Esimesed 200 rida.
ممنون که وقت گذاشتین باهام صحبت کنین
و میدونم این قضیه غیرمعموله
ولی توی بالتیمور که بزرگ شدم
با این ظاهری که دارم
با این نژادی که هستم
کسی همینطوری چیزی تقدیمت نمیکرد، قربان
اگر فرصتی برات پیش میومد
بخاطر این بود که براش تلاش کردی
وقتی میشنوم کسی میگه "نه" یا "نمیتونی"
یا "امکان نداره"
خب، آقایون...
اولین کاری که میکنم اینه که
دنبال یه راه دیگه برای انجام دادنش یا بدست آوردنش یا رسیدن بهش پیدا میکنم
خانم هیز، بله متوجهیم ولی ما از این کارها نمیکنیم
تابحال نشنیدم یه فارغ التحصیل
درخواست بده کجا خدمت کنه
همچین چیزی بیسابقهست
ما درخواست قبول نمیکنیم اینجا "افبیآی"ـه
نه شبکهی رادیویی
توی سخنرانی فوریه، شما گفتی
چالشها نشون میدن یه مامور چند مرده حلاجه
فارغ التحصیلی نزدیک بود
برای همین دنبال پروندههای سخت گشتم
و یکی توی فینیکس پیدا کردم
شاید با درخواست کردنش پامو از گلیمم درازتر کرده باشم
ولی اینم یادمه که شما گفتی بهترین مامورها
همیشه از قوانین پیروی نمیکنن
- همچین حرفی زدی؟ - ممکنه زده باشم
خانم هیز، چند بار برای ثبتنام توی دانشکده درخواست دادی؟
سه بار، قربان
و میدونی چرا بالاخره قبول شدی؟
چون تا سه نشه بازی نشه؟
چون هوور از سیاهها متنفر بود (جی ادگار هوور، اولین رئیس افبیآی)
ولی مامورهای سیاه بیشتری میخواست
تا توی نفوذ به گروههای افراطی بهمون کمک کنین
خب، حالا دیگه مُرده، قربان
مشکلمون هم همینه
نمیدونیم باهات چیکار کنیم
سعی کردیم به تمام دفترها بفرستیمت
ولی هیچکدوم تو رو نپذیرفتن
هیچکس برای ماموری مثل تو سر و دست نمیشکنه
ولی...
از قضا یه مامور توی فینیکس کم داریم
مراقب باش چه آرزویی میکنی
اگر داریم میفرستیمت فینیکس
بخاطر درخواست تو نیست
بخاطر اینه که چارهی دیگهای نداریم
فهمیدی؟
بله. بله قربان
پروندهی سکستون رو میخوای، مامور هیز؟
بیا مال خودت
« مـظـنـون بـه قـتـل »
« مـظـنـون بـه قـاچـاق اسـلـحـه »
« ضـرب و شـتـم بـا سـلاح مـهـلـک »
« تـوطـئـه بـرای قـتـل عـمـد »
ایول
« آریـزونـا »
کجا باید برم؟
"ناچوهای الهی"، همونی که توی "ریپلی"ـه
بیخیال بابا نگو که باید برم ریپلی خرابشده
اونجا 24 تا "اسلاپی خوزه" سفارش بده پول رو بهش بده
بسته رو تحویل بگیر، گازشو بگیر
و تا ساعت 4 برگرد وگرنه میمیره
سکستون روت حساب میکنه...
تف توش
اوه، دایی جیم، گفتی تف توش
حالا چون من گفتم دلیل نمیشه تو بگی
اگر مامانت بشنوه از این حرفا میزنی
خفهم میکنه
نمیفهمه
هنوز داری میشماری؟
دارم دوباره میشمارم همونطوری که مامان بهم یاد داده
دایی جیم، ببین چی پیدا کردم! خوششانسی میاره!
پاندا خوششانسی میاره؟
معلومه که پاندا خوششانسی میاره
اونا خوششانسترین...
- تف توش! - هی!
برش داشتم
به ناچوهای الهی خوش اومدین
ممنون، 24 تا اسلاپی خوزه میخوام
چیزه همراهته...؟
اوه
خیلیخب
بوش رو حس میکنی؟
چیپس دارچینی دارین؟
لونا
ببخشید آقا
چیپس دارچینی دارین؟
معلومه که داریم، لونا خانم
گرم گرمه
میخوری؟
ازش بخواه، ولی مودبانه بخواه
میشه لطفاً یکم چیپس بهم بدین، آقا؟
الان میدم خدمتت
جیم الیس بیپدر
چرا بهم نمیگی چی تو کیفه؟
چون همین رازهای کوچیکه
که زندگی رو لذتبخش میکنه، عزیزدلم
میگما، دایی جیم؟
آره، دارم میبینمشون
بهت هشدار داده بودیم برنگردی، بیپدر!
سلام عرض شد، گوین!
- دخلت اومده، الیس! - کمربندتو ببند
میشه تهدیدم نکنی؟
خواهرزادهم همراهمه
میشه بری درتو بذاری؟
لعنتی!
هنوزم پشت سرمونن!
زیاد نمیمونن!
پسر، هیچی نمیبینم
محکم بگیر!
اوه، نه!
مراقب باش!
اوف!
ایول داری، دایی جیم!
اینو برای تو میذارم، داداش کوچیکه
جـیـم
مُرد
جدی میگی؟
نه بابا، دارم سربهسرت میذارم
بیا داخل. بجنب
عوضی
با تیغ جراحی 10 بُرش میانی رو شروع میکنم
- بسته رسید، دکتر - اره استرنوم لطفاً
بیارش اینجا لطفاً
بخیه برای شاهرگ
لطفاً بیارش اینجا. وقت نداریم
- یه دوز هپارین؟ - آره، تزریق کن
- دوز چقدری؟ - سی میلیلیتر بزن
خیلیخب، درحال لولهگذاری توی شاهرگ
بازش کن
برای ورید اجوف فوقانی چی بزنم؟
یه 0-4 بزن
درحال کنول زدن به ورید اجوف
خیلیخب
انبر شریانبند
جریان خوبه؟
جریان خوبه
تغییر رنگ عالیه
اکسیژنرسانی عالیه
- میتونم ریهها رو خاموش کنم؟ - تف توش
- دستگاه دوباره از کار افتاد - فشار خون نداریم
دستگاه رو راه بندازین. نیاز به...
- فشار خون مستقیم دارم - فیوزها رو چک کنین
شریانبند رو برمیدارم ماساژ قلبی انجام میدم
- کی میره فیوزها رو چک کنه؟ - آخ، لعنتی!
زود باش برو دوباره خودت رو ضدعفونی کن
یه رگ کوچیکه. میبندمش
- سریع دستگاه رو راه بندازین - هزار تا دست که ندارم
برای بار سوم میپرسم کی میره فیوزها رو چک کنه؟
بهصورت دستی پمپاژ میکنیم
هی، تو
زود باش دستکش بپوش دست راستت، از اونجا بردار
دستگاه دوباره راه افتاد
تا دو دقیقهی دیگه فشار خون کامل میشه
میبینی دارم چیکار میکنم؟
قلبش رو اینطوری پمپاژ کن
خیلیخب. همینطوری ماساژ قلبی انجام بده
باید قلب جدید رو آماده کنم
امان از دست این روز کوفتی
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
هیچ اثری از اون آتیشپاره نمیبینی، یلوجکت؟
هنوزم منتظرم. تمام
نه خبری نیست، خوشگل خانم
ولی اگر دیدم خبرت میکنم
سلام عزیزدلم، خوبی؟
سلام مامانی
آره، بهم خوش گذشت
همیشه بهمون خوش میگذره
خیلیخب، زود باش برو داخل
باشه. ممنون، دایی جیم
بعداً میبینمت، عزیزدلم
قرار بود دو ساعت پیش بیای
آره، خب، یه کاری پیش اومد
منظورم دقیقاً همینه
نمیتونم رو حرفت حساب کنم
برای همین نباید بفهمه
دیدی که بهم گفت "دایی"، نمیدونه
ببین، دیگه باید برم
باید مسئولیتپذیر بشی، جیم
دارم سعی میکنم
اینو بگیر
یه مدت سفرهای طولانی نرو
پول حلال نیست
خرج باید یهجوری دربیاد دیگه
خوشگل شدی، ایز
« هـیـز »
مامور بیتسویی؟
بله؟
من مامور هیزم
- شما... - سیاهپوستم
- آره، سیاهپوستم - نه، منظورم این نبود...
همیشه مردم رو غافلگیر میکنم
آره، منم همینطور
البته طبیعتاً نه برای سیاهپوست بودنم
من اهل قبیلهی "ناواهو"ـم
خب، یه رگهم ناواهوئه
ولی همه فکر میکنن مکزیکیم
اسم کوچیکم "آوان"ـه. آ-و-ا-ن
ولی مردم فکر میکنن "خ-و-آ-ن"ـه
No comments yet. Be the first to leave one.