Esimesed 174 rida.
حا...حالا آروم باش ريوکو-کون.
حرف نزن! بگو اينجا چه خبره؟
تو هم با اون مرتيکه منحرف بودي؟
نمي دونم راجع به چي داري حرف مي زني.
بعد ديدنِ اينا، بازم چرت و پرت ميگي!
ببين! اين تو و اون مردک منحرفين!
اون...اون...
بعد اينکه اون مرتيکه بهم حمله کرد،
از ماتارو خواستم بره راجبش پرس و جو کنه!
اون نيمچه قد تو همه اين شهر رابط داره!
عکس يه نفرُ پيدا کرد که با اون مردک مو نمي زد!
تازه معلوم ميشه که چرا اون منُ پيش تو آورد!
من داشتم مي مردم لعنتي، پس بگو اينجا چه خبره!
ولي به خاطر اون، رابطه بين تو و سنکتسو
خيلي قوي تر شده!
اسم اون، کيناگاسه سوموگوه!
قبول دارم...اون يکي از افراد سازمانِ منه!
ولي با توجه به مبارزه اي که با اون داشتي،
تو و سنکتسو، شريکاي واقعي شديد!
حالا که کيروئين ساتسکي هم کامويي داره،
يه تمرين براي شکست دادنش
برات لازم بود.
همه اين خزعبلاتُ تحويل من مي دي،
که خودتُ تبرعه کني؟!
مي دونستم!
اون عوضي مي خواست سنکتسو رو بکشه!
شماها کي هستين؟!
فکر مي کردم تو با کيروئين ها مشکل داري!
نگفتي براي مبارزه با اونا به سنکتسو احتياج داري؟!
حالا اين "ريسمان زندگي" ديگه چيه؟
پدر من درباره چي تحقيق مي کرد؟
اينقدر جوش نيار.
هر وقت تونستم بهت اعتماد کنم،
همه چي رو بهت مي گم.
خسته شدم اينقدر اين چرندياتُ تحويلم دادي!
برهنه در ساحل.
هان؟
ما برهنگان در ساحل هستيم.
خل وضعي تو؟
اين اسم سازمان ماست...برهنه در ساحل!
ولش کن.
من خرِ بگو اومدم از تو سوال پرسيدم..
ريوکو-کون؟
باشه، فهميدم! فقط بايد مبارزه کنم و قوي تر بشم!
همينُ مي خواي، نه؟
ولي اون واقعا اسم سازمان بود!
خب... تهشم همون شد!
قسمت 6
PEGAH مترجم : http://sahelanime.ir/Forum
آزمايشگاه باشگاه دوزندگي پارکينگ باشگاه
خوبه، محموله "ريسمان زندگي" رو انتقال بديد.
رئيس باشگاه دوزندگي ايوري شيرو
موندم ساتسکي-ساما با اين همه ريسمان مي خواد چي کار کنه؟
مي خواد يونيفرم گوکو رو به توليد انبوه برسونه.
و گرنه ديگه به چه دردي مي خوره؟
ريسمان زندگي
ولي هر دفه که ما ميگفتيم تعداد يونيفرم دو-ستاره گوکو رو
افزايش بده،
باهامون مخالفت مي کرد.
به خاطر اينکه اين کار باعث ميشه
سطح کيفي باشگاه ها پايين بياد.
ساتسکي-ساما نگران اين موضوع بودن.
ولي با اين حال، ايشون خواستن
که تعداد رئيس باشگاه ها رو افزايش بديم.
فکر کنم وجود ماتويي ريوکو
روي همه چي تاثير گذاشته.
آره...باعث شد حتي اون غيرنظاميم سر و کلش پيدا بشه.
از اون مهم تر
کاري کرده که ساتسکي-ساما، کاموييشُ بپوشه.
فقط دو نفر هستن که مي تونن
لباسي رو بپوشن که 100% از ريسمان زندگي درست شده...
من که باورم نميشه!
پس چيزي هست که حتي رئيس باشگاه اطلاعات
اينوموتا-سان هم باورش نمي شه؟
چيزاي عجيب غريبي اينجا اتفاق مي افته.
همينه که باعث مي شه، آکادمي اينقدر جالب باشه!
که اینطور.
خیلی دوست دارم که با اون دختره مبارزه کنم.
اون دختر حسابی حواسمو به خودش مشغول کرده.
صبر کن، ساناگياما.
يادت رفته ساتسکي-ساما گفت که
چهار عضو شورا تو اين کار دخالت نکنن؟
هان؟ جدا همچنين حرفي زد؟
يعني جواب ميده؟!
بانوي من، اينقدر به خودتون فشار نياريد.
نگران نباشم. اين راهيه که خودم انتخاب کردم.
چايت خيلي عاليه، سورويي.
خيلي ممنون بانوي من.
مي خواي از پشت بهم حمله کني، ساناگياما؟
اصلا.
اگه حتي کوچکترين قصدي براي حمله به شما داشتم،
شما با اون فنجون راحت دخلمو مي آوردين!
پس چي مي خواي؟
بزارين با ماتويي مبارزه کنم.
چرا؟
چرا؟!
شما خودتون بهتر از هر کسي مي دونين،
وقتي يه آدم قوي مي بينم چه اتفاقي ميافته.
مثل سه سال پيش؟
سه سال قبل شمال کانتو، سوسوکيگاهارا
يکي در قبال 500 تا، هان؟
اين معلوم ميکنه که کيروئين ساتسکي ارزششُ داره به ما رهبري کنه يا نه!
بهت پيشنهاد مي کنم از همين الان روي تعظيمت کار کني.
سر دسته خلافکاران شمل کانتو، ساناگياما اوزو.
سر دسته خلافکاران شمل کانتو، ساناگياما اوزو )سال سوم راهنمايي)
دخلت اومده کيروئين!
من واسه جنگيدن نيومدم.
کيروئين ساتسکي )سال سوم راهنمايي)
اومدم به زانو درت بيارم.
فکر مي کني کي هستي؟!
از تکنيک "چي" استفاده کردي، هان؟ تحت تاثير قرار گرفتم.
ولي اون روي من جواب نمي ده!
به اندازه کافي بهت وقت دادم!
ديگه نوبت منه!
مي خواي از پشت بهم حمله کني؟
بيا.
برات شرايطي رو فراهم مي کنم
که بتوني از قدرتت استفاده کني.
در ارتشي به نام "آکادمي هونوجي".
خیلی دوست دارم این دختره طعم شمشیر چوبیمُ بچشه،
از وقتی که به محدوده من تجاوز کرده.
و اگه ببازی می دونی چی میشه؟
نگران نباشید.
من این چشم ها رو دارم. امکان نداره ببازم.
دفاع خوبی بود.
درسته که از راهنمایی تا الان نتونستم شکستت بدم.
می خوام نتیجه این سه سال رو نشونتون بدم.
فکر کنم شما هم کنجکاو باشین؟
هر کاری می خوای بکن.
ممنونم!
اگه بردم، منُ به چای مهمون کنین.
منُ ببخش سورویی.
نه بانوی من. فقط این فنجان مورد علاقه شما بود.
یه چای دیگه برام بیار.
بسیار خب، بانوی من.
بله، دفتر رئیسِ شورای دانش آموزی
آکادمی هونوجی.
بله بله. یه لحظه صبر کنید.
راگو-ساما پشت خط هستن.
ساتسکیم.
ماجرای این لباس عروسی چیه؟
دعوت به مبارزه
ماتویی ریوکو، سال دوم، کلاس کی. بعد از مدرسه در سالن کندو منتظرت هستم. ساناگیاما
سالن کندو
اون میمون وحشی هممونُ دور زد.
اگه قرار بود یکی دخل اون دختره رو بیاره، خودم اول کلکشو می کندم.
ساتسکی-ساما کجاست؟
رفت بیرون.
گفت این مسابقه ارزش دیدن نداره.
یعنی چی؟
پس اومدی ماتویی.
یکی از چهار اعضای شورا خواست بیام اینجا.
مگه می تونستم دعوتشو رد کنم؟
خوبه...روحیتُ دوست دارم.
پس بیا شروع کنیم.
یونیفرم گوکو سه-ستاره : شمشیر سلطنتی!
یونیفرم گوکو سه-ستاره : شمشیر سلطنتی
فقط کامویی نیست که می تونه تبدیل بشه.
هی بدک نبود. حالا نوبت منه!
همگام سازی با ریسمان زندگی، کامویی سنکتسو!
کامویی سنکتسو
لعنتی!
می تونم همه حرکاتتُ ببینم!
سنکتسو! با تمام سرعت!
فهمیدم!
چی...آی!
آی! آی! آی!
مهم نیست چه قدر با سرعت حرکت کنی، نمی تونی از شمشیرم فرار کنی!
نگاه کن! سلاح مخفی: هیگی تنگانتسو!
سلاح مخفی: هیگی تنگانتسو
تا وقتی این چشم ها رو دارم،
نمی تونی از چنگم فرار کنی!
چی گفتی؟!
برای هر حرکتی که انسان انجام میده، یک علامت خاص وجود داره.
No comments yet. Be the first to leave one.