Drop

Drop

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Drop 2025 1080p MA WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264
Kommenteerib HosseinEsmaily

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-04-29
Allalaadimised: 169
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫« دراپ »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫خودت این بلا رو سر خودت آوردی

‫باید به حرفم گوش کنی

‫فقط باید گوش کنی

‫گوش... گوش کن

‫می‌خوای تو شلیک کنی؟

‫می‌خوای تو شلیک کنی؟

‫بیا، خودت...

‫خودت شلیک کن ‫خودت شلیک کن. یالا

‫آفرین. آفرین. نشونم بده چطوری انجامش میدی

‫یالا. بزن

‫خیلی‌خب، بزن

‫یالا، بهم شلیک کن

‫بهم شلیک کن! یالا، یالا!

‫نشونم بده! ‫نشونم بده چند مرده حلاجی!

‫یالا!

‫یالا، بهم شلیک کن!

‫خیلی‌خب، بیا چند لحظه برگردیم عقب

‫وقتی میگی بی‌ارزشی

‫به‌نظرت داری شبیه کی حرف می‌زنی؟

‫آره می‌دونم

‫هفته‌ی قبل اینو تمرین کردیم

‫می‌دونم. وقتی بلند بلند ‫با خودم حرف می‌زنم احساس حماقت می‌کنم

‫باید صدای تو رو بشنویم

‫نه صدای اون

‫خیلی‌خب

‫بیا...

‫یه روش متفاوت رو امتحان کنیم

‫موست رو ببر گوشه‌ی راست بالای صفحه

‫و دکمه‌ی "نمایش تصویر خود" رو بزن

‫خیلی‌خب

‫هیچی نگو

‫فقط روی دیدن تمام و کمال

‫زنی که بهت خیره شده تمرکز کن

‫تمام سختی‌هایی که کشیده

‫که تا کجا پیش اومده

‫که قبل از اذیت و آزار، چجور آدمی بوده

‫حالا اگر می‌تونی ‫بهم بگو همچین زنی بی‌ارزشه

‫حالا شد

‫« هنری: آخرین فرصتته که بزنی به چاک »

‫آخ. ببخشید ترسوندمت ‫باید کنتورتون رو بخونم

‫اوه

‫پشت خونه‌ست ‫می‌تونین از دروازه‌ی پشتی برین

‫ممنون

‫« مـامـان »

‫« جـنـاب تـوبـی مـخـفـی شـده »

‫ای وای

‫یعنی توبی کجا قایم شده؟

‫اینجاست؟

‫اینجا چی؟

‫جناب توبی رو پیدا نمی‌کنم

‫هیچ اثری ازش نیست

‫بگیر که اومد!

‫ضربه‌ی مرگباری خوردم!

‫توبی کجایی؟

‫- خاله‌جون هم‌بازیم! ‫- تونی گردباد!

‫- سلام رفیق ‫- سلام

‫- سلام ‫- چیه؟

‫- نه، آخه... ‫- هنوز آرایش نکردم

‫مشکل آرایش نیست

‫مشکل اینه

‫- این؟ ‫- نه، نگران نباش

‫درستش می‌کنیم

‫"درستش می‌کنیم"؟

‫ای خدا، چقدر این مجله استرس‌زاست

‫کمابیش مطمئنم نصف این اختلال‌ها رو دارم

‫اولیش هم "بی‌ارادگی"ـه؟

‫بی‌ چی‌چی؟

‫"ناتوانی بیمارگونه در تصمیم‌گیری"

‫می‌دونی، اون روز رفته بودم مغازه

‫وایساده بودم توی راهروی ‫خوشبوکننده‌های بدن و بهشون خیره شده بودم

‫و تا 20 دقیقه نمی‌تونستم انتخاب کنم

‫از کی تابحال خوشبوکننده‌ی بدن می‌زنی؟

‫هرهر خندیدم

‫خیلی‌خب، این بهتره؟

‫عجب

‫وای، خیلی بدتره

‫عمداً عین آب‌نبات لباس پوشیدی؟

‫تو... بدجنس‌ترین آدم دنیایی

‫آره، خب، من خواهرتم ‫وظیفه‌م همینه

‫حداقل بگو زیر این لباس

‫یه چیز سکسی پوشیدی

‫خیلی‌خب، این یعنی نه

‫ببخشید. می‌دونی چیه؟ ‫نه، خیلی خوشگل شدی

‫نه، نشدم. انگار قراره

‫برم آسایشگاه سالمندان بینگو بازی کنم

‫بس کن. نه، اینطور نیست

‫خیلی وقته نرفتم خرید

‫چیزی جز لباس‌های کاریم ندارم

‫به‌نظرم بهتره نرم

‫آخه توبی حالش خوب نیست

‫- و حس می‌کنم بهتره بمونم... ‫- "وای"، نه

‫- شاید امشب بهم نیاز داشته باشه ‫- نه، "وای"

‫- اصلاً وقت خوبی نیست، آخه... ‫- وای، نه، نه، نه

‫هی

‫هی

‫منو نگاه کن

‫همه‌شون مثل بلیک نیستن

‫آره

‫- یه قرار ساده بیشتر نیست ‫- اوهوم

‫می‌دونی؟ میری اونجا ‫و یه شام خوشمزه می‌خوری

‫و از هم‌صحبتی با یه مرد خوشتیپ

‫و به‌شدت صبور لذت می‌بری

‫که سه ماهه داره باهات صحبت می‌کنه

‫و اگر حس کردی آدم مناسبی نیست ‫بلند شو بیا

‫- ضرری که نداره ‫- باشه

‫ولی اگر خوب پیش رفت...

‫اوه، آره. اوهوم. بیا اینجا

‫بیا

‫اگر خوب پیش رفت

‫خوشحال میشی که اینو پوشیدی

‫چون لیاقت اینو داری که شاد باشی

‫و باید با یکی بخوابی

‫دیگه وضعت داره عجیب غریب میشه

‫مامانی، مفم توی دماغم گیر کرده!

‫فسقلی هنوزم بلد نیست ‫چطوری دماغشو بگیره

‫آره

‫خیلی‌خب، تو اینو بپوش

‫من میرم مفش رو بگیرم

‫ممنون

‫این چه حرفیه، خواهش می‌کنم

‫- یالا، یالا، یالا، یالا ‫- آره

‫نمک بزن، نمک بزن، نمک بزن. توبی، ببین

‫خیلی‌خب، آماده‌ی رفتنم

‫مامانی، عجب

‫خوشگل شدی

‫ممنون، آقا کوچولو

‫پیش خاله "جن" پسر خوبی می‌مونی؟

‫آقاهه در مورد بابام می‌دونه؟

‫آره، می‌دونه

‫باشه

‫ولی هی، چقدر دوستم داری؟

‫اینقدر!

‫من بیشتر دوستت دارم

‫- ممنون ‫- خواهش

‫خیلی‌خب، یادت نره ‫دستگاه بخور...

‫- دستگاه صدای سفید... ‫- باشه

‫و دندون‌هاشم با خمیردندون مسواک بزنه

‫حتماً، باشه. خودمون از پسش برمیایم، مگه نه؟

‫از پسش برمیایم

‫- باشه ‫- خوش بگذره

‫راستی، ساعت خوابش سر ساعت 8ـه

‫خواهربزرگه حواسش بهتون هست

‫خیلی‌خب، چشم خانم. خوش بگذره

‫- جفتتون رو دوست دارم ‫- خداحافظ

‫یه قرار ساده‌ست

‫« ازم دلخور نشو، 10 دقیقه‌ دیرتر میام »

‫« شرمنده‌م. لطفاً نرو ‫دم بار یه چیز گرون سفارش بده »

‫به پالت خوش اومدین

‫برای امشب میز رزرو کردین؟

‫آره. فکر کنم به اسم "کمبل" باشه

‫- هنری کمبل؟ ‫- اوهوم

‫پیداش کردم. میز دو نفره؟

‫یکم دیرتر میاد

‫اشکال نداره دم بار منتظرش بمونم؟

‫نه چه اشکالی. تشریف ببرید آخر راهرو

‫اونجا بار رو می‌بینین

‫وقتی همراهتون از راه رسید ‫میام خبرتون می‌کنم

‫- باشه، ممنون ‫- می‌خواین پالتوتون رو بگیرم؟

‫آره، ممنون میشم

‫ممنون

‫ممنون

‫سلام. به پالت خوش اومدین

‫- سلام ‫- میز رزرو کردین؟

‫« هنری: یکم دیگه می‌رسم »

‫وای خدا! واقعاً شرمنده

‫- فدای سرت ‫- ممنون

‫- باید حواسم به جلوم باشه ‫- آره

‫چیزی میل دارین؟

‫خب...

‫شراب قرمز مخصوصتون چطوره؟

‫- همم، مالبک بهتره ‫- پس یه لیوان مالبک می‌خورم، ممنون

‫« جن: رسیدم. دیر کرده. توبی چطوره؟ »

‫عه، ممنون

‫راستی، عاشق... عاشق لباستم

‫اوه

‫خواهرم مجبورم کرد بپوشمش

‫اوه. اولین قرارته؟

‫اینقدر ضایع‌ست؟

‫مطمئنی چیز قوی‌تری نمی‌خوای؟

‫احتمالاً بهتره همینو بخورم

‫یهویی دیدی مجبور شدم بزنم به چاک

‫آره

‫دایان؟ منم ریچارد

‫اوه

‫من دایان نیستم. شرمنده

‫- اوه، نه. شرمنده ‫- نه، اشکال نداره

‫- معلومه که دایان نیستی. شرمنده ‫- فدای سرتون

‫با کسی قرار دارم ‫که تابحال ندیدمش، برای همین...

‫- عجب، مردم هنوزم از این قرارها می‌ذارن؟ ‫- ظاهراً آره

‫اگر بخوان با تنها زن کل شیکاگو آشنات کنن

‫- که توی شبکه‌های اجتماعی حساب نداره ‫- عجب

‫آره. عجیبه، مگه نه؟

‫- آره ‫- حتی توی فرندستر هم نداره

‫نشون دادم چقدر پیر شدم. همون فیسبوک

‫عجب

‫- ولی یجورایی باحاله ‫- آره

‫آخه... این روزا ‫چیزای اسرارآمیز کم پیدا میشن

‫دیدگاه خوبیه

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left