Esimesed 189 rida.
آنچه در "The Gray House" گذشت
مری جین. آروم باش
مریض بوده. ای میمون نفهم
بچهی گستاخ
اینجا زندگی میکنی؟ فعلاً آره
دارم پولامو جمع میکنم تا یه روز از همهی اینا بزنم به چاک
اسمت چیه؟
کلارا
اونایی که توی لیبریا هستن ما رو نمیخوان
اونجا چه بلایی سرت اومد؟
فهمیدم کی هستم
و جایگاهم کجاست
ترجیح میدادی یه دختر عشوهگر
و سنتیِ جنوبی مثل لورت باشم؟
ازم میخوای به خاطر تو از تمام باورهام دست بکشم
دوشیزه ون لو؟
خدا میدونه چی میشه اگه دوشیزه لورت
بفهمه داریم چیکار میکنیم
دیگه "راه-آهن زیرزمینیمون" اونقدرا مخفی نمیمونه
اینجا جات امنه
در آستانهی طوفانی از آتش هستیم
که این کشور تا حالا به خودش ندیده
من سهمم رو ادا کردم. برو یه وطنپرست دیگه پیدا کن
بیا اینجا پسرم. بجنب. برو
اوه
وای خدای من
اوه
تو از کجا پیدات شد؟
اوه، میخوای همهش رو ازم بگیری؟
اوه، چه عالی به نظر میاد
اوه. خداروشکر که داری غذا میخوری
آره، حالم بهتره
مری جین... وقتی زدمت
اوه، نه نه. تو جونم رو نجات دادی
قبلاً شلاق خوردم، احتمالاً بازم میخورم
ولی دفعهی بعد
نه اونقدر محکم
دختر عزیز و مهربونم
نمیتونم تصور کنم چی بهت گذشته
نه
نمیتونی
ولی الان اینجام
و فقط همین مهمه
یادمه مری جینِ من چقدر کیک اسفنجیهام رو دوست داشت
اومم
کلاً از یادم رفته بود
خوب به نظر نمیاد؟
فکر کنم همهش رو برای خودم بردارم
نه خانم. ابداً
من خیلی دلم کیک میخواد
خیلی خب
همونطور که میبینی، هیچی بین ما عوض نشده
اصلاً هیچی
اون توی دیواره
لورت، چی شده؟
تمام شب از توی این دیوار صدا میشنیدم
حتماً موشه. بیتردید
منم صدای خراشیدن شنیدم
نه، یه موش گنده بود یا... یا یه راکون
جان! جان، آیشام رو صدا بزن
فوراً بگو این دیوار رو باز کنه و تله بذاره
مادر، بذار به یولا بگیم یه کم چای ساسافراس دم کنه تا
به لورت کمک کنه اعصابش آروم شه. آره، ایدهی عالیایه
تو اتاق نشیمن نگهش دار
همین الان مهمونمون رو میاریم بیرون
یه تکه از کیکت رو برای لورت ببر
دارم بهت میگم یه چیزی
توی اون دیواره و خیلی هم بزرگه
لورت. بهم نگو آروم باشم
فکر میکنی دارم دروغ میگم ولی شنیدم
صداها رو شنیدم
شنیدمش! من لازم... اوه
خانم، لب به چایتون نزدین
ممکنه اون بالا موش باشه. اومم
دیروز یکی دیدم
به بزرگیِ یه گربه
تا وقتی این کیک رو نخورین، زندگی نکردین
نیگاش کن. نیگاش کن
واقعاً طعم بهشتی میده
لیزی، بیا
همسر عزیزت چطوره؟
دراز کشیده، خداروشکر
بخیر گذشت. باید این فیلمبازی کردنامون رو ببریم روی صحنه
"بوث" و آدمهاش جلوی ما لنگ میاندازن
برو دیگه
یولا برات آذوقه جمع کرده
یادت باشه، تمام مدت تا جایی که میتونی ساکت بمون
چشم خانم. نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم
خدا میدونه که دارین جونتون رو به خطر میاندازین
به سلامت، مراقب خودت باش آقای فورد
پیتر، اگه به چیزی مشکوک شدی
آقای فورد رو مستقیم میبری مزرعه و
بله خانم. میدونم
دوشیزه لیزی، ما دهها بار این مسیر رو رفتیم
حالا، بپر پایین
خیلی خب، حالا برو
انگار جون سالم به در برد
مطمئن نیستم من ببرم
پیتر کجا داره میره؟
اوه، میره مزرعه دنبال تلهموش و سم
یه لحظه هم خوابم نمیبره
بله خانم
تا وقتی که برگرده
میترسم مجبور شیم کل خونه رو خراب کنیم
تا از شر اون جونورا خلاص شیم
نگران نباش عزیزم
پیتر میدونه که تو به خوابِ زیباییت نیاز داری، نه؟
و مگه مادر در مورد کیک اسفنجی یولا راست نمیگفت؟ ها؟
نه، اینطور نیست
هنوز کلی دیگه هست. بخور
چطور ممکنه زیر نور روز زیباتر هم باشی؟
خاطرات دیشب تا ابد توی رویاهام
شناور میمونن
اوه
دفعهی بعد که این ورا بودی، میبینمت؟
نترس
همونطور که میدونی، گزینههای زیادی
برای زنی که میخواد تنهایی توی این دنیا گلیمش رو از آب بکشه، وجود نداره
من که چیزی نگفتم
برای ور رفتن با اون پیرمرد چقدر میگیری؟
اون ککومکه؟
وای خدا، کنهست. خیلی خب
لابد کلی پول میگیری. اینجا زندگی میکنی و این لباسای قشنگ رو میخری
تکون نخور
میتونم یکیشون رو قرض بگیرم که سینههام رو خوب نشون بده؟
تو هم داری با من میافتی توی لجن؟
نه، متاسفم
من فقط نمیخوام توی فاحشه شدنِ تو شریک باشم
صبر کن
نتونستم بگیرمش. بیا، کنده شد
آخ! چندشآوره
طوری نیست. آروم باش
من خیلی قبلتر از اینکه چشمت به من بیفته، توی لجن غرق شده بودم
هیچ کاری نمیکنی که من ازش خبر نداشته باشم
اومم
اولش با اون بابای مستم شروع شد
وقتی که برای اولین بار بالغ شدم
بلند شو
بعدش هم دوستای مستش
چه دوستایی
ها؟
اوه
اگه بتونم وضعم رو بهتر کنم
با این بدنی که خدا بهم داده
و بفروشم چیزی رو که معمولاً ازم دزدیده میشد
توی خیابون این کار رو میکنم تا وقتی که بتونم یه اتاق برای خودم دست و پا کنم
البته اگه تو کمکم نکنی
اونا رو بیار اینجا
ما میخوایم از ویرجینیا بریم بیرون
تا به دنبال کارِ کارولینای جنوبی، اعلام استقلال کنیم
طبق حساب کتاب من، رایِ کافی نداریم
برکنریج هم نداشت
چون داگلاس و بل رایهای جنوب رو نصف کردن
و باعث شدن اون دهاتیِ کُندهبر بشه رئیسجمهور
اون رئیسجمهورِ من نیست
من به ناکس و دیکسون قولِ پست و مقام توی دادگاه بخش رو دادم
اونا با ما رای میدن
خوبه
باید نمایندههای خیلی بیشتری رو متقاعد کنیم که به ما ملحق بشن
خب، من و پسرام توی "متقاعد کردن" مهارت خاصی داریم
شنیدین که دارن دوباره بساط "لغو بردهداری" رو راه میاندازن؟
اون طرفای "دیر کریک"؟
که کارِ برودنکسهاست
هنری اچ. گارنت
یه فتنهگرِ سیاه که از بردهها میخواد قیام کنن
علیه اربابهاشون
جریکو
یالا
نباید گارنت رو دستکم بگیریم. اون آتیشبیارِ معرکهشونه
"میاد تا همه رو آزاد کنه."
برودنکس، همیشه داره شر درست میکنه
"دیر کریک" خیلی از شهر دوره
درسته
کی میدونه اونجا ممکنه چه اتفاقی بیفته؟
اومم
پسر! میخوای بری به نطقِ اون مسیحِ کاکاسیاهتون گوش بدی؟
اوه، نه. نه قربان
بهتره بهمون دروغ نگی
نه، نه، دروغ نمیگم قربان
باید جلوی این اراجیف رو بگیریم
دوشیزه لایزا! دوشیزه لیزی
آرومتر. گردنت میشکنه
یواش، تدپول
نونوا اینو داد که بدم به شما
گفت از طرف "مردِ توی سایهها"ست
پناه بر خدا
چیه؟
چرا اون مرد توی سایههاست؟
چون جای خیلی خوبیه واسه قایم شدن
No comments yet. Be the first to leave one.