Dangerous Animals

Dangerous Animals

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Dangerous Animals 2025 1080p 10bit WEBRip 6CH X265 HEVC-PSA
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-07-22
Allalaadimised: 289
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 199 rida.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« تجربه‌ی تاکر »

‫به‌نظر نمیاد کسی باشه

‫خب پس بریم؟

‫از قبل هماهنگ نکردین، ها؟

‫گفتیم بیایم ببینیم ‫شانس باهامون یار هست یا نه

‫توصیه نمی‌کنم

‫بخصوص تو

‫واقعاً؟ چرا اونوقت؟

‫آخرین گروهی که با خودش برد دریا ‫یه جوونی بین‌شون بود...

‫که شبیه تو بود. دانشجو بود

‫داشت لب قایق می‌شاشید

‫و یه گاوکوسه از آب پرید بیرون

‫کیرشو از جا کند

‫وای خدا!

‫خب، بعید می‌دونم شانس باهاتون یار باشه

‫تاک همین امروز تعطیلاتش رو شروع کرد

‫و تعطیلاتش رو برای هیچکس عقب نمی‌اندازه

‫حلال‌زاده اومد

‫مایلو، خفه‌شو!

‫رفیق، اینا لازمت نمیشه

‫دو تا طعمه‌ی زنده اینجا داری

‫عه! شما کی باشین؟

‫گرگ هستم

‫منم "تاکر"ـم. آمریکایی هستی؟

‫- کاناداییم ‫- آخ، تقریباً درست حدس زدم

‫و این خانم خوشرو کی تشریف دارن؟

‫- هدر ‫- عه!

‫بذار خودش جواب بده، گرگ

‫- "هدر" هستم ‫- هدر، چه قشنگ

‫بذار حدس بزنم... "پام" هستی؟ ‫(بریتانیایی)

‫آخ، نباید دیگه از این کلمه ‫ استفاده کنیم، مگه نه؟

‫نه، اشکالی نداره. آره، انگلیسیم

‫تاک، بهشون گفتم توی تعطیلاتی، رفیق

‫بگین ببینم شما دو تا مرغ عشق ‫کجا اتاق گرفتین؟

‫اوه، ما با همدیگه نیستیم

‫توی... توی مسافرخونه اتاق گرفتیم

‫- خیلی‌خب ‫- شرمنده که از قبل هماهنگ نکردیم

‫قرار بود با یه عده دیگه بریم سی‌ورلد ‫(پارک آبی زنجیره‌ای)

‫ولی خواب موندیم

‫تا دیروقت بیدار بودیم

‫آره، مطمئنم بودین

‫ببخشید

‫خب...

‫پس گمونم هیچکس نمی‌دونه الان اینجایین

‫چطور مگه؟

‫فقط می‌خوام مطمئن بشم

‫وصیت‌هاتون رو کرده باشین

‫هرچی نباشه قراره بریم ‫کنار کوسه‌ها شنا کنیم

‫- آها ‫- ایول

‫خب، 7 سالم که بود ‫« آرواره‌ها را شکست دادم! »

‫با تخته‌ی موج‌سواریم رفته بودم تو آب ‫« آرواره‌ها را شکست دادم! »

‫توی آب‌های کم‌عمق ‫واسه خودم دست‌و‌پا می‌زدم، می‌دونین؟

‫دست‌ها و پاهای لاغرم رو ‫ توی آب تکون می‌دادم

‫و می‌رفتم جلوتر و... نمی‌دونم

‫گمونم از زیر آب شبیه فُک بودم

‫لامصب اومد و بنگ!

‫یه کوسه‌ی سفید کوفتی گازم گرفت

‫- و ولت کرد؟ ‫- آره

‫یه معجزه‌ی حی و حاضر جلوتون وایساده

‫درد داشت؟

‫خب، قلقلکم که نداد

‫آره، قلقلکم نداد

‫ولی چشمام رو باز کرد، می‌دونین؟

‫و از اون‌موقع چشمام بازِ باز بوده

‫و یهویی اتفاقی گازت گرفت؟

‫خب ظاهراً یه تابلویی چیزی

‫در مورد دیدن کوسه و اینا زده بودن، ولی...

‫چه میشه کرد!

‫کسی مراقبت نبود؟

‫خب...

‫در این حد بگم که قدیما ‫اکثر اوقات تنها بودم

‫باورم نمیشه شغلت اینه

‫من بودم دیگه هیچوقت ‫نزدیک آب هم نمی‌رفتم

‫تقصیر کوسه که نیست

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره

‫- چیزی نمیشه ‫- چیزی نیست، آره

‫تجربه‌ی فوق‌العاده‌ای میشه

‫آره

‫خیلی‌خب، بچه‌ها!

‫ناز و کرشمه بسه ‫وقتشه بفرستیمتون توی آب!

‫- خیلی‌خب... ‫- نگران نباش، گرفتمت

‫وای خدا، باورم نمیشه ‫گذاشتم راضیم کنی این‌کارو بکنم

‫اوه! اوه!

‫اوه، کوسه "ماکو"ـه ‫یوزپلنگ دریاها

‫نمی‌تونم

‫نمی‌تونم...

‫خب، فعلاً نمی‌تونی

‫چون یه کار دیگه مونده

‫خوب گوش کنین، این یه تمرین

‫آرامش‌بخش باستانی خیلی خاصه ‫ که بهم یاد دادن

‫و سال‌ها ملوانی کردم ‫تا تونستم توش استاد بشم

‫اگر هرکاری میگم انجام بدین ‫قول میدم آروم‌تون می‌کنه

‫حالا چشماتون رو ببندین

‫یه نفس عمیق بکشین

‫و حالا بدین بیرون

‫و بدین داخل

‫و بدین بیرون

‫به شرطی جواب میده که توام بخونی

‫اوهوم. اوهوم

‫وای خدا، محشر بود!

‫سی‌ورلد به گرد پاشم نمی‌رسه، ها؟

‫آره والا

‫آره، یه روزی می‌تونین داستانش رو ‫برای نوه‌هاتون تعریف کنین

‫پسر. خیلی محشر بود

‫آره

‫وای خدا، خیلی ممنون ‫که وقت گذاشتی ما رو بیاری...

‫به قایقم خوش اومدی

‫« حـیـوانـات خـطـرنـاک »

‫« بـهـشـت مـوج‌سـواران »

‫باید همونجا باشه ‫جایی که گفتم رو گشتی؟

‫آره، گشتم ‫کابل باتری به باتری رو پیدا نکردم

‫پس حتماً تموم کردیم. شرمنده

‫ممنون

‫احیاناً تو نداری؟

‫نه

‫چه خبر؟

‫سلام، چطوری؟

‫عجب روز محشریه، نه؟

‫سلام

‫بازم منم

‫آره پسر، گفتم که کمکی از دستم برنمیاد

‫واقعاً کابل باتری به باتری نداری؟

‫- وقتی همچین ماشینی داری؟ ‫- چی بگم والا

‫با خطر کردن عشق می‌کنم

‫فکر کنم فروشنده دلش بخواد ‫فیلم دوربین مداربسته رو ببینه

‫شوخیت گرفته؟

‫واقعاً داری همچین کاری می‌کنی؟

‫داری ازم اخاذی می‌کنی؟

‫فقط باید خودمو برسونم به ماشینم

‫ده بلوک پیاده اومدم ‫و هیچ کابلی پیدا نکردم

‫ببین، قاتل زنجیره‌ای نیستم، خب؟

‫قول میدم

‫صندلی کنار راهرو یا پنجره؟

‫یه... یه فرضیه دارم که

‫کسایی که صندلی کنار راهرو رو ترجیح میدن ‫بیشتر خوشرو و مهربون هستن

‫و برعکس، کسایی که صندلی ‫کنار پنجره رو ترجیح میدن، بیشتر...

‫درون‌گرا و بافکر هستن

‫بدجوری حس می‌کنم ‫اهل صندلی کنار پنجره‌ای

‫داری تبلیغ مورمون‌ها رو می‌کنی؟

‫چون عمراً بهتون ملحق نمیشم ‫پس به خودت زحمت نده

‫چرا... چرا فکر کردی من "مورمون"ـم؟

‫پسر، به قیافه‌ت می‌خوره ‫مستقیم از کتاب مورمون‌ها دراومده باشی

‫خیلی‌خب، آره راست میگی. نه، من...

‫من تو کار خرید و فروش املاکم

‫عالیه

‫آپارتمان می‌فروشم، نه رستگاری ابدی

‫میشه خفه‌خون بگیری؟

‫آره

‫آره

‫- چه ماشین خوشگلی ‫- مال مامانم بوده

‫به قیمت خوبی بهم دادش

‫اونم مال مامانته؟

‫کجا موج‌سواری می‌کنی؟

‫بیشتر توی "اسنپر". جای خوبیه

‫ولی ارتفاع امواجش خیلی کم و زیاد میشه

‫آره

‫می‌خوای یه راز محلی رو بهت بگم؟

‫باشه

‫ولی نباید به هیچکس بگی

‫اهل صندلی دم پنجره‌م، یادته؟

‫آره. راست میگی

‫خیلی‌خب، دفعه‌ی بعدی که رفتی وسط آب

‫باید روی ساحل دنبال نیمکت آبی بگردی

‫خب؟ باید دقیقاً وسط اون نیمکت باشی

‫اینطوری تعداد امواجت دو برابر میشن

‫ممنون

‫و ببین، محض اطلاعت...

‫عمراً بابت یخ‌ در بهشت لوت نمی‌دادم

‫آره، منم بهتر بود

‫از روی ظاهر قضاوتت نمی‌کردم، پس... ‫این به اون در

‫موسی مارکلی

‫- زفیر ‫- از آشناییت خوشبختم، زفیر

‫حالا برو ماشینت رو روشن کن

‫چشم خانم

‫ایول! نجاتم دادی

‫- قابلتو نداشت ‫- ممنون

‫طرفدار کریدنس هستی، آره؟

‫آره چجورم. توام گوش میدی؟

‫آره، ولی نه این آهنگشون

‫مگه... مگه "قیلی ویلی" مشکلش چیه؟

‫پسر، آهنگی مثل "پسر خوش‌شانس" دارن

‫که در مورد بچه‌های فقیریه که ‫توی جنگ‌های آدم‌های پولدار می‌جنگن

‫و آهنگ "کافیه نور رو ببینم" رو هم دارن

‫که در مورد یه غریبه‌ست ‫که می‌خواد حس کنه کسی درکش می‌کنه

‫و...

‫و "قیلی ویلی" لامصب رو هم دارن

‫که در مورد یه رقص مسخره‌ست

‫نمی‌دونم چی بگم ‫آره، آهنگ چرتیه

‫- بخوای منطقی بهش نگاه کنی ‫- خیلی‌خب

‫رقصه استعاره‌ست

‫- آهنگه در مورد عشقه ‫- عجب

‫در مورد اون حس "قیلی ویلی"ـه ‫که وقتی نیمه‌ی گمشده‌ت رو پیدا کردی

‫- خیلی‌خب ‫- توی دلت حس می‌کنی

‫و باید دلتو بزنی به دریا

‫غیر از این چیکار میشه کرد؟

‫- آخ، آخ! ‫- چیه؟ چیه؟ چیه؟ چیه؟

‫چیه؟

‫پیچ‌گوشتی باله‌ی تخته‌ست

More Farsi Persian subtitles for Dangerous Animals

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left