به دادت برسه
نه نه
خب ، این یه شنل مخمل فلاندری هستش آستر ساتن ، گلدوزی زیبا
قیمتش؟ فقط هشت پوند طلا
استاد خیاط اینا به درد مردم معمولی میخوره
من یه شنل مناسب برای یه امپراتور دارم دوختش جوریه که تا حالا ندیدی
ملاحظه بفرمائید چه دوخت منحصر به فردی داره
چه طرح خلاقانهای آره
اون نه این یکی
نه قربان ، این سفارش یه آدم مهمه
فردا میاد ببره ، فروشی نیست همینو برمیدارم
میترسم بهش دست بزنم مبادا دوختش خراب بشه
التماس میکنم قربان سفیر فرانسه هرگز منو نمی بخشه
سفیر فرانسه؟ بله
اون سفارش داده؟ بله قربان
مهم نیست ، اگه این شنل رو تحویلش بدی به همه خیاطان لندن خیانت کردی
فکر میکنی اون این شنل رو به شکل فعلی میپوشه؟
اگه اینجوری بپوشه تمام خیاطان لندن رو بی اعتبار میکنه
سفیر فرانسه؟ میدونی سفیرها کی هستن؟ یه مشت جاسوس
میدونی چیکار میکنه؟ اون خیاط مخفی خودشو به کار میگیره
شانه هاش می افته لبهی دامن کشیده میشه نخهای طلائیش سیاه میشه
میگه ، بفرما اینم از کار خیاطهای انگلیسی
سفیر فرانسه؟ آره
شرور قورباغهخوار خدا رو شکر که به من گفتی قربان
قیمتش چنده؟ قیمتش ۲۰ پوند طلا
به خریدش فکر نکرده بودم
میخوام اجاره کنم اجاره؟
فقط برای یک روز به اندازه قیمت یه شنل کوچک پرداخت میکنم
اما امکان نداره ، نه بخاطر خون و نه بخاطر پول ممکنه آسیب ببینه
اینجوری از کسی که شمارو از خشم خیاطهای لندن نجات داده قدردانی میکنی؟
...بله اما
اسمش چی بود جناب سفیر؟ اوه ، یه جنتلمن که اسم یه خانم رو فاش نمیکنه
اما اگه قول بدی بهش نگی
اسمش بود
چی رو میخوای ببینی؟
اون مردی که همراه استر اومده کیه؟
نمیشناسم یه شنل خوشدوخت به سبک فرانسوی پوشیده
برای بقیهاش خیلی خوبه
به زودی میفهمم
ممکنه در خدمت شما باشم؟
شنل بسیار قشنگیه میشه بپرسم از کجا خریدی؟
اونو از جسد مردی که باهاش دوئل کردم برداشتم اشتباه کرد که با من درگیر شد
ببخشید ، خوب اونو شستی؟
نه برعکس اونم مثل شما بی خون بود
سؤال دیگه هم دارید؟ نه
جسور نباش، بث
اگه زنی جسور نباشه از لذت زیادی محروم میشه
ارباب غریبه؟ بفرما خانم کنجکاو
واسه چی اومدی دربار؟ برای ملاقات با ملکه
باید مراقب باشی
اون مرد گوش لرد کریستوفر هتون هست که اونم گوش ملکه هستش
آیا این یه قانون کلی در مورد آداب معاشرت در درباره؟ یکی از موارد بسیار مهم قربان
بیشتر نام ببر خیلی طول میکشه
صداتون خیلی دلنشینه متشکرم
اول از همه ، مثل کسانی که دور و برت میبینی قیافه تو بیتفاوت نگه دار
اما قیافه شما اینجوری نیست حرفمو قطع نکن ، آقا
دوم ، مراقب باش با چه کسی و کجا صحبت میکنی دیوارها گوش دارن
سوم ، در حضور ملکه، با کسی اینجوری مثل من صحبت نکن اون این کارو بد برداشت میکنه
چهارم
خانم تراکمورتون آیا این خوک حیوان خانگی شماست؟
که مروارید جلوش پخش میکنی؟
علیاحضرت نه ، انگار خوک نیست ، حرف هم میزنه
یه مرد غریبه اسم و شغلت چیه؟
کاپیتان والتر رالی تازه وارد از ایرلند
خب که چی؟
علیاحضرت ، من و پدر کاپیتان رالی دوست بودیم
این روزها اخبار کمی از ایرلند شنیدیم
هم خبر خوب هست و هم بد
فکر میکردم ایرلند نه بهتره و نه بدتر از کاخ وایتهال
من توسط رقصندگان احاطه شدم
رک و راست صحبت کردن با یه مرد جنگی خوبه
زره علیاحضرت آهن زنگ نمیزنه ، کریستوفر
من از صبح تا حالا دارم چرت و پرت میگم
در حال حاضر صحبت از ایرلند به درد من نمیخوره هر طور شما بفرمایید ، علیاحضرت
بله کریستوفر هر طور که من بخوام
دیدن زره شما لذت بخشه
سر کریستوفر اینجا یه زره سینه داره که عشق مریخ و زهره روش حکاکی شده
با ما بیا تا اونو بررسی کنیم ، به عنوان یک سرباز شما بهتر میتونی ارزشش رو درک کنی
بعدش هم میوه و شراب تازه که از پرتغال رسیده رو برام بفرستید
شاید با شما شام بخورم
کاپیتان ، شما به زره علاقه دارید؟ در چند مورد جانم رو نجات داده ، علیاحضرت
مثل یه سرباز رک و صریح صحبت میکنی
سربازان من در ایرلند خوب جنگیدن
سربازان انگلیسی همیشه خوب میجنگن نیمی شاهین ونیمی عقاب
تو چی؟ تو هم نیمی شاهین و نیمی عقاب هستی؟ خب ، من روحیهی بالایی دارم، اما مردار نمیخورم
شاهین زبان تیزی داره شنیدی کریستوفر؟
بله خانم شاهینها صدای بلند و گرفتهای دارن
میشه مال منو آروم کنید، قربان؟ پرهاتو صاف کن ، کاپیتان
اینجا ما همه شاهین هستیم
درود برملکه درود بر ملکه
علیاحضرت
سر کریستوفر
میخوای شنلت رو همینجا ول کنی؟
دیگه پوشیدنش بیهوده خواهد بود
برش دار ، مرد
کاملاً مطمئن نیستم که از من راضی هستی یا نه
با این حال ، شما ویژگیهایی دارید که متأسفانه دربار فاقد آنهاست
مجبوریم اینجا تو سرما بمونیم؟ علیاحضرت
پوست سمور ، بهترین نوعش
همانطور که فرمودید خانم خزی از این لطیفتر وجود نداره
آره ، حیفه که توسط یه ملکه ساده ضایع بشه
شما عجب هوش و ذکاوتی داری ، کاپیتان اگه جسارتی شده عفو بفرمائید
چاپلوسی ، تملق چاپلوسی چیزیه که یه سرباز یاد نمیگیره
شراب بیشتر خب ، پس سرباز چه چیزی یاد میگیره؟
حمله؟ حمله به قلعهها؟ بله درسته ، و موارد دیگه
زنها چی؟ فکر میکنی اونا هم دژهائی هیتن که باید بهشون حمله کرد؟
اونا بهتر از دژ ها میتونن از خودشون دفاع کنن
بعضیهاشون دیوارهای کاغذی دارن اما استاد عقبنشینی هستن
معشوقهها ، کاپیتان معشوقهها
مرخصی
اقدام بعدی شما چیه؟
اقدامات من از قبل شروع شده اقدام بعدی من شما هستید ، علیاحضرت
برای رسیدن به من به استراتژی نیازه
No comments yet. Be the first to leave one.