Esimesed 200 rida.
«طعمــه»
ظاهراً اونا... - باشه، بچهها.
لبخند بزن.
نقد استایل شصت ثانیهای، و شروع.
هودی میخواد مثل سال ۱۹۹۹ مهمونی بگیره، و پسر هم همینطور.
و چیزی که قبلاً توسط هزاران فالوور عاشق
گفته نشده باشه؟
بارونی عالیه، درست مثل اندامی که توشه.
ملکه اینفلوئنسر که استایل این فصل رو برامون میسازه.
حالا چی داریم؟ اوه. - اوه، بیخیال بابا.
داره تو سمت اشتباه جاده رانندگی میکنه. حواسپرتیها.
بیخیال. - حتماً.
خب، مگه عاشق مرد متمرکز نیستیم؟
هوم، آره.
پیراهن چهارخونه داره میگه هیزمشکن مردونه.
اما بالا دادن شلوار جین تنگ داره میگه،
'به من کومبوچا بده، عزیزم!' - شان، گم شو.
سیگنالهای متناقض خیلی مد شده.
این دوتا چی؟ - شان؟
- مشکلی نیست. - اوه، آره، باشه.
- نه، پاکش کن، باشه؟ - مشکلی نیست.
باشه، آره.
ببخشید، اورلا. - اشکالی نداره.
من تورو از عکس حذف میکنم.
نه، شانی، پاکش کن!
لعنتی، من دقیقاً شبیه کسی هستم که تازه استفراغ کرده.
خب، ساعتها گذشته، نه؟
اوه، گم شو، لورکان.
هنوز میتونم دعوتت رو پس بگیرم.
شان؟ پاک کن.
حتماً، نس!
- خوبی، عزیزم؟ - مستقیم ادامه بده.
تا یک دقیقه دیگه به مقصد میرسی.
آره، آره، آره.
مقصد سمت چپ خواهد بود.
- رسیدیم؟ - فکر کنم آره.
میتونم یه درام رول داشته باشم، لطفاً؟
اوه، و بذار آخر هفته شروع بشه.
باشه. ساکت، بچهها.
خب، هفته پیش بهتون گفتم
که بالاخره دارم گروهمو میبرم یه مسافرت کوچیک.
- صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن. - چی؟
- آستین، آرومتر برو! - اوه.
- دارم سعی میکنم فیلم بگیرم! - ببخشید عزیزم.
بذار عقب بیام. میخوای دوباره انجامش بدیم؟
به چی فکر میکنی؟ میدونی که باید فیلم بگیرم.
اوه، ببخشید. عقب میام. دوباره پارک کن.
نکن. مشکلی نیست. پارک شدیم.
- نه، عقب میام... - پارک شدیم!
داخل انجامش میدم.
عزیزم.
فقط میخوام عالی باشه.
بعداً جبران میکنم.
آره؟
ای، مهمون اومده، مردم.
بچهها، بزن بریم!
یالا شانی.
صبر کن، صبر کن، صبر کن. وایسا.
- صبر کن تا داخلش رو ببینی. - بذار دوربینم رو بردارم.
اوه، وای!
یالا، بذار لباست رو عوض کنی.
حتی در رو هم باز نکردن.
میای؟
آره، یه دقیقه دیگه.
این زنه کجاست؟
دوباره امتحان کن، نس. بدون فحش.
جعبه قفل رو چک کردی؟
لورکان، عزیزم، جعبه قفلی وجود نداره.
شماره تلفنی هم نیست.
گفت اینجا میبینیمش.
- هی، ببین، اون اینجاست. - بالاخره.
زود اومدین!
هیجانزدهایم.
خب... مشکلی برای پیدا کردنش نداشتین؟
ببخشید، این فقط برای کانالمه.
اشکالی نداره، نه؟ - نه. مشکلی نیست.
اوه، در واقع گوشی مستقیم آورد اینجا،
جالب بود، پس...
خب، الان چیز زیادی ازش باقی نمونده، اما...
این مکان قبلاً باشکوهترین املاک بود.
اما خونه بزرگ سوخت،
و مطمئناً این به اون دوران پایان داد.
شما مالک این مکان هستید؟ یا...
اوه، خدایا، نه. من فقط کلیدها رو دارم.
خدای من!...
اون حتی اینجا هم نبوده.
اوه، به من گوش کن. دارم وراجی میکنم.
شما برای درس تاریخ اینجا نیومدین.
از بازدیدتون لذت ببرین.
و اگه هر چیزی نیاز داشتین،
من پایین اونجا تو خونه مزرعه هستم
درست قبل از جاده اصلی.
شماره اونجاست روی میز.
خب، من میرم.
- حالت خوبه؟ - آره، معلومه.
خب...
بذارید همه شما رو با
نتیجه زحمتهام آشنا کنم.
- ممنون. - ممنون که منو دعوت کردی.
بسه دیگه، بچهها، من برای تشکر این کارو نکردم.
ادامه بده.
اوه! وای. خدای من.
خیلی بامزهست، نه؟
اوه، وای... شوخی نمیکردی.
این عالیه، نس.
بهتون گفتم خوشتون میاد.
اوه، نس، عالی از کار درومدی.
وای، خوبه.
نور عالیه، نه؟
نور، آه...
میخوام اینجا یه کم فیلم بگیرم.
باحال. صبر کن، صبر کن. نه.
چند تا اتاق خواب داره؟
از اتاق اصلی دور بمون، شانی!
من اولش رزرو کردم.
بذار اول ببینیم اینجا چی میتونیم بکنیم،
و من الان میرم برنامه بریزم.
ممنون. باشه؟
گلها رو میبینی؟
آره.
شانی، چند تا برچسب لازم دارم.
خوب بود؟
خب، نورپردازی رو بیار و بعد...
اوه، فکر کنم از این میز استفاده کنیم.
محصولات نس رو بذاریم روش.
شاید چند تا عکس اونجا بگیریم.
میتونی کمکم کنی این میز رو برای عکاسی جابهجا کنیم؟
حتماً. یعنی، سنگین به نظر نمیاد، پس...
باشه. امم...
میخوام وسایلم رو بیارم اینجا.
باشه.
من کیفها رو میارم.
تا یه دقیقه دیگه برمیگردم.
شانی، برو کمکش کن.
خب، بهتون گفتم که میخوام از گروهم عکس بگیرم
برای یه تعطیلات کوتاه.
لوکس و شیک، نه؟
وقتی آگهیش رو آنلاین دیدم، فهمیدم عالیه.
و آرامش داره.
فکر کردم براتون خوبه که...
یه کم دور بشید و...
ببخشید.
من فقط میدونم تو به چی میتونی برسی.
فقط باید شجاع باشی.
آستین تقریباً یک میلیون دنبالکننده توی یوتیوب داره،
و اینستاش هم حسابی داغه.
فکر کنم با این تلاش بالاخره بتونم آمریکا رو فتح کنم.
شرط میبندم که میتونی.
ممنون.
یه جورایی مجبورم. - این وسایل کجا میره؟
نمیدونم، رفیق. ازش میپرسم.
کجا، عزیزم؟
روی کابینت آشپزخونه، بچهها!
یالا، از این طرف.
اشکالی نداره دعوتش کردم، نه؟
سفر 'کاری-تفریحی'.
کار، تفریح - کاری-تفریحی.
یک پیام ذخیرهشده.
یک سال پیش.
اورلا، لازمه برگردی خونه.
میدونستی بابات چه شکلی میشه
اگه به موقع راه نیفتیم.
عجله کن تا بریم کمپینگ،
خواهر گندهی خرابکار! - سیارا؟!
اورلا؟
همینه. دارم ماشین رو نگه میدارم.
- گرت، حواست به جاده باشه. - فقط میخواستم ببینم.
دیگه هیچوقت به گوشیم دست نزن.
باشه، ملکهی اینفلوئنسر روی تختش.
خودت نمیدونی؟
اوه، رفیق، میتونی نور رو برام زیاد کنی؟
- حتماً. - ممنون.
آره. یه کم بیشتر. آره.
و گرفتمش. کارت خوب بود.
- هی. - چی؟
شانی فقط قراره کاری رو بکنه که من بهش میگم.
باید مثل رومیها بهش مارک بزنی.
رومیها به کارگراشون مارک میزدن.
فقط یه قیافهی خوشگل نیستم. تاریخ هم خوندم.
خب، من ترک تحصیل کردم.
ولی من قبول شدم.
فقط لبخند بزن.
خوبه. نگه دار. نگه دار.
خب...
هنوز داره لباس عوض میکنه؟
همم.
و... میدونی دیگه؟
آره، چند هفتهای گذشته، پس...
ولی اونا... فقط زخمهای سطحیان، نه؟
نمیخواد، مثلاً... بدترش کنه؟
نمیدونم، رفیق. فقط امیدوارم جواب بده.
میدونی، یه سال گذشته و...
جواب میده.
نس میدونه داره چیکار میکنه.
- اینا خوبن؟ - نه، نه، نه، نه، نکن.
باشه. فقط چند تا نمونه ساخته.
برای عکسها همهشون رو لازم داره.
همهچیزش رو گذاشته برای این کار ولی...
هیچکس نمیخواد اونا رو بفروشه.
باباش مجبور شد پول اینای جدید رو بده.
No comments yet. Be the first to leave one.