The Narrow Road to the Deep North

The Narrow Road to the Deep North

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

The Narrow Road to the Deep North S01E03 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-04-18
Allalaadimised: 90
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 188 rida.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫قانقاریا پخش شده، رینبو

‫اگر قطعش نکنیم ‫دچار گندخونی میشی

‫و اعضای بدنت از کار میفتن

‫می‌خوای چیکار کنی؟

‫بهم نگو... بهم نگو، فقط انجامش بده

‫خیلی‌خب...

‫لس! برو آشپزخونه ‫یه اره‌ی گوشت‌بر بیار

‫یه اره لازم دارم

‫مطمئنی می‌خوای این‌کارو بکنی، قربان؟

‫باید روی سرخرگ رانی فشار بیاری

‫آماده‌ای؟

‫خیلی‌خب، جکی

‫- لس! نگهش دار. پاش رو بگیر ‫- باشه

‫سفت. محکم

‫- خیلی‌خب بانکس. با قاشق فشارش بده ‫- باشه. باشه

‫همینطوری رگش رو فشار بده

‫- فشار بده ‫- باشه

‫- فشار بده! ‫- چشم قربان

‫آفرین پسر

‫خیلی‌خب، محکم بگیر

‫دارم می‌برم

‫- نگهش دارین! ‫- باشه! گرفتمش

‫نگهش دارین! نگهش دارین!

‫نذارین تکون بخوره

‫- گیره ‫- بفرمایید قربان

‫گیره. اره

‫قربان...

‫اره‌ش کردم

‫- نگهش دار ‫- اوهوم

‫- محکم بگیرش ‫- باشه

‫دارم می‌شکنمش

‫خیلی‌خب...

‫خیلی‌خب

‫بگیرینش بچه‌ها. فشار بیار!

‫بخیه

‫- نگهش دار! ‫- باشه

‫گیره، قربان

‫بخیه رو شروع می‌کنم

‫رگ رو می‌بندم

‫- بگیرش ‫- گرفتمش، گرفتمش

‫- سعی می‌کنم گره‌ش بزنم ‫- باشه...

‫گیره رو برمی‌دارم

‫قاشق رو بردار. آروم

‫آروم برش دار، بانکس

‫- آروم ‫- آروم

‫خوبه

‫کارتون خوب بود قربان

‫به‌هوش اومد

‫آفرین، رینبو

‫- یه سیگار بهش بده، بانکس ‫- باشه

‫به‌نظرم با این یکی خیلی حال بکنی

‫سرهنگ!

‫- چی شد؟ ‫- سرهنگ!

‫سرهنگ! دوباره داره خونریزی می‌کنه

‫- خونریزی داره، خونریزی داره، خونریزی داره ‫- چی؟

‫بانکس، قاشق! ‫گندش بزنن. قاشق!

‫محکم بگیرش

‫- پای کوفتیش رو بگیر! ‫- گرفتمش!

‫دستم بهش نمی‌رسه

‫- بگیرش! ‫- لعنتی!

‫قاشق! فشارش بده ‫با قاشق کوفتی فشارش بده، بانکس

‫- آره، دارم رگش رو فشار... ‫- با قاشق کوفتی فشارش بده!

‫- دارم فشارش میدم ‫- نگهش دار

‫محکم بگیرش، محکم بگیرش، محکم بگیرش

‫بانکس! بیشتر فشار بده

‫دارم فشارش میدم، قربان

‫پاش رو بگیر، لس ‫پای کوفتیش رو بگیر!

‫- گرفتمش! ‫- لعنتی!

‫محکم بگیرش

‫محکم بگیرش

‫بانکس! قاشق! قاشق!

‫دارم با تمام زورم فشارش میدم

‫لس، اون یکی پای لامصبش رو هم بگیر

‫نمی‌تونم ببینمش ‫نذار تکون بخوره لعنتی!

‫گرفتمش لعنتی!

‫قربان...

‫قربان...

‫این برای تشکر از طرف تمام بچه‌هاست

‫از یکی از مغازه‌های ژاپنی براتون دزدیدمش

‫بخورین قربان

‫بخورین، از طرف ماست

‫بخورین، اشکالی نداره

‫مال شماست، قربان. بخورین

‫مال شماست، قربان

‫مخصوص خودتون برش داشتیم، قربان

‫بخور رفیق

‫برای شماست، قربان

‫ببرش بیمارستان و بین همه تقسیمش کن

‫- ولی برای شماست، قربان ‫- گفتم ببرش، فرانک

‫بخورش رفیق. نمی‌برمش

‫گفتم ببرش لعنتی!

‫زود باشین ببرینش! ‫ببرینش لعنتیا!

‫دوریگو! خوشحالم می‌بینمت

‫- استیون ‫- راحت اینجا رو پیدا کردی؟

‫- آره ‫- ببخشید منتظرت گذاشتم

‫می‌خواستیم یه سری سوال ‫در مورد ویرا دیویس ازت بپرسیم

‫چرا؟

‫دارم یه شکایت رو بررسی می‌کنیم

‫فکر نکنم شکایت از طرف ‫خود خانم دیویس بوده باشه، درسته؟

‫نمی‌تونیم بگیم از طرف کی بوده

‫خب، چی می‌خواین؟

‫خب، می‌خوایم اتفاقات رو از زبون تو بشنویم

‫خیلی‌خب

‫مشخص شد خانم دیویس سرطان روده داره

‫در حین برداشتن غده‌ی سرطانی

‫دیدم به کبدش سرایت کرده

‫برای همین یک لوبش رو در آوردم ‫که منجر به یکم خونریزی شد

‫خونریزی‌ای که کمی بعد از اون ‫تونستم متوقفش کنم

‫که بعد از اون هیچ غده سرطانی ‫در بدن خانم دیویس باقی نموند

‫ازش رضایت گرفتین؟

‫برای جراحی؟ معلومه

‫جراحی کبد؟ نه روده

‫خانم دیویس رو وسط جراحی بیدار کردم

‫که ازش بپرسم می‌خواد ‫سرطانش رو نگه داره یا نه؟

‫نه، نکردم

‫می‌دونی عمل برداشتن کبد چقدر خطرناکه

‫بخصوص وقتی تمام جوانبش بررسی نشده؟

‫حدود 50 ساله که جراحم

‫پس آره، از خطرات جراحی کبد آگاهم

‫برای همین بعد از بریدن کبد

‫سریعاً روش پانسمان خون‌بند گذاشتم

‫و بعد بخیه‌ش کردم

‫اگر بقدر کافی خون نداشتین چی؟

‫خودمو درگیر اما و اگرها نمی‌کنم، استیون!

‫خانم دیویس الان حالش خوبه ‫فقط همین برام مهمه

‫خب، توی شکایت گفته شده ‫"خودت رو خدا فرض کرده بودی"

‫خدا جایی توی جراحی نداره ‫توی جراحی فقط و فقط جای علمه

‫بر اساس تجربه‌م ‫کسایی که به مداخله‌ی الهی اتکا می‌کنن

‫به‌زودی بهش ملحق میشن

‫یه دکتر مهم‌تر از هر معبودیه

‫اونا جون آدما رو نجات میدن

‫و همچنین می‌تونن جون آدما رو بگیرن

‫خب، خوب پیش رفت

‫تراژدی‌نویس مشهور ‫آیسخولوس رو می‌شناسی، ریک؟

‫نه، فکر نکنم بشناسمش

‫پدر تراژدی یونانه

‫یکی از بزرگ‌ترین شاعران تاریخه

‫خیلیم عالی

‫یکی از چیزهایی ‫که آیسخولوس نوشت این بود...

‫"آموخته‌ام که از تمام خائنان متنفر باشم"

‫"و از هیچ مرضی بیشتر از خیانت بیزار نیستم"

‫چند وقته همدیگه رو می‌شناسیم؟

‫حدوداً 10 سالی میشه

‫و در این مدت، همیشه ‫در دفترم به روت باز نبوده؟

‫با این‌حال رفتی زیر آب منو زدی

‫- کاری رو کردم که فکر می‌کردم... ‫- از تمام خائنان متنفرم، ریک

‫و بهتره دفعه‌ی بعد این یادت باشه

‫قبل از اینکه دهن کثیفت رو باز کنی

‫می‌خوام توی مراسم رونمایی کتاب ‫صحبت‌هات رو بشنوم

‫- خب، متاسفانه نمی‌تونی ‫- چرا؟

‫چون خانواده‌م هم میان

‫ریک گفت نزدیک بوده یه زن رو بکشی

‫- حقیقت داره؟ ‫- نه، نداره

‫- چرا باید همچین حرفی از خودش دربیاره؟ ‫- نمی‌دونم

‫شوهر خودته، از خودش بپرس

‫معذرت... معذرت می‌خوام

‫حرفم بی‌ادبانه بود. معذرت می‌خوام

‫برای یک جراح بزرگ بودن...

‫"برای یک جراح بزرگ بودن..."

‫برای یک جراح بزرگ بودن...

‫آدم باید عاری از احساسات باشه

‫احساسات مزاحم پیشرفتش میشن

‫جالبه

‫از همینش خوشم میاد

‫ریک به خودش اجازه میده ‫احساسات داشته باشه

‫دلش نمی‌خواد باهام سکس کنه...

‫ولی احساسات داره

‫آدم روزی دو یا سه بار

‫میره دستشویی

‫باید این نیاز رو برطرف کنی

‫- خب منشیه... ‫- خب؟

‫جوری بهم نگاه می‌کرد ‫که انگار روانی شدم

‫و بهش گفتم

‫"تنها وظیفه‌ی یه نماینده‌ ‫رفع نیازهای رای ‌دهنده‌هاشه"

‫"و اگر آدم نتونه یه دستشویی ‫برای قضای حاجت پیدا کنه"

‫"پس نیازهاش برطرف نشده"

‫و اونم یه مشت چرندیات ‫در مورد مقررات برنامه‌ریزی

‫و ساز و کارها گفت تا اینکه بهش گفتم

‫"رفیق، خفه‌خون بگیر دیگه"

‫"اگر نمی‌خواین کل شهر بوی دستشویی بگیره"

‫"باید دستشویی‌های بیشتری برامون بسازین"

‫- آره ‫- مگه نه عزیزم؟

‫یه حساب و کتاب ساده‌ست دیگه

‫- قشنگ نیست؟ ‫- محشره

‫بهشته

‫ همین‌جاست

‫باید ببینی شن کجاها تاریک‌تره

The Narrow Road to the Deep North subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Narrow Road to the Deep North

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left