Esimesed 200 rida.
« سـه سـال قـبـل »
هی. برگرد توی تخت
باید آماده بشم برم سر کار، ریک توام همینطور
یادم ننداز
قراره امروز اعزام بشی باید بری پیش "جـون"
حسودیت شده؟
خودت میدونی که حسودی نمیکنم فقط از دروغ گفتن خوشم نمیاد
آره. خب، اون لامصب جادوگره
خب؟
خب میترسم اگر باهاش بهم بزنم
سیاره رو سوراخ کنه
- پسر - چیه؟
آخه خودبزرگبینی تا این حد؟
جدی میگم
میدونم. مشکل همینه
شاید ارزشش رو داشته باشه
چی؟
که سیاره سوراخ بشه
که من و تو با هم باشیم
تو تنها دوستی هستی که دارم، ریک
و کمابیش مطمئنم منم تنها دوستتم میخوای اینو خراب کنی؟
محض اطلاعت، امیلیا هارکورت همین الانشم خرابش کردیم رفته
جدی میگم
بجنب
قراره دو ساعت دیگه بری کورتو مالتیز
پیسمیکر، چه مضحک
« قسمت سوم »
« یه ریک دیگه تو آستین دارم »
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
پسر، داری چیکار میکنی؟
داداش، ساعت از 11 گذشته
داداش
کدوم گوری بودی؟
من و بابا وحشت کردیم توی کتابخونه خون ریخته
- این خونه مال چیه؟ - کدوم کتابخونه؟
کتابخونهی خونهمون؟
آها آره، من...
- به اونجا میگم اتاق غنائم - از کی تابحال؟
کجا بودی؟
- خماری؟ - یهخرده
مگه قرار نبود سمت این چیزا نری؟
خب، حداقل فقط مشروبه
فقط مشروبه دیگه، مگه نه؟
آره. آره
خیلیخب، بلند شو. یالا
- دارم تخممرغ درست میکنم - باشه
خیلیخب
گندش بزنن
« کریس: سلام » « امیلیا: سلام »
« کریس: میشه ببینمت؟ »
« فقط یهخرده محتاطم، کریس »
« آره، میتونیم صحبت کنیم، ولی فقط صحبت »
« انتظار چیز دیگهای رو نداشته باش، باشه؟ »
« باشه، سر کار میبینمت فردا، سر ظهر، دیر نکنیا »
تف توش
یالا دیگه. بشاش!
اینا دیگه چیه؟
این دیگه چه کوفتیه؟
پشمام
کیث. شرمنده، ولی باید برم!
راستی، چرا تمام لباسهام عین اسباب اثاثیهی کارداشیانها هستن، مگه نه؟
کارداشیانها دیگه کین؟
جدی میگی؟
کجا میری؟
به نصیحتت گوش کردم
میرم دیدن هارکورت
پس اون تکاوره چی؟
گور باباش
موافقم
گور باباش!
کون لقش
راستی. قبل از اینکه برم
یه سوال امتحانی
- سوال امتحانی؟ - آره
میتونی آدرس کامل محل کار امیلیا هارکورت
از جمله کد پستیش رو بهم بگی؟
چی؟
- بگو دیگه، کیف میده - کیف نمیده. عجیبه
چرا باید آدرس آرگوس رو بدونم؟
آرگوس. خیلیخب، سوال دوم
این جواب درست حساب میشه؟
میشه کلید وانتت رو بهم قرض بدی؟
این دیگه چجور امتحانیه؟
- من که قوانینش رو تعیین نمیکنم، داداش - بهنظر که میاد خودت داری تعیین میکنی
- چرا اینقدر عجیب غریب رفتار میکنی؟ - جواب سوالمو بده بابا
چرا با موتور صلح لامصبت نمیری؟
جواب درست همین بود
چه مرگش شده؟
ایول بابا
« مـقـر آرگـوس »
پیسمیکر!
پیسمیکر، دوستت دارم!
منم دوستت دارم، آقا کوچولو
پیسمیکر! دوستت دارم!
- پیسمیکر! - دیگه داری زیادهروی میکنی
پیسمیکر!
بهترین، بُعد، دنیاست
تف توش. پسر
آخ سرم
دیشب چقدر مشروب خوردیم؟
گندش بزنن
آب میخوام
توام به اندازهی بقیهمون مشروب خوردی
درد نمیکشی؟
غر زدن در موردش درد رو آرومتر میکنه؟
- قهوه میخوری؟ - فقط آب میخوام
کریس دیشب با عصبانیت از اینجا رفت
اتفاقی بینتون افتاده؟
نه. کریس مثل همیشه داشت کریسبازی درمیاورد
منظورم فقط دیشب نیست
مثلاً همین دو هفته پیش چی؟
چون خیلی با همدیگه میگشتین و یهویی...
خب، اونموقع اتفاقی بینتون افتاده بوده؟
نـه
عمراً
تو از کجا میدونی؟
چون پیسمیکر بهترین رفیقمه و همهچی رو به همدیگه میگیم
- واقعاً؟ - حتی خصوصیترین رازهامون
مثلاً چیا؟
خب، مثلاً...
خیلیخب. مسخرهم نکنین، ولی اینکه...
من از عنکبوتها خوشم میاد
پیسمیکر بهم یاد داد لازم نیست از همچین چیزی خجالت بکشم
همراه جغدها و دلفینها و سفرهماهیها
حیوونهای محبوبم هستن
و با اینکه مشخصه الان جفتتون دارین منو قضاوت میکنین
بابتش خجالت نمیکشم
یعنی خصوصیترین و بدترین رازت اینه که عاشق عنکبوتهایی؟
آره. میدونم باعث میشه وحشتناک بهنظر بیام
ولی، میدونی... همهمون ایرادهای خودمونو داریم
آدرین، تابحال چند نفرو کشتی؟
یه گله میشه چند تا؟
چرا داری بحثو عوض میکنی؟
وایسا ببینم، حولهی من تنته؟
من همهچی رو در مورد عنکبوتها میدونم
- میخواین در موردشون ازم بپرسین؟ - نه
احتمالاً میتونم همین الان یه امتحان در مورد عنکبوتها بدم
و یه مدرک حشرهشناسی حرفهای بگیرم
امتحان در مورد عنکبوتها
راستی، کلاغ کلاغها رو هم خیلی دوست دارم
آدرین، سر صبح وقت این حرفا نیست
شماها از کلاغ خوشتون نمیاد؟
وای خدا، من که خیلی چیزا در مورد کلاغها میدونم
میدونستی اونا تنها پرندههایی هستن که از ابزار استفاده میکنن؟
- نه، نمیدونستم - آره
میتونن یه گیرهی کاغذ بردارن
صافش کنن و اگر یه کلاغ دیگه داره لاشیبازی درمیاره
باهاش تا حد مرگ سوراخ سوراخش کنن
کلاغها از این کارا میکنن؟
نگفتم از اینکارا میکنن گفتم میتونن
- میدونی چیه، آدرین؟ - نه، چیه؟
جان دیشب توی وان خوابش برد
یهویی ترس به دلم افتاده که نکنه با استفراغ خودش خفه شده باشه
گندش بزنن!
چرا الان اینو بهم میگی؟
چرا تشویقش میکنی ادامه بده؟
شرمنده. با کله افتادم توی گرداب آدرین
داری چیکار میکنی؟
میخوام مطمئن بشم زندهای
چرا انگشتهاتو کردی تو دهنم؟
میخوام ببینم استفراغ کردی یا نه
چه مرگته تو پسر!
وایسا، وایسا، وایسا
خب اتفاقی بین تو و کریس افتاده بوده یا نه؟
اتفاقی نیفتاده
میرم یکم زیر آفتاب بشینم. میای؟
میخوای در مورد عنکبوتها ازم بپرسی؟
اومدم دیدن امیلیا هارکورت
آقای اسمیت! خیلی خوشحالم میبینمتون
سلام، چطوری... رفیق قدیمی؟
منم خوشحالم دوباره میبینمت
دارین کشورمون رو امن نگه میدارین؟ ها؟
آره معلومه
جواب آزمایش آقای گرنت چطور بود؟
خیلی مثبت بود
چه بد
آره، مگه نه؟
امیدوار بودم سرطان نداشته باشه
میشه لطفاً چشمتون رو بذارین جلوی اسکنر، قربان؟
آره، حتماً
- این شکلی؟ - عالیه
« درحال شناسایی »
« کریس اسمیت »
همهچی مرتبه
عکس منه
طبقهی سوم، البته خودتون میدونین
خانم هارکورت منتظرتونه
فقط گفت
دو هفته پیش سوار یه قایق مهمونی شدین
و بعد از اون دیگه پیچوندیش
من کسی رو نپیچوندم
اتفاقی افتاد؟
- کجا؟ - سوار قایق مهمونی
نه، ادی. بهت که گفتم، نه
- خب... - خب چی؟
- چرا نیفتاد؟ - شوخیت گرفته؟
نه. کریس پسر خوبیه. بامزهست
تمیز و مرتبه
آره، بجز فضلههای عقابی که همهجای خونهش ریخته
بجز این، خیلی خوشاندامه
No comments yet. Be the first to leave one.