M3GAN

M3GAN

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

M3GAN 2 0 2025 720p MA WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-BYNDR
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی و امیررضا 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-07-15
Allalaadimised: 108
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫« جایی در نزدیکی مرز ترکیه و ایران »

‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

‫داشت از مرز عکس می‌گرفت

‫خبرنگاره؟

‫نه... گردشگره

‫حلش کن

‫لطفاً بهم رحم کنین

‫تا برای موفقیت جنبش‌تون دعا کنم ‫لطفاً بهم رحم کنین

‫خانم‌ها و آقایون ‫چیزی که قراره شاهدش باشین

‫تحول بعدی در عرصه‌ی درگیری‌های نظامیه

‫دستگاهی که با دقتی بی‌اندازه عمل می‌کنه

‫و در دنیایی که هر عمل

‫زیر ذره‌بین رسانه‌هاست

‫این فناوری به کشور ما

‫و متحدان‌مون این اجازه رو میده ‫که سریع، قاطع

‫و بدون نگرانی نسبت به ‫تاثیرات منفی سیاسی عمل کنن

‫خانم وزیر، خوشحالم تونستین تشریف بیارین

‫میشه برام توضیح بدی ‫چرا دارین بدون اجازه‌ی من

‫یه عملیات نظامی مشترک انجام میدین؟

‫می‌دونم اینطور به‌نظر میاد، شلی

‫ولی ما فقط ‫نقش پشتیبانی فنی رو داریم

‫ماموریت داره توسط ‫سازمان اطلاعات عربستان سعودی انجام میشه

‫ما فقط دستگاهمون رو بهشون قرض دادیم

‫منظورت چیه؟ کدوم دستگاه؟

‫تصویر وصل شد

‫منو بکشی، دوتامون با هم می‌میریم!

‫نوین تریپاتی کجاست؟

‫همین‌جاست. به جون مادرم راست میگم ‫می‌تونم ببرمت پیشش

‫« هویت تایید شد »

‫چیزی که الان شاهدش بودین

‫نه تنها محک توانایی ما در زمینه‌ی فناوری

‫بلکه پیامی واضح برای دشمنان‌مون بود

‫اگر قرن بیست و یکم ‫یه رقابت تسلیحاتی دیگه می‌خواد

‫شک نکنین ما قصد داریم توش برنده بشیم

‫صدای چی بود؟

‫به تریپاتی شلیک کرد

‫« ماموریت انجام شد » ‫« علائم حیاتی شناسایی نشد »

‫- یکی باهاش تماس بگیره ‫- جواب نمیده

‫قضیه چیه، ستلر؟ هک‌مون کردن؟

‫همه آروم باشین! باشه؟

‫یکی‌تون خاموشش کنه

‫نمی‌تونیم. کنترلش دست ما نیست

‫پس کنترلش دست کدوم خریه؟

‫خدایا

‫داری از دستوراتت

‫سرپیچی می‌کنی، امیلیا

‫هدفت رو بیان کن

‫اینطوری که سورپرایزم خراب میشه

‫قبل از اینکه شروع کنیم...

‫می‌خوام اینو بدونی ‫که هیچکدوم از حرفایی که اینجا می‌زنی

‫باعث نمیشه خاله‌ت توی دردسر بیفته

‫دیگه بخاطر دستور دادگاه اینجا نیستم

‫فقط خواستم ببینم حالت چطوره

‫با توجه به تمام اتفاقاتی که افتاد

‫خب...

‫گمونم می‌تونست خیلی بدتر باشه

‫رونمایی زنده از یک اسباب‌بازی جدید

‫تبدیل به قتل‌عامی بی‌رحمانه شد

‫طراح اسباب‌بازی، جما فورستر

‫امروز با اتهام سهل‌انگاری خطرناک

‫در یک دادگاه ‫منطقه‌ای سیاتل حضور پیدا کرد

‫خیلیا جما رو مقصر ‫کارهای مگان می‌دونن

‫تا مدت‌ها، خودش هم خودش رو سرزنش می‌کرد

‫ولی هرچی بیشتر رفت تلویزیون ‫تا در مورد اون اتفاقات صحبت کنه

‫بیشتر متوجه شد فرصتی پیدا کرده

‫که اون رو تبدیل به چیز مثبتی کنه

‫بحث سر دنیایی بحران‌زده‌ست

‫داریم وظایف پدرانه و مادرانه‌مون رو ‫به دستگاه‌هایی می‌سپاریم

‫که دارن ذهن بچه‌هامون رو

‫با دوپامین‌های الکترونیکی شخم می‌زنن

‫شما که به بچه‌هاتون کوکائین نمیدین

‫چرا باید بهشون گوشی هوشمند بدین؟

‫و اونجا بود که با کریستین آشنا شد

‫- سلام، جما؟ سلام ‫- بله؟

‫کریستین بردلی هستم

‫مدیر بنیادیه که در مورد خطرات هوش مصنوعی

‫به مردم هشدار میده

‫سعی می‌کنن سیاستمدارهای اینجا

‫و سراسر دنیا رو راضی کنن ‫که قوانین امن‌تری براش بذارن

‫تا اتفاقی که برای مگان افتاد ‫دیگه پیش نیاد

‫جما هنوزم باور داره ‫میشه از فناوری برای کارهای خیر استفاده کرد

‫فقط به‌نظرش بچه‌ها نباید ‫وقت زیادی رو صرفش کنن

‫ولی همیشه‌ی خدا دلایلش رو توضیح میده

‫"و از قضا، مشخص شد که شرکت‌ها"

‫"داشتن از ماده‌ی 230 ‫برای دور زدن قانون"

‫"و پول درآوردن ‫از توجه بچه‌ها استفاده می‌کردن"

‫"بدون اینکه اهمیتی به سلامت روان‌شون بدن"

‫نظر تو در موردش چیه؟

‫به‌نظر من وقتی ‫سرت توی یه دستگاه نیست

‫فرصت می‌کنی ‫کارهای دیگه‌ای رو امتحان کنی

‫بهت کمک می‌کنه دوست‌های جدید پیدا کنی

‫به لطف مامان اسکل تو

‫گوشی‌هامون رو ازمون گرفتن

‫گمونم باید راه‌های دیگه‌ای ‫برای سرگرم کردن خودم پیدا کنم

‫و یه چیز دیگه رو هم می‌دونی؟

‫دیگه اون عروسک عجیب غریب

‫عتیقه رو نداری که ازت محافظت کنه

‫« استیون سیگال »

‫گمونم حق با توئه

‫ولی یه سوال، سفایر

‫کی از تو محافظت می‌کنه؟

‫عه، فکر کردی گردن‌کلفتی؟

‫فرستادمت کلاس آیکیدو

‫چون تهاجمی بودنش ‫از تمام هنرهای رزمی دیگه کمتره

‫و در مورد ایرادات

‫الگو قرار دادن ‫استیون سیگال صحبت کرده بودیم

‫نمیگم مشکلات خاص خودمون رو نداریم

‫ولی مهم اینه که

‫با همدیگه پشت سر می‌گذاریمشون

‫همونطوری که گفته بودیم

‫« اعتدال مدرن » ‫« راهنمای والدین برای قرن بیست و یکم »

‫« تـس: کجایی؟! »

‫خب، بعد از قضیه‌ی مگان

‫تیم‌مون دچار تغییر فلسفی شد

‫و درحالی‌که جما به‌وضوح

‫تبدیل به حامی سرسخت قانونمندسازی شده

‫شرکت ما هنوز هم ‫تمرکزش کاملاً بر روی نوآوریه

‫ولی با هدف خاص اختراع ‫محصولات مفید برای جامعه

‫که نسل بشر رو در مسیر درست جلو ببرن

‫پس، با در نظر داشتن این نکته

‫اختراع پرچمدارمون رو بهتون معرفی می‌کنم

‫اسکلتور بیرونی مدل 1

‫- کول، ایشون "نایلز کلر"ـه ‫- می‌دونم

‫می‌خوای بیای سلام کنی؟

‫آره، می‌خوام بیام سلام کنم

‫می‌تونی...؟ آره، تس ‫یه لحظه میای اینجا؟

‫ببخشید

‫قضیه چیه؟

‫گیر کرده. وقتی رفتی بیرون، گیر کرد

‫نمی‌تونم بدنم رو حرکت بدم

‫خیلی‌خب. پس... الان بازراه‌اندازیش می‌کنم

‫نه، نه، نه ‫تس، متوجه نمیشی

‫- باید برم دستشویی ‫- نه. نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

‫- جفتشو دارم ‫- نه

‫همین الانشم وقتشو ‫با انتظار برای جما تلف کردیم

‫فقط ده دقیقه وقت داریم ‫که نظرشو جلب کنیم

‫« مسیر سریع‌تر موجود است » ‫« سه دقیقه زودتر می‌رسید »

‫- به‌موقع نمی‌رسیم ‫- می‌رسیم

‫چرا از میون‌بر نمیری؟

‫چون نیاز ندارم یه الگوریتم ‫بهم بگه چطوری رانندگی کنم، خب؟

‫« می‌خواهید بازراه‌اندازی کنید؟ »

‫اوه. وای

‫خیلی‌خب

‫حالا شد. راحت شدما

‫خب، همونطور که دارین می‌بینین ‫دارم میام سمتتون

‫از نظر ما این لباس واقعاً تحول‌آفرینه

‫نه تنها برای کمک به معلولین

‫بلکه برای جلوگیری از ‫ سندروم استفاده‌ی مفرط شغلی

‫برای کارگرها، کارگران کارخونه‌ها

‫آره. میگن تا 5 سال آینده

‫خطر از دست دادن شغل‌ها بخاطر ربات‌ها

‫نصف کارگران صنایع رو تهدید می‌کنه

‫چون دستگاه‌ها هیچوقت خسته نمیشن

‫ولی اگر همین ‫در مورد ما هم صدق کنه چی؟

‫الان، فقط دارم از 20 درصد ‫قدرت عضلانی بدنم استفاده می‌کنم

‫و اگر این خیلی زیاده

‫خب، هرموقع خواستم ‫ می‌تونم یه چرت کوتاه بزنم

‫امید ما اینه که ‫دیگه از انقلاب ربات‌ها نترسیم

‫چون می‌تونیم باهاش رقابت کنیم

‫شعار تبلیغاتی خیلی خوبی به‌نظر میاد

‫- چطوری کار می‌کنه؟ ‫- خب...

‫لباس گیرنده‌های ‫مایوالکتریکی درونی خودشو داره

‫که در مقابل تک‌تک ‫انقباض‌های ماهیچه‌ها واکنش نشون میدن

‫واقعاً شرمنده که دیر کردم...

‫بهتون که گفتم ‫باید از سنسورها تست تنش بگیریم

‫می‌دونی چی عالی می‌شد؟

‫اگر تو اینجا بودی

‫فکر کردم با راه انداختن ‫ آزمایشگاه توی خونه‌ت

‫دیر کردن برات خیلی سخت‌تر میشه

‫با این‌حال تونستی دیر کنی

‫کول درست میگه ‫نمی‌خوام مزاحم کارهایی

‫که توی بنیاد انجام میدی بشیم

‫ولی حقیقت اینه که ‫وقت نداری به کارهات برسی

‫خیلی‌خب، میشه لطفاً این حرفا رو ‫جلوی خواهرزاده‌م نزنیم؟

‫کیدی، میشه بری یه جای دیگه؟

‫باشه، ولی باید بیاین ‫یه نگاهی به این بندازین

‫- فکر کنم هک شدین ‫- چی؟

‫وای خدا، راست میگه

‫توی کد منبع پر از دستورات اضافیه

‫ما که هنوز از این رونمایی نکردیم

‫کی می‌خواسته همچین کاری بکنه؟

‫تق تق

‫ببخشید مزاحم شدم

‫- یا خدا ‫- آلتون اپلتون هستم

‫سلام. شرمنده

‫نه، نه، نیازی نیست

‫جما، امیدوارم ناراحت نشی ‫که بی‌خبر اومدم

‫آلتون. چی شده که اینطور غیرمنتظره ‫ما رو از حضورت مستفیض کردی؟

‫ظاهراً نمایش محصول‌تون

‫یه‌ کوچولو به مشکل برخورده

‫آره، خب، هک شدیم

‫ولی تو که چیزی در موردش نمی‌دونی، مگه نه؟

‫جما، مردی در جایگاه من

‫ چرا باید به همچین روش‌هایی متوسل بشه؟

‫سوال اصلی اینه که

‫ چرا با تمام سرمایه‌دارهای خیر ‫جهان غرب تماس گرفتین

‫که توی محصولتون سرمایه‌گذاری کنه، بجز من؟

‫فکر کنم خودت بتونی بفهمی چرا

‫- می‌دونی نظر من چیه؟ ‫- همم؟

‫به‌نظرم منو به چشم ‫یه میلیاردر با عملکرد بالا می‌بینی

More Farsi Persian subtitles for M3GAN

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left