Esimesed 200 rida.
به سمتم بیا، کالی
تو رو احضار میکنم، کالی
به سمتم بیا، کالی
تو رو احضار میکنم، کالی
من اینجام، آویوا
بیشتر از یک هفته گذشته. - میدونم. صبور باش، آویوا.
ولی من هر کاری که خواستی رو کردم
خواهرهای هالیول رو تعقیب کردم. تکتک حرکتهاشون رو میدونم
که همهشون به وقتش باارزش میشن
باید بهم اعتماد کنی
باید کاری کنی که اونا هم به همون اندازه که تو اونا رو میخوای، تو رو بخوان
امروز با مامانم حرف زدم. - حالش چطوره؟
نمیدونم
فکر کنم بهتره
دلتنگشم
اون خیلی بهت افتخار میکنه. آره؟
امیدوارم
آمادهای قدرتت رو بگیری؟
میدونی که هستم. - یادت باشه، این یه قدرت مقدسه
اگه بهت بدم، فقط باید اونجوری که من میگم استفاده کنی
میکنم. قول میدم
خیلی خب
دستاتو به سمت آینه دراز کن
قدرت رو حس کن
میدونی چیکار کنی
برو سراغ فیبی، پایپر و پرو
خب، فکر کنم میبینم... آره، قطعاً یه چیزی اینجاست
قطعاً
عجب بابا، سانتا، تو خیلی تغییر کردی!
اون دنبال کیت میگرده. گربه. درسته
چهار تا پا، خز. یادمه
متاسفم. میدونی، پناهگاه رو امتحان کردی؟
آره، هیچی. خب، قلادش گردنش بود، درسته؟
شمارت روش بود؟
در واقع یه قلاده خیلی خاص. به هر حال، ممنون که گشتین
مطمئنم بعد از اون همه کار باید گرسنهت باشه
کدوم کار؟
اوه، اون پایپره. اون باید مادر همه باشه
اونو مامانت فرض کن. من که همین کارو میکنم
خیلی باحاله، نه؟
خب، ممنون
بذار اول این آگهیها رو بزنم و سریع برگردم، باشه؟
اوه، مراقب باش. حالت خوبه؟
مراقب باش. آره، من فقط...
عتیقه است. ممنون
مال مادربزرگه، آره
احتمالاً بهترین باسنهای شهر رو داره
تو ایالت. تو همه جا
من اول دیدمش
نه بابا. آره که آره
بفرما، لئو. شیر کمچرب، درسته؟
ممنون. فقط "مامان" صدام نکن
به من اعتماد کن، فقط یه شب داغ همه چیزیه که شما دو تا برای برگشتن به روال عادی لازم دارین
آره، امیدوارم حق با تو باشه. اندی یه پلیسه. تو یه جادوگری
منتظر پیچیدگیها باش
هی، لئو. چطوری؟ خوبم
این دیوار فقط دو لایه رنگ میخواد، بعدش باید قرنیز رو انجام بدم، و تموم
اوه
مطمئنی سه لایه رنگ نمیخواد؟
اِم... لباس خوبی برای ساعت ۹ صبح...
که هیچ جایی برای رفتن نداری
هوم. خوشحالم که خوشت اومده
اوه. لئو، بیا اینجا
شیر داری؟
اِم... فیبی، بیا اینجا
فیبی!
فکر کنم پایپر از لئو خوشش میاد
چی رو نباید دوست داشته باشه؟ اون مرد فوقالعادهایه
منظورم اینه که، واقعاً ازش خوشش میاد. حرفت چیه؟
ولش کن. فیبی کلاسیک. وایسا، تعریف کن
فکر کنم خودت میدونی
باشه، ببین، پرو، فکر کنم باید این قضیه رو یه بار برای همیشه تموم کنیم
وگرنه تو صندلیهای راک نشسته و با قاشق پلاستیکی اوتمیل میخوریم
و من هنوزم باید درباره راجر بشنوم
پایپر، من دوستپسر دزد هستم؟
کاملاً
به جز راجر، که باز هم پرو، من هیچ وقت بهش دست نزدم
دوستپسر من، بیلی ویلسون
بیلی ویل-- بیلی ویلسون کلاس هشتم؟ تو تو جشن بازگشت به خانه بوسیدیش
نه، من تو جشن بازگشت به خانه نبوسیدمش. داشتم کمکش میکردم یه لنز تماسی پیدا کنه
اوه، خواهش میکنم. تو کاملاً چسبیده بودی بهش با اون سینههات... هرچی
من اون موقع اصلاً سینه نداشتم. فیبی، تو همیشه سینه داشتی
پس فکر کنم بذارم خودتون دو تا اینو حل کنین
ولی یادتون باشه، امشب خونه مال منه. فقط من و اندی
نه جادوگر بد، نه بیگناهی برای محافظت و مخصوصاً نه خواهر
خب، میدونی...
اینطور نیست که هیچ کدوممون تو پسر پیدا کردن مشکل داشته باشیم
خواهش میکنم
پس اگه یکی از ما لئو رو داشته باشه، اون یکی مشکلی نداره؟
کاملاً
پس میتونیم اینو یه رقابت دوستانه در نظر بگیریم
رقابت خواهر و برادری. جنگ
دقیقاً
دفتر خاطرات عزیزم
آویوا، در رو باز کن
زندگی اینجا افتضاحه
من دیر به کارم میرسم
پس اون قسمت که اینجا اتاق منه، دروغ بود؟
این آپارتمان منه، آویوا
پس دائم داری یادم میندازی، خاله جکی
چرا اینجا رو یه کم نور و هوا بهش نمیدی؟
چون تاریک و خفه دوست دارم.
چرا اینقدر با من لجی؟
چطور شده که هنوز به مامانم زنگ نزدی؟
چیه؟ که ببینی حالش چطوره؟
یا فقط یه سلامی بکنی. بهش کمک میکرد، میدونی.
آخه اون که کلی فامیل نداره.
باید مسئولیت کارای خودش رو قبول کنه.
اون که تو زندان نیست. تو کمپه.
اون کاری نکرده که بخواد مسئولیتشو به عهده بگیره.
اون مریضه، همین. این که خجالت نداره.
حالا هرچی.
ها. اسلحه کشنده ۳ رو دیدی؟
خیلی رمانتیک نیست.
آره.
هی، نظرت در مورد «غرامت مضاعف» چیه؟
اون سیاه و سفیده.
درسته. همون فلج انتخاب فیلم دیگه.
ببخشید؟
احتمالاً تا دو دقیقه دیگه بدون اجاره کردن فیلم میری.
اشکالی نداره کمک کنم؟ بالاخره من یه حرفهایم.
باشه.
اصلاً مهم نیست چی انتخاب کنیم.
احتمالاً هیچوقت فرصت نمیکنیم ببینیمش.
جدی؟
خیلی پررو.
در واقع منظورم این بود که همیشه یه چیزی پیش میاد.
مزاحممون بشه. این درست نیست.
باشه، خب، شاید بعضی وقتا درست باشه.
ولی همیشه یه دلیل کاملاً موجه هست.
پرو، هیچوقت یه دلیل کاملاً موجه وجود نداره.
در واقع، معمولاً اصلاً دلیلی وجود نداره.
چه خوب باشه، چه بد، چه هر چیز دیگه.
خیلی خب.
امشب، من و تو، تنها.
هیچی، و منظورم واقعاً هیچیه، مزاحممون نمیشه. تضمین میدم.
پای حرفت میمونم.
باشه.
پیداش کردم. «حرارت بدن».
همین رو برمیداریم.
تو را احضار میکنم، کالی.
من اینجام، آویوا.
دارم اینجا دیوونه میشم، کالی. دیگه نمیتونم صبر کنم.
هالیولها راه و روش ما رو نمیفهمن.
اونا هنوز استفاده کامل و لذتهای قدرتاشون رو نمیدونن.
من بهشون نشون میدم. - تو باید اول اعتمادشون رو جلب کنی.
باید بذاری تو رو به محفلشون راه بدن.
ناامیدت نمیکنم. قسم میخورم.
پس وقتشه.
گربه رو برگردون پیش هالیولها.
کارت برای امروز تموم شد؟
تقریباً.
خب، پرو امشب قرار داره پس ما یه جورایی باید بریم.
داشتم به فیلم دیدن فکر میکردم. میخوای بریم؟
نمیتونم.
باشه. میدونی...
اینا مال خود خونهن.
منظورم اینه که باید سنباده بشن، با سیم ظرفشویی روشون کار بشه.
و دوباره رنگ بشن، نه اینکه با رنگ پوشونده بشن.
اوه، درسته.
یه جورایی مثل درست کردن ریزوتو با برنج فوری.
یه مثال آشپزیه.
آره.
بگذریم.
اگه علاقه داشته باشی، نمونههای رنگ چوب دارم خونه.
میتونم فردا بیارم و به تو و خواهرات نشون بدم.
حالا که اینطوره، چرا نمیاریشون رستوران؟
مثلاً حدود ناهار؟ پرو خیلی مشغوله و فیبی هم اصلاً اهمیت نمیده.
اون بیشتر اهل گچکاریه.
باشه. باشه.
خب، اون فیلم ساعت چنده؟
آوردمش.
کیت! ای وای! کجا پیداش کردی؟ داشتیم از نگرانی میمردیم.
داشتم همینجوری رد میشدم و یکی از اعلامیههاتون رو دیدم.
و پووف، اونجا بود. مثل جادو.
وای. باورم نمیشه که گذاشت بگیریش.
خوش برگشتی خونه، پیشی.
حتماً خیلی گرسنهای. بهش غذا دادم.
فکر کردم گفتی تازه پیداش کردی.
آره. خب، منظورم چند ساعت پیش بود.
و سعی نکرد پنجه بکشه بهت؟
میدونی، فردا اعلامیهها رو جمع میکنم.
بذار قبل از فیلم مرتب کنم. فیلم؟ چه فیلمی؟
یه فیلم جنگی. من عاشق فیلمهای جنگیم.
اشکالی نداره منم بیام؟ حتماً.
چرا که نه؟ الان برمیگردم.
شما که نمیرید بیرون، نه؟ تازه گربهتون رو پس گرفتید.
اوه، حالش خوبه. بذار کیفم رو بردارم.
اسمت چیه؟ اوه نه، نه، پولتون رو نمیخوام.
هی، اندی. هی، اندی.
هی.
هی، فکر کردم همه امشب برنامه داشتیم.
این دختره همین الان گربهمون رو برامون پیدا کرد. آویوا.
خب، عالیه. ۵۰ دلار کافیه؟
آه... من پاداش نمیخوام. باید حرف بزنیم.
در مورد چی؟ در مورد ویکا.
آه...
اندی ترودو، این لئو وایاته. شماها گپ بزنید. ما الان برمیگردیم.
باشه. هی.
دوباره ممنون. آره، متاسفم که نمیتونی بمونی.
No comments yet. Be the first to leave one.