Esimesed 200 rida.
داری میری؟
اوهوم. خدافظ، عزیزم
وای خدا، دوباره خواب دیدم سرگیجه گرفتی
از این خبرا نیست
مراقب باش
منو که میشناسی
چند روز دیگه میبینمت
« ترجمه از مــعــیــن » .:.:. MoieN .:.:.
دانشجوهای لیسانس به معادلات اعتماد ندارن
اگه نتیجه منطقی نباشه
یقین پیدا میکنن که اشتباهه
ممکنه تحت اون فرضیهی همگرایی باشه
قبلیها کراندار هستن
حداقل برای جمعآوریِ آستانهها
نمیدونم، باید یه کم دیگه درموردش فکر کنم
ولی این مسیر رو طی میکنم
سلام
الان دارم روش کار میکنم
نه، اون امروز دیگه باید برسه خونه
باشه
فردا میبینمت
آره، شب خوبی داشته باشی
هی، عزیزم. نظرت چیه یه ساندویچ کوچولو برات درست کنم؟
اون کجاست؟
حتماً با ماشین داره میاد اینجا
کارمو دوست داری؟
دوستش دارم
ولی اینطور به نظر نمیرسه
دوستش دارم
گمونم از این بافتنیها خسته شدم
سلام، شما با پیغامگیر
،پاول هانگر تماس گرفتید لطفاً پیغام بذارید
سلام
مچم رو گرفتی
چی شده؟
ما دعوامون شد. پس رفتم با ماشین این اطراف یه دوری زدم
تو چیکار میکنی؟
.اوه، پاول دیر کرده فکر کردم تو اونی
نگرانی؟
نه، شارژ گوشیش حتماً تا الان تموم شده
باشه، خب اگه چیزی لازم داشتی ما همینجا هستیم
ممنون
شببخیر، عزیزم
شببخیر
پروفسور هانگر؟
ممنون
یه کم بیشتر راجعبه این گردشها برام بگو
اسمشون "مصمم به بقا" بود؟
اِم، اون همه کارو خودش میکنه
،گیاهای خوراکی رو میخوره واسه خودش غذا پیدا میکنه
دو سال پیش شروع کرد براش آموزش ببینه
این دومین سفرشه
و اون معمولاً واسه دو یا سه روز میره؟
آره
واحد 22 آتن
گمونم موقعیت پروفسور سوبروی گمشده رو پیدا کردم
!پاول
تیمِ دو تپهی پشت سرم رو به سمت پایین میرن
تیمِ سه تپهی سمت چپم رو میرن پایین
!پاول
!پاول
!پاول
!پاول
!پاول
!پاول
!پاول
پاول
فقط نصف روزه
تو همین الانشم خیلی از مدرسه عقب موندی
همه قراره زُل بزنن بهم
تو هم زُل بزن بهشون
رئیس پلیس آتن، کن دویل به دابلیو.او.یو.یو اظهار کرد
که جستجوی اولیه، که از نظرش
مهمترین زمان در پروندهی یه شخص گمشدهست
فقط به یک محل اردو ختم شده که ممکنه برای هانگر بوده باشه
از اونجایی که ماشینش هم اونجا پیدا شده
دکتر هانگر، پروفسور پرندهشناسی
در دانشگاه اوهایو، در یک سفر چهار روزه بوده
اما طبق برنامهریزی به خونه برنگشته و حالا 25 روز گذشته
دویل گفته فقط چند منطقه باقی موندن
که برای جستجو خیلی خطرناک هستند
آن هم بخاطر بارش باران شدید در مناطق صخرهای
یا چونکه بخاطر شرایط آب و هوایی غیرقابل دسترس هستند
سلام، پروفسور هانگر
سلام
ما آخرین قسمت رودخونه رو گشتیم
و هیچی پیدا نکردیم
ما دوتا تیم جداگونه رو به دوتا منطقهی آخر
از صخرهها و غارهایی فرستادیم که میتونیم بیخطر واردشون بشیم
و هیچی پیدا نکردیم
ما آخرش برای بار دوم
بعضی از اون منطقهها رو میگردیم ولی بارش ماه گذشته
کارمون رو خیلی خیلی سخت کرده
،ما با دانشجوی فارغالتحصیل خانوم لورن هم صحبت کردیم
که داشت روی یه پروژهی هنری با دکتر هانگر کار میکرد
کی؟
اوه، اِم...آلیسون لورن
اوه
منظورتون همون پروژهایه که برای سازمان هنر
روش مشاوره میداد
همهای اینها به عنوان یک همکاریِ قانونی با دانشگاه تأیید شده
ظاهراً اونا باهم یه چیزی ساختن
یه چیزی ساختن؟
.نه، اینطور فکر نمیکنم اون مشاور علمیشون بود
فقط میخواستم بدونی که ما این سرنخ آخر رو هم دنبال کردیم
و به جایی نرسیدیم
درسته
پاول حد و مرزهای خیلی مشخصی با دانشجوهاش داشت
صحیح
کلیر
دیگه لازم نیست هر روز همدیگه رو ببینیم
شما واقعاً دارید افرادتون رو از این پرونده خارج میکنید؟
معذرت میخوام، ولی اون یارو تو ایالت شمالیِ نیویورک
به مدت 30 روز گم شده بود
ما جستجوی خیلی بزرگی انجام دادیم، کلیر. خیلی بزرگ
متنفرم که اینو بگم ولی از این جهت
کار زیادی از دستمون برنمیاد مگه اینکه اطلاعات جدید پیدا کنیم
خیلی متأسفم
پروفسور هانگر؟
دیدین چی گذاشتم اینجا؟
از سازمان هنر فرستادنش
اوه، آره. ممنون
جعبه لازم ندارید؟
واسه چی؟
اوه، فکر کردم شاید دارید وسایلتون رو جمع میکنید
نه
متأسفم
اشکالی نداره
خیلی متأسفم - اشکالی نداره -
اگه چیزی لازم داشتید خبرم کنید
باشه
سلام
چطور بود؟
فردا بهتر میشه
بفرمایید
دیگه نمیخوام برم پیش مشاور
اون چی گفت؟
گریه کرد؟
یه خرده
میدونستم
اون میخواد به دیدن ویدئوها ادامه بدم
و اگه خواستم یه نامه ...به بابا بنویسم
،بابا جون، لطفاً خودتو نشون بده تا من بتونم
این مشاور شدیداً احساساتی که به زحمت از دانشگاه فارغالتحصیل شده
و هنوز تو زندگیش تجربهی کافی رو کسب نکرده
تا واقعاً شرایطمو درک کنه رو دیگه نبینم
امروز کجا میریم؟
این یه منطقهی کوهنوردی ـه
بابا که کوهنورد نیست
فقط میخوام اطراف رو بگردم
چرا بستنش؟
نمیدونم
شاید بارون لیزش کرده
دیگه نمیخوام ادامه بدم
چرا؟
فایدهای نداره
خب، فایدهاش اینه که امکان داره
اون هنوز یه جایی زنده باشه و تا هنوز زندهست
باید یه کاری بکنیم
خیلیخب
واو
تو خیلی با استعدادی
مرسی
میتونی خودتو ببینی؟
اوه، اوه. اوه. اوه
!مامان
خیلیخب، بیاید از این گوشه بریم
مراقب باشید
بله، گروهبان؟
شببخیر، عزیزم
شببخیر
آلیسون لورن، هنرمند
مجری، هنرمند، وبلاگنویس، مخترع
:فرستاده شده از آلیسون به پاول !پاول، یه چیزی دیدیم که پوکیدم کِی میتونیم همو ببینیم؟
جواب پاول: گمونم بتونم بیام
هی
میخوای تروی رو دعوت کنی امشب بیاد اینجا بخوابه؟
یا میخوای خودت بری خونهشون؟
نه
مطمئنی؟
آره، خدافظ
سلام، من دنبال آلیسون لورن میگردم
ممنون
!اوه، اوه، اوه
حس کردی واقعی بود؟
آره
داره راه میافته
پروفسور هانگر
واو
خیلی خوشحالم که همدیگه رو دیدیم
خیلی دوست داشتم ببینمتون
،و اگه ما رو ببخشید دارم سقوط کردنو یاد میگیرم
باشه
برای کارمه، آره
این برای جدال کردن با سلسهمراتب لذت ـه
،به نظر بیپروا میاد ولی درواقع جالب
و به طرز مسخرهای باحاله
اون اجناس هنری که براتون فرستادم به دستتون رسید؟
آره، ممنون
راستش یه چیز دیگه براتون دارم
No comments yet. Be the first to leave one.