Esimesed 199 rida.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
« تجربهی تاکر »
بهنظر نمیاد کسی باشه
خب پس بریم؟
از قبل هماهنگ نکردین، ها؟
گفتیم بیایم ببینیم شانس باهامون یار هست یا نه
توصیه نمیکنم
بخصوص تو
واقعاً؟ چرا اونوقت؟
آخرین گروهی که با خودش برد دریا یه جوونی بینشون بود...
که شبیه تو بود. دانشجو بود
داشت لب قایق میشاشید
و یه گاوکوسه از آب پرید بیرون
کیرشو از جا کند
وای خدا!
خب، بعید میدونم شانس باهاتون یار باشه
تاک همین امروز تعطیلاتش رو شروع کرد
و تعطیلاتش رو برای هیچکس عقب نمیاندازه
حلالزاده اومد
مایلو، خفهشو!
رفیق، اینا لازمت نمیشه
دو تا طعمهی زنده اینجا داری
عه! شما کی باشین؟
گرگ هستم
منم "تاکر"ـم. آمریکایی هستی؟
- کاناداییم - آخ، تقریباً درست حدس زدم
و این خانم خوشرو کی تشریف دارن؟
- هدر - عه!
بذار خودش جواب بده، گرگ
- "هدر" هستم - هدر، چه قشنگ
بذار حدس بزنم... "پام" هستی؟ (بریتانیایی)
آخ، نباید دیگه از این کلمه استفاده کنیم، مگه نه؟
نه، اشکالی نداره. آره، انگلیسیم
تاک، بهشون گفتم توی تعطیلاتی، رفیق
بگین ببینم شما دو تا مرغ عشق کجا اتاق گرفتین؟
اوه، ما با همدیگه نیستیم
توی... توی مسافرخونه اتاق گرفتیم
- خیلیخب - شرمنده که از قبل هماهنگ نکردیم
قرار بود با یه عده دیگه بریم سیورلد (پارک آبی زنجیرهای)
ولی خواب موندیم
تا دیروقت بیدار بودیم
آره، مطمئنم بودین
ببخشید
خب...
پس گمونم هیچکس نمیدونه الان اینجایین
چطور مگه؟
فقط میخوام مطمئن بشم
وصیتهاتون رو کرده باشین
هرچی نباشه قراره بریم کنار کوسهها شنا کنیم
- آها - ایول
خب، 7 سالم که بود « آروارهها را شکست دادم! »
با تختهی موجسواریم رفته بودم تو آب « آروارهها را شکست دادم! »
توی آبهای کمعمق واسه خودم دستوپا میزدم، میدونین؟
دستها و پاهای لاغرم رو توی آب تکون میدادم
و میرفتم جلوتر و... نمیدونم
گمونم از زیر آب شبیه فُک بودم
لامصب اومد و بنگ!
یه کوسهی سفید کوفتی گازم گرفت
- و ولت کرد؟ - آره
یه معجزهی حی و حاضر جلوتون وایساده
درد داشت؟
خب، قلقلکم که نداد
آره، قلقلکم نداد
ولی چشمام رو باز کرد، میدونین؟
و از اونموقع چشمام بازِ باز بوده
و یهویی اتفاقی گازت گرفت؟
خب ظاهراً یه تابلویی چیزی
در مورد دیدن کوسه و اینا زده بودن، ولی...
چه میشه کرد!
کسی مراقبت نبود؟
خب...
در این حد بگم که قدیما اکثر اوقات تنها بودم
باورم نمیشه شغلت اینه
من بودم دیگه هیچوقت نزدیک آب هم نمیرفتم
تقصیر کوسه که نیست
- حالت خوبه؟ - آره
- چیزی نمیشه - چیزی نیست، آره
تجربهی فوقالعادهای میشه
آره
خیلیخب، بچهها!
ناز و کرشمه بسه وقتشه بفرستیمتون توی آب!
- خیلیخب... - نگران نباش، گرفتمت
وای خدا، باورم نمیشه گذاشتم راضیم کنی اینکارو بکنم
اوه! اوه!
اوه، کوسه "ماکو"ـه یوزپلنگ دریاها
نمیتونم
نمیتونم...
خب، فعلاً نمیتونی
چون یه کار دیگه مونده
خوب گوش کنین، این یه تمرین
آرامشبخش باستانی خیلی خاصه که بهم یاد دادن
و سالها ملوانی کردم تا تونستم توش استاد بشم
اگر هرکاری میگم انجام بدین قول میدم آرومتون میکنه
حالا چشماتون رو ببندین
یه نفس عمیق بکشین
و حالا بدین بیرون
و بدین داخل
و بدین بیرون
به شرطی جواب میده که توام بخونی
اوهوم. اوهوم
وای خدا، محشر بود!
سیورلد به گرد پاشم نمیرسه، ها؟
آره والا
آره، یه روزی میتونین داستانش رو برای نوههاتون تعریف کنین
پسر. خیلی محشر بود
آره
وای خدا، خیلی ممنون که وقت گذاشتی ما رو بیاری...
به قایقم خوش اومدی
« حـیـوانـات خـطـرنـاک »
« بـهـشـت مـوجسـواران »
باید همونجا باشه جایی که گفتم رو گشتی؟
آره، گشتم کابل باتری به باتری رو پیدا نکردم
پس حتماً تموم کردیم. شرمنده
ممنون
احیاناً تو نداری؟
نه
چه خبر؟
سلام، چطوری؟
عجب روز محشریه، نه؟
سلام
بازم منم
آره پسر، گفتم که کمکی از دستم برنمیاد
واقعاً کابل باتری به باتری نداری؟
- وقتی همچین ماشینی داری؟ - چی بگم والا
با خطر کردن عشق میکنم
فکر کنم فروشنده دلش بخواد فیلم دوربین مداربسته رو ببینه
شوخیت گرفته؟
واقعاً داری همچین کاری میکنی؟
داری ازم اخاذی میکنی؟
فقط باید خودمو برسونم به ماشینم
ده بلوک پیاده اومدم و هیچ کابلی پیدا نکردم
ببین، قاتل زنجیرهای نیستم، خب؟
قول میدم
صندلی کنار راهرو یا پنجره؟
یه... یه فرضیه دارم که
کسایی که صندلی کنار راهرو رو ترجیح میدن بیشتر خوشرو و مهربون هستن
و برعکس، کسایی که صندلی کنار پنجره رو ترجیح میدن، بیشتر...
درونگرا و بافکر هستن
بدجوری حس میکنم اهل صندلی کنار پنجرهای
داری تبلیغ مورمونها رو میکنی؟
چون عمراً بهتون ملحق نمیشم پس به خودت زحمت نده
چرا... چرا فکر کردی من "مورمون"ـم؟
پسر، به قیافهت میخوره مستقیم از کتاب مورمونها دراومده باشی
خیلیخب، آره راست میگی. نه، من...
من تو کار خرید و فروش املاکم
عالیه
آپارتمان میفروشم، نه رستگاری ابدی
میشه خفهخون بگیری؟
آره
آره
- چه ماشین خوشگلی - مال مامانم بوده
به قیمت خوبی بهم دادش
اونم مال مامانته؟
کجا موجسواری میکنی؟
بیشتر توی "اسنپر". جای خوبیه
ولی ارتفاع امواجش خیلی کم و زیاد میشه
آره
میخوای یه راز محلی رو بهت بگم؟
باشه
ولی نباید به هیچکس بگی
اهل صندلی دم پنجرهم، یادته؟
آره. راست میگی
خیلیخب، دفعهی بعدی که رفتی وسط آب
باید روی ساحل دنبال نیمکت آبی بگردی
خب؟ باید دقیقاً وسط اون نیمکت باشی
اینطوری تعداد امواجت دو برابر میشن
ممنون
و ببین، محض اطلاعت...
عمراً بابت یخ در بهشت لوت نمیدادم
آره، منم بهتر بود
از روی ظاهر قضاوتت نمیکردم، پس... این به اون در
موسی مارکلی
- زفیر - از آشناییت خوشبختم، زفیر
حالا برو ماشینت رو روشن کن
چشم خانم
ایول! نجاتم دادی
- قابلتو نداشت - ممنون
طرفدار کریدنس هستی، آره؟
آره چجورم. توام گوش میدی؟
آره، ولی نه این آهنگشون
مگه... مگه "قیلی ویلی" مشکلش چیه؟
پسر، آهنگی مثل "پسر خوششانس" دارن
که در مورد بچههای فقیریه که توی جنگهای آدمهای پولدار میجنگن
و آهنگ "کافیه نور رو ببینم" رو هم دارن
که در مورد یه غریبهست که میخواد حس کنه کسی درکش میکنه
و...
و "قیلی ویلی" لامصب رو هم دارن
که در مورد یه رقص مسخرهست
نمیدونم چی بگم آره، آهنگ چرتیه
- بخوای منطقی بهش نگاه کنی - خیلیخب
رقصه استعارهست
- آهنگه در مورد عشقه - عجب
در مورد اون حس "قیلی ویلی"ـه که وقتی نیمهی گمشدهت رو پیدا کردی
- خیلیخب - توی دلت حس میکنی
و باید دلتو بزنی به دریا
غیر از این چیکار میشه کرد؟
- آخ، آخ! - چیه؟ چیه؟ چیه؟ چیه؟
چیه؟
پیچگوشتی بالهی تختهست
No comments yet. Be the first to leave one.