Charmed

Charmed

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 5

Väljalaske info

Charmed S05E01-E02 A Witchs Tail Part 1 and A Witchs Tail Part 2 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 1 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Sildid

bluray
Avaldatud: 2025-11-28
Allalaadimised: 17
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

.باشه، پایپر، من امروز نباید دیر به اداره برسم

.یه مصاحبه رادیویی با اون پسرهای برنامه صبح دارم، پیپ و اسکیتِر

.اونا اسکیپ و پیترن

می‌تونی برای دو ثانیه ستون مشاوره‌ات رو فراموش کنی؟

.بیا ببینیم اتاق بچه رو کجا می‌ذاریم

.دارید توی کمدتون می‌ذارید. من کمدتون رو دیدم

.کفش‌های زیادی اونجاست عزیزم

.نه، دیگه نه

.ببین، عالیه

البته، یکم تنگ نیست به نظرت؟

.واسه همینه که دارم یه پنجره اضافه می‌کنم تا نور بیاد تو

.و یه حس فضا ایجاد بشه

.شماها خیلی بامزه‌اید

.اما چرا همه این کارا رو الان می‌کنید؟ یعنی، هنوز ماه‌ها مونده تا تاریخ زایمانت

.خب، فعالیت شیاطین کم شده، پس وقت خوبیه که از جلو کارا رو انجام بدیم

...حالا که صحبت از جلو افتادن شد

.باورم نمیشه شماها بیلبوردهای منو توی مرکز شهر ندیدید

.اوه، عزیزم، معلومه که دیدیمشون

.حتی از یه هواپیمای ۷۴۷ در حال پرواز هم دیده میشن

می‌خواستیم بهت بگیم چقدر بهت افتخار می‌کنیم،

.اما تو هیچ‌وقت سرعتت رو کم نمی‌کنی که بهمون فرصت بدی

خب، می‌دونی هیچی به اندازه فرستادن شوهرت مستقیم به جهنم

.به پیشرفت یه دختر توی کارش کمک نمی‌کنه

.خب، باشه، اتاق بچه رو دیدم و واقعاً قشنگه

.ولی من واقعاً باید به اون مصاحبه برسم

.عزیزم، می‌دونم کارت خیلی برات مهمه

!ولی حدس بزن چی؟ من دارم بچه‌دار میشم

.می‌دونم

آره، پس چطوره چند دقیقه وقت بذاری و خاله فیبی باشی؟

.اوه خدای من، حق با توئه

خیلی متاسفم. باشه، چی لازم داری؟

.یه نظر

...دارم فکر می‌کنم

!جایگیری! دشمن در سه، دو، یک

...این هم از نظریه اینکه شیاطین بورنئو

.در برابر قدرت‌های جادویی آسیب‌ناپذیرن

.بی‌صبرانه منتظرم که به جادوگران محلی بگم

ببخشید، ممکنه از منفجر کردن شیاطین تو اتاق بچه خودداری کنیم؟

.اوه، عزیزم، فقط یه دونه بود

.پایپر، تو داری مادر میشی

.باید شروع کنی به فکر کردن در مورد امنیت دخترمون

.و تو، زیادی درگیر این کارهای جادویی شدی

.به موهات نگاه کن. هنوز از اون معجونی که دیشب منفجر کردی قرمزه

می‌دونی این تو سالن آرایش چقدر هزینه داشت؟

.عاشق مدل موی جدیدتم عزیزم. به نظرم زیبا شدی

.باشه، خداحافظ

.ممنون

عزیزم، گلم، جیگرم؟

قدردانم که خیلی نگران هستی،

.اما من هنوز یه جادوگرم

.و ما هنوز بی‌گناهانی داریم که باید ازشون محافظت کنیم و شیاطینی که باهاشون بجنگیم

.نمی‌تونم همین‌جوری برم یه گوشه قایم شم

.حیف شد، مایلی، اما وقتت تموم شد

.۳۰ روز فرصت داشتی عشق رو پیدا کنی وگرنه مجازاتت مرگ بود

.اما اون دوستم داره. می‌دونم که دوستم داره

اوه، واقعاً؟

اون بهت گفت؟

.لازم نیست به من بگه دوستم داره

.خب، راستش، باید بگه

.اما هیچ‌وقت نمی‌گه دوستت داره تا وقتی که بهت اعتماد کنه

.و هیچ‌وقت بهت اعتماد نمی‌کنه تا وقتی که بهش بگی واقعاً چی هستی

می‌فهمی چرا من همیشه تو این معامله‌ها برنده می‌شم؟

.به عنوان یک موجود نامیرا، متاسفانه فقط خودت می‌تونی زندگیت رو رها کنی

.این صدف مته‌دار رو روی قلبت بذار

.این نامیرا بودنت رو به داخل خودش می‌کشه

و اگه این کارو نکنم؟

.اون‌وقت می‌تونی همین‌جا تا ابد بپوسی

.اشتباه می‌کنی. اون دوستم داره

.و من ثابتش می‌کنم

.لئو، باورم نمیشه تمام وسایل بچگی قدیمی‌مون رو پیدا کردی

.مادرجون یه جورایی اهل جمع کردن خرت و پرت بود

...دفترچه خاطرات نوزادی

!دفترچه خاطرات نوزادی من

.اوه، ببین چقدر تپل بودم

.تو خیلی دوست‌داشتنی بودی

.لئو، تو حتی نمی‌تونی عکس رو ببینی

.من فرشته نجاتتم

.من از وقتی که بچه بودی مراقبت بودم

.آره، ببین، فکر کردن بهش خیلی ترسناکه

.من هیچ‌وقت نمی‌دونستم مامان برای من هم دفترچه نوزادی نگه داشته بود

.چرا نه؟ یعنی تو که برای دخترمون یکی رو شروع کردی

.همیشه فکر می‌کردم تو و مادرت خیلی شبیه هم هستید

...عجیبه فکر کنم که اون هم از تمام چیزهایی که

.من الان دارم تجربه می‌کنم، عبور کرده

...فکر نمی‌کنم آدم واقعاً بدونه مادرش چقدر دوستش داره

.تا وقتی که خودش مادر بشه

.خوبی؟ آره

.بیا

.چرا نمی‌ذاری کمکت کنم؟ سنگینه

.خب، ببین، یه جورایی به خاطر همین بود که می‌خواستم کمکت کنم

پایپر، کی می‌خوای قبول کنی که بارداری؟

کی می‌خوای دست از این همه محافظه‌کاری برداری؟

.من فقط دارم پیشنهاد می‌کنم که سرعتت رو کم کنی

...باشه لئو، من قرار نیست یکی از اون زن‌ها باشم

.که تمام دوران بارداریش رو می‌شینه و شیرینی می‌خوره

.من اون زنی نیستم که باهاش ازدواج کردی

...علاوه بر این، نسل‌های زن‌های هالیول

.قبل از من بچه‌های کاملاً نرمال بزرگ کردن

.همه اونا از پسش بر اومدن، منم بر میام

.نه همه اون‌ها

یعنی چی؟

کجای کتابی؟

.بعد از مرگ مادرت کسی نبود که تمومش کنه

.همون‌طور که گفتم، تو خیلی شبیه مامانتی

.اونم بی‌دقت بود

.فکر می‌کرد شکست‌ناپذیره

.اشتباه می‌کرد

.سلام. با عرض پوزش از حضور شوم شما

.من پیامی از طرف اربابم دارم

نکرون؟

.اون جاودانگی‌ای رو می‌خواد که بهش قول دادی

!و الان هم می‌خوادش

.این حرفای اونه، نه من

.به اربابت بگو هرچیزی رو که می‌خواد به دست میاره، اما باید صبور باشه

!اوه، نه

.نمی‌تونم اینو بهش بگم

.بی‌احترامی نباشه، ولی موجودات اسکلتی به صبر معروف نیستن

.پس بهتره زودتر بری

.هرچیزی که می‌خوای انجام می‌دم

.ولی این آخرین کاریه که قبل از اینکه نکرون نیروی زندگیم رو ببلعه، انجام می‌دم

.بعد هم نوبت تو می‌شه

!آب

برخیز از دل دریا

بیاب آنکه از من گریخت

ره بپوی آنجا که بادها سردند

.آنگاه ده برابر فرود آی، چون روزگاران کهن

!مایلی

!مایلی، هی! هی

.واقعاً متاسفم که از جلسه کشیدمت بیرون

گفتن مهمه. چی شده؟

.باید بدونم چه حسی نسبت به من داری

چی خنده‌داره؟

می‌دونی من چی رو دوست دارم؟ نه، چی؟

.اشتیاقت رو

چی دیگه؟

.خب، من این چال گونه‌ی اینجا رو وقتی می‌خندی دوست دارم

مایلی، اینجا چه خبره؟

.ببین، بهت گفتم، باید بدونم ته دلت چه حسی نسبت به من داری

.مهمه

.خب، ببین، من دو ساعت دیگه سوار هواپیما می‌شم تا برم نیویورک

.وقتی برگشتم، می‌ریم بیرون

.نه، قبل از اینکه سوار هواپیما بشی

.الان نمی‌تونم توضیح بدم

...اما اگه بهم نگی چه حسی نسبت به من داری

شاید وقتی برگشتی، من اینجا نباشم...

یعنی چی؟

.متاسفم، این تهدید نیست

.فقط... همینه که هست

.ببین مایلی، الان نه وقتشه نه جاش

.هر حسی که بهت دارم باید وقتی خودم آماده‌ام، بروز کنه

.ولی وقت کمه

.ببین کرگ، قبول دارم چیزی که ازت می‌خوام منصفانه نیست

.ولی اگه می‌خوای منو تو زندگیت نگه داری، الان به این نیاز دارم

.باشه

.اگه اینقدر مهمه، باشه

...وقتی اولین بار دیدمت

.حس کردم یه دیوار فرو ریخت

.یه دیوار دور قلبم

...یعنی، نمی‌دونم چطور بگم، اما

باید برم. چی؟

.صبر کن، تو فقط... خیلی متاسفم. باید برم

!متیوز

!همین الان بیا تو اتاقم

.هشدار هواشناسی: اگه می‌خوای بری بیرون، پارو یادت نره

کجا بودی؟

.باید پرونده‌های مک‌کنزی رو می‌بردم دادگاه

.یه ساعته که نیستی

.آره، خب، یه بارون عجیب اومده. کل شهر رو آب گرفته

.باید به یکی خبر می‌دادی کجا می‌ری

.تو این عادت رو داری که هر وقت دلت می‌خواد میای و میری

هر وقت دلم می‌خواد؟

.نه، من هر وقت دیگران بخوان میام و میرم

.این کاریه که دستیارها انجام می‌دن. اونا کارهای متفرقه رو انجام می‌دن

.یه راز کوچیک بهت می‌گم. اونا دوستش ندارن

.خب، رفتارت باید عوض شه

.شاید اگه منو به مددکار اجتماعی ترفیع بدی، عوض شه

.همین الان کردم

.فردا شروع می‌کنی

اون ترفیعت داد؟

.تبریک می‌گم

ممنون، فکر کنم. یعنی چی فکر کنم؟

.پیج، تو خیلی برای این کار زحمت کشیدی. این رویای توئه

.آره، کاوَن از قبل سخنرانی مسئولیت‌های بزرگ رو برام کرده

.نه دیگه دیر اومدن سر کار، نه دیگه ناهارهای طولانی

.یه لحظه صبر کن، عزیزم

.تهیه‌کننده نانسی اودل پشت خطه

.می‌خوان بدونن مو و آرایش می‌خوای یا نه

.نه، خودم انجام می‌دم. ممنون

سلام. نانسی اودل؟

.آره، می‌خواد فردا باهام تو تلویزیون مصاحبه کنه

!نگا کن تو رو! تو شهر اسم در کردی! بیلبوردها، رادیو، تلویزیون

بعدش چیه؟ فیبی، تور جهانی؟

.اوه نه، حتی بهتر از اون

دادگاه طلاق. - چی؟

.باورم نمی‌شه وقت پیدا کردی که کارای طلاقت رو پیگیری کنی

.من فقط زندگیم رو می‌خوام

.نمی‌خوام نگران باشم

...و دعا کنم که کول راهی پیدا نکنه

که از اون برهوت اهریمنی بیاد بیرون، می‌دونی؟...

فکر می‌کنی این کارو می‌کنه؟ - می‌دونی چیه؟

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left