The Gilded Age

The Gilded Age

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 3

Väljalaske info

The Gilded Age S03E04 Marriage Is a Gamble 1080p MAX WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-07-20
Allalaadimised: 59
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫« عـصـر طـلایـی »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫ببخشید که توی همچین روزی ‫که حتماً حسابی سرتون شلوغه

‫وسط کارتون گفتم بیاین

‫ولی چیز دیگه‌ای تا عروسی نمونده

‫و می‌خواستم برای بار آخر ‫باهاتون صحبت کنم

‫چیزی که ازتون می‌خوام ‫اینه که از این به بعد

‫به عنوان یک تیم واحد عمل کنین

‫وقتی گل‌فروش‌ها روز قبلش اومدن ‫لطفاً بهشون کمک کنین

‫اگر کارکنان آشپزخونه ‫به افراد بیشتری احتیاج داشتن

‫لطفاً بهشون کمک کنین

‫وقتی اتاق‌ها آماده میشن

‫لطفاً به هر شکلی که می‌تونین ‫کمک کنین

‫ممنون

‫- می‌تونید برید ‫- چشم بانو

‫چورچ، برای کسایی

‫که حمل‌و‌نقلشون رو پذیرفتیم آماده‌ایم؟

‫فکر کنم بله، خانم

‫با آقای جانسون صحبت کردم

‫اگر میشه هرموقع کیک ‫آماده شد می‌خوام ببینمش

‫چشم، خانم

‫سوال دیگه‌ای دارین؟

‫دوشیزه گلدیس امروز میاد پایین؟

‫دوشیزه گلدیس تصمیم گرفته ‫توی این زمانی که قبل از مراسم داره

‫برای استراحت استفاده کنه

‫وقتی حس کرد بقدر کافی استراحت کرده ‫میاد پایین

‫ممنونم

‫امیدوارم قصد نداشته باشه ‫دوباره فرار کنه

‫دیگه وقت این حرفا گذشته، خانم بروس

‫ممنون

‫ایدا، توام باید یه لباس جدید ‫سفارش می‌دادی، عزیزم

‫دلیلی براش نمی‌بینم

‫آره

‫عجیب به‌نظر میاد ‫که همچین دختر بی‌اهمیتی

‫شده فکر و خیال کل نیویورک

‫ماریان ازش خوشش میاد

‫ماریان زیادی لطف می‌کنه

‫خانم ون‌راین ‫آخرین صورت‌حسابتون رو آماده کردیم

‫ولی ظاهراً کمی سردرگمی پیش اومده

‫که باید تقدیم کی بشه

‫اوه

‫بدین به من

‫خانم لوک فورته، از این به بعد

‫من صورت‌حساب‌ها رو پرداخت می‌کنم

‫بسیارخب، خانم فورته

‫- بله ‫- ممنونم

‫که اینطور

‫قراره تا قرون آخر پول‌هایی ‫که خرج می‌کنم، بره زیر ذره‌بین؟

‫هر قرونی که از پول من خرج کنی ‫میره زیر ذره‌بین، آره

‫وقتی جامون برعکس بود

‫تابحال شد سوال‌پیچت کنم؟

‫آره

‫خب، شاید پرسیده باشم ‫چرا لباس لازم داری

‫وقتی هیچوقت نمی‌رفتی بیرون

‫خب، حالا قراره جفتمون ‫بریم عروسی خانواده‌ی راسل

‫و صورت‌حسابش دستمه

‫پرداختش می‌کنم ‫ولی گمونم این حق رو دارم

‫که قبل از پرداخت بررسیش کنم

‫میشه توی راه برگشتن به خونه ‫منو برسونی زرادخانه؟

‫باید برم جلسه‌ی هیئت خیریه

‫اوه

‫باشه حتماً

‫به‌نظرت چقدر طول می‌کشه؟

‫فکر کنم دو ساعتی بشه

‫تا قبل از ناهار برمی‌گردم خونه

‫چطور مگه؟

‫همینطوری

‫آقای راسل چی می‌خواست؟

‫یه نامه به دستش رسیده

‫از طرف کی؟ چه نامه‌ای؟

‫آقای وستون، تولیدکننده‌ای که سعی کردیم

‫راضیش کنیم ساعت رو تولید کنه

‫راضی شده؟

‫چیزی نگفت، فقط گفت ‫می‌خواد دوباره ما رو ببینه

‫خب، حتماً حس می‌کنی ‫که علاقه‌مند به‌نظر میاد یا نه

‫هیچ‌جوری به‌نظر نمیاد

‫فقط زمان و مکان جلسه رو بهمون گفت

‫شاید تصمیم گرفته ایده‌ت رو بدزده ‫و تنهایی تولیدش کنه

‫وقتی اختراعش رو ثبت کرده ‫همچین چیزی بعیده

‫میشه گواهینامه‌ی ‫ ثبت اختراع‌ها رو زیر پا گذاشت

‫کی جلسه دارین؟

‫روز قبل از عروسی دوشیزه راسل

‫به‌نظرتون بهتر نیست بذارم ‫آقای لری تنهایی بره؟

‫نه

‫چه خبر خوب باشه چه بد

‫باید اونجا باشی و بشنوی

‫مشکلت با ماریان بروک چیه؟

‫مشکلی باهاش ندارم

‫برای عروسی دعوتش کردم، مگه نه؟

‫عمه‌هاش رو هم دعوت کردم

‫پسرعمه‌ش رو هم دعوت کردم

‫فقط کم مونده سگ عمه‌ش رو هم دعوت کنم

‫پس چرا نمی‌تونه ساقدوش باشه؟

‫سایزش اندازه‌ی "لیونی جروم"ـه

‫و دیگه کی می‌تونه ‫در عرض چند روز، جاش رو پر کنه؟

‫ولی کری استور ‫مری درکسل و ایزابل وینتروپ هم هستن

‫مادر، دوشیزه جروم مریضه

‫و اگر 6 تا ساقدوش می‌خوای ‫باید یکی رو پیدا کنی

‫که بتونه لباس اونو بپوشه

‫بعلاوه، اون و گلدیس ‫از همدیگه خوششون میاد

‫برتا، اینو دیدی؟

‫ حروف اول اسم ‫پس از ازدواج دوشیزه راسل

‫با طلا در سراسر کرست وی ‫گلدوزی خواهد شد

‫لباس زیرش؟

‫این دیگه زیاده‌رویه

‫این جزئیات رو از کجا می‌فهمن؟

‫اگر هکتور فکر کنه

‫داریم برای جلب توجه ‫این‌کارو می‌کنیم چی؟

‫فکر نکنم برام اهمیتی داشته باشه ‫ولی باید بفهمی

‫اطلاعاتشون رو از کجا میارن

‫مگه دوشیزه بروک مشکلش چیه؟

‫بقدر کافی برات سرشناس نیست؟

‫حالا که مجبورم می‌کنی بگم ‫نه، نیست

‫بعد از ازدواجش، گلدیس یکی از

‫مهم‌ترین افراد نیویورک میشه

‫جایگاهش در بین ‫طبقه‌ی اعیان لندن هم بالا میره

‫خانم بروک در حد و اندازه‌ش نیست

‫برتا، واقعاً اینقدر اهمیت داره؟

‫اینقدر بابت همه‌چی پافشاری نکن

‫خیلی‌خب

‫برای دوشیزه بروک نامه می‌نویسم

‫یکی از خدمتکارها نامه رو براش ببره

‫و امیدوارم راضی بشی

‫از هیچ چیز این قضایا راضی نیستم

‫هنوز خاله مونیکا رو دعوت نکردی؟

‫- نه ‫- چرا نه؟

‫همچین کاری انصافه؟

‫مجبور میشه از آلبانی تا اینجا بیاد

‫اصلاً از شهر خوشش نمیاد

‫مادر، اون خواهرته ‫و تنها عضو فامیلته

‫که می‌شناسیم

‫مشکل چیه؟

‫داری سعی می‌کنی ‫گذشته‌ی خودت رو بازنویسی کنی

‫تا زیر ذره‌بین خانم استور کم نیاری؟

‫آخه اگه دعوتش کنم باید اینجا بمونه

‫خب مشکلش چیه؟

‫خونه زیادی کوچیکه؟

‫یک نفر اینجاست ‫یک روح سرگردان

‫ذهن‌هایتان را باز کنید ‫و بگذارید شک و تردید از قلب‌هایتان رخت بندد

‫درد و رنجی واقعی حس می‌کنم ‫غم فقدانی سنگین

‫غم فقدان خیلی سنگینیه

‫مردی رو می‌بینم که جوان نیست

‫ولی پیر هم نیست

‫یک مرد شریف، و عاشق ‫عاشق تو

‫اوه

‫حتماً شوهرمه

‫- می‌خواد بدونه ‫- خب؟

‫می‌خواد بدونه

‫چی؟

‫چی می‌خواد بدونه؟

‫خانم فورته کجاست؟

‫توی اتاق غذاخوریه، خانم

‫اتاق غذاخوری؟

‫بله، ولی فکر نکنم ‫دلشون بخواد کسی مزاحمشون بشه

‫این شامل حال من نمیشه

‫اینجا چه خبره؟

‫خیلی زودتر از چیزی ‫که انتظار داشتم برگشتی

‫نرفتم جلسه

‫چرا؟

‫چون تو حق عضویت رو پرداخت کردی

‫برای همین الان تو عضو حساب میشی

‫و منو کاملاً انداختن بیرون

‫خب، متاسفم

‫نباش

‫بگو ببینم این کیه؟

‫ایشون خانم داشکوواست

‫خانم باور خانم داشکوورا رو ‫بخاطر توانایی‌هاشون توی...

‫نفس در سینه حبس کردم که بهم بگی

‫بخاطر توانایی‌هاشون توی ‫ارتباط با مرده‌ها می‌شناسن

‫چی؟

‫فکر کنم شنیدی چی گفتم

‫امیدوار بودم اشتباه شنیده باشم

‫لطفاً نگو این کارا بخاطر "لوک"ـه

‫مگه باید با کس دیگه‌ای صحبت کنم؟

‫فهم این چیزها ‫برای تازه‌کارها سخته

‫خیلی هم خوب می‌فهمم که خواهرم

‫داغدار، آسیب‌پذیر

‫و تلقین‌پذیره

‫خواهرم زن بخشنده‌ایه ‫ولی وقتی پای هرچیزی

‫که خارج از حیطه‌ی ‫بُعد عادی‌مون وسط باشه

‫کوته‌بین میشه

‫اولین باری نیست ‫که با همچین چیزی روبه‌رو میشم

‫مطمئنم آخرین بار هم نخواهد بود

‫اگر میشه لطف کنین تشریف ببرین

‫بنیستر

‫معذرت می‌خوام

‫کارت من رو بگیر

‫دوباره همدیگه رو خواهیم دید

‫شوهرت حرف‌های دیگه‌ای هم باهات داره

‫خداحافظ، خانم باور

‫و ممنونم

‫بانو داشکووا دارن تشریف می‌برن

‫و توام می‌تونی بری، خانم باور

‫و لطفاً دیگه به این شکل

‫دخالت نکن

‫چشم خانم

‫توبیخت نمی‌کنم ‫چون همچین کاری درست نیست

‫فقط اینو میگم که اگر لوک بود ‫از این کارت خوشش نمیومد

‫من تسلیم نمیشم

‫به زندگی پس از مرگ باور دارم

More Farsi Persian subtitles for The Gilded Age

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left