Esimesed 170 rida.
چه نوع فالی ميخوای؟
... برادرم
لطفا جای برادرم رو بهم بگو
. خیلی خوب
برات فال میگیرم که برادرت . کجا هست
مویی و سوگاناشی بر زننده ی دنيا
....دارم ميميرم
واقعاً ممکنه که جادو وارد یه انگشتر بشه؟
البته اگه بتونی كنترلش كنی
.متاسفانه توی كنترلش افتضاحم
. منم بهتر از تو نیستم
.... بايد سعی كنم خشاب رو در بيارم
. کارش نمیشه کرد ... بیا تا وقتی كه ماهر بشيم
. تا جون داریم تمرین کنیم
! اخ
! منم همراهتم
! تاکشی
. ایسوشیما
دوباره دیر کردی ؟
چیزی شده ؟
. مویی ... مویی رفته
ديشب اصلا به خوابگاه نيومد
يكم ترسيدم ولی اينو روی ميز تحريرش پيدا كردم
... این
يعنی ممكنه تنها رفته باشه؟
... نکنه اون
! لعنتی
! تاکشی ! وایسا
. فهمیدم
امروز اسم ايبا رو توی ليست نمينويسم
پس چرا نميريد دنبالش؟
الان توی دنيای ويران شده جنگ در شرف اغازه
در ضمن مديرمون هم الان تشريف ندارن
و ما هم سر خود . نمیتونیم تصمیمی بگیریم
ها؟ميخوای بری توی دنيای ويران شده؟
.اره ميخوام برم دنبال مویی
! اين ديوانگيه
ما نمیدونیم که بیرون از هنرکده چه ! اتفاقاتی ممكنه بيفته
.ميدونم اما بايد برم
. مطمئنم مویی به تنهایی رفته برادرش رو برگردونه
تنهایی براش خطرناكه
... خب آره اما
جدی ميخوای بری؟
مگه اون بیرون جنگ نیست ؟
! ممکنه کشته بشی
. با این وجود خيلی نگران مویی هستم
.من و مویی...خيلی شبيه هم ديگه هستيم
.ناديده گرفته شدن خيلی به ادم صدمه ميزنه
... خیلی سخته
. بخاطر همین فرار کردم
. اما مویی داره میجنگه
اون داره سعی میکنه که شخصی که براش ! با ارزش هست رو به هر قيمتی شده برگردونه
.وقتی اون رو ميبينم فكر ميكنم من هم بايد كار اون رو بكنم
... شاید خودخواهانه باشه
. نمیتونم بیخیال مویی بشم
! احمق
...داداش
اين پنگوئنه؟
...داداش پنگوئن
! اين شكليه
شبیه هم نیستن
اگه یکم بیشتر تمرین کنی ! مطمئنم خوب میشه
. ممنون مویی
. منتظرم باش داداشی
. اینجاست
.هوی حداقل يه خداحافظی ميكردی
! ایدا
. منم میام
.نميتونم بزارم تنهایی به همچين جایی بری
. منم میام
! ایسوشیما
. تو كه نميتونی روی ايدا كه هنوز نميتونه جادوش رو كنترل كنه حساب كنی
... و ضمناً ... اون
. نمیتونم آسوده خاطر باشم
... ایسوشیما
! الان وقتشه
! بریم
اين ديگه چيه؟
اینجا واقعاً توکیو هستش ؟
.اصلا شبيه دنيای ما نيست
. اینجا دنیای ویران شده هست
شما ها اینجا چیکار میکنید ؟
شما ها محصلین هنرکده هستید ؟
برای چی اومدید اینجا ؟
.برای پيدا كردن دوستمون
دوستتون ؟
.بله ايبا مویی
...ايبا مویی
. اون به این سپر نيومده
برای خودتون میگم
. زودتر برگردید به هنرکده
چی شد؟
. اینجا جاتون امنه
داخل سپری هستیم که هیچ جادویی . نمیتونه بهش نفوذ کنه
سپر ؟
. من نگهبان این سپر هستم
تمام دروازه هایی که دنیای زنده و نابود شده رو به هم متصل میکنه
. تحت نظر ماست
این چی بودش ؟
! تاکشی ! ببین
اون ادمه
!كار اون بود
. پس اين جنگه
... ایسوشیما
. ايدا تو و ايسوشيما برگرديد به هنر كده
! تاکشی
! وایسا تاکشی
! تا اینجا اومدیم و حالا برگردیم
! صبر كنيد
...داداش
. احمق
چطور نفهمیدی که این یه تله بوده ؟
... نه
.نگران نباش بهم دستور دادن زنده ببرمت
.پس تسليم شو
! اون كسی كه با من مياد تویی دادشی
. مسخرست
. تسلیم نمیشم
تصمیم گرفت تا زمانی که با من برگردی . دنبالت بیام
. چه بد شد
... من یادم نمیاد که برادر تو
! بوده باشم
! برو عقب
اوه ؟
تو منُ برادر خودت صدا میکنی و بعدش به طرفم اسلحه میکشی ؟
... نه من
... داداش لطفا
! من رو به خاطر بيار
....داداش...بس كن
... خواهش میکنم ... بس کن ... داداشی
. پشتکارت تحسین برانگیز هست
... داداشی ....باور کن
... این دست کش سفید رو . من توی سالگرد تولدت ... بهت دادم
هر چی دلت میخواد بگو . من تسوگاناشی از تریلر ها هستم
. حرفاتو برای خودت نگه دار
...داداشی
! مویی
! مویی
با مویی چیکار کردی ؟
. به شما ها ربطی نداره
حرف بزن!بگو باهاش چی كار كردی؟
! تاکشی
! خیر سرت برادر بزرگترشی با خواهرت چيكار كردی؟
دوباره این موضوع ؟
میشه تمومش کنی ؟
ازاد شو
جادوی بخار برف
! تاکشی
! لعنتی
. با اين كارت بهت رحم نميكنم
!كريستال يخی
! ناناسه
! ایدا کون
! ایدا
اين ديگه چيه؟
! لعنتی
! ایدا
! الان میارمت بیرون
! لعنتی ! نمیشکنه
! ناناسه
.با من كاری نداشته باش ايدا رو نجات بده
. منم خوبم
... ایدا
! نمیتونم تورو اینجوری بزارم بمونی
! احمق
مگه بهت نميگم برو نميفهمی؟
... اما
... ایدا
! شرمنده ! زود برمیگردم
. بهت خيلی بدهكارم
No comments yet. Be the first to leave one.