Esimesed 200 rida.
تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان
ارائه ای از Farhad MC Metti The Alpha
حرف بزن
حرف بزن
... برای بار آخر
«عبدل سلمان آل ارکان» رو از زندان پاریس آزاد کنید
من «لوکاس گریوز» هستم، گزارشگر IDP تمام
خواهش میکنم اونا هممون رو میکشن
آزادش کنین یا اعدام تا 45دقیقه دیگه بطور زنده پخش میشه
اونا هممون رو میکشن
قوی باش
هدف تائید شد
تو باید بکشیشون
کشته شدن یه غربی توسط هم وطن خودش یه پیام بزرگ رو میرسونه
محاسبه مسیر
باید تماس می گرفتن
اونا باید تا حالا تماس می گرفتن!
نه نه نه خواهش میکنم
خواهش میکنم منو نکشین
برین برین
یالا حرکت کنین
دارن فرار میکنن بریم بریم
برین
قسمت شمالی با من
خیلی خب
قسمت جنوبی رو بگردین
محیط رو قرنطینه کنین
لعنتی اون اینجا نیست
اونارو سوار کامیون کن
بریم بریم
کیمبرال اینجا نیست کلید ها دست اونه
زودباش
اون دیگه چه کوفتی بود؟
باید بریم "شوو"
یالا یالا یالا
کیمبرال کدوم گوریه؟
کیمبرال40ثانیه دیر کردی
برو برو
کدوم گوری بودی؟
اون تیر خورده - یکم بهم فضا بدین بهم فضا بدین -
آلیس آلیس
زودباش
ای لعنت
ابی
برو کنار برو کتار تکون بخور چه اتفاقی افتاده؟
تیر خورده تو سینه ش
چرا انقد طولش دادین؟
لعنتی گوه توش
خیلی خب
خدایا
اون مرده
لعنتی
این تقصیر توعه
چه اتفاقی افتاد؟
خدا لعنتش کنه
چی شد؟
شانس اینو داشتم که انبار اسلحه شونو بترکونم و اینکارو کردم
این جزئی از نقشه لعنتی مون نبود - خودم به نقشه اضافش کردم -
اوه پس اضافش کردی؟ - ... مسیری که انتخاب کردم و -
تو کجا بودی؟ - از برنامه کامپیوترت استفاده کردی؟ -
... شوو وقت خیلی کم بود
شوو الگوریتم ها ثابت و درست بودن
یه گروگان رو جا گذاشتی؟
رئیس قراره خیلی عصبی شه
مارو از اینجا ببر "هاش"
میخواستی منو ببینی؟ - آره بیا تو بشین -
میزارم که بری
چی؟ - میزارم بری -
دیگه به خدماتت احتیاجی نیست
میدونی مهمترین بخش این کار اینه که بدونی
میتونی به همکارت اعتماد کنی
قبلا بهت گفتم که این برنامه کامپیوترت هنوز آماده نیست
تو تیم رو به چالش کشیدی
برنامه من آماده نیست یا اینکه تو دوسش نداری؟
یه زن جونشو از دست داد
بدون الگوریتم هم اتفاق نمی افتاد اینو گردن من ننداز
هرچقدر میخوای بهونه سر هم کن الگوریتم
هرچیزی که هست یه زن جونشو از دست داد
چون تو به یه کامپیوتر بیشتر از دوستت اعتماد کردی
تو باید بری
بهت گفتم که خیلی جمعیتمون زیاد شده
میخوای همونجا بشینی سر من غر بزنی یا برگردی سر کارت؟
دفعه بعد بهت گوش میکنم احتمالا
به زبون شما من احمقم چی میشه؟
من احمق هستم
چرا میخوای زبان چینگدائو یاد بگیری؟
یادگرفتنش برای گوش یه غربی تقریبا غیر ممکنه
من غیر ممکن رو دوست دارم
این بازی گو خیلی جذابه
چرا فکر میکنی همیشه برنده ای؟
چون از وقتی چهار سالم بوده گو بازی میکردم
و تو دو سال پیش بازی رو شروع کردی
تو همه چیز رو با هم حرکت میدی
تو قلمرو رو یک دست و مال خودت میکنی
تو مهره های منو میگیری همه مهره ها رو به حرکت در میاری
توی کارخونه که بودی هیچکدوم از افرادت باهم حرکت نمیکردن
تو همه رو به حرکت در نیاوردی
کیمبرال میخواست ازت سبقت بگیره
شاید بهتره من تنها کار کنم
هیچکس این کارو تنها انجام نمیده
فکر کنم به همین خاطره که همیشه توی مأموریت ها صدای تو توی گوشمه
شاید اون شبیه حرفای من باشه ولی صدای خودته که منعکسش میکنه
هرچقدر زمان برای استراحت میخوای بگیر
ولی وقتی برگشتی ازت میخوام یه نیرو برای کار تیمی باشی
مثل کیمبرال نباش
درک مستقیم و خودآگاهی رو اشتباه نگیر
بهم اعتماد کن شوو به درک مستقیمت اعتماد کن
همیشه
... ماهواره ارتباطات اصلی
... فقط برای یه هدف درست شده
اینکه چطور یه پیام رو به دور دنیا بفرسته
و پیام به درستی به گیرنده برسه
امروز در تکنولوژی یوسینگ مفتخریم که آینده
فناوری ماهوارهای رو به شما معرفی کنیم
.... ما این کار رو با قطعات کوچک ولی سریعتر
الان زمانیه که باید تصاویر عوض شن؟
من به تصاویر نیازی ندارم
مگه اینجا سیرک آفتابه؟
لابد موقع معرفی ماهواره های مکعبی میخواین عکس پلنگ بزارین
چین
میشه یکم کمک کنی لطفا؟
چی شده؟ من پلنگ دوست دارم
خیلی خب بچه ها دوباره از اول شروع میکنیم
یوسینگ؟ - هان؟ -
نگران نباش داداش کوچیکه مشکلی پیش نمیاد
ممنونم
انتظار نداشتم اینجا ببینمت
شغلت تورو از من پر مشغله تر کرده
کی فکرشو میکرد یه متخصص امنیت بودن اینقدر زمان بره؟
من هفته بعد در ماکائو یه مأموریت دارم
پس تو همین اطراف بودی
از دیدنت خوشحالم چین
کاش میتونستم همینو درباره برادرت بگم
چطور میتونم کمکت کنم؟
یوسینگ توی دردسر افتاده
چه نابغه باشه چه نباشه بی احتیاطه
خیلیا میخوان مرده اونو ببینن - کیا؟ -
بیشترین نگرانیم یه شرکت به اسم "راشکو"عه
اونا یه غول فناوری تو ژنو هستند
و اونا سه بار سعی کردن یوسینگ رو بخرن ولی اون قبول نکرد
اونا آدمایی نیستن که جواب رد رو قبول کنن
اون این هفته برای یه جشن مجردی میره بانکوک
اون محافظ شخصی قبول نمیکنه
من بهت پول میدم
ما یه خونواده ایم نیازی ب پول نیست
مهمونی تمومه بریم اینجا امن نیست
خوشحالم که اینجایی
خیلی خب پسرعمو
من میبرمت خونه
من گالیله هستم تو زندانی شماره1764 هستی
تکرار میکنم تو زندانی شماره1764 هستی
به هادس خوش اومدی
زندانی1764 توجه
تو قراره تو باغ وحش مبارزه کنی
شروع مبارزه
مبارزه تمومه
زندانی 1764 شما دوساعت زمان استراحتگاه بدست آوردی
بقیه زندانی ها به سلول هاشون برگردن
حالت خوبه؟
همه زندانی ها به سلول هاشون برگردن
... باید یه کسی باشه که باهاش حرف بزنیم که
مارو از اینجا ببره بیرون من کار اشتباهی نکردم
من هیچ کار اشتباهی نکردم
زندانی1764 به سمت استراحتگاه
این چیه؟
باید جایی باشه که برنده ها میرن
شوو گمشده خبر موثّقه تو چی داری؟
دخترعموش میگه 18 ساعته داره سعی میکنه باهاشون تماس بگیره هنوز موفق نشده
شنبه شب مهمونی بوده - چیزی از مهمونی دستگیرت نشد؟ -
نه نوار دوربین امنیتی نه هیچی
خیلی خب من بررسی میکنم
تمام زندانیان به سلول هاشون برگردن
تمام زندانیان به سلول هاشون برگردن
اولین کاری که تو زندان میکنن اینه که روحیه تو از بین میبرن
نباید بزاری همچین اتفاقی بیوفته تو باید قوی باشی
باید روی سه کلید برای یه فرار موفق تمرکز کنی
اون سه کلید چی هستن؟
یک شناختن نقشه اصلی زندان
دو فهمیدن روال کار زندان
سه داشتن کمک از داخل یا بیرون زندان
کار تیمی دقیقا ویژگیه مورد علاقه تو
یادت باشه شوو با هم کار میکنی همه با هم حرکت میکنیم
یک هفت شیش چهار
تو رئیس زندانی؟
پسر عموت مرد خیلی برجسته ایه
اون جزئیات اختراع 34ACJL رو بهم داد
اما اختراع 36 BBBCK رو نه
تو باید راضیش کنی که اطلاعات رو بهم بده
چرا باید همچین کاری بکنم؟
شما با هم بزرگ شدین
شماها مثل برادرین
اما شما واقعا برادر نبودین
یه تراژدی خانوادگی تورو مجبور کرد با اون زندگی کنی
تو از یوسینگ متنفری
اینکه اون چطور از همه باهوش تره
اون می تونست به خیلی از مردم کمک کنه ولی خودش رو به همه ترجیح داد
و خیلی پولدار شد
... و حالا عشق اون به پول
... اختراع گرانبهای اون
داره تورو به کشتن میده
No comments yet. Be the first to leave one.